fa
Feedback
اللطائف الالٰهیّة - احسان الله نیلفروش زاده

اللطائف الالٰهیّة - احسان الله نیلفروش زاده

رفتن به کانال در Telegram

. ☀️ اللطائف الالٰهیّة في المعارف القدسیّة 🍃إن شاء الله به عنایات حضرات آل‌الله علیهم السلام در این کانال رشحه‌ای از لطائف الهی که در باب معارف حقّ تعالی در بیانْ روزی میشود را خواهید خواند. عاجزانه؛شاکر نفحات رحمانی اوئیم. ادمین : @ehsannil

نمایش بیشتر
906
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-17 روز
اطلاعاتی وجود ندارد30 روز
آرشیو پست ها
✨ 🔰 بررسیِ تفصیلیِ ایّام هفته ایّامِ هفته عبارتند از: ⦿السَّبْت (شنبه) ⦿ الأحد (یک‌شنبه) ⦿الإثنین(دوشنبه) ⦿ الثلاثاء ( سه‌شنبه) ⦿ الأربعاء (چهارشنبه) ⦿ الخمیس (پنج‌شنبه) ⦿ الجُمعه (جمعه) ✨حضرت امام علیّ النّقی (علیه‌السّلام) می‌فرمایند: 🔻«الْأَيَّامُ نَحْنُ مَا قَامَتِ السَّمَاوَاتُ وَ الْأَرْضُ ❂☜فَالسَّبْتُ اسْمُ رَسُولِ الله (ص) ❂☜وَ الْأَحَدُ كِنَايَةٌ عَنْ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ (؏) ❂☜ وَ الْإِثْنَيْنِ الْحَسَنُ (؏) وَ الْحُسَيْنُ (؏) ❂☜وَ الثَّلَاثَاءُ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ (؏) وَ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ (؏) وَ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ (؏) ❂☜وَ الْأَرْبِعَاءُ مُوسَى بْنُ جَعْفَرٍ (؏) وَ عَلِيُّ بْنُ مُوسَى (؏) وَ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ (؏) وَ أَنَا (؏) ❂☜وَ الْخَمِيسُ إبْنِيَ الْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ (؏) ❂☜وَ الْجُمُعَةُ إبْنُ إبْنِي‏(؏)»🔺 📚 الخصال، ج‏۲، ص۳۹۶ ✨بنابراین روایتِ گران‌قدر؛ ایّام هفته، جلواتِ خودِ ائمه‌ی اطهار علیهم‌السّلام می‌باشد وُ تحلیلاً بیان می‌شود که حضراتِ آل‌الله علیهم‌السّلام؛ 🔹در مقامِ خلوَت وُ وحدتِ نوری ▣⇦ «یومُ الله» 🔹در مقامِ جمعُ الجمع ▣⇦ «ایّامُ الله» 🔹و در مقامِ جلوَت وُ کثرتِ نوری ▣⇦ «ایّامِ هفته» هستند، که از فتراک وُ وساطتِ جمع‌الجمعیِ «ایّامُ‌الله» است که خَلوتِ «یوم‌الله» وُ جَلوَتِ «ایّام هفته» حقیقتاً وجود دارند. ❂☜بنابراین؛ «ایّام الله»؛ مقامِ اطلاق است، که راجع به آن می‌فرمایند: 🔻«أَيَّامُ الله عَزَّ وَ جَلَّ ثَلَاثَةٌ؛ يَوْمَ يَقُومُ الْقَائِمُ وَ يَوْمَ الْكَرَّةِ وَ يَوْمَ الْقِيَامَة»🔺 ✿ ایّامُ‌الله، ۳ روز است؛ - روز قیامِ حضرتِ قائم (عجّل‌الله‌تعالىٰ‌فرجه‌الشّریف) - روزِ رجعت - و روزِ قیامت. 