fa
Feedback
اللطائف الالٰهیّة - احسان الله نیلفروش زاده

اللطائف الالٰهیّة - احسان الله نیلفروش زاده

رفتن به کانال در Telegram

. ☀️ اللطائف الالٰهیّة في المعارف القدسیّة 🍃إن شاء الله به عنایات حضرات آل‌الله علیهم السلام در این کانال رشحه‌ای از لطائف الهی که در باب معارف حقّ تعالی در بیانْ روزی میشود را خواهید خواند. عاجزانه؛شاکر نفحات رحمانی اوئیم. ادمین : @ehsannil

نمایش بیشتر
906
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-17 روز
اطلاعاتی وجود ندارد30 روز
آرشیو پست ها
. •┈••✾•🍃عـﷻــلے🍃•✾••┈• .

. •┈••✾•🍃عـﷻــلے🍃•✾••┈• .

. •┈••✾•🍃عـﷻــلے🍃•✾••┈• .

. •┈••✾•🍃عـﷻــلے🍃•✾••┈• .

🔆 🔰 لطیفۀ هشتم - بین اذان و اقامه؛ مقامِ استجابت : اذان و اقامه که جلوۀ یک حقیقتند و #اذان؛ قوسِ نزول، و #اقامه؛ قوسِ صعود؛ فنایِ عبد و بقایِ مولی(ع) را محقّقاً متجلّی می‌سازند. ⏎❂ پس؛ بین اذان و اقامه؛ مقام اضطرارِ و نیستی عبد، و تمام هستی بودن و مجیب بودنِ مولی(ع)، متجلّی است. (⚠️ تذکّر؛ این «بین»؛ بین دو امر جدای از هم نیست و به فرمایشِ روایات؛ «بینونت صفتی» است و نه «بینونت عزلتی» و حدّی) ⧈⇦ از این رو؛ در قدرِ منزلتِ بین اذان و اقامه، ائمه اطهار(ع) پرده‌ها کنار زدند، از آن جمله؛ حضرت پیامبر اکرم(ص) می‌فرمایند: 🔻『«الدُّعَاءُ بَینَ الأذانِ وَ الإقامۀِ مُسْتَجَابٌ فَادْعُوا』🔺 دعا بین اذان و اقامه مستجاب است، پس دعا نمایید. 📚کنزالعمّال، ج۲، ص۱۰۳ 🍃 الحمد للّه العلی 🦋🖊 #احسان_الله_نیلفروش_زاده #اذان #اقامه ─═༅࿇༅ 📖 ༅࿇༅═─ 🆔 @ehsannil ✍️ ↗️ t.me/ehsannil1 ➣ #کانال_معرفة_الحق ↗️ t.me/ehsannil2 ➣ #کانال_اللطائف_الالهیة ↗️ instagram.com/ehsan_nil 🦋 ‎‌‌‌‌‌‎─═༅࿇༅ 📖 ༅࿇༅═─ .

