fa
Feedback
دیالکتیک روشنگری

دیالکتیک روشنگری

رفتن به کانال در Telegram

فضایی برای تبادل مطالب در حوزه اندیشه و فرهنگ

نمایش بیشتر
837
مشترکین
+724 ساعت
+107 روز
+430 روز
آرشیو پست ها
آقای مونتاگ شما تا حالا کتاب خوندین؟ می‌دونین چرا دولت از کتابا می‌ترسه؟ چون با ما حرف می‌زنن‌! عمو می‌گه قبلا جلوی تموم خونه
آقای مونتاگ شما تا حالا کتاب خوندین؟ می‌دونین چرا دولت از کتابا می‌ترسه؟ چون با ما حرف می‌زنن‌! عمو می‌گه قبلا جلوی تموم خونه‌ها ایوون‌ بود مردم گاهی اونجا با هم حرف می‌زدن و گاهی هم فقط فکر می‌کردن عمو می‌گه دولت تموم ایوونا رو برداشت چون دلش نمی‌خواست مردم بشینن و هی حرف بزنن و فکر کنن... کتابا هم همینن! برای دولت خیلی خطرناکه که یه آدم که تو هیچوقت ندیدیش و از تو فاصله داره، بیاد باهات حرف بزنه! اینجوری می‌فهمی که شاید بشه یه جور دیگه هم زندگی کرد... 📕فارنهایت ۴۵۱ ▪️ری بردبری @ELDialectico

اگر ما از حماقت مردم استفاده می‌کنیم، گناه از ما نیست، چشم‌شان کور شود و دنده‌شان نرم، اگر شعور دارند بزنند و پدرمان را در بی
اگر ما از حماقت مردم استفاده می‌کنیم، گناه از ما نیست، چشم‌شان کور شود و دنده‌شان نرم، اگر شعور دارند بزنند و پدرمان را در بیاورند ولی حالا که قلدر پرستند پس فضولی موقوف، بیخود قیافه حق به جانب به خود نگیرند. 📕توپ مرواری ▪️صادق هدایت @ELDialectico

«بحران» در یک جامعه هنگامی ایجاد می گردد که وضعیت سیاسی کهنه اما ناکارآمد موجود، از بین نمی رود و آرایش سیاسی نوین و کارآمدی
«بحران» در یک جامعه هنگامی ایجاد می گردد که وضعیت سیاسی کهنه اما ناکارآمد موجود، از بین نمی رود و آرایش سیاسی نوین و کارآمدی در آن قادر به تشکیل یا اصطلاحاً قادر به "متولد شدن" نیست. در چنین بازه زمانی که دوران فترت یک جامعه‌ بشمار می‌رود، نشانه های فراوانی از ناهنجاری و بیماری های اجتماعی ظاهر می شود که به تدریج آن را بسوی سقوط و فروپاشی سوق می دهند. 📕یادداشتهای زندان ▪️آنتونیو گرامشی @ELDialectico

چیزی که در این مملکت وجود ندارد، شرف، حیثیت، ایمان و حق شناسی است. سودپرستی و طمع ورزی حاکم بر همه چیز است و انگیزه های آنی و
چیزی که در این مملکت وجود ندارد، شرف، حیثیت، ایمان و حق شناسی است. سودپرستی و طمع ورزی حاکم بر همه چیز است و انگیزه های آنی و هوس و نیرنگ و افسون بر این جامعه مستولی است… در ملت ایران نشانه ای از وطن پرستی یا ملیت به جا نمانده، قدرت دین هم که تا امروز جای ملیت را گرفته بود، رو به سستی نهاده، قدرت دولت هم بسیار محدود است و همه مردم نیز خواهان تحولی هستند. در عین حال ایرانیان اشتیاق غریبی پیدا کرده اند که خود را به دولت های اجنبی نزدیک گردانند … با اختلافات عظیمی که میان قدرت ایران و انگلستان است، چه طور می توانم تن به تقاضاهایی دهم که بر قدرت انگلیس بیفزاید و از قدرت ایران بکاهد… کلنل شیل/وزیرمختار انگلیس 📕جامعه شناسی نخبه کشی ▪️علی رضاقلی @ELDialectico

