fa
Feedback
دیالکتیک روشنگری

دیالکتیک روشنگری

رفتن به کانال در Telegram

فضایی برای تبادل مطالب در حوزه اندیشه و فرهنگ

نمایش بیشتر
837
مشترکین
+124 ساعت
+107 روز
+530 روز
آرشیو پست ها
‏اگر زمان، منتظر ما می‌ایستاد تا به بلوغ برسیم، قطعا زندگی‌مان را با نقص‌های کمتری تجربه می‌کردیم.. نمی‌دانم زندگی بدون واژه‌
‏اگر زمان، منتظر ما می‌ایستاد تا به بلوغ برسیم، قطعا زندگی‌مان را با نقص‌های کمتری تجربه می‌کردیم.. نمی‌دانم زندگی بدون واژه‌ی افسوس چه شکلی خواهد بود! شیرین‌تر است یا مزه‌ی یکنواختی دارد؟ ▪️بهومیل هرابال 📕تنهایی پر هیاهو @ELDialectico

من منظوری نداشتم..‌ آدم ها هیچ وقت منظوری ندارند...! فقط اون زبون های درازشون رو به کار میندازن، سرشونو پدرانه تکون میدن آدم
من منظوری نداشتم..‌ آدم ها هیچ وقت منظوری ندارند...! فقط اون زبون های درازشون رو به کار میندازن، سرشونو پدرانه تکون میدن آدم رو نصیحت می کنن... آدم رو زجر میدن... هیچ منظوری هم ندارن... 🎥روانی(1960) 🎬کارگردان : آلفرد هیچکاک @ELDialectico

و من تو را دوست می‌ دارم ... و من تنفس تو را، مگو های راز آلود تو را، دوست میدارم؛ تو... از همان تكلم نخست، مرا از مزامیر اند
و من تو را دوست می‌ دارم ... و من تنفس تو را، مگو های راز آلود تو را، دوست میدارم؛ تو... از همان تكلم نخست، مرا از مزامیر اندام خویش آفریده‌ ای 🔹سید علی صالحی @ELDialectico

ﻣﻦ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﺴﺘﻢ ﻧﻮﻣﯿﺪﯼ ﻫﺴﺖ، ﺍﻣﺎ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﺴﺘﻢ ﯾﻌﻨﯽ ﭼﻪ. ﻣﻦ ﻫﻢ ﻣﺜﻞ ﻫﻤﻪ ﺧﯿﺎﻝ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻡ ﮐﻪ ﻧﻮﻣﯿﺪﯼ ﺑﯿﻤﺎﺭﯼ ﺭﻭﺡ ﺍﺳﺖ. ﺍﻣﺎ ﻧﻪ، ﺑﺪﻥ ﺯﺟﺮ ﻣﯽ ﮐﺸﺪ.
ﻣﻦ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﺴﺘﻢ ﻧﻮﻣﯿﺪﯼ ﻫﺴﺖ، ﺍﻣﺎ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﺴﺘﻢ ﯾﻌﻨﯽ ﭼﻪ. ﻣﻦ ﻫﻢ ﻣﺜﻞ ﻫﻤﻪ ﺧﯿﺎﻝ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻡ ﮐﻪ ﻧﻮﻣﯿﺪﯼ ﺑﯿﻤﺎﺭﯼ ﺭﻭﺡ ﺍﺳﺖ. ﺍﻣﺎ ﻧﻪ، ﺑﺪﻥ ﺯﺟﺮ ﻣﯽ ﮐﺸﺪ. ﭘﻮﺳﺖ ﺗﻨﻢ ﺩﺭﺩ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ، ﺳﯿﻨﻪ ﺍﻡ، ﺩﺳﺖ ﻭ ﭘﺎﯾﻢ. ﺳﺮﻡ ﺧﺎﻟﯽ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺩﻟﻢ ﺑﻪ ﻫﻢ ﻣﯽ ﺧﻮﺭﺩ ﻭ ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﺑﺪﺗﺮ ﺍﯾﻦ ﻃﻌﻤﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺫﻫﻨﻢ ﺍﺳﺖ. ﻧﻪ ﺧﻮﻥ ﺍﺳﺖ، ﻧﻪ ﻣﺮﮒ، ﻧﻪ ﺗﺐ، ﺍﻣﺎ ﻫﻤﻪ ﯼ ﺍﯾﻨﻬﺎ ﺑﺎ ﻫﻢ. ﮐﺎﻓﯽ ﺍﺳﺖ ﺯﺑﺎﻧﻢ ﺭﺍ ﺗﮑﺎﻥ ﺑﺪﻫﻢ ﺗﺎ ﺩﻧﯿﺎ ﺳﯿﺎﻩ ﺑﺸﻮﺩ ﻭ ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﻣﻮﺟﻮﺩﺍﺕ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻧﻔﺮﺕ ﮐﻨﻢ. ﭼﻪ ﺳﺨﺖ ﺍﺳﺖ، ﭼﻪ ﺗﻠﺦ ﺍﺳﺖ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﻮﺩﻥ … 📕کالیگولا ▪️آلبر کامو ▪️ابوالحسن نجفی @ELDialectico