🔆 🔰 لطیفۀ ششم - اذان؛ قوس نزول - اقامه؛ قوس صعود : اگر ⧩#اذان ؛ به حقیقتِ «نیستی بودنِ عالم، و هستی مطلق بودنِ مولی ع»، عالَم را انشاء می‌نماید و قوسِ نزول است و ترسیم، پس؛ ⦿ می‌توان آن را نشسته خواند؛ 📚الکافی، ج‏۳،‌‌‌ ص۳۰۵ ⦿ بدون وضو می‌تواند خوانده شود؛ 📚الکافی، ج‏۳، ص۳۰۴ ⦿ امکان صحبت در بینِ جملاتِ آن هست؛ 📚الکافی، ج‏۳، ص۳۰۴ ⦿ جزءِ نماز نیست و می‌توان در حالِ خواندن، حرکت کرد؛ 📚الکافی، ج‏۳، ص۳۰۶ ⦿ با ترتیل و شمرده باید خوانده شود؛ 📚الکافی، ج‏۳، ص۳۰۶ (🔔دقت شود؛ تمام دقائق اذان، مناسبِ قوسِ تنزیل و تدریج و خلقت است) ⧨ #اقامه ؛ قوسِ صعود است و تجمیع پس؛ ⦿ باید حتماً آن را ایستاده؛ 📚الکافی، ج‏۳، ص۳۰۵ ⦿ با وضو باید خوانده شود 📚الکافی، ج‏۳، ص۳۰۴ ⦿ بدونِ صحبت در بین جملات خواند؛ 📚الکافی، ج‏۳، ص۳۰۴ ⦿ که اقامه جزء نماز است و نباید در حالِ خواندن حرکت کرد؛ 📚الکافی، ج‏۳، ص۳۰۶ ⦿ با حَدْر (یعنی شتابان) باید خوانده شود؛ 📚الکافی، ج‏۳، ص۳۰۶ (دقت شود؛ تمام دقائق اقامه، مناسبِ قوسِ تجمیع است) 🔰 لطیفۀ هفتم - اقبال به اذان؛ تحقّق جمال و جلال؛ ✨ حقیقتِ اذان، حقیقتِ وجود، حضرت مولی امیرالمؤمنین(ع) برای اصحابِ خاصّ خود می‌فرمایند: هر کس بین اذان و اقامۀ نماز (یعنی بلافاصله بعد از اذان که قبولِ نیستی خود و هست بودنِ مطلق مولاست) به سجده روَد و به حالِ سجده (که حالِ فناست) عرضه دارد؛ ◣『 رَبِّ لَكَ سَجَدتُ خاضِعا خاشِعا ذَليلاً 』◥ پروردگارا! برای تو خاضعانه و در حالِ خشوع و کوچکی، سجده می‌کنم. در این حال، خداوند به ملائکه می‌فرماید: 🔻〖مَلائِكَتي، و عِزَّتي و جَلالي لَأَجعَلَنَّ مَحَبَّتَهُ في قُلوبِ عِبادِيَ المُؤمِنينَ، و هَيبَتَهُ في قُلوبِ المُنافِقينَ〗🔺 ملائکۀ من! به عزّت و جلالم قسم، همانا محبّت این شخص را در دلهای بندگانِ مؤمنم، و هیبتِ او را در دلِ منافقین، قرار می‌دهم. 