مشکل ما خود ما هستیم که راست نمی گوییم و تا وقتی ما عوض نشویم چیز دیگری هم عوض نخواهد شد.ضمن اینکه ما اصلاً فردگرا هستیم.حتی
مشکل ما خود ما هستیم که راست نمی گوییم و تا وقتی ما عوض نشویم چیز دیگری هم عوض نخواهد شد.ضمن اینکه ما اصلاً فردگرا هستیم.حتی روشنفکران ما هم در مبارزاتشان به این دلیل شکست می خورند که در آخر خط فرد فردشان تجزیه می شوند و این علت های زیادی دارد.یکی از علت هایش این است که بین ما دیالوگ رایج نیست.⁣ 📕 جدال با جهل ▪️بهرام بیضایی @ELDialectico

ممکن است جامعه تصویر ایده آلی از نوعی حکومت برای خود تصویر کند و احتمالا آن را تدوین کند لیکن رفتار قبیله ای خصومت آمیز داشته
ممکن است جامعه تصویر ایده آلی از نوعی حکومت برای خود تصویر کند و احتمالا آن را تدوین کند لیکن رفتار قبیله ای خصومت آمیز داشته باشد، در این صورت تصویرهای تدوین شده پشتوانه اجرایی نخواهد داشت و متحقق نخواهد شد. در نتیجه شرط اصلی تامین عدالت اجتماعی 1 فهم و لمس مفاهیم عدالتخواهی است 2 تلاش عملی و 3 وجود امکانات برای تحقق آن است . صرف تدوین معانی بلند عدالتخواهانه در متون قانونی ، مشکل تامین و تضمین حقوق را در جامعه حل نخواهد کرد 📕جامعه شناسی خودکامگی ▪️علی رضاقلی @ELDialectico

همیشه یکی هست، یا باید باشد، که با در نظر گرفتن جایگاهی بالاتر برای او، خط مشی زندگی را برای «دیگری» تعیین میکند. این نظام سل
همیشه یکی هست، یا باید باشد، که با در نظر گرفتن جایگاهی بالاتر برای او، خط مشی زندگی را برای «دیگری» تعیین میکند. این نظام سلسله‌مراتبی ، ریشه در نوع نگاه انسان ایرانی دارد. پذیرش چنین نظامی، رابطه‌ی بسیار نزدیکی با نحوه‌ی شناخت ما از جهان دارد. گویی نحوه‌ی شناخت ما از جهان وارونه است. ما برای رفع این مشکل به رابطه‌ای صمیمانه و خودمانی با جهان نیاز داریم؛ رابطه‌ای که با نظام سلسله‌مراتبی موجود در جامعه امکان بروز آن وجود ندارد. با وجود این، کار هنرمند این است که در روند معمول زندگی وقفه ایجاد کند. صاحبان قدرت تلاش میکنند مردم را برده‌وار به پیروی از قواعد موجود در جامعه تشویق کنند اما هنرمند (شاعر) کارش را با بر هم زدن این نظم آغاز میکند. هنرمند برهم زننده‌ی نظم حاکم بر جامعه است. هنرمند با هر قاعده ای که در خدمت نظم حاکم باشد سر ستیز دارد. زیراکه نظم موجود در جامعه بیشتر در خدمت منافع قشر خاصی است که در طبقه‌ی حاکم قرار گرفته‌اند و شعر با برهم زدن نظم موجود جهانی تجربه نشده و نو را وعده میدهد... 📕دیگری در شعر معاصر فارسی ▪️احسام سلطانی @ELDialectico

🔶جامعه‌ی ایران به دلیل وجود استبداد در تمام لایه‌های آن، از هر امری که احساس کند کنترلی روی آن ندارد رویگردان است و عمیقاًاز
🔶جامعه‌ی ایران به دلیل وجود استبداد در تمام لایه‌های آن، از هر امری که احساس کند کنترلی روی آن ندارد رویگردان است و عمیقاًاز آن وحشت میکند و برای مقابله با این وحشت، همواره از طریق فاصله‌ای حماسی با جهان ارتباط برقرار کرده است. ترس از نافرجامی و آینده‌ی نامعلوم، انسان ایرانی را به جایی کشانده است که یک جهان سلسله‌مراتبی سرشار از سرکوب را بر یک زندگی پیش‌بینی ناپذیر که از مهمترین خصوصیات هر نوع زندگی انسانی است ترجیح میدهد. به همین دلیل هم مدام تلاش میکند این جهانبینی حماسی را در هر دوره‌ای حفظ کند و با بی‌اعتنایی به تغییر و تحول، همه چیز را تحت مراقبت و اراده‌ی مستبدانه ی خود دربیاورد. 📕دیگری در شعر معاصر فارسی ▪️احسام سلطانی @ELDialectico