وقتی با گذشت زمان معلوم شد چه جناياتی توسط حكومت انجام گرفته، كسانی كه مورد اتهام قرار می گرفتند پاسخ می دادند: ما نمی دانستي
وقتی با گذشت زمان معلوم شد چه جناياتی توسط حكومت انجام گرفته، كسانی كه مورد اتهام قرار می گرفتند پاسخ می دادند: ما نمی دانستيم. ما گول خورديم. ما اعتقاد داشتيم. ما باطنأ بی گناهيم. بعد اين سوال مطرح می ‌شد كه آيا حقيقت داشت كه نمی دانستند يا تظاهر به بی خبری می كردند. توما با خود می ‌گفت اين كه می دانستند يا نمی دانستند مسئله اساسی نيست. بلكه بايد پرسيد اگر بی خبر باشيم بی گناه هستيم؟ آيا آدم ابلهی كه بر اريكه‌ی قدرت تكيه زده است تنها به عذر جهالت از هر مسئوليتی مبراست؟ 📕بار هستی ▪️میلان کوندرا @ELDialectico

اگر خاطره هوایی تازه را به مشاممان می رساند، تازگی اش از آنجاست که پیشتر یک بار دیگر نیز حس شده است، هوایی ست زلال تر از آنی
اگر خاطره هوایی تازه را به مشاممان می رساند، تازگی اش از آنجاست که پیشتر یک بار دیگر نیز حس شده است، هوایی ست زلال تر از آنی که شاعران بیهوده کوشیده اند آن را در بهشت سراغ کنند. به گفته ی پروست این هوای تازه تنها از آن رو ما را دستخوش حس ژرفی از تازگی می کند که پیشتر آن را حس کرده بودیم زیرا «بهشت های واقعی آنهایی اند که از دست داده ایم.» 📕در جستجوی زمان از دست رفته ▪️مارسل پروست @ELDialectico

🔸فردی که واپس‌گرا نیست و تنها به آینده می‌نگرد و تمامیِ هم و غمش عروج انسان است، نه فقط به صورت یک وظیفه‌ی محول بل‌که به‌طور
🔸فردی که واپس‌گرا نیست و تنها به آینده می‌نگرد و تمامیِ هم و غمش عروج انسان است، نه فقط به صورت یک وظیفه‌ی محول بل‌که به‌طور کاملاً طبیعی در برابر جز به جزءِ عناصر میراث گذشته واکنش نشان می‌دهد.¹ آدم‌ها در نقاشی سنتی ایرانی همه یک شکل‌اند، با چهره‌ها و اندام‌های یکسانِ قالبی و این نوع نگرش نقاش تأثیرگرفته از فضای استبدادی‌ است که در آن آدم‌ها هویت منفرد ندارند و رمه‌وار به حساب می‌آیند. 📕گفت‌وشنود فرج سرکوهی با احمد شاملو | آدینه، شماره ۷۲، مرداد ۱۳۷۱ | ۲. آینه‌ی بامداد، جواد مجابی، فصل سبز ۱۳۸۰ @ELDialectico

«ما انسان‌هايى هستيم ‏كه اشك‌هايمان را پنهان مى‌كنيم ما حتى خنده‌هايمان را هم پنهان مى‌كنيم ما آن اسب‌هاى مسابقه هستيم ‏كه پس
«ما انسان‌هايى هستيم ‏كه اشك‌هايمان را پنهان مى‌كنيم ما حتى خنده‌هايمان را هم پنهان مى‌كنيم ما آن اسب‌هاى مسابقه هستيم ‏كه پس از شكست ‏باز هم از دويدن دست نمى‌كشيم.... ▪️جمال ثریا ▪️مترجم:سیامک تقی‌زاده @ELDialectico