📚بحار الأنوار، ج۸۴، ص۱۵۲، ح ۴۸ 🍃۞ با این دعای شریف بعد از اذان؛ نفسِ مؤمن، فانی در مولی(ع) می‌شود. و محلّ نمازش؛ محراب می‌گردد. که #محراب؛ محلّ حرب با نفس است. (از این رو؛ مستحب است که محرابِ ظاهری، پایین‌تر از سطح زمین باشد) 🥀 پس مؤمن با این دعای شریف؛ خضوع و خشوع در برابر نفس حضرت باریتعالی را اعلام می‌کندکه؛ مَ‌ن نیستم و همه اوست. و به نفسِ اینکه چنین اعلامِ حقیقی را می‌نماید؛ جمال و جلال الهی در او محقّق می‌شود به این صورت که؛ 🔻《لَأَجعَلَنَّ مَحَبَّتَهُ في قُلوبِ عِبادِيَ المُؤمِنينَ》🔺 ☜ جلوۀ #جمالِ باریتعالی است. 🔻《و هَيبَتَهُ في قُلوبِ المُنافِقينَ》🔺 ☜ جلوۀ #جلالِ باریتعالی است. ⏎⧈ به نفس تحقّق این مقام و متجلّی شدنِ امام مطلق(ع)؛ با اذان، یک صف از ملائکه (برای سیر نزولی و #قوس_نزول)، و با اقامه صف دیگری از ملائکه (برای سیر صعود و #قوس_صعود) پشتِ سر چنین مؤمنی به نماز می‌ایستند به طوری که همانگونه که امام مطلق(ع) شرق و غرب عالَم را فراگرفته، این دو صف از ملائکه، 🔻『مَا بَيْنَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِب‏؛ 📚من لا يحضره الفقيه، ج‏۱، ص۲۸۷』🔺 را پُر می‌نمایند (به بیانی؛ #مشرق؛ ملکوتِ ترسیم تمام اشیاء است، و #مغرب؛ ملکوتِ تجمیع تمام اشیاء است). ❁آیا امری و شیئی و مطلوبی، خارج از مشرق و مغرب عالَم، و بلکه؛ بیرون از امام مطلق(ع) هست؟ (لطیفۀ بعدی ⇩) ︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻ 🆔@ehsannil2 کانال اللطائف الالٰهیّة ︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼ ༺•✿👇🏻ادامه‌ی سخن👇🏻✿•༻ 🔆