📚معرفی کتاب 📕حاکمیت و آزادی ▪️نویسنده: رامین جهانبگلو درس‌ه‍ای‍ی‌ در زم‍ی‍ن‍ه‌ ف‍ل‍س‍ف‍ه‌ س‍ی‍اس‍ی‌ م‍درن‌ 🔹در این کتاب نو
📚معرفی کتاب 📕حاکمیت و آزادی ▪️نویسنده: رامین جهانبگلو درس‌ه‍ای‍ی‌ در زم‍ی‍ن‍ه‌ ف‍ل‍س‍ف‍ه‌ س‍ی‍اس‍ی‌ م‍درن‌ 🔹در این کتاب نویسنده می کوشد تا با پاسخ به پرسش((فلسفه سیاسی مدرن چیست؟)) سیر شکل گیری آن را در تاریخ اندیشه سیاسی غرب مورد برسی قرار دهد. این تلاش فلسفی در قالب درس هایی در باره نظریه های سیاسی اندیشمندانی چون هابز،لاک، اسپینوزا، روسو،کانت،هگل،میل، توکویل،کنستان و مارکس عرضه شده است. این درس ها که بین سالهای 1999تا2001 در دانشگاه تورنتو ارائه شده است. به منزله کوششی است در جهت فهم مبانی فلسفی مدرنیته سیاسی، این روند مدرنیته سیاسی در واقع با گسستی با نظریه الهی- سیاسی به وجود می آید که خود تبدیل به سنت در زمینه اندیشه سیاسی می شود. بدین معنا، سیاست مدرنیته در منشاء مدرنیته سیاسی قرار می گیرد. @ELDialectico

■ برای من لحظه مشخصی برای کشف حقیقت نبوده و هیچ چیز بخصوصی ناگهان الهام بخش من نشده، بلکه فقط مجموعه ای منظم از هزاران مورد ب
■ برای من لحظه مشخصی برای کشف حقیقت نبوده و هیچ چیز بخصوصی ناگهان الهام بخش من نشده، بلکه فقط مجموعه ای منظم از هزاران مورد بی حرمتی، هزاران مورد خرد شدن شخصیت و هزاران مورد لحظه از یاد رفته مرا به خشم می آورد، شورشی می کرد و این خواسته را در من تقویت می کرد که با سیستمی که مردم مرا اسیر خود کرده مبارزه کنم. هیچ روز بخصوصی وجود نداشته که در آن روز گفته باشم از امروز به بعد زندگی خود را وقف آزادی مردم می کنم، بلکه فقط پی بردم که در حال مبارزه هستم و جز این نمی توانم کار دیگری انجام دهم! 📚 راه دشوار آزادی ▪️نلسون ماندلا @ELDialectico

📕معرفی کتاب 📘درآمدی بر فلسفه تاریخ ▪️مایکل استنفورد ▪️مترجم : احمد گلمحمدی ‌ مایکل استنفورد استاد برجسته‌ی تاریخ، در این کت
📕معرفی کتاب 📘درآمدی بر فلسفه تاریخ ▪️مایکل استنفورد ▪️مترجم : احمد گلمحمدی ‌ مایکل استنفورد استاد برجسته‌ی تاریخ، در این کتاب مهم‌ترین مسائل فلسفی تاریخ و علوم اجتماعی را با کمک مثال‌هایی روشنگر و به زبانی بسیار ساده بیان می‌کند. او با همسنجی بنیادها و ویژگی‌های هستی‌شناسانه، شناخت‌شناسانه و روش‌شناسانه‌ی تاریخ، علوم اجتماعی و علوم تجربی می‌کوشد جایگاه متمایز معرفت تاریخی را به‌درستی روشن کرده، به پرسش‌ها و تردیدهای مربوط به اعتبار چنین معرفتی پاسخ‌های مناسب بدهد. بنابراین پس از بحثی کوتاه درباره‌ی چیستی فلسفه‌ی تاریخ و رابطه و نسبت میان تاریخ، فلسفه و علوم اجتماعی به بررسی مسائل و موضوع‌های بسیار مهم و پایداری مانند علت، تبیین، عینیت، حقیقت و معنا می‌پردازد. فصل پایانی کتاب هم دربرگیرنده‌ی بحث جالبی در پاسخ به این پرسش است که آیا تاریخ پایان یافته است؟ @ELDialectico