غریبگی نکن نکن غریبگی پسرم! این‌جا خاور میانه است و هر کجای خاک را بکنی دوستی، عزیزی، برادری بیرون میزند. ▪️گروس عبدالملکیان
غریبگی نکن نکن غریبگی پسرم! این‌جا خاور میانه است و هر کجای خاک را بکنی دوستی، عزیزی، برادری بیرون میزند. ▪️گروس عبدالملکیان @ELDialectico

بسياري از مسائل اجتماعي، پديده هايي جديد نبوده و از پيشينه مطالعات و تاريخ زيادي برخوردار هستند اما آنچه ميتواند اين مسائل را
بسياري از مسائل اجتماعي، پديده هايي جديد نبوده و از پيشينه مطالعات و تاريخ زيادي برخوردار هستند اما آنچه ميتواند اين مسائل را به عنوان مقوله اي جديد مطرح كنـد تغييـرماهيت و زمينه هاي بروز اين مسائل است. چند دهه قبل ، آبادان یکی‌ از شهرهای مدرن خاورمیانه بود و امکاناتی داشت که در هیچ جای ایران وجود نداشت. از این روی ، آبادانی ها وقتی برای بقیه مردم در شهرهای دیگرامکانات شان را تعریف می‌کردند، دیگران تصور می‌کردند آنها مردمی لاف زن و خودستا هستند و این رفتار بعد به شکلی رادیکال و غیر واقعی در جامعه مسری شد. 📕جامعه شناسی تفاخر(ذات انگاری و سنخ شناسی فرهنگی) ▪️محسن سلیمانی فاخر @ELDialectico

اینجا درست در میانِ تشویشِ همین اتاق در تنگاتنگ کتاب‌های غبار گرفته و چهره‌های فرتوت بر بوم، در پستوی «آری» و «خیرِ» هزاران س
اینجا درست در میانِ تشویشِ همین اتاق در تنگاتنگ کتاب‌های غبار گرفته و چهره‌های فرتوت بر بوم، در پستوی «آری» و «خیرِ» هزاران سایه، نواری از نور کشیده شده است، می‌بینی؟ همین‌جا همین‌جا بود که آن شب تو عریان ایستاده بودی ▪️یانیس ریتسوس @ELDialectico

مردم همیشه فریاد می‌زنند که می‌خواهند آینده‌ای بهتر بسازند، این حقیقت ندارد. «آینده» خلائی است بی‌عاطفه نسبت به همه، «گذشته»
مردم همیشه فریاد می‌زنند که می‌خواهند آینده‌ای بهتر بسازند، این حقیقت ندارد. «آینده» خلائی است بی‌عاطفه نسبت به همه، «گذشته» سرشار از زندگی است. دوست دارد آزارمان بدهد و به ستوه‌مان بیاورد. تحریک‌مان می‌کند، به ما ناسزا می‌دهد، وسوسه‌مان می‌کند که ویرانش کنیم یا دوباره آن‌را رنگ بزنیم. مردم فقط به این دلیل است که می‌خواهند ارباب آینده بشوند، که گذشته‌شان را تغییر بدهند. آن‌ها برای دسترسی به لابراتوارهایی که در آن عکس‌ها دستکاری می‌شوند و زندگینامه‌ها و تاریخ‌ها بازنویسی می‌شوند، می‌جنگند. 📕کتاب ِخنده و فراموشی ▪️میلان کوندرا ▪️ترجمه : فروغ پور یاوری @ELDialectico

اين كه بدانى در راه درستى هستى يک چيز است، و اين كه فكر كنى راه درست فقط همين است يک چيز ديگر... ما هرگز نمى‌توانيم درباره‌ى
اين كه بدانى در راه درستى هستى يک چيز است، و اين كه فكر كنى راه درست فقط همين است يک چيز ديگر... ما هرگز نمى‌توانيم درباره‌ى "زندگى ديگران" قضاوت كنيم، هركس رنج‌ها و چشم پوشى‌هاى خودش را دارد! 📕 كنار رود پيدرا نشستم و گريستم ▪️پائولو کوئیلو @ELDialectico