📚 الخصال، ج‏۱، ص۱۰۸ ✨ دقّت شود که واژه‌ی ایّام در «ایّامُ‌الله»؛ جمعِ حقیقی است وُ بیانش در قالبِ «۳ روز»، به واقع؛ سه مرتبه‌ی ذات و صفت و فعل است که جمعِ حقیقی در اطلاقِ ولیّ‌الله(؏) می‌باشد. وگرنه اگر تصوّرِ سه روزِ حدّی در کنار یکدیگر بشود، دیگر «یوم» و روشنیِ حقیقی نیست. بلکه نفسِ تاریکیِ حدود است. ✨الغرض؛ ایّامِ هفته - که مقامِ جلوتِ ایّام‌ُالله هستند - از راسِم عالَم، یعنی؛ حضرت رسول اکرم (ص) شروع می‌شود وُ چنان که در متنِ روایت، تقدیم شد؛ «السَّبت»؛ نامِ خودِ حضرتشان (ص) است. 🔹«سَبت» در لغت به معنایِ قطع و بُریدن است. ☜به اجمال بیان می‌شود که؛ حضرت رسول اکرم (ص) با بُریدن از خلوَت، و در حقیقت به «لاهو»؛ راسِم عوالِم هستند وُ ایّام هفته را - که ظهورِ خلقِ اشیاء در ۶ روز است - ترسیم می‌نمایند. ✨ولی حضرتشان به قوّتِ چه کسی، راسمِ کثرات هستند؟ ❂☜به قوّتِ نفسِ خویش، یعنی؛ به قوّتِ «الأحد - یکشنبه» که حضرت مولىٰ امیرالمؤمنین علیّ (؏) هستند. 🌟حضرت مولىٰ علیّ (؏)؛ أبُ الأئمّه و امیرالمؤمنین هستند وُ ائمّه‌ی اطهار (علیهم‌السّلام)؛ جلواتِ حضرتِ مولایند. بنابراین؛ «الْإِثْنَيْن»، «الثَّلَاثَاءُ» و «الْأَرْبِعَاءُ»؛ مناسِبِ کثرات، هر کدام به تعداد ائمه‌ی اطهارِ مذکور در حدیث، اسمی توقیفی دارد. [لازم به ذکر است که تعدّدِ مذکور؛ تعدّدِ نوری است وُ در متنِ حدیث؛ دوشنبه؛ آراسته به نامِ مطهّرِ ۲ امام؏، سه‌شنبه؛ محلّا به نامِ مطهّرِ ۳ امام؏، و چهارشنبه؛ مزیّن به نامِ مطّهرِ ۴ امام روحی و نفسی لهم‌الفداء است.] 💫امّا راجع به «الْخَمِيسُ»؛ بیان کننده‌ی نوری بودنِ تعدّدِ ایّامِ هفته بوده، و برای همین؛ با اینکه #پنج شنبه (الْخَمِيسُ) است، ولی در ظاهر؛ آراسته به نامِ مطهّرِ #یک امام؏ می‌باشد وُ به واقع؛ ❂☜آن تعدّدِ در ایّامِ «الْإِثْنَيْن»، «الثَّلَاثَاءُ» و «الْأَرْبِعَاءُ» را به یومِ جمعه، که جامعیّتِ «جامعُ الشَّتّات» بودنِ حضرات (علیهم‌السّلام) است وُ آن جامعِ حقیقی؛ حضرتِ بقیّة‌الله‌الأعظم (عجّل‌الله‌تعالىٰ‌فرجه‌الشّریف) می‌باشند، می‌رسانند ... الحمدلله ربّ العالمین 🖊🦋#احسان_الله_نیلفروش_زاده #شش_روز_هفته #جهات_سته #ایام_هفته #وجه_الله #ایام‌الله #جمعه ✨ ─═༅࿇༅📓༅࿇༅═─ 🆔 @ehsannil ✍️ 🆔 @ehsannil1 کانال معرفة الحق 🆔 @ehsannil2 کانال اللطائف الالٰهیّة 🆔 instagram.com/ehsan_nil 🦋 ‎‌‌‌‌‌‎─═༅࿇༅📓༅࿇༅═─ ✨ .