. بر ارتفاع زخم پرواز داشتم و ارتفاع زخم هر لحظه در مقاومت خونم نام مرا میان فرصت‌های آبی خاموش می‌کرد من با گلوله‌ای در بال
. بر ارتفاع زخم پرواز داشتم و ارتفاع زخم هر لحظه در مقاومت خونم نام مرا میان فرصت‌های آبی خاموش می‌کرد من با گلوله‌ای در بال صیاد را گریخته بودم و قطره‌های خونم از ارتفاع زخم تا آفتاب منتظر تبخیر متن معلق نفسم را بسیار نقطه‌های تعلیق می‌گذاشت وقتی که لاجورد اطرافم بوی عفونت پر داد من با تمام گوشت ویرانم و با تمامی وزنم از لاجورد اطراف بر روی خاک گرم، تن انداختم من از کنار قرمز خود دیدم در گردش بزاق یاران تصویر لاشخوران را که چکمه‌ی فرشته‌ها را بر پای داشتند و درکنار قرمز من پرسه می‌زدند ▪️یدالله رویائی @ELDialectico

دایی‌جان ناپلئون: «ببینم، هیتلر اگه بخواد منو از دست انگلیسا نجات بده، فک می‌کنی چه کار می‌کنه؟» آقاجان: «برای اون مث آب خورد
دایی‌جان ناپلئون: «ببینم، هیتلر اگه بخواد منو از دست انگلیسا نجات بده، فک می‌کنی چه کار می‌کنه؟» آقاجان: «برای اون مث آب خوردنه. فردا شب نه، پس‌فردا شب یه طیارهٔ یونکرز، تو بیابون پشت دروازه‌قزوین، رو زمین می‌شینه. شما رو ورمی‌داره می‌بره. مأمورای هیتلر هزار دفه از این کارا کردن.» دایی‌جان ناپلئون: «خب، بعد منو کجا می‌برن؟» آقاجان: «برلَن! بعد از دو سه ماه، با قشون ظفرنمون آلمان، برمی‌گردین به تهرون.» مش‌قاسم: «آقا پس ما چی؟» دایی‌جان ناپلئون: «نمی‌شه خواهش کنم این قاسم هم با من بیاد با هم بریم برلَن؟» 📕دایی جان ناپلئون ▪️ایرج پزشکزاد ۲۲دی ماه ۱۴۰۰ ،ایرج پزشکزاد، نویسنده،طنزپرداز و مترجم شهیر ادبیات ایران، درگذشت. @ELDialectico

با اين اوضاع و احوال، دیر یا زود جوان‌ها با جامعه همان معامله‌ای را خواهند كرد که پیکاسو با واقعیت کرده است یعنی آن را تکه‌تک
با اين اوضاع و احوال، دیر یا زود جوان‌ها با جامعه همان معامله‌ای را خواهند كرد که پیکاسو با واقعیت کرده است یعنی آن را تکه‌تکه می‌کنند... ▪️رومن گاری 📕سگ سفید @ELDialectico

ما آبدیده و پوست کلفت شدیم، چون با این فکر زیاد کلنجار رفته‌ایم که جریانِ امورِ دنیا خدایی و الهی نیست، بدتر از آن از دید انس
ما آبدیده و پوست کلفت شدیم، چون با این فکر زیاد کلنجار رفته‌ایم که جریانِ امورِ دنیا خدایی و الهی نیست، بدتر از آن از دید انسان، حتی عاقلانه، رحیم و یا منصف هم نیست؛ می‌دانیم دنیای که در آن زندگی می‌کنیم غیر خدایی‌، غیر اخلاقی و غیر انسانی است... ▪️فردریش نیچه 📕حکمت شادان / قطعۀ 347 @ELDialectico

