fa
Feedback

فریب کلاهبرداران را نخورید! تل‌متریو این کانال‌ها را شناسایی و برچسب‌گذاری می‌کند 👉 برای مشاهده برچسب، اشتراک تهیه کنید

دیالکتیک روشنگری

دیالکتیک روشنگری

رفتن به کانال در Telegram

فضایی برای تبادل مطالب در حوزه اندیشه و فرهنگ

نمایش بیشتر
853
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
+230 روز
آرشیو پست ها
Abbas Attar (1944-2018) @ELDialectico
Abbas Attar (1944-2018) @ELDialectico

Abbas Attar (1944-2018) @ELDialectico
Abbas Attar (1944-2018) @ELDialectico

Abbas Attar (1944-2018) @ELDialectico
Abbas Attar (1944-2018) @ELDialectico

Abbas Attar (1944-2018) @ELDialectico
Abbas Attar (1944-2018) @ELDialectico

Abbas Attar (1944-2018) @ELDialectico
Abbas Attar (1944-2018) @ELDialectico

Abbas Attar (1944-2018) @ELDialectico
Abbas Attar (1944-2018) @ELDialectico

​​​​​​​​​​​⚫️ عباس عطار از برجسته‌ترین عکاسان جهان، در ۷۴ سالگی درگذشت. عکاس نابغه. راوی بی‌بدیل انقلاب. بی‌طرف و حرفه‌ای. هن
​​​​​​​​​​​⚫️ عباس عطار از برجسته‌ترین عکاسان جهان، در ۷۴ سالگی درگذشت. عکاس نابغه. راوی بی‌بدیل انقلاب. بی‌طرف و حرفه‌ای. هنگام ثبت وقایع. عضو آژانس عکس مگنوم @ELDialectico

گفتند چگونه می‌گذرانی؟ گفت نه چنانکه خداوند تعالی خواهد و نه چنانکه شیطان خواهد و نه چنانکه خود خواهم. گفتند چگونه؟ گفت از آن که خدای تعالی خواهد عابد باشم و چنان نیستم و شیطان خواهد که کافر باشم و چنان نیستم و خود خواهم که شاد و خوش‌روزی و دارای ثروت کافی باشم و چنان نیز نیستم! ‏عبید زاکانی ‏رساله دلگشا @ELDialectico

شب دکتر داریوش شایگان شنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۵ سالن همایش‌های رایزن، مرکز دایره‌المعارف بزرگ اسلامی @ELDialectico
شب دکتر داریوش شایگان شنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۵ سالن همایش‌های رایزن، مرکز دایره‌المعارف بزرگ اسلامی @ELDialectico

پروانه روی دیوار نام یکی از آثار علی دیواندری نقاش و کارتونیست معاصر ایرانی است که اولین نسخۀ آن در سال ۱۹۸۸ طراحی شد. اجرای دیگری از این اثر در سال ۱۹۹۲ در کاتالوگ جشنوارۀ سیماوی چاپ شد و اجرای نهایی آن با راپید روی مقوا در سال ۱۹۹۹ توسط این هنرمند به اتمام رسید و توانست جایزۀ بزرگ جشنوارۀ بین‌المللی کاریکاتور اکسپو ۲۰۰۰ آلمان را نصیب خود کند. جان دپوند موز (به فرانسوی: John Depond Moïse)، پدر کاریکاتور مدرن فرانسه، در جریان داوری این نمایشگاه به عنوان رئیس جلسۀ هیئت داوران دربارۀ این اثر می‌گوید: هنرمند در این کار، جسم فوق‌العاده سبک پروانه را با دیواری سنگین روبرو می‌کند و همان وزن کم پروانه برای فروپاشی کامل این دیوار آجری کافی است. این اثر به وضوح نشان می‌دهد که بی‌نهایت واکنش زنجیروار در پی خواهد آمد و منجر به حادثه‌ای غیر قابل پیشبینی خواهد شد. این اتفاق به طور خلاصه توسط یک ضرب‌المثل قدیمی که نمونه‌اش، به اعتقاد من، در همۀ زبان‌ها و در همۀ تمدن‌ها یافت می‌شود، به روشنی بیان شده‌است: اثرات کوچک باعث تحولات عظیم خواهد شد نسخۀ اصلی این کارتون توسط انستیتو گوته (به آلمانی: Goethe Institut) خریداری شده و در هانوفر آلمان نگهداری می‌شود. این اثر همچنین جایزۀ ویژۀ بیستمین مسابقۀ بین‌المللی کاریکاتور «نصرالدین هوجا» ترکیه در سال ۲۰۰۰ و جایزۀ سوم اولین جشنوارۀ بین‌المللی کاریکاتور «لنگ مو» چین را در سال ۲۰۰۲ از آن خود کرده است. @ELDialectico

