fa
Feedback

فریب کلاهبرداران را نخورید! تل‌متریو این کانال‌ها را شناسایی و برچسب‌گذاری می‌کند 👉 برای مشاهده برچسب، اشتراک تهیه کنید

دیالکتیک روشنگری

دیالکتیک روشنگری

رفتن به کانال در Telegram

فضایی برای تبادل مطالب در حوزه اندیشه و فرهنگ

نمایش بیشتر
853
مشترکین
+124 ساعت
+27 روز
+330 روز
آرشیو پست ها
شیوه دیگر هوشمندی و دفاع از خویشتن آن است که تا حد ممکن کم‌تر واکنش نشان دهیم و از موقعیت‌ها و شرایطی بگریزیم که محکوم به آن‌
شیوه دیگر هوشمندی و دفاع از خویشتن آن است که تا حد ممکن کم‌تر واکنش نشان دهیم و از موقعیت‌ها و شرایطی بگریزیم که محکوم به آن‌ها هستیم این است انسان فریدریش نیچه @ELDialectico

🎥 بهرام بیضایی امروز ۸۰ ساله شد| مروری برنزدیک به نیم قرن کارنامهٔ نمایشی و سینمایی او. @ELDialectico

دشمن تو این سپاه نیست پادشاه. دشمن را تو خود پرورده‌ای. دشمن تو پریشانی مردمان است؛ ورنه از یک مشت ایشان چه می‌آمد؟ بهرام بیضایی مرگ یزدگرد @ELDialectico

ما اعتراف می‌کنیم که از ما بازیگران بهتری هستند؛با چشم بندی و معجزه با اشک و آه و سوز،با مژده و فریب،با تفنگ‌های واقعی بسیار! آنان بنام شما_بنام نامی مردم_آراء شما را غربال می‌کنند،شما تحسینشان می‌کنید و مرعوبشان هستید،سنگ آسیای آنان از خون شما می‌گردد. و نمایشنامه‌شان را بارها خوانده‌اید؛ با نام جعلی تاریخ! خاطرات هنرپیشه‌ی نقش دوم بهرام بیضایی @ELDialectico

شرزین :با شما از زخمی سخن می گوییم برآمده از نیزه های نادانی و ما همه قربانی آنیم . کسی دوستدار حقیقت نیست و همه دوستدار مصلح
شرزین :با شما از زخمی سخن می گوییم برآمده از نیزه های نادانی و ما همه قربانی آنیم . کسی دوستدار حقیقت نیست و همه دوستدار مصلحت اند... طومار شیخ شرزین بهرام بیضایی @ELDialectico

مگر حکمت خاموشی را درنیافته‌ای مرد؟ خداوند ترا به دنیا می‌آورد ولی خاموشی است که زنده نگه می‌دارد. طومار شیخ شرزین بهرام بیضایی @ELDialectico

موش‌ها به کار جویدن کتاب مشغولند. اندیشه‌ها را می‌جوند و خود را فربه می‌کنند ولی نه با اندیشه. طومار شیخ شرزین بهرام بیضایی @ELDialectico

شرزین : … رعیت صفر است . سلطان و سالاران برترین شماره اند سلطان نه است و وزیران و چاکران و سالاران و دیوانیان هشت و هفت و شش و پنج و چهار و سه و دو و یک و رعیت صفر است . با این همه بهایی هر سلطان به رعیت است و هیچ عدد بی صفر بزرگ نشود چنان که هزار بی صفر هاش بیش از یک نیست بدان که رعیت هیچ می نماید و بیش از همه است… طومار شیخ شرزین بهرام بیضایی @ELDialectico

🔅این‌که ما گوشه‌ای گُزیده باشیم و اصطلاحاً مترقّی‌ترین متن‌های دنیا را بخوانیم معنی‌اش این نیست که همه‌ی مردمِ ما هم در دنج‌های خود همان را می‌خوانند... اگر ما می‌خواهیم کاری برای خودمان و این مردم کرده باشیم راهی نداریم جز این‌که ببینیم آن‌ها در دنجِ خود به چه می‌اندیشند. من ایمان دارم که ما مردمِ خود را نمی‌شناسیم و این مشکلِ بزرگِ روشنفکریِ ماست. 🔅امّا مشکلِ بزرگ‌تر این است که مردمِ ما هم خود را و هم یک‌دیگر را نمی‌شناسند و میان‌شان گفت‌وگو وجود ندارد. تصویرْ نافذترین راهِ شناساییِ یک‌دیگر است؛ آن هم در کشوری که نود درصدِ مردمِ آن مار را فقط از روی تصویرِ آن می‌شناسند و نه نوشته‌اش. من تصوّر می‌کنم ساخت و کنش‌های جامعه‌ی ما نیاز به دوباره‌اندیشی دارد. این جامعه نیاز دارد که باورها، عادت‌ها و رفتارهای خودش را از بیرون ببیند و بشناسد و از نو برای خودش معنا کند و فقط در سایه‌ی این معناشناسی‌ست که حرکتی فهمیده به‌ سوی نوزایی رخ می‌دهد. هیچ چیز به اندازه‌ی تصویر به این معناشناسی کمک نخواهد کرد؛ و برای همین است که تصویر این‌همه زیرِ ضربه است. تصویربردار عاداتی را که ما تا درونِ آن‌ها هستیم نمی‌بینیم از بیرون می‌بیند و چنان ثبت می‌کند که هر کس در هر شرایطی و با هر فاصله‌ای بتواند آن را ببیند و بسنجد و داوری کند؛ اگر نیازمندِ تغییر است تغییرش دهد و اگر ماندنی‌ست نگهش دارد و اگر دورریختنی‌ست دورش بریزد. جامعه‌ای که تصویری از خود ندارد اصلاً هویّت ندارد. و جامعه‌ای که تصویربردار ندارد آینه‌ای در برابر ندارد... تأکید می‌کنم ما ناچار از شناختیم. ناچار از آموختنیم. 🗞 در جست‌وجوی سینمای ایران، گفت‌وگو با بهرام بیضایی، فصل‌نامه‌ی گفتگو، شماره‌ی ۴، تابستانِ ١٣٧٣، صفحه‌های ١٧٣ و ١٧۴ @ELDialectico

