fa
Feedback
دیالکتیک روشنگری

دیالکتیک روشنگری

رفتن به کانال در Telegram

فضایی برای تبادل مطالب در حوزه اندیشه و فرهنگ

نمایش بیشتر
837
مشترکین
+124 ساعت
+107 روز
+530 روز
آرشیو پست ها
▪️استاد محمدرضا شجریان پر کشید. یادش جاودان که چند دهه خسرو آواز و صدای ما ملت ایران بود، هنرفروشی نکرد و زیبا و پربار زیست.
▪️استاد محمدرضا شجریان پر کشید. یادش جاودان که چند دهه خسرو آواز و صدای ما ملت ایران بود، هنرفروشی نکرد و زیبا و پربار زیست. زهی زندگی! مرگ استاد از معدود مواردیه که ناراحتی ما فقط به خاطر خود متوفی نیست؛ که هم خوب زندگی کرد و هم به زیبایی‌های جهان افزود. ما بیشتر به خاطر خودمان ناراحتیم و فقدان کسی که مشابهی ندارد. @ELDialectico

تمام دست تو روز است و چهره‌ات گرما نه سکوت دعوت می‌کند و نه دير است ديگر بايد حضور داشت در روز در خبر در رگ و در مرگ... از عش
تمام دست تو روز است و چهره‌ات گرما نه سکوت دعوت می‌کند و نه دير است ديگر بايد حضور داشت در روز در خبر در رگ و در مرگ... از عشق اگر به زبان آمديم فصلی را بايد برای خود صدا کنيم تصنيف‌ها را بخوانيم که ديگر زخم‌هامان بوی بهار گرفت. بمان: که برگ خانه‌ام را به خواب داده‌ای فندق بهارم را به باد و رنگ چشمانم را به آب. تفنگی که اکنون تفنگ نيست، و گلوله‌ای که در قصه‌ها عتيقه شده است روبه‌روی کبوتران تشنگی پرندگان را دارد. ▪️احمدرضا احمدی @ELDialectico

📗معرفی کتاب 📕حاکمیت و آزادی ▪️نویسنده: رامین جهانبگلو (درس‌ه‍ای‍ی‌ در زم‍ی‍ن‍ه‌ ف‍ل‍س‍ف‍ه‌ س‍ی‍اس‍ی‌ م‍درن)‌ 🔸در این کتاب
📗معرفی کتاب 📕حاکمیت و آزادی ▪️نویسنده: رامین جهانبگلو (درس‌ه‍ای‍ی‌ در زم‍ی‍ن‍ه‌ ف‍ل‍س‍ف‍ه‌ س‍ی‍اس‍ی‌ م‍درن)‌ 🔸در این کتاب نویسنده می کوشد تا با پاسخ به پرسش((فلسفه سیاسی مدرن چیست؟)) سیر شکل گیری آن را در تاریخ اندیشه سیاسی غرب مورد برسی قرار دهد. این تلاش فلسفی در قالب درس هایی در باره نظریه های سیاسی اندیشمندانی چون هابز،لاک، اسپینوزا، روسو،کانت،هگل،میل، توکویل،کنستان و مارکس عرضه شده است. این درس ها که بین سالهای 1999تا2001 در دانشگاه تورنتو ارائه شده است. به منزله کوششی است در جهت فهم مبانی فلسفی مدرنیته سیاسی، این روند مدرنیته سیاسی در واقع با گسستی با نظریه الهی- سیاسی به وجود می آید که خود تبدیل به سنت در زمینه اندیشه سیاسی می شود. بدین معنا، سیاست مدرنیته در منشاء مدرنیته سیاسی قرار می گیرد. @ELDialectico