پروانه روی دیوار اثر علی دیواندری @ELDialectico
پروانه روی دیوار اثر علی دیواندری @ELDialectico

مدرنیته سیاسی موریس باربیه ترجمه: عبدالوهاب احمدی @ELDialectico مدرنيته‌ي سياسي، نوشته‌ي موريس باربيه، حاوي بازانديشي دقيقي در مفهوم مدرنيته‌ي سياسي است و مي‌كوشد تا معيار روشني براي ارزيابيِ آن به دست دهد. نويسنده وجود آزادي‌هاي عمومي، تفكيك قوا، رأي‌گيري همگاني و كثرت‌گراييِ سياسي را براي تعريف مدرنيته‌ي سياسي بسنده نمي‌داند. از اين‌رو، نخست مي‌كوشد تا وجه تمايز دولت مدرن ودولت پيش‌مدرن را تعيين كند تا از رهگذر آن به تعريفي از مدرنيته‌ي سياسي دست يابد. باربيه در بخش اول كتاب به فرايندِ تاريخيِ گذار از دولت پيش‌مدرن به دولت مدرن اشاره مي‌كند. در اين ميان، او از دولت‌شهرهاي يوناني، دولت فئودالي و دولت مطلقه به منزله‌ي سه شكل متفاوت دولت پيش‌مدرن ياد مي‌كند و به بررسي ديدگاه‌هاي سقراط، افلاطون، مسيحيت، كالوينيسم، پروتستانيسم، هابز و روسو در مورد رابطه‌ي ميان فرد و جامعه، دولت و جامعه‌ي مدني مي‌پردازد. اين چشم‌انداز تاريخي كه وجه مشخصه‌اش «فقدان مدرنيته‌ي سياسي» است تا پايان سده‌ي هژدهم تداوم مي‌يابد. در بخش دوم كتاب، باربيه به بررسيِ زايش و بالش مدرنيته‌ي سياسي مي‌پردازد كه از انقلاب‌هاي امريكا و فرانسه آغاز مي‌شود. نويسنده در اين بخش به بررسيِ آراي مژده‌گويان مدرنيته (اسپينوزا، لاك، مونتسكيو) مي‌پردازد، از نقد منتقدان آن (توكويل، ماركس) سخن مي‌گويد، و به بررسي موانعي مي‌پردازد كه به‌ويژه در سده‌ي بيستم در راه آن پديدار شد، موانعي كه از جمله در ديدگاه‌ها و كنش سياسي هيتلر و موسوليني متجلي شد. @ELDialectico

معرفی کتاب : مدرنیته سیاسی موریس باربیه @ELDialectico 👇🏻👇🏻👇🏻
معرفی کتاب : مدرنیته سیاسی موریس باربیه @ELDialectico 👇🏻👇🏻👇🏻

از دیدگاه آرنت، توتالیتاریسم با حکومت‌های استبدادی تفاوت دارد. حکومت توتالیتر خودکامه و غیرقانونی نیست بلکه حکومت نوعی از قانون است این حکومت‌ها مدعی‌اند از قانون طبیعت یا تاریخ اطاعت می‌کنند و هرگونه جایگاه برای اراده انسانی را رد می‌کند. این قانون که پایه‌اش در ایدئولوژی است به دنبال آن است که طبیعت انسان‌ها را تغییر دهد، در مقابل نظام‌های استبدادی بی قانون هستند و در انها اراده ای خودسرحکومت می‌کند. حکومت‌های اقتدارگرا آزادی را محدود می‌کند اما توتالیتاریسم به دنبال ابطال آزادی است. نظام توتالیتر طبقاتی و مبتنی بر منافع شخصی نیست از این رو سریع منقرض می‌شوند. دروغگویی در مقیاس عظیم و دشمن تراشی لازمه‌ی جنبش توتالیتر است. در دیگر حکومت‌های خودکامه، فرد باید عمل خصومت آمیزی انجام داده باشد تا دشمن حکومت تلقی گردد اما در حکومت توتالیتر هر فردی که خارج از این چارچوب باشد قطع نظر از عمل و اندیشه‌اش، پیشاپیش منحرف شده است. چرا که گروه‌های غیرخودی خارج از قانون و فاقد حق به شمار می‌آیند. توتالیتر از منظر هانا آرنت وب سایت جهان سوم @ELDialectico