✨ 💫جمع‌بندی آنکه؛ ❂☜عالَمِ مخلوقات - که سراسر؛ آیاتِ الهی‌، وَ جلواتِ جاهِ حضرتِ أحدﷻ در «جهاتِ ستّه» می‌باشد - به وساطتِ مطلقه وَ جامعیّتِ حقیقیِ حضراتِ «وجه‌الله» علیهم‌السّلام است که از غیب به ظهور آمده است. وَ به دیگر بیان؛ وجودِ جمع‌الجمعیِ ایشان؏؛ فتراکِ جهاتِ سِتّه و ایّامِ هفته است وُ اگر به عالَم، از منظرِ خَلقی، و اینکه مخلوقات؛ جلواتِ حضراتِ «وجه‌الله؏» هستند، نظر شود؛ حتّی یک نقطه از آن هم به نحوِ اطلاق وُ بساطت؛ أمام و خلف و یمین و یسار و فوق و تحت است ... 🔰 و امّا فرقِ نوریِ جهاتِ ستّه با یکدیگر چیست؟ 🔆 پاسخ اینکه در عالم نور؛ برعکسِ عالمِ ظلمت، «أمام» در نسبت با «خَلْف» تعریف نمی‌شود. بلکه به قوّتِ حضراتِ «وجه‌الله؏»؛ «أمام» نفْساً أمام است (و ایضاً؛ سایر جهات)، چرا که؛ شخصِ «وجه‌الله؏»؛ نفْساً أمام است وُ أمام بودنشان؛ ظهورِ مقدّمِ مطلق بودنِ ایشان؏ است. و همچنین است راجع به؛ خَلْف بودنشان؛ که ظهورِ متأخّرِ مطلق بودنِ ایشان؏ است. یمین بودنشان؛ که ظهورِ یُمنِ أمنی و ایمانیِ ایشان؏ است. یَسار بودنشان؛ که ظهورِ یُسر و آسانیِ مطلق ایشان؏ است. فوق بودنشان؛ که ظهورِ فائق و فاعلِ مطلق بودنِ ایشان؏ است. و تحت بودنشان؛ که ظهورِ قابلِ مطلق بودنِ ایشان؏ است. ✨الغرض؛ اگر شخصیّت بودنِ حضراتِ آل‌الله علیهم‌السّلام، درست تبیین و تفهیم شده باشد؛ خواهیم دانست که هر یک از جهاتِ ستّه بودنِ آل‌الله؏ صرفاً نسبت به جهت دیگر تعریف نمی‌شود، بلکه؛ این جاهِ غیبیِ حضرتِ حقّﷻ است که از قوّتِ «وجه‌ُالله» بودنِ آل‌الله؏ تا «جهة» آمده است. ❂☜بنابراین؛ هر جهتی از جهاتِ ستّه‌ی عالمِ اشارات و نسبتشان با یکدیگر را نیز به قوّتِ شخصِ حضراتِ «وجهُ‌الله؏» تعریف می‌کنیم. ✨بدین بیان که؛ حقیقتِ «وجهُ‌الله؏»؛ مطلقِ علی‌الإطلاق است. بدین معنا که؛ جاهِ غیبیِ حضرتِ حقّﷻ آنچنان مطلقی است که در قیدِ غیبوبتِ نمی‌ماند. وَ تقدّم وُ تأخّر وُ أمنیّت وُ یسر وُ فائقیّت وُ قابلیّتِ وجهش به قوّتِ اطلاق؛ در «جهاتِ ستّه»ی عالمِ اشارات به ظهور می‌آید. ❂☜بنابراین؛ اینکه جهاتِ سِتّه‌ی عالمِ اشارات، با هم نسبت دارند، نیز؛ ظهورِ علی‌الإطلاقیِ «نسبةُ الرّب»، و جلوه‌ای از جلواتِ «نسبةُ الرّب» بودنِ حضراتِ «وجهُ‌الله؏» است که نسبتِ مطلق می‌باشد‌ وُ به قوّتِ اطلاقِ حضراتِ «وجهُ‌الله؏»؛ تا نسبت‌های