🔵قایق الواری مدوسا☝🏻☝🏻 . . . نام اثری است از تئودور ژریکو، نقاش و سنگتراش فرانسوی که چند تن از نجات‌یافتگان ناو جنگی مدوسا
🔵قایق الواری مدوسا☝🏻☝🏻 . . . نام اثری است از تئودور ژریکو، نقاش و سنگتراش فرانسوی که چند تن از نجات‌یافتگان ناو جنگی مدوسا را بر روی تخته‌پاره‌ای در میان موج‌های خروشان خلیج آرگوین در سنگال امروزی (کرانه‌های غربی آفریقا) نشان می‌دهد. تئودور که یکی از پیشگامان جنبش رومانتیسیسم در اروپای غربی اواخر سده هجدهم میلادی بود، این رویداد را در ابعاد تقریباً ۵ در ۷ متر پس از موج اعتراضات و حرکت‌های سیاسی پس از غرق شدن کشتی مدوسا در فرانسه به تصویر کشید.خبر این رخداد که توسط همین تعداد از بازماندگان به اروپا و فرانسه رسید، رسوایی بزرگی برای دولت فرانسه به وجود آورد.بسیاری از منتقدان، عدم شایستگی ناخدای کشتی و تاخیر در عملیات نجات از سوی دولت مرکزی را باعث کشته شدن بیش از ۱۴۰ نفر از خدمه می‌دانستند که باگسترش اعتراضات در پاسخ به این رویداد به ظاهر ساده، نقطه عطفی در تاریخ فرانسه و رویگردانی از بهره‌کشی از سیاهان توسط این کشور شکل گرفت. این اثر هم اکنون در موزه لوور در پاریس نگهداری می‌شود. @ELDialectico

🔻🔻قوم‌گرایی، مقدمه‌ی جنگ است! 🔸تنش‌های اجتماعی ذاتی اجتماع هر کشوری و در دوران جدید، موجب بالیدن و بالندگی آن است.در ممالک محروسه‌ی ایران، پیوسته گروه‌ها و نیروهایی وجود داشته‌اند و چنان‌که گفته شد، در واقع، وحدت ایران نیز پیوسته ناشی از کثرت همین گروه‌ها و نیروها بوده است.اگر بخواهیم منطق گفته‌ی هگل درباره‌ی ایران به عنوان وحدت کثرت‌ها را بار دیگر دنبال کنیم، ناچار، باید آن را هگلی نیز بفهمیم، زیرا از دیدگاه فلسفه‌ی هگل، در واقع، باید گفت «وحدتِ وحدت و کثرت‌ها».وحدت کثرت‌ها اگر درست فهمیده نشود، به معنای حلِّ کثرت‌ها در وحدت خواهد بود، یعنی چیرگی وحدت بر کثرت‌ها و فرمانروایی کامل آن بر این‌ها. این چیرگی همان است که نظریه‌پردازانی مانند کارل‌اشمیت از آن به «دولتِ تمام‌عیار» تعبیر کرده‌اند.اگر وحدت در کثرت را به صورت «وحدتِ کثرت‌ها» بفهمیم و توضیح دهیم، به نظریه‌ای خواهیم رسید که همان نظریه‌ی دولت توتالیتر است.در دیالکتیک هگل، معنایِ وحدتِ در کثرتْ حلِّ کثرت‌ها در وحدت نیست، بلکه کثرت‌ها، به‌عنوان یک سوی وحدت، مانند سوی دیگر، که همان خود وحدت است، جزئی در تعارض آن با وحدتی که عام است، نیستند، بلکه خود این کثرت‌ها، برای این‌که بتوانند در وحدتِ بالاترِ وحدتِ کثرت‌ها وارد شوند، باید بتوانند «نعلین جزئی بودن» را از پای خود درآورند و خویشتن را به مرتبه‌ی کلّ ارتقاء دهند.از این‌رو، هگل بیشتر از آن‌که از وحدت در کثرت سخن بگوید مفهوم بسیار پیچیده‌تر «وحدتِ وحدت و کثرت‌ها» را وارد می‌کند، و کثرت‌ها را به عنوان کلّ در وحدتِ کلّ وارد می‌کند.آوردن تفصیل این بحث این‌جا نه ممکن است و نه مطلوب، اما از همین اشاره‌ی گذرا می‌توان یک نتیجه‌ی مهم برای دوران جدید ایران گرفت.در ایران، به عنوان ممالک محروسه، مرکز-عام نباید در تضاد با مردمانِ پیرامون-جزء و فرهنگ‌های محلی-جزء فهمیده شود و اینان نیز نباید خود را به عنوان اموری عام و بنابراین گریز از مرکز تعریف کنند.مردمانِ پیرامون و فرهنگ‌های محلی باید بتوانند، در نسبتی با مرکز، خود را از جزئی به عام ارتقاء دهند، آن‌چه پیرامونی و محلی است، جزئی از کلّ است، این جزءها را باید در درون کلّ و به‌عنوان جزئی از کلّ نگاه داشت.نیروهای گریز از مرکز، که برحسب تعریف جزئی هستند، نیروهای سیاسی اند، نه اجتماعی مکان رابطه‌ی نیروهای سیاسی قلمرو کلّ است. جزئی در صورتی می‌تواند در مناسبات قدرت و رابطه‌ی نیروهای سیاسی وارد شود که خود را به‌عنوان کلّ تعریف کرده و کلّ را به‌عنوان کلّ پذیرفته باشد، زیرا جزئی که جزئی از کل نباشد، جزء نیست، یا کلّ است یا به کلّ شدن گرایش دارد. وارد شدن در مناسبات قدرت نیازمند رعایت قواعد تنش‌های میان نیروهای سیاسی است، چنان‌که تنشی نیز ناظر بر نیل به وحدتی بالاتر نباشد، تنش اجتماعی نیست، بلکه مقدمه‌ی جنگ است 🔺🔺جواد طباطبایی @ELDialectico