ما خیال می کردیم که راه رسیدن به آن ناکجاآبادمان از هرکوچه ای باشد ، باشد ؛ قصد فقط رسیدن است ، به دست گرفتن قدرت است ، حاکمی
ما خیال می کردیم که راه رسیدن به آن ناکجاآبادمان از هرکوچه ای باشد ، باشد ؛ قصد فقط رسیدن است ، به دست گرفتن قدرت است ، حاکمیت سیاسی است . فکر هم می کردیم این چیزها ، این دورویی ها ، پشت و واروهای هر روزه مان را وقتی به آن جامعه رسیدیم مثل یک جامه قرضی در می آوریم و می اندازیم توی زباله دانی تاریخ . اما حالا می فهمم تاریخ اصلا زباله دانی ندارد . هیچ چیز را نمی شود دورریخت. 📕نیمه تاریک ماه ▪️هوشنگ گلشیری @ELDialectico

ما فاتحان شهرهای رفته بربادیم. با صدایی ناتوانتر زانکه بیرون آید از سینه، راویان قصه‌های رفته از یادیم. کس به چیزی، یا پشیزی،
ما فاتحان شهرهای رفته بربادیم. با صدایی ناتوانتر زانکه بیرون آید از سینه، راویان قصه‌های رفته از یادیم. کس به چیزی، یا پشیزی، برنگیرد سکه‌هامان را. گویی از شاهی‌ست بیگانه. یا ز میری دودمانش منقرض گشته. گاهگه بیدار می‌خواهیم شد زین خواب جادویی، همچو خواب همگنان غار، چشم می‌مالیم و می‌کوییم: آنک، طرفه‌قصر زرنگارِ صبحِ شیرینکار. لیک بی‌مرگ‌ست دقیانوس. وای، وای، افسوس.... ▪️مهدی اخوان ثالث 📕آخر شاهنامه 📷عکس از : محمد صیاد @ELDialectico

راسته كه می‌گن اينجا هركسی يه ستاره داره؟ آره، اينجا چيزايی رو كه به هيچ‌كس نمی‌تونه تعلق داشته باشه، عادلانه تقسيم می‌كنن...
راسته كه می‌گن اينجا هركسی يه ستاره داره؟ آره، اينجا چيزايی رو كه به هيچ‌كس نمی‌تونه تعلق داشته باشه، عادلانه تقسيم می‌كنن... ▪️بهمن فرسی 📕گلدان @ELDialectico

سر از كارِ خدايِ مهربونتون در نميارم آقاي كشيش! نمايشنامه نويسيش تعريفي نداره. نمايشنامه شروع ميشه، بدونِ اينكه متوجه باشيم.
سر از كارِ خدايِ مهربونتون در نميارم آقاي كشيش! نمايشنامه نويسيش تعريفي نداره. نمايشنامه شروع ميشه، بدونِ اينكه متوجه باشيم. به پايان ميرسه و باز هم متوجه نميشيم. بينِ اين دو چيه؟! تكاپو و پريشاني! مبهمه. موقعيتي در كار نيست، هدفي نداره، معني نداره. فقط اتفاقاتِ غيرمنتظره. بعضي شخصيت ها خوب از آب در ميان ولي خودِ نمايشنامه چنگي به دل نميزنه! توو تئاتر، اقلّن فقيرها آخر پولدار ميشن، پولدارها آدماي خوبي ميشن، بدجنس ها به سزايِ اعمالشون ميرسن. اينجا توو تئاتر، زندگي رو اصلاح ميكنيم. اما شما چي؟! رياكاره برنده ميشه و بي گناهه سرش رو از دست ميده. آفرينشتون اينو كم داره، ساده دلي رو، خوش باوري رو! من تمامِ زندگيم رو وقفِ چيزهاي ساده لوحانه كردم. ساده دلي، اسمِ ديگه ي عدالت و شفقّته. اينو ميخواستم بهتون بگم آقاي كشيش! هر دويِ ما توهم ميفروشيم، سرمايه مون يكيه، اما من به فكر تماشاچي ها هستم.. 📕فردريك يا تئاتر بولوار ▪️اريك امانوئل اشميت ▪️ترجمه: شهلا حائري @ELDialectico

اگر مرا دوست نداشته باشی دراز می کشم و می میرم مرگ نه سفری بی بازگشت است و نه ناگهان محو شدن مرگ دوست نداشتن توست درست آن موق
اگر مرا دوست نداشته باشی دراز می کشم و می میرم مرگ نه سفری بی بازگشت است و نه ناگهان محو شدن مرگ دوست نداشتن توست درست آن موقع که باید دوست بداری! ▪️رسول یونان @ELDialectico