ویژگی‌های توتالیتاریسم ایدئولوژی و قرائت واحد، تبلیغات سنگین و پرهزینه،‌ توسعه‌ی نظام پلیس مخفی، انحصار رسانه‌های گروهی و اخبار کانالیزه‌شده،‌ تقویت همه‌جانبه اراذل و اوباش و سایر وفاداران، بسترسازی برای خشونت اجتماعی، حذف اندیشه و تفکر، ناکجاآبادسازی کاذب، نظریه‌ی دشمن فرضی، اتمیزه کردن جامعه، مخالفت شدید با روابط اصیل انسانی، سازمان‌دهی جامعه به سوی تقویت پیشوا، فقدان پای‌بندی به ارزش‌های اخلاقی، انسانی و دینی، ایجاد فضای ترور، ارعاب، سرکوب، شکنجه، محرومیت منتقدان و معترضان از همه‌ی حقوق و ترویج ابتذال در هنر و فرهنگ از محوری‌ترین ویژگی‌های نظام توتالیتاریسم است. توتالیتر از منظر هانا آرنت وب سایت جهان سوم @ELDialectico

وقتی مدرسه نابرابری را تثبیت می کند فردین علیخواه از بعضی خانواده‌ها سؤال می‌کنم که برای تحصیل فرزندشان چقدر شهریه پرداخت می‌کنند، با شنیدن پاسخ، بی‌اختیار سوت ممتدی می‌زنم! به زمین نگاه می‌کنم و سرم را به چپ و راست تکان می‌دهم. 5، 10، 15 ، 20 میلیون تومان برای یک سال! از کسانی که مبلغ بالاتری پرداخت کرده‌اند می‌پرسم که این پول را در ازای دریافت چه خدماتی پرداخت می‌کنید. می‌گویند: دو زبان خارجی یاد می‌دهند، معلم نقاشی‌شان فلانی است، موسیقی و حرکات موزون یاد می‌دهند، کلاس‌های ورزششان در فلان باشگاه است، از انواع هنرها می‌توانند یکی را انتخاب و فرد شناخته‌شده‌ای در آن هنر به آن‌ها درس بدهد، غذایشان تحت نظر یک متخصص تغذیه است، آن‌ها را به موزه‌ها، گالری‌ها و کتاب‌فروشی‌ها می‌برند، وضعیت پزشکی‌شان مدام چک می‌شود، برنامه‌های مشترک هنری با حضور ما ترتیب می‌دهند، برایشان کلاس قصه‌گویی و شاهنامه‌خوانی برگزار می‌کنند و ... بوردیو؛ جامعه‌شناس فرانسوی چند دهه قبل به نقد جدی نظام آموزشی فرانسه پرداخت. او معتقد بود که کارکرد نظام آموزشی آن است که دانش آموزان را برای زندگی پس از مدرسه یا دانشگاه توانمند کند و به آن‌ها مهارت‌های لازم برای فرهیخته بودن را بیاموزد. منظور او از فرهیختگی، کسب منش‌ها و شیوه‌های درک جهان، و نیز مهارت‌هایی بود که با داشتن آن‌ها افراد احساس نکنند که در مقایسه با سایرین چیزی کم دارند. مثلاً دانش آموزان پس از اتمام دوره تحصیل بتوانند به یک زبان خارجی حرف بزنند، وقتی یک تابلوی نقاشی دیدند بگویند که این تابلو در چه سبکی نقاشی شده است، اگر به یک موسیقی گوش کردند بگویند که این موسیقی در چه سبکی است، نام سازهای موسیقی را به‌درستی بدانند، با مهارت‌های اجتماعی نظیر ایجاد ارتباط اجتماعی و نیز رفتار در موقعیت‌های اجتماعی مختلف نظیر رستوران یا گالری‌های هنری آشنا باشند. درمجموع توانایی رمزگشایی از عرصه اجتماع و هنر را کسب کنند. از نظر او همه دانش آموزان با توان و قابلیت‌های یکسانی وارد نظام مدرسه نمی‌شوند. برخی از آن‌ها از قبل دارای خانواده فرهیخته‌ای هستند و روشن است که اگر در مدرسه چنین چیزهایی به دانش آموزان یاد داده شود توانایی‌ها آنان صرفاً تکمیل خواهد شد چون از زمینه‌های لازم برخوردارند. ولی عده‌ای از دانش آموزان هم هستند که در خانواده اصلاً چنین چیزهایی را نیاموخته‌اند و به تعبیری خانواده فقیری داشته‌اند. وظیفه نظام آموزش‌وپرورش آن است که روی این دانش آموزان بیشتر کار کند. به آنان بیشتر آموزش بدهد تا همپای دانش آموزان دسته اول شوند. امری که برخی آنرا تبعیض مثبت می‌دانند. نظام آموزش‌وپرورش باید وضعیت را عادلانه پیش ببرد تا درنهایت دانش آموزان با توانایی‌های مشابهی دوره تحصیل را به اتمام برسانند. نظر بوردیو آن بود که نظام آموزشی فرانسه چنین نیست. درواقع نابرابری موجود در نظام آموزشی باعث می‌شود تا فقرا، با فرهنگ حاکم بر خانواده‌های فقیر وارد و با همان فرهنگ خارج شوند. خانواده‌هایی که پولدارترند یا به تعبیر بوردیو سرمایه اقتصادی و فرهنگی بیشتری دارند فرزندان خود را به مدارس درجه‌یک می‌فرستند و خانواده‌های کم‌درآمد به مدارس ضعیف تر. نتیجه آنکه وارثان اقتصاد، هنر و سیاست همچنان وارث و مدعی این عرصه می‌مانند و وارثان فقر هم همچنان فقر را به نسل بعد از خود منتقل می‌کنند. نابرابری از طریق مدرسه مدام بازتولید می‌شود. بوردیو این امر را خشونت نمادین می‌داند. یعنی نظام آموزش‌وپرورش به شکل سمبلیک عده‌ای را از گردونه فرهیخته شدن و کسب مهارت‌های اجتماعی لازم برای زندگی امروزی کنار می‌گذارد. آنچه بوردیو چند دهه قبل در خصوص نظام آموزشی کشور فرانسه گفت ظاهراً به شکل زیرپوستی در کشور ما در حال وقوع است. متأسفانه در کشوری که در قانون اساسی‌اش بر آموزش رایگان تأکید شده است روزبه‌روز شاهد طبقاتی شدن امر آموزش هستیم. نکته جالب آنکه در مدارس دولتی هم شاهد طبقاتی شدن هستیم و مسئله فقط مدارس خصوصی/دولتی نیست. برخی از مدارس دولتی هم که در مناطق مرفه نشین شهرها قرار دارند با دریافت مستمر هزینه از والدین تلاش می‌کنند خدمات ویژه‌ای به دانش آموزان ارائه دهند. و دراین‌بین آنچه مشهود است : مدرسه در ایران به‌تدریج تبدیل به سیستم تثبیت نابرابری‌های اجتماعی می‌شود. ژن‌های مرغوب که در خانواده‌هایی با سرمایه فرهنگی و اقتصادی بالا رشد می‌کنند به مدارس مطلوب می‌روند و می‌شوند وارثان اقتصاد و هنر، و ژن‌های نامرغوب که والدین مرغوبی ندارند به مدارس ضعیف می‌روند و می‌شوند وارثان فقر! سخن پایانی: مراقب باشیم. برخی از این مدارس چنین به والدین القاء می کنند که پدر و مادر خوب بودن یعنی کسی که چنین خدمات گران قیمتی را برای فرزندانش فراهم کند. @ELDialectico