📕معرفی کتاب 📗خسوف خرد ▪️ماکس هورکهایمر ▪️ترجمه: محمود اکسیری فرد 🔸خسوف خرد عنوان کتابی دربردارنده سخنرانی‌های «هورکهایمر»
📕معرفی کتاب 📗خسوف خرد ▪️ماکس هورکهایمر ▪️ترجمه: محمود اکسیری فرد 🔸خسوف خرد عنوان کتابی دربردارنده سخنرانی‌های «هورکهایمر» از بنیان‌گذاران نظریه انتقادی، در دانشگاه کلمبیاست. مترجم این اثر، آن را یکی از شیواترین بیانات از مکتب فرانکفورت و انتقادی برشمرد و گفت: این کتاب به دلیل بیان صریح و روشن، منبعی مناسب برای آگاهی از نظریه انتقادی به شمار می‌آید. در سال ۱۹۴۶ و طبیعتا تحت تاثیر مسائل آن زمان (افول آلمان نازی و تفکر فاشیستی) نوشته شده است. هورکهایمر در این کتاب می کوشد به سیر تحولات «خِرد» در بستر تاریخ فلسفه غرب بپردازد. هورکهایمر تفاوت خرد ابژکتیو و خرد سوبژکتیو را خاطرنشان ساخته و بیان می دارد که سیر خردپذیری در جهان حرکت از عقلانیت ابژکتیوی به عقلانیت سوبژکتیوی بوده است. @ELDialectico

نشسته‌ام با شب قمار می‌کنم و هرچه می‌برم تاریک‌تر می‌شوم 📕سه‌گانه‌ی خاورمیانه ▪️گروس عبدالملکیان @ELDialectico
نشسته‌ام با شب قمار می‌کنم و هرچه می‌برم تاریک‌تر می‌شوم 📕سه‌گانه‌ی خاورمیانه ▪️گروس عبدالملکیان @ELDialectico

اخلاق اجتماعی در حالت مثبت، امکان زیستن در جامعه ای نیک و دموکراتیک را ممکن می سازد. همچنان که در شرایط فساد، اخلاق اجتماعی ب
اخلاق اجتماعی در حالت مثبت، امکان زیستن در جامعه ای نیک و دموکراتیک را ممکن می سازد. همچنان که در شرایط فساد، اخلاق اجتماعی به استبداد و فساد سیاسی و فرهنگی متمایل می شود. اخلاق به معنی اجتماعی، در حوزه عمومی جامعه و در پیوند نزدیک با دموکراسی قرار دارد. اگر در جامعه، حوزه عمومی از شفافیت و قانون گرایی برخوردار باشد و رهبران و سیاستمداران آن جامعه در معرض داوری عموم قرار داشته باشند،آنگاه گرایش به سوی رعایت منابع عمومی و نیک باوری و راستی، در رفتار آن هایی که در قدرت قرار دارند، بیش تر می شود و نظامی دموکراتیک و اخلافی تر در حوزه سیاسی تحقق می یابد. ▪️علی میرسپاسی 📕اخلاق در حوزه عمومی ‏@ELDialectico