🔆 🔰 لطیفۀ چهارم - اذان؛ شنیدنیِ مطلق: حضرت مولی امیرالمؤمنین(ع)، شخصِ اذان هستند که اهلِ آسمان- که مُدرِکانِ حقیقت‌اند-، چیزی جز «اذان»بودنِ حضرتشان(ع) نمی‌شنوند و درک نمی‌کنند، چنان که حضرت ختمی مرتبت(صلّی الله علیه و آله و سلّم) می‌فرمایند: 🔻《إنّ أهلَ السَّماءِ لا يَسْمَعُونَ مِن أهلِ الأرضِ شَيئا إلّا 👈🏻 الأذانَ.》🔺 اهل آسمان از ساكنان زمين چيزى جز اذان نمى شنوند. 📚كنز العمّال : ۲۰۹۳۴ 💢 و امّا؛ شنیدنی وُ درکِ کردنیِ حقیقی؛ 🍃☜ شنیدنی و درکِ کردنیِ حقیقی، «وجود» است، و حضرتِ «#اذان»، مولی امیرالمؤمنین(ع) شخصِ 🔻《عَیْنُ الوُجود؛ 📚مشارق الانوار ص۷۶》🔺و بلکه 🔻《مَبْدَأُ الْوُجُودِ وَ غَايَتُهُ؛ بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج‏۲۵، ص۱۷۴》🔺 هستند. پس؛ 🍃متولّد شو! به اذانِ بودنِ حضرتش؛ متولّد شو. گوشِ دل باز کن!... عوالِم، به نفسِ بودنشان؛ اذان می‌گویند. که؛ ⇜ از آن می‌گویند. از آن والا مقامی که وصفی از او، زمزمۀ خواصّ اهل معرفت شد؛ 🍃 حقیقتِ همه هستی علیست جلّ‌جلال شهِ بلندی و پستی، علیست جلّ‌جلال به روزگار نگهدارِ خیلِ سرمستان به هوشیاری و مستی، علیست جلّ‌جلال مکن تو خسته فقیر، ار کنی بدان به یقین همان فقیر که خستی، علیست جلّ‌جلال دلِ شکسته‌دلان مشکن، ار شکستی، فاش؛ همان دلی که شکستی، علیست جلّ‌جلال مقام حبّ علی بین فراز کرسیِ جان به عرش دل چو نشستی، علیست جلّ‌جلال 🔰 لطیفۀ پنجم - اذان؛ انشاء حُسن خُلق: از درکِ اذان بودنِ حضرت مولی(ع)، چون تنزیل یافتی و در مراتبِ وجود سیاحت کردی، جلوه‌ای از آن چنین است که در حدیث آمده: اگر کسی از شما [یا حتّی حیوان‌هایتان] بد اخلاق شد، در گوشش اذان بگویید («إذا ساءَ خُلْقُ أَحَدِکُمْ مِن إنْسَانٍ أوْ دابَّةٍ فَأْذِنُوا فی أُذُنِهِ الْأذانَ کُلَّهُ؛ 📚وسائل الشیعه،ج۱۷، ص۲۶، ح۸»). [در مقالات قبل #کانال_اللطائف_الالهیة ، شرحی از لطائفِ اخلاق بیان شد؛] ❀ اخلاق که جلوۀ توحید و کلمۀ اخلاص یعنی «لا هو إلّا هو» است، و قبولِ این مهمّ، حُسن خُلق حقیقی است که؛ 👈🏻 من نیستم و همه اوست. ⎘⊰ خوش اخلاق حقیقی آنست که؛ ◨ ولایت حضرت مولی(ع) را قبول نموده و از دشمنان لعینِ حضرت(ع) برائت دارد. ◧ در مرتبه‌ای لطیف‌تر؛ جز مولای دلبران، حضرت مولی امیرالمؤمنین(ع) نمی‌بیند. و ⎘⊰ بد اخلاق حقیقی آنست که؛ ◨ ولایت حضرت مولی(ع) را قبول ننموده و از دشمنان لعینِ حضرت(ع) برائت ندارد. ◧ در مرتبه‌ای لطیف‌تر؛ سعۀ وجودیِ حضرت مولی امیرالمؤمنین(ع) را نمی‌بیند که عالَم را فراگرفته‌اند. ۞ بنابراین؛ قبولِ نیستیِ عالَم و هستِ بودنِ مطلقِ وجه باریتعالی(ع)؛ ☜ اخلاق حقیقی است. و اذان گفتن به گوشِ بداخلاق، و هر مولودی که پا به عرصۀ کثرت نهاده (که هر دو ایشان؛ مسندنشینِ 【لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ】 را رها کرده‌اند)؛ نجوا و تلقینِ این حقیقت است که؛ 👈🏻 ⇜۞کسی جز او (ع) نیست۞⇝ ︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻ 🆔@ehsannil2 کانال اللطائف الإلٰهیّة ︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼ ༺•✿👇🏻ادامه‌ی سخن👇🏻✿•༻ 🔆