عالمِ اشارات و محدودات، متجلّی شده است. ✅ [اشاره‌ای مهمّ: نام دیگر سوره‌ی توحید، سوره‌ی «نسبةُ الربّ» است‌ که در بیان‌ِ نَسَبِ حقّﷻ به أحدیّتِ بدونِ کُفْو وُ صمدیّتِ «لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ»یِ ربّ‌العالمینﷻ اشاره می‌کند. امّا در حدّ و ظاهرِ این اشارات، نباید ماند، چرا که حضرتِ أحدیّتﷻ آن صمدی است که به اطلاقش تا نسبتِ با وجهش (یعنی؛ حضراتِ وجه‌الله؏) ظاهر می‌شود وُ روایتِ «کُلُّ حَسَبٍ و نَسَبٍ منقطعٌ یوم القیامةِ الّا حَسَبی و نَسَبی؛ هر حسب و نسبی به روز قیامت، منقطع می‌شود الّا حسب و نسبِ من.» در کلامِ حضرتِ ختمی‌مرتبت صلّی‌اللهُ‌علیه‌وآله؛ اشاره به حقیقی بودنِ نسبِ حضرتشان؏، و بقایِ آن نسبت به بقای حقّﷻ دارد. و هر نسبتی در عالمِ اشارات، به اعتبارِ نسبتِ حقیقیِ ایشان؏ است که مجالِ ظهور دارد.] ✨ ︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻ 🆔@ehsannil2 کانال اللطائف الالٰهیّة ︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼ ✨ ༺•✿👇🏻ادامه‌ی سخن👇🏻✿•༻ .

✨ 🔰 بررسیِ تفصیلیِ جهاتِ سِتّه شش جهتِ اصلی در عالمِ اشارات، عبارتند از: ⦾ أمام (روبه‌رو) ⦾ خَلف (پشت) ⦾ يمين (راست - مشرق) ⦾ یَسار (چپ - مغرب) ⦾ فوق (أعلىٰ) ⦾ تحت (أسفل) 🌑 جهاتِ سِتّه در عالَمِ ظلمت و حدود؛ بر اساس #نسبت تعریف می‌شود. بدین معنا که وقتی بیان می‌کنیم؛ «خَلْف»، بلافاصله این سؤال به ذهنِ کسی که در عالم ظلمت و حدود است، می‌رسد که؛ «خَلْفِ چه چیزی؟». یعنی؛ اوّلاً یک شیء را لحاظ می‌کند، تا بعد؛ پشتِ آن را بتواند منظور کند. ❂☜ بنابراین در عالم ظلمت؛ خَلف، به نسبتی که با أمام (روبه‌رو) دارد، تعریف می‌شود وُ همین طور؛ یمین به نسبتی که با یسار دارد وُ قِسّْ عَلىٰ هذا ... 🌕 امّا جهاتِ سِتّه در عالَم نور؛ به قوّتِ حضراتِ وجهُ‌الله (علیهم‌السّلام) تعریف دارند. چنان که قرآن می‌فرماید: 💎«وَ للهِ الْمَشْرِقُ وَ الْمَغْرِبُ فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ ☜وَجْهُ‌الله إِنَّ اللهَ واسِعٌ عَليمٌ»💎 ✿ و مشرق و مغرب از آنِ خداوند است. پس به هر سوئی که رو كنيد، همان جا وجهِ خداست. 📗سوره‌ی بقره، ۱۱۵ ✨ توضیح اینکه؛ اشاره به مشرق و مغرب در آیه، به این معنا نیست که مثلاً «أمام» و «خَلْف» و دیگر جهات، تحتِ مالکیّتِ اللهﷻ نمی‌باشد. بلکه با دقّت در معنای این دو کلمه در می‌یابیم که؛ 🌕 مشرق؛ محلّ طلوعِ هر شیء و أمری است. 