📕معرفی کتاب 📗خاطرات ظلمت ▪️بابک احمدی (درباره سه اندیشگر مکتب فرانکفورت) والتر بنیامین /مارکس هورکهایمر/تئودور آدورنو 🔸این
📕معرفی کتاب 📗خاطرات ظلمت ▪️بابک احمدی (درباره سه اندیشگر مکتب فرانکفورت) والتر بنیامین /مارکس هورکهایمر/تئودور آدورنو 🔸این کتاب شرحی است از زندگی و اندیشه‌های سه متفکر روزگار ما، والتر بنیامین، ماکس هورکهلایمر وتئودور آدورنو. نام این سه اندیشه‌گر با «نظریه‌ی انتقادی»،«مکتب فرانکفورت»، و با موقعیت‌های تاریخی چون جمهوری وایمار، رایش سوم، آلمان سال صفر، جهان پس از آشویتس، و با شماری از سرفصل‌های جدل فکری این روزگار همچون مدرنیته، خردابزاری، فلسفه منفی، صنعت فرهنگ، نقادی علم و تکنولوژی، فعلیت سخن اخلاقی، راه‌گشایی هنر مدرن، و موقعیت پسامدرن پیوند خورده است. در کتاب جنبه‌ی امروزی نظریات سه اندیشگر، و همانندی دیدگاه آنان با چشم‌انداز‌های کنونی فلسفه (به‌ ویژه هرمنوتیک، شالوده‌شکنی و پراگماتیسم) برجسته شده است. @ELDialectico

دلم می‌خواست یک نفر، آرام و شمرده، توی گوشم زمزمه می‌کرد: "دنیا بی‌ارزش نیست. سخت نیست، پوچ هم نیست. داری خواب می‌بینی..." من
دلم می‌خواست یک نفر، آرام و شمرده، توی گوشم زمزمه می‌کرد: "دنیا بی‌ارزش نیست. سخت نیست، پوچ هم نیست. داری خواب می‌بینی..." من خواستم و او گفت. او گفت: "دنیا بی‌ارزش نیست. سخت نیست، پوچ هم نیست. داری خواب می‌بینی..." من باورم شد. باورم شد که دارم خواب می‌بینم. این چشم‌های خیس را. این شب سرد و اندوهناک را... همه‌اش یک کابوس است... بیدار می‌شوی و یادت می‌رود که تنهایی چقدر سخت بود. دروغ چقدر درد داشت. یادت می‌رود که حرف‌ها فقط حرف هستند و نباید باورشان کرد. یادت می‌رود که هیچ‌چیز ارزش ندارد. همه این‌ها یادت می‌رود. داری خواب می‌بینی... 📕دسته دلقک‌ها ▪️لویی فردینان سلین @ELDialectico

میخواستم همه‌ کارهایم را بکنم و سرِ فرصت به دنبال او بروم. می‌خواستم اول دنیا را عوض کنم، کتاب‌ هايم را بنویسم، اسم و رَسم به
میخواستم همه‌ کارهایم را بکنم و سرِ فرصت به دنبال او بروم. می‌خواستم اول دنیا را عوض کنم، کتاب‌ هايم را بنویسم، اسم و رَسم به هم بزنم، برنده شوم ،و بعد با دست های پُر به دنبالش بروم. خبر نداشتم که" عشق منتظر آدم‌ها نمی‌ماند"و خط بطلان می‌کشد روی آنها که حسابگر و ترسو و جاه‌ طلب اند! ▪️گلی ترقی 📕درخت گلابی @ELDialectico

فويرباخ گرچه ذات دينی را در ذات بشری حل ميکند، اما [در نظر نميگيرد] که ذات بشر امر انتزاعی در درون فرد بشری جدا از افراد نيست
فويرباخ گرچه ذات دينی را در ذات بشری حل ميکند، اما [در نظر نميگيرد] که ذات بشر امر انتزاعی در درون فرد بشری جدا از افراد نيست. اين ذات، در واقعيت خويش، مجموعه‌ای از روابط اجتماعی است. از آنجا که فويرباخ به نقد تحقيقی اين موجود واقعی نميپردازد، ناگزير: ١- جريان تاريخ را ناديده ميگيرد، و با فرض وجود يک فرد انسانی منتزع و جدا از ديگران، روح دينی را چيزی تغيير ناپذير و به خودی خود موجود ميپندارد. ٢- در نيتجه، وجود بشری را فقط به عنوان "نوع" به عنوان کليّت درونی گنگ، که محمل صرفا طبيعی ارتباط افراد با يکديگر است، در نظر ميگيرد. 📕تزهایی درباره فویرباخ ▪️کارل مارکس @ELDialectico