«هرمنویتیک در سده‌ی بیستم عمدتاً کارِ هایدگر و گادامر بوده است. اما این دو نه خود واردِ گفت‌وگو شدند و نه کسی آن‌ها را به‌درس
«هرمنویتیک در سده‌ی بیستم عمدتاً کارِ هایدگر و گادامر بوده است. اما این دو نه خود واردِ گفت‌وگو شدند و نه کسی آن‌ها را به‌درستی به گفت‌وگو واداشت. وضعیتِ مجموعه‌ی آثار، که در خصوصِ هایدگر بسیار پیشرفت کرده و در موردِ گادامر تقریباً به پایان رسیده است، این رویارویی را نه‌تنها ممکن بلکه حتی لازم می‌سازد: زیرا رابطه‌ی پیچیده و چندلایه‌ی گادامر با آموزگارش در اثرِ اصلی‌اش حقیقت و روش (۱۹۶۰) احتمالاً به دلیلِ ملاحظاتِ شخصی کم‌تر بسط پیدا کرد و در نتیجه به‌دشواری قابلِ تعیین است. آیا این اثر ادامه‌ی کارِ هایدگر با ابزارهایی دیگر بود یا طرحی در مقابلِ طرحِ هایدگر؟ ویراستِ اخیرِ مجموعه آثارِ گادامر که از سالِ ۲۰۰۰ مجالی فراهم می‌کند که گویی برای نخستین‌بار حقیقت و روش را به‌منزله‌ی پاسخِ منسجمی به هایدگر تلقی کنیم که بر موضوعاتِ کاملاً جدیدی تأکید می‌ورزد.» 📕از هایدگر تا گادامر ▪️ژان‌گروندن @ELDialectico

📕معرفی کتاب ▪️ تغییرات، چالش‌ها و آینده خانواده ایرانی ▪️تقی آزاد ارمکی 🔻موضوع اصلی این کتاب، تحلیل روند دگرگونی ساخت و کار
📕معرفی کتاب ▪️ تغییرات، چالش‌ها و آینده خانواده ایرانی ▪️تقی آزاد ارمکی 🔻موضوع اصلی این کتاب، تحلیل روند دگرگونی ساخت و کارکرد خانواده‌های شهرنشین است. در کتاب حاضر، تلاش شده تا بر بستر مدرنیته، دگرگونی خانواده‌های شهری با نگاهی میان رشته‌ای و با سویه غالب انسان شناختی بررسی شده و موضوع رسانه‌ای شدن خانواده و بازنمایی تمامی ‌ابعاد آن در رسانه‌ها شرح داده شود. نگارنده، در این راستا ریشه‌های تاریخی و بستر اجتماعی و معرفتی تبدیل و تحول خانواده را بررسی کرده و چند دگرگونی قابل ملاحظه و ملموس در انگاره‌های جنسیتی و کردارهای خانواده محور را تبیین و تغییر در ابعاد گوناگون خانواده و شکل‌های در حال ظهور خانواده را تحلیل کرده است. شناخت علمی از وضعیت خانواده ایرانی؛ تغییرات، چالش‌ها و آینده آن، شرایط بهبود زندگی خانوادگی را فراهم ساخته و زمینه مداخله‌گری نادرست دولت و گروه‌ها و نهادهای اجتماعی در خانواده را از بین می‌برد. @ELDialectico

همرنگ جماعت نشدن به ناتوانی اقتصادی و ضعف معنوی ترجمه می‌شود. بدین ترتیب، برای این که صنعت فرهنگ درست عمل کند، نیازی نیست مرد
همرنگ جماعت نشدن به ناتوانی اقتصادی و ضعف معنوی ترجمه می‌شود. بدین ترتیب، برای این که صنعت فرهنگ درست عمل کند، نیازی نیست مردم حقیقتا دروغ‌ها و گزافه گویی هایش را بپذیرند؛ همین کافی است که به جای محرومیت اجتماعی، سرگرم شدن را ترجیح دهند. همانطور که آدورنو بعدها می‌گوید، اگر صنعت فرهنگ تضمین دهد که اوقات خوشی را برای مصرف کنندگان فرهنگی، حتی اگر زود گذر باشد رقم بزند، آنان فریبی را که به هر حال بر آن‌ها آشکار است دوست خواهند داشت. به این معنا، صنعت فرهنگ مصرف کنندگان خود را تولید می‌کند. این صنعت انسان‌ها را به صورتی قالب ریزی می‌کند که به شکلی بی‌وقفه در هر محصولی بازتولید شوند. آدورنو و هورکهایمر 📕فیلسوفان سینما ▪️مهرداد پارسا، ص53. @ELDialectico