پهلوان: اما من دارم چی می‌گم؟ واسه‌ی کی می‌گم؟ مرشد: واسه‌ی من، واسه‌ی ما. پهلوان: کسایی که نگاه می‌کنن ولی نمی‌بینن! مرشد: این منو یاد دردی می‌ندازه که عمر منه. تو اون سال قحطی از پیرزنی شنیدم که گفت: یه زخم بزرگ فقط مرد رو خورد می‌کنه؛ اما اونچه می‌کُشه، زخم‌های کوچیکه! نمایشنامه‌ی عروسک‌ها بهرام بیضایی @ELDialectico

۵دی ماه تولد ۸۰ سالگی یگانه استاد تئاتر و سینمای ایران بهرام بیضایی @ELDialectico
۵دی ماه تولد ۸۰ سالگی یگانه استاد تئاتر و سینمای ایران بهرام بیضایی @ELDialectico

‌ سونیا:عشق یعنی دردسر و رنج , برای اینکه کمتر رنج بکشی باید عاشق نشی . ولی اون وقت از اینکه بی عشقی عذاب میکشی بنابراین عشق باعث رنج و عذابه نداشتنشم باعث رنج و عذابه یعنی هر دو تاش باعث رنجه و چون عشق باعث شادی میشه , بنابراین میشه گفت خوشحالی باعث رنج و عذابه ولی رنج و عذاب معمولا با غم و اندوه و ناراحتی همراهه بنابراین به این نتیجه میرسیم برای اینکه دچار غم و اندوه بشیم باید عاشق بشیم و از خوشحالی زیاد رنج بکشیم 🎬 عشق و مرگ 1975 👤وودی آلن @ELDialectico

‎نگاهم درنگی کرد بر ستارگان ‎کاش به یاد نمی‌آوردم ‎که هیچ‌گاه از راه نمی‌رسی ‎ راینر ماریا ریکله برگردان: علی عبداللهی تصوير:
‎نگاهم درنگی کرد بر ستارگان ‎کاش به یاد نمی‌آوردم ‎که هیچ‌گاه از راه نمی‌رسی ‎ راینر ماریا ریکله برگردان: علی عبداللهی تصوير: شب پر ستاره ١٨٨٩ اثر ونسان ونگوگ @ELDialectico

کافی است بعضی حقایق را در زمان و مکان خاصی بیان کنید تا به شرم آورترین دروغ ها تبدیل شوند. یعنی ما حقیقت فی النفسه نداریم. تئودور آدورنو  @ELDialectico

تنها این را می‌دانم که هنگامی که در خواب هستم، نه ترسی دارم، و نه امیدی، نه تنشی و نه شکوهی هیچ - و خدایش بیامرزد آن مردی که خواب را اختراع کرد! خواب همانند شنلی بر روی تمامی افکار بشریت است، مانند غذایی برای رفع گرسنگی و آبی برای از بین بردن تشنگی و مانند آتش گرما بخش و شور و شوقی لذت بخش و خواب در نهایت واحد پول جهانی است که می‌‌توان با آن هر آنچه که باید را خرید، ترازی که شبان و شاه را یکسان می‌کند و دیوانه و عاقل را در یک سطح قرار می‌دهد. تا جایی که شنیده‌ام تنها یک چیز بد در رابطه با خواب وجود دارد و آن تشابهش با مرگ است. 👤میگوئل سروانتس 📚 دون کیشوت @ELDialectico

کشکول طبسی میگوید... @ELDialectico
کشکول طبسی میگوید... @ELDialectico

اگرچه بسیاری از اتفاقات زندگی، خارج از حیطهٔ قدرت و خواستِ انسان رقم می‌خورند، اگرچه بسیاری از تلاش‌های انسان نافرجام‌اند، اما در نهایت این خودِ شخص است که تصمیم می‌گیرد چگونه زندگی کند زن در ریگ روان کوبو آبه ترجمه:مهدی غبرائی انتشارات نیلوفر . @ELDialectico