عکس برگزیده‌ی ورلدپرس‌فتو ۲۰۱۸ رونالدو اشمیت عکاس خبرگزاری AFP با عکسی که از یک معترض به سیاست‌های نیکولاس مادورا در تظاهراتی
عکس برگزیده‌ی ورلدپرس‌فتو ۲۰۱۸ رونالدو اشمیت عکاس خبرگزاری AFP با عکسی که از یک معترض به سیاست‌های نیکولاس مادورا در تظاهراتی در ونزوئلا گرفته است. @ELDialectico

روشن است که خسته ام زیرا آدمیان در جایی باید خسته شوند از چه خسته ام، نمی دانم دانستنش به هیچ رو به کارم نیاید زیرا خستگی همان است که هست سوزش زخم همان است که هست و آن را با سببش کاری نیست آری خسته ام و به نرمی لبخند می زنم بر خستگی که فقط همین است در تن آرزویی برای خواب در روح تمنایی برای نیندیشیدن فرناندو پسوا @ELDialectico

مردن، حتی اگر در خدمت هدفی شخصی باشد، امری کاملاً خصوصی و شخصی است؛ و این صفحات که بیشتر در خوف و انتظار مرگ نوشته شده‌است از نظر روانشناختی می‌تواند جالب باشد. نویسندگان حرفه ای کمتر امکان داشته‌اند چنین جریانی را شخصاً تجربه کنند. من سعی کرده‌ام تا آنجا که ممکن است این افکار را صریح و مختصر ارائه دهم. معتقدم جنگ‌ها فقط ده درصدشان عملیات جنگی است و باقی، رنجی است که به چشم نمی‌آید… گفت و گو با مرگ آرتور کستلر @ELDialectico

با خود اندیشید: ((چرا این زندگی همیشه چیزی است که خودکفایی ندارد؟ مثل ساعتی می‌ماند که تو ناچاری کوکش کنی، چون که تنها و تنها در زیر عذاب کشش و تنش است که چرخیدنش شدنی است. ما آن پدیدهٔ ناسازیم که آن فرصت کوتاه میان زادن و مرگ را باید که بجنگیم تا به دست بیاوریم. وانگهی نفرین شده‌ایم که بر این مسئله آگاه هم باشیم))» داستان کوتاه «از رنج آگاهی» هارتموت لانگه @ELDialectico