🌑 و مغرب؛ محلِّ غروبِ هر شیء و أمری است. ❂☜بنابراین؛ ذکرِ مغرب و مشرق در آیه؛ به معنای اوّل و آخرِ هر شیء و أمری می‌باشد که به واقع؛ از قوّتِ مالکیّت وُ احاطه‌ی لُبّیِ «اللهﷻ»‌ در «وَ للهِ الْمَشْرِقُ وَ الْمَغْرِبُ»؛ هر شیء و أمری، به اشاره آمده و موجود گشته است. 💫 و نیز؛ از نقطه‌ی مالکیّتِ حضرتِ اللهﷻ (#الله؛ اسمی است مُستجمِعِ جمیعِ صفات کمالیه، بدین معنا که جمیعِ جهاتِ سِتّه را فرا گرفته است) می‌باشد که فعلِ مضارعِ «تُوَلُّوا» - که به معنای نَفْس وُ دوامِ چرخش است وُ بعد از آن چرخش است که «جهاتِ سِتّه»؛ انشاء می‌شود وُ مفهوم دارد -، برقرار است. ✨حال؛ دقّت به کلمه‌ی «جهات» بفرمائید: ☜«جهات»؛ جمعِ مؤنث از «جهة» است. و «جهة»، به واقع؛ همان «وجه» است که تاءِ آخرش عوضِ از واوِ اوّل قرار گرفته است. مانندِ کلمه‌ی «صفة» که همان «وصف» است. و یا کلمه‌ی «سعة» که همان «وسع» است. ❂☜بنابراین؛ «جهات»‌ - که جمعِ «جهة» است -؛ جلوات وُ کثرتِ نوریِ همان «وجهُ‌الله» است وُ به دیگر بیان؛ جهاتِ سِتّه، ظهورِ خودِ «وجهُ‌الله» است، که؛ «فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ ☜ وَجْهُ‌الله» 💫 آن «وجه‌ُالله»؛ که «وِجهه»ی هر شیئی است، بدین معنا که؛ هر شیئی به «وجه‌ُالله» - که وجاهَتِ حقّﷻ است -، شیء است وُ جهات دارد وُ به جامعیّتِ حقیقیِ «وجه‌ُالله» است که جاهِ حقّﷻ در شؤونِ مختلفه‌ وَ جهاتِ سِتّه، تجلّی دارد. [بحمدالله در #ﺑﯿﺎﻥ_بیستم_حقیقة_الولایة در #کانال_معرفة_الحق راجع به مطلب فوق، توضیحِ بیشتری ارائه شده است. (ر.ک 👈🏻 https://t.me/ehsannil1/154)] 💫آن «وجه‌الله»ی که حسبِ «نحنُ وَجهُ الله؛ 📚تفسیر برهان، ج۴، ص۲۹۴» فرمودنِ حضراتِ آل‌الله علیهم‌السّلام؛ شخصِ ایشان می‌باشد وُ بلکه؛ شخصیّت وُ وجاهَتِ حقیقیِ حقّﷻ؛ حضرات آل‌الله علیهم‌السّلام می‌باشند که به جامعیّتِ حقیقی؛ مَظهَر وُ مُظهِرِ حقّﷻ هستند وُ روزِ «جمعه»؛ بالحقیقة، یومِ ظهورِ ایشان است، نه اینکه صرفاً ظرفی باشد که در آن، ولیّ خدا علیه‌السّلام ظهور می‌کند. ✨ ︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻ 🆔@ehsannil2 کانال اللطائف الالٰهیّة ︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼ ✨ ༺•✿👇🏻ادامه‌ی سخن👇🏻✿•༻ .