جوانمرگی ادبیات روس! * در قرن نوزدهم، رمان و شعر روسی چون آذرخشی کورکننده، آسمان ادبیات جهان را فروزان کرد و آثاری چنان عزیز و تابناک به انسانیّت هدیه بخشید که بعد ِ گذشت ِ یک تا دو قرن، هنوزاهنوز باورنکردنی است. حیرت‌انگیز آن‌که (جز چند نفر معدود) بهترین نویسندگان روسیه کم‌تر از ۵۰ سال عمر کردند. سایه‌ی مرگی اغلب خشن و غیرمعمول، بر سر نوابغ ادبیات روسیه افتاده که حکایت از خشونت، بی‌رحمی و در عین حال عظمت، مظلومیّت، نبوغ زودرس و جسارت «روح» روسی می‌کند. ۱) بنیان‌گذار ادبیات نوین روس و یکی از بزرگترین شاعران جهان، «الکساندر پوشکین» تنها ۳۸ سال زیست و در یک دوئل ابلهانه بر سر همسرش، جان باخت. ۲) بزرگ‌ترین داستان‌نویس نیمه‌ی نخست قرن نوزدهم جهان، «نیکلای گوگول» در ۴۳ سالگی و در اوج جنون، در حالی که نسخه‌ی دست‌نویس شاهکارش را آتش زده بود، درگذشت. ۳) بزرگ‌ترین داستان‌کوتاه‌نویس و نمایشنامه‌نویس روس و یکی از تاثیرگذارترین نویسندگان جهان، «آنتون چخوف» در ۴۴ سالگی از بیماری سل مرد. ۴) بزرگ‌ترین متقد ادبی قرن نوزدهم روسیه و کاشف «داستایفسکی»، یعنی «ویساریون بلینسکی» در اوج قدرت و افتخار ۳۷ سالگی با بیماری سل نابود شد. دومین منتقد بزرگ روس «دمیتری پیساروف» نیز تنها ۲۸ سال عمر کرد. ۵) سه نفر از معروف‌ترین شاعران روسیه و جهان، در جوانی و میان‌سالی خودکشی کردند: « ولادیمیر مایاکوفسکی» در ۳۰ سالگی، «سرگئی یسنین» در ۲۵ سالگی و «مارینا تسوتایوا» در ۴۹ سالگی. ۶) پنج نفر از بهترین داستان‌نویسان و شاعران قرن بیستم روسیه، در سنین کم‌تر از ۵۰ به دست دولت شوروی تیرباران شدند: «اوسیپ ماندلشتام» در ۴۷ سالگی، «ایزاک بابل» در ۴۶ سالگی، «نیکلای گومیلیوف» در ۳۵ سالگی، «پاول واسیلیف» در ۲۷ سالگی، «بوریس پیلنیاک» در ۴۴ سالگی. ۷) «نیکلای آستروفسکی»، معروف‌ترین رمان‌نویس کمونیست شوروی و صاحب رمان افسانه‌ای «چگونه فولاد آبدیده شد؟» که الهام‌بخش میلیون‌ها کمونیست جوان در همه‌ی دنیا بود و هست، در ۳۲ سالگی و در حالی که نابینا شده‌بود، مرد. ۸) «میخاییل لرمانتوف»، خالق رمان جاودانه‌ی «قهرمان عصر ما» و جانشین خلف «پوشکین»، در سن ۲۷ سالگی در یک دوئل کشته شد. ۹) یکی از پیشتازان ادبیات سوررئال و کافکایی جهان، «لئونید آندره‌ایف» پس از سه بار خودکشی ناموفق، در ۴۸ سالگی دق کرد. یکی دو سال پس از او، بنیان‌گذار شعر سبمولیستی روس، «الکساندر بلوک» نیز در ۴۱ سالگی درگذشت. ۱۰) شاگرد پوشکین و یکی از بنیان‌گذاران نمایشنامه‌نویسی روسی، «الکساندر گریبایدوف»، در حالی که به عنوان سفیر کبیر روسیه، برای گرفتن غرامت جنگی ترکمنچای به ایران آمده‌بود، در سن ۳۴ سالگی، به دست مردم خشمگین تهران (در داخل سفارت روسیه) کشته‌شد (سال ۱۸۲۹). ۱۱) پدر شعر اوکراین و البته یکی از بزرگترین شاعران زبان روسی، «تاراس شفچنکو» تنها ۴۷ سال زیست. @ELDialectico

نمی‌دانم قناری مرده که آواز یا آواز که قناری ‏که آواز به یاد قناری نمی‌اندازدم و این که می‌شنوم نمی‌دانم قناری بیرون از آواز است یا آواز بیرون از قناری ‏اما می‌دانم یعنی می‌بینم که می‌دانم که ما به سرعت سنگ ‏به سمت سنگ شدن می‌رویم ‏⁧منوچهر آتشی ⁩ @ELDialectico

سیب زمینی خورها اثر: ونسان ونگوگ @ELDialectico
سیب زمینی خورها اثر: ونسان ونگوگ @ELDialectico