ما از دولت چه می خواهیم؟ مطالبه ما از تکلیف قانونی یک دولت چیست؟... من حفاظت و حمایت آزادی خودم و دیگران را می خواهم. من نمی
ما از دولت چه می خواهیم؟ مطالبه ما از تکلیف قانونی یک دولت چیست؟... من حفاظت و حمایت آزادی خودم و دیگران را می خواهم. من نمی خواهم در برابر انسانی که مشت های قوی تر یا اسلحه بهتری دارد تسلیم و بی دفاع باشم. به عبارت دیگر، می خواهم در برابر تجاوز دیگران محافظت شوم... من تماما حاضرم که دولت محدودیت های مشخصی را بر آزادی من تعیین کند، مشروط به اینکه از دوام آزادی من حمایت و حفاظت شود، زیرا می دانم برخی محدودیت ها ضروری هستند، مثلا باید از آزادی خود برای حمله به دیگران صرفنظر کنم، وقتی می خواهم دولت از دفاع من در برابر تجاوز دیگران حمایت کند. اما من می خواهم، غایت بنیادین دولت، یعنی حفاظت و حمایت از هر آزادی که به سایر شهروندان آسیبی نمی رساند، از دیده ها محو نشود. به همین دلیل طالب آنم دولت تا حد امکان به شیوه برابری آزادی شهروندان را محدود کند و نه بیشتر از آنچه ضروری است، تا یک محدوده برابری از آزادی بدست بیاید. ▪️کارل پوپر 📕جامعه باز و دشمنان آن @ELDialectico

🔸شبی ابراهیم گلستان (نویسنده و فیلمساز نامی) مهمان برادر هویدا(فریدون)بود. از قضا شخص هویدا نیز حضور داشت و جدالی لفظی بین ا
🔸شبی ابراهیم گلستان (نویسنده و فیلمساز نامی) مهمان برادر هویدا(فریدون)بود. از قضا شخص هویدا نیز حضور داشت و جدالی لفظی بین او و گلستان در گرفته و هر لحظه لحنی تندتر پیدا می کرد. هنگامی که هویدا چیزی از سر طعن درباره ی پیراهن گلستان می گوید ، گلستان به خشم آمده و بی‌درنگ پیراهن را از تن درآورده به سوی هویدا پرت کرده فریاد کشید: “بوش کن. بوی وجدان می‌دهد … نه بوی عفن کسی که روح خود را فروخته”. هویدا محافظانش را از تعرض به او بازداشته ، گلستان را به کنار خود خوانده به صدایی ملتهب و مضطرب از احساس خیانت به خود می گوید و از خودکامگی روزافزون شاه و از اندیشه ی سخیف نظام تک حزبی در ایران نالید. چند هفته بعد گلستان و هویدا همدیگر را در ضیافتی که به افتخار ژاک‌ شیراک برگزار شده بود ملاقات کردند. هویدا به سوی گلستان آمد و بی‌آنکه نشانی از کدورت در لحن و کلامش باشد، گلستان را به مهمان فرانسوی دولت ایران معرفی کرد: “ایشان بهترین نویسنده و فیلمساز مملکت ما هستند و ما هم همیشه کارهایشان را توقیف می‌کنیم”. این واپسین دیدار هویدا و گلستان بود. ‎📕معمای هویدا ▪️عباس میلانی @ELDialectico

اصل و اساسی که تمام اخلاق گرایان به راستی در آن باب نظری یکسان دارند، این است: کسی را نیازار، هرچه میتوانی به دیگران یاری برس
اصل و اساسی که تمام اخلاق گرایان به راستی در آن باب نظری یکسان دارند، این است: کسی را نیازار، هرچه میتوانی به دیگران یاری برسان. این به راستی همان اصلی است که تمام آموزگاران اخلاق برای اثبات آن کوشیده اند... 🔸(نقل نیچه از کتاب مسایل بنیادین اخلاق شوپنهاور) ▪️فردریش نیچه 📕فراسوی نیک و بد @ELDialectico