. ༺•اا𑁍 لطائفی از اذان 𑁍اا•༻ ─═༅࿇༅ 🍃 ༅࿇༅═─ ↗️ http://facebook.com/ehsan.nilforoushzadeh ─═༅࿇༅ 🍃 ༅࿇༅═─ ༆࿐ گوشِ جان بسپار! صدایت می‌کند ... ༺•اا۞•عـﷻــلے؏•۞اا•༻ 🔰 لطیفۀ اوّل - معرفت به معنایِ اذان: #اذان در لغت به معنایِ «اعلام» بوده، و در حقیقت؛ «اعلامِ مطلق» است. اعلام چه چیزی؟ اعلامِ عَلَم حقیقیِ عالَم. آنکه همه باید بدانندَش؛ ✿『فَاعْلَمْ 👈🏻 أنَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ اللَّهُ』✿ پس بدان که؛ قطعاً هيچ معبودى جز خداوند نيست. [📖 سورۀ سیّد الکونین، حضرت «محمّد» -ص-، آیۀ ۱۹؛ (#نوزده، یعنی؛ به عین شخصیِ تعداد حروفِ «بسم الله الرحمن الرحیم»! که؛ لطائف دارد)] 🍃۞ جز حضرت الله تعالی؛ کسی یا چیزی نیست که در هیچ مرتبه‌ای از وجودش (یعنی؛ ذات و صفات و افعال و آثار)، عَلَمی داشته باشد و اِعلام بخواهد! که هر عَلَمی جز نفس باریتعالی؛ عَلَمِ فقر و نیستی و هیچ بودن است. 🍃۞ پس؛ اِعلامِ مطلق و حقیقی این است؛ که یکی هست و هیچ نیست جز او «وَحـــدَهُ لا إلـــه إلّا هــــُــو » 🔰 لطیفۀ دوّم - درک و تلقین اذان: 🕋۩ #اذان ؛ اعلام نیستی عالَم و هست بودنِ خداست. ➣●• از این حقیقت که 💎【كُلُّ شَيْ‏ءٍ هالِكٌ إِلاَّ وَجْهَه‏ُ】💎 (هر چیزی، نفسِ هلاکت است إلّا وجه باریتعالی؛ قصص، آیۀ ۸۸)، پس؛ هر مولودی، در در انتهای سیر خود، بلکه در بدوِ موجود شدن و به نفسِ بودنش، هالک است و فانی است و جز وجاهَت باریتعالی، چیزی نیست. از این رو؛ ⏎❂ پدرِ فرزندِ تازه متولّد شده، بر فرازِ منزل، منزلتِ فرزندِ خود را با اذان اعلام می‌کند، اینچنین که؛ فرزندم به «نیست بودنِ خودش و هست بودنِ وجه باریتعالی»؛ به دنیا آمد. ۩ و این حقیقت را به گوشِ جانِ طفل هم، در همان بدوِ تولّد تلقین می‌کند این گونه که؛ 👂🏻☜ در أُذُن (گوش) - که خاصِّ شنیدنِ #اذان، خلق شده است -؛ اذان می‌گوید. ❖ در گوشِ راستِ طفل؛ اذان، ❖ و در گوشِ چپ او؛ اقامه. تا مِنَ الأذُنِ إلی الأذن، گوش تا گوش - که مرتبۀ وجهِ فرزند است که همان هویّتِ طفل می‌باشد -؛ چیزی جز اذان و جلوۀ «وجه الله» نباشد. ⇦ به او #تلقین می‌کند؛ 🔆وجود وُ هویّت وُ وجاهتی جز وجهِ مطلق الهی یعنی شخصِ حضرات آل الله(علیهم السلام) نیست که نیست.🔻 🔰 لطیفۀ سوّم - معرفت به شخصِ اذان: 🔺 ⊱⟤ آن وجاهتی که امیرِ آن، حضرتِ «#مبدأ_الوجود » ، «#عین_الوجود » ، «#سماء_الجود »، «#نفس_الله_تعالی »، مولی امیرالمؤمنین علی علیه السلام است که می‌فرمایند: 🔆 『أَنَا وَجْهُ اللَّهِ تَعَالَى』🔆 منم وجه خدایِ متعال. 📚الفضائل (لابن شاذان القمي)، ص:۸۳ 🍃۞ آن مولایی که؛ از خلوتسرایِ غیبوبتِ «مبدأ الوجود»، تا محقّق بودنِ «عین الوجود» که «نفس الله تعالی» است (یعنی مقامِ ذاتِ الهی)، متکّی به «سماء الجود» بودنِ خویش؛ قیام کرده وُ با حیدریّتِ وجودِ خود، حجابِ خویشتن دریده و متجلّی شده وُ به عینِ شخصیِ 【لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ】بودنِ «نَفْسُ الله»بودن خویش، مولودها را رسم و خلق نموده وُ در گوشِ ازل تا ابدشان، و در تمام شش وجهِ عوالِم‌شان، گوشه‌ای را باقی نگذاشته، جز آنکه اذانِ 《نیستی آنها را به عینِ هستیِ خود》 خوانده؛ 🍃☜ شخصِ «#اذان» می‌باشد. چنان که حضرتِ سیّد الساجدین(ع) در وصفِ آن تنها امیر مطلقِ مؤمنان(ع) می‌فرمایند: 🔹《الْأَذَانُ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ (علیه السلام)》🔹 اذان؛ شخصِ حضرت مولی امیرالمؤمنین(ع) است. 📚تفسير نور الثقلين، ج‏۲، ص۱۸۳ ︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻ 🆔@ehsannil2 کانال اللطائف الإلٰهیّة ︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼ ༺•✿👇🏻ادامه‌ی سخن👇🏻✿•༻ 🔆