✨ 🔰حال؛ دوباره به سراغِ سؤالِ صدرِ بحث می‌رویم که؛ حقیقتِ شش روزِ هفته، و شش جهتِ اصلی در عالم اشارات، چیست؟ 🔆 در پاسخ، بیان می‌شود که؛ به ایّامِ هفته وَ جهاتِ سِتّه از دو منظر می‌توان نِگریست: ۱- منظرِ مخلوقی ۲- منظرِ خَلقی ▣⇦ در تعریفِ این دو منظر، بیان می‌گردد که؛ 🔹منظور از #مخلوق؛ همان کثرتِ ظلمتی و صِرفِ ظاهرِ مخلوقات است. 🔹و مراد از #خلق؛ شخصِ واسطه‌ی مطلقه؏ است؛ ☜که فتراک وُ حقیقتِ جمع‌الجمعیِ خالق وُ مخلوق می‌باشد وُ به اطلاقش؛ هر شیئی را در نفْسِ شیء بودن وُ ذات آن، گرفته‌ است وُ به واقع؛ اشیاء، چیزی جز جلواتِ شخصِ واسطه‌ی مطلقه؏ نیستند. [👆🏻این مطلب بحمدالله در سخنِ چهارم از مباحثِ توحید در #کانال_معرفة_الحق بیان شده است. مرحمت کنید شرحش را آنجا بخوانید. (ر.ک 👈🏻 https://t.me/ehsannil1/237)] ❂☜حال؛ اگر از منظرِ اوّل (یعنی؛ منظرِ #مخلوق_بودن)؛ صرفاً به ظاهرِ ایّامِ هفته وَ جهاتِ سِتّه نظر کنیم: 🔷 عالَمِ مخلوقات؛ عالَمِ #ابعاد است. (ابعاد؛ جمعِ بُعد، به معنای دوری) چرا که اگر خوب، عالمِ مخلوقات را تماشا کنیم؛ طول و عرض و ارتفاعِ اشیاء، دور و فارق و فارغ از یکدیگرند. حتّی هر بخشی مثلاً از طول، از بخشِ دیگرش در بُعد است و کاری به هم ندارند. ✨و اگر ظریف‌تر شویم؛ اصلاً عالَمِ مخلوقات، عالَم بُعدِ صِرف است وُ بُعدِ محض وُ صِرف هم، صَرفِ نظر از شخصِ واسطه‌ی مطلقه؏، یعنی؛ خودِ نیستی، وَ نفسِ هلاکت ... چنان که در سخنِ اوّل از مباحثِ توحید در #کانال_معرفة_الحق؛ به آیه‌ی «كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلّا وَجْهَه؛ هر چیزی هالک است الّا وجه خداوند؛ قصص، ۸۸»، و تفسیرِ «#وجه‌الله» اشاره گشت. (ر.ک 👈🏻 https://t.me/ehsannil1/215) [👆🏻این مطلب؛ یک مَناط کلّی است که ان‌شاءالله به دستان مبارکِ معرفتی بایستی أخذ شود تا توحیدِ سالک، قوّت گیرد.] ✨الغرض؛ نه تنها ابعادِ اشیاء، که در عالمِ اشارات؛ هر جهتی از جهاتِ سِتّه‌ی اشیاء هم مُبَعَّد از جهاتِ دیگر است. و نیز؛ همچنین است راجع به ایّامِ هفته؛ که هر روزی از روزهایِ هفته هم فارق و فارغ از روزهایِ دیگر است. بدین معنا که؛ «شنبه» بایستی تمام شود، تا «یکشنبه» آغاز گردد. و شنبه با یکشنبه، ظاهراً هیچ نسبتی ندارد. ❂☜بنابراین؛ اگر کسی صَرفِ نظر از منظرِ «خَلقی» (یعنی؛ صَرفِ نظر از شخصِ واسطه‌ی مطلقه؏)؛ و صِرفِ منظرِ «مخلوقی»؛ به جهاتِ سِتّه وَ ایّام هفته نظر کند؛ هیچ نسبتی بینِ این جهات وُ ایّام نمی‌یابد، بلکه حتّی خودِ هر روز را هم نمی‌تواند بیابد، بدین معنا که چون فارغ از «رابطه‌ی مطلقه؏» به عالَم، نظر می‌کند؛ نسبتِ حقیقیِ یک روز به خودش را هم بالحقیقة نمی‌داند! بنابراین؛ هر چه هم که بگوید وُ حتّی لطائف بسیاری را هم که بیان کند؛ #بی‌ربط است. 