امنیت به معنای پیش گیری از قحطی و فجایع نبود، بلکه بدین معنا بود که اجازه دهند قحطی ها و فجایع روی بدهند و آنگاه بتوانند آن ف
امنیت به معنای پیش گیری از قحطی و فجایع نبود، بلکه بدین معنا بود که اجازه دهند قحطی ها و فجایع روی بدهند و آنگاه بتوانند آن فجایع را به مسیری پرمنفعت هدایت کنند. ▪️جورجو آگامبن (فيلسوف و نويسنده ايتاليايى) @ELDialectico

تمامى مردم از لحاظ جسمى و روحى به يكديگر شبيه اند. تمامى مغزها، قلب ها، لوزالمعده ها و ريه ها شبيه به يكديگر هستند. از نظر اص
تمامى مردم از لحاظ جسمى و روحى به يكديگر شبيه اند. تمامى مغزها، قلب ها، لوزالمعده ها و ريه ها شبيه به يكديگر هستند. از نظر اصول اخلاقى هم فرق چندانى در بين مردم وجود ندارد. البته اختلاف جزئى را ما ناديده گرفته و به كنارى مى نهيم. براى اظهارنظر درباره انسان ها مطالعه ى بر روى يك فرد كافى است. انسان ها نيز شباهت زيادى به نباتات دارند و هيچ گياه شناسى يك يك گياه ها را مورد بررسى و مطالعه قرار نمى دهد. 📕پدران و فرزندان ▪️ايوان تورگنيف @ELDialectico

دلم میخواست آن‌قدر حرف بزند تا یک جایی بخورد توی ملاجم تکانی به خودم بدهم یا چنان بخوابند بیخ گوشم که برق از چشم‌هام بپرد از
دلم میخواست آن‌قدر حرف بزند تا یک جایی بخورد توی ملاجم تکانی به خودم بدهم یا چنان بخوابند بیخ گوشم که برق از چشم‌هام بپرد از خواب بپرم... از این کابوس کنده شوم به خودم بیایم و برگردم به همان وضعیت قبلی که هر وقت دلم خواست گریه کنم بخندم قدم بزنم بنویسم و بگذارم آن ‌کس که دوست دارد با تنم عشق بورزد... مثل آدمی که تنها امیدش از جلوی چشمش دور می‌شود! اما به خودش زحمت نمی‌دهد که اقلا دستش را دراز کند در حبابی پوچ وا داده بودم... 📕تماما مخصوص ▪️عباس معروفی @ELDialectico

📗معرفی کتاب 📕میان گذشته و آینده ▪️هانا آرنت کتاب شامل هشت رساله یا به‌ گفتۀ خود نویسنده، تمرین است در اندیشه‌ی سیاسی. این ر
📗معرفی کتاب 📕میان گذشته و آینده ▪️هانا آرنت کتاب شامل هشت رساله یا به‌ گفتۀ خود نویسنده، تمرین است در اندیشه‌ی سیاسی. این رساله‌‌ها در سال ۱۹۶۴ همراه دو رساله دیگر به صورت حاضر انتشار یافت و به چند زبان دیگر ترجمه شد. تأمل های اندیشه‌ورزانه آرنت درمورد جهان مدرن بر پایه‌ی دانش گسترده از گذشته بنا شده‌اند، و بخشی مهم از فلسفه‌ی سیاسی قرن بیستم را می‌سازند. آرنت در «میان گذشته و آینده» درباره‌ی مشکلات پیچیده‌ی بحرانی بحث می‌کند که جامعه‌ی مدرن با آن روبرو است؛ بحرانی که به این دلیل پدید آمده است که مفاهیم اساسی سنتِ سیاسی، همچون عدالت، خرد، مسئولیت، هنرمندی و افتخار معنای خود را از دست داده‌اند. کتاب میان گذشته و آینده شامل ۸ رساله یا به گفته نویسنده تمرین در اندیشه سیاسی است. فصول این کتاب عبارت است از : – فصل اول : سنت و دوران مدرن – فصل دوم : مفهوم تاریخ، باستانی و مدرن – فصل سوم : اتوریته چیست ؟ – فصل چهارم : آزادی چیست ؟ – فصل پنجم : بحران در آموزش و تربیت – فصل ششم : بحران در فرهنگ ، اهمیت اجتماعی و سیاسی آن – فصل هفتم : حقیقت و سیاست – فصل هشتم : تسخیر فضا و مقام انسان @ELDialectico

#مارگریت_یورسنار (1903-1987) @ELDialectico
#مارگریت_یورسنار (1903-1987) @ELDialectico