. •┈••✾•🍃عـﷻــلے🍃•✾••┈• .

. •┈••✾•🍃عـﷻــلے🍃•✾••┈• .

. 🔰 در شرحِ «کفایت» و مقالۀ فوق، چند کلمه بیشتر بخوانیم: 🔘 درکِ «کفایت» برای اکثر افراد، بعد از درکِ افتقار و نداری است. یعنی مثلاً وقتی گرسنه هستند، و برایشان طعامی آماده و کشیده می‌شود؛ ابتدائاً به گرسنگیِ خود دقت دارند، و مترتّبِ گرسنگی (در حقیقت؛ مترتّبِ نداری و فقرِ حدّی خود)، میزانِ غذایِ کشیده شده را مُکفی قلمداد می‌کنند تا و مثلاً می‌گویند «کفایت می‌کند». 🔳 این کفایت؛ کفایت حقیقی نیست. چرا که مَشوب و آلوده به فقر و نداری است و به عبارتی؛ مبتنی به فقر است. ▣⇦ پس؛ نهایتاً می‌توان آن را «کفایتِ نسبی» دانست. اهل ظاهر که اصحابِ حدود هستند، صرفاً با چنین مرتبۀ دَنی از کفایت، سر و کار دارند. و آن نیز به مجالِ حضراتِ کاف (علیهم السلام) است که رشحه‌ای از کفایت، به ایشان رسیده و الّا درکِ کفایت را هم نمی‌کنند. چنان که حضرت رسول اکرم(ص) معاویه لعین را، در پیِ تمرّد از دعوتشان(ص)، نفرین کردند؛ 🔻«لَا أَشْبَعَ الله بَطْنَه‏؛ خداوند شکمت را سیر نکند؛ 📚 مناقب آل أبي طالب: (لابن شهرآشوب)، ج‏1، ص162»🔺. این شد که حضرت رسول اکرم(ص) کفایت کردنِ نسبی غذا را هم از این ملعون برداشتند و تا آخر عمر هر چه می‌خورد، هرگز سیر نمی‌شد و کمّا و کیفاً هیچ مقدار و نوعِ غذایی، کفایتِ او را نمی‌کرد. 🔰 امّا کفایتِ حقیقی؛ کفایت حقیقی، پیش از همۀ «نداری»هاست. کفایة، مصدرِ کاف است. و کاف؛ نقطۀ انشاء تمام موجودات است («کُن» وجودی). کسانی که در تعیّن و تشخّص می‌مانند، اصلاً واردِ وادیِ کفایت نمی‌شوند. چنین کسانی مطلقاً اهل حدود هستند و چون درکی از کفایتِ حقیقی ندارند، در تقسیم بندی اهلِ کفایت نمی‌آیند. فقط کسانی حظّ از کفایتِ حقیقی می‌برند که ربطِ به ائمۀ اطهار(ع) داشته باشند. و به قدرِ فنایشان در آل الله(ع) محظوظ از آن هستند که این افراد، در سه گروهِ اصلی تقسیم می‌شوند: ➊⇩ گروهی که صرفاً کفایت را در حظِّ از یک شیء درک می‌کنند (کفایتِ جمالی - «إلا هو»یی):➣●• 💢فقط شیء یا امرِ خاصّی مورد طلبشان است. با این حال، چون حظّی از حضراتِ کاف (ع) برده‌اند، در تعیّنِ این شیء، متوقف نمی‌شوند. بلکه به لُبّ و لاتعیّنیِ این شیء راه یافته و کفایت در این شیء بخصوص برایشان حاصل می‌شود. ➋⇩ گروهی که کفایت را در فراگیری و جامعیّتِ اشیاء درک می‌کنند (کفایتِ توحیدی - «لا هو إلّا هو»یی):➣●• 💢چنین افرادی، دامنۀ کفایتشان وسیع تر است. اینطور که کلّ اشیاء و امور را فرا می‌گیرد. ممکن است الان مثلاً آب طلب نکنند و آب، شیء مطلوب الان ایشان نباشد، امّا چون به لاتعیّنیِ تمام اشیاء راه یافتند و حظّ عمیقتری از حضراتِ کاف(ع) دارند؛ کفایت از همۀ اشیاء دارند. پس هر گاه هر چه از جمله آب (به عنوانِ مثال) را طلب کنند، به کفایتی که درک کرده‌اند، نزدشان حاضر می‌یابند (و نه اینکه آب، نزدشان حاضر می‌شود). ➌⇩ گروهی که کفایت را در منشئ بودن و ایجاد کنندگی درک می