از نظر من پیاده‌ روی در تنهایی به خصوص در طبیعت وحشی، اما نه انحصارا در آن، هم ضرورت است، هم لذت. تنهایی پیاده‌روی کردن تصویر
از نظر من پیاده‌ روی در تنهایی به خصوص در طبیعت وحشی، اما نه انحصارا در آن، هم ضرورت است، هم لذت. تنهایی پیاده‌روی کردن تصویری عمیق از استقلال و انسجام شخصیتی است. پیاده‌روی در تنهایی راهی خوب برای کاوش تنهایی است؛ موقع پیاده‌روی حس خوبی نسبت به خود و ظرفیت‌تان برای تنها بودن خواهید داشت ... شواهد داستانی و زندگی‌نامه‌ای زیادی در دست است که نشان می‌دهد تنها انجام دادن کارها تجربه‌ی حسی و عاطفی ناشی از آن‌ها را شدت می‌بخشد؛ سهیم کردن دیگران در تجربه، واکنش‌های عاطفی را بلافاصله می پراکند، انگار که تقسیم تجربه، شیره‌ی درونی آن را می‌کشد. من بسیار تنها پیاده‌روی می کنم و تجربه‌ی شخصی‌ام این است که با پیاده‌روی‌های جمعی -حتی کوتاه- بسیار متفاوت است. وقتی تنهایی پیاده‌روی می‌کنم بیشتر می‌بینم و متوجه همه چیز هستم و محیط و واکنش جسمانی‌ام به آن را به شکلی شفاف‌تر و مستقیم‌تر تجربه می کنم ... 📕چگونه از تنهایی لذت ببریم ▪️سارا میتلند @ELDialectico

خدا خودش هم خوشگذرانى مى كند،آدم مى كشد، مرتكب بى عدالتى مى شود، عشق بازى مى كند، كار مى كند، چيزهاى ممنوع را دوست مى دارد، د
خدا خودش هم خوشگذرانى مى كند،آدم مى كشد، مرتكب بى عدالتى مى شود، عشق بازى مى كند، كار مى كند، چيزهاى ممنوع را دوست مى دارد، درست مثل من. از هرچى خوشش بياد مى خورد،هر زنى را كه بخواهد مى گيرد، مثلا تو زنى را می‌بينى كه به زيبايى آب خنك و زلال روان است، دلت به ديدن او چون گل مى شكفند، ولى ناگهان زمين دهان باز مى كند و آن زن را در كام خود مى كشد. به كجا مى رود؟ چه كسى او را مى برد؟ اگر زن خوب و نجيبى بوده باشد مى گويند خدا او را برده و اگر زن بدكاره اى بوده باشد مى گويند شيطان او را ربوده است، ولى من، ارباب قبلا به تو گفته بودم و باز تكرار مى كنم كه خدا و شيطان يكى هستند! 📕زورباى يونانى ▪️نيكوس كازانتزاكيس ▪️ترجمه : محمد قاضی @ELDialectico

اگر نمی‌توانیم درست مثل «آدم» زندگی کنیم، پس حداقل بیائید تمام نیرویمان را به کار گیریم تا مثل یک «حیوان» زندگی نکنیم! ▪️ژوزه
اگر نمی‌توانیم درست مثل «آدم» زندگی کنیم، پس حداقل بیائید تمام نیرویمان را به کار گیریم تا مثل یک «حیوان» زندگی نکنیم! ▪️ژوزه ساراماگو 📕کوری @ELDialectico

خنده‌هایمان تلخ بود. ما از آن برای نقب زدن به دردهایمان سود می‌جستیم. خوب می‌دانستیم چگونه یکدیگر را بیازاریم و از درد و رنج
خنده‌هایمان تلخ بود. ما از آن برای نقب زدن به دردهایمان سود می‌جستیم. خوب می‌دانستیم چگونه یکدیگر را بیازاریم و از درد و رنج هم لذت ببریم؛ از احساس خرد شدن یکدیگر در لوای عشقی خشن، و این‌که چقدر بی‌طاقت هستیم هر ناسزا مانند دانه‌های تسبیح به ناسزای دیگر می‌انجامید تا آنکه قربانی دم فرومی‌بست. 📕سرزمین گوجه های سبز ▪️هرتا مولر @ELDialectico