🔵 «بی‌ربط» به معنای فارغ از «صِرْفُ‌الرّبط» وُ فارق وُ فارغ از «حقیقت» بودن است که در واقع - پناه بر خدا - به معنای فارق و فارغ از حضراتِ حقُّ الحقیق، یعنی؛ محمّد وُ آل محمّد (با جان ناقابلم، که آناً فَآناً فِدایِ حرف حرفِ نام مبارکشان؛ صلّی الله علیه و آله و سلّم) بودن می‌باشد. ❂☜جمع‌بندی آنکه؛ اگر صَرفِ نظر از منظرِ «خَلقی» (یعنی؛ شخصِ حضرات واسطه‌ی مطلقه علیهم‌السّلام) به عالَم بنگریم؛ جهاتِ سِتّه، ایّام هفته، وَ تمام اشیاء وُ امور، اصلاً وجود نمی‌یابند، چرا که در حقیقت؛ همه‌ی جلواتِ عالمِ اشارات، أعمّ از ایّام و اشیاء و ابعاد و جهاتِ سِتّه؛ صِرفِ اعتباری هستند در مجالی که حضراتِ آل‌الله (علیهم‌السّلام) به آن‌ها بخشیده‌اند وُ به دیگر بیان؛ به اعتبارِ حضراتِ واسطه‌ی مطلقه؏ است که جلواتِ عالَمِ مخلوقات، موجود هستند. ✨ ︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻ 🆔@ehsannil2 کانال اللطائف الالٰهیّة ︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼ ✨ ༺•✿👇🏻ادامه‌ی سخن👇🏻✿•༻ .

. 💎 شش روز خلقت، شش جهتِ اصلی عالم اشارات •┈┈••✾🌔🌕🌖✾••┈┈• ↗️ http://facebook.com/ehsan.nilforoushzadeh •┈┈••✾🌔🌕🌖✾••┈┈• 𑁍 ༆ 🔰شش روزِ خلقت، اشارتی به شش جهتِ اصلیِ عالمِ اشارات [یعنی؛ أمام (روبرو)، خَلف (پشت)، يمين (راست - مشرق)، یَسار (چپ - مغرب)، فوق (أعلىٰ)، و تحت (أسفل)] می‌باشد. که این جهاتِ سِتّه؛ در شش روزِ هفته، متجلّی شده، وَ روزِ «جمعه» به عنوانِ روزِ هفتم؛ نقطه‌ی جَمعیّه‌ی این تشتّتات است. ✨حال، پرسش اینجاست که؛ حقیقتِ شش جهتِ اصلی در عالمِ اشارات چیست؟ 🌕 مقدّمتاً در قدمِ اوّل؛ بدانیم که اعداد در عالم نور، با اعداد در عالمِ حدود متفاوتند. ✿ اعدادِ عالمِ ظلمت و حدود؛ از کنار هم قرار گرفتنِ یک‌ها درست می‌شوند. ✿ اما اعداد در عالم نور - که تعدّدِ #نوری، مطرح است -؛ ظهورِ شدّتِ أحد وُ واحد بودنِ حقّ‌تعالىٰﷻ است. ✨پس فرق اعدادِ نوری با اعدادِ ظلمتی در چیست؟ 🌑 در این است که وقتی در عالم ظلمت و حدود می‌گوئیم «۶»؛ در واقع شش تا «۱» در کنار هم قرار گرفته است وُ عددِ «۶» را ساخته است. بنابراین؛ «۶» در عالم حدّ و ظلمت، وابسته به پنج تا یکِ قبل از خویش است. و در ضمن؛ بعد از این «۶»، عدد دیگری قرار دارد. یعنی؛ «۶» به حدّی تمام می‌شود، و عددِ بعدی که «۷» است، شروع می‌گردد. در نتیجه؛ هم «۶» محدود است و هم «۷». 🌕 امّا وقتی در عالمِ نور، راجع به «۶» صحبت می‌کنیم، منظور؛ یکی از جلواتِ شخصِ حضرتِ أحدﷻ می‌باشد که جهاتِ شش‌گانه؛ به اعتبارِ جلواتِ أحدیّتِ آن شخص (یعنی؛ شخصِ حضراتِ نَفْس‌ُالله‌تعالىٰ علیهم‌السّلام؛ 📚بحارالأنوار، ج‏۹۷، ص۳۳۱) است که معنا و تجلّی می‌یابد. ✨بنابراین؛ چون حضرت أحدﷻ؛ شخص است؛ عددِ «۶» هم که در عالمِ نور، به اعتبارِ شخصِ حضرتِ أحدﷻ تجلّی یافته است؛ شخص است وُ همان معامله‌ای که با احدیّتِ حضرت حقّﷻ می‌شود، در موردِ عددِ «۶» در عالمِ نور هم همان است. ▣⇦ بدین معنا که؛ چون عددِ «۶» در عالم نور، شخص است، بدین معنا که؛ کنار و پهلو ندارد، بلکه بیحدّ است و صمد است و پُرِ حقیقی است، بنابراین؛ «۶» هم در عالمِ نور، از کنارِ هم قرار گرفتنِ شش تا «۱» تشکیل نشده، بلکه؛ بشخصه، «۶» است و کنار و پهلو ندارد. ❂☜نتیجه آنکه؛ عددِ «۶» در عالمِ نور؛ نه قبل دارد وُ نه بَعد دارد، چرا که؛ حضرت أحدﷻ، آن أحدی است که قبل و بعدی ندارد، چنان که حضرت مولی امیرالمؤمنین علیّ علیه‌السّلام در خطبه‌ای در مورد حقیقتِ حقّ تعالىٰﷻ می‌فرمایند: 🔻«الْأَوَّلِ قَبْلَ كُلِّ شَيْ‏ءٍ وَ لَا قَبْلَ لَهُ وَ الْآخِرِ بَعْدَ كُلِّ شَيْ‏ءٍ وَ لَا بَعْدَ لَهُ»🔺 ✿ [حضرت حقّ تعالىٰﷻ]؛ اوّلی است قبل از همه‌ی اشیاء؛ که اوﷻ را قبلی نیست. و آخری است بعد از همه‌ی اشیاء؛ که اوﷻ را بعدی نیست. 📚الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏۱، ص۱۴۲ ✨چرا که؛ صمدیّت حضرت حقّ تعالىٰﷻ، قبل و بعد را نفی می‌کند. البتّه نه به نفیِ حدّی، بلکه چنان که در #کانال_معرفة_الحق بیان شد؛ این نفی؛ نفیِ لُبّی است. (ر.ک 👈🏻 https://t.me/ehsannil1/384) بدین معنا که؛ در شخصِ واسطه‌ی مطلقه، و در حقیقت؛ در اطلاق، معنا می‌شود وُ این مهمّ؛ مافوقِ این است که قبل و بعد را حدّاً از حضرت حقّﷻ نفی بنمائیم. به هر حال؛ همین قدر اشاره‌ هم ان‌شاءالله رهگشاست، تا طلب و رغبت برانگیخته شود ... ✨الغرض؛ این مقدّمه به اجمال، در موردِ تعدّد نوری بیان شد تا عجالتاً بدانیم که حسابِ اعداد، در عالم نور؛ حساب دیگری است. ✨ ︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻ 🆔@ehsannil2 کانال اللطائف الالٰهیّة ︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼ ✨ ༺•✿👇🏻ادامه‌ی سخن👇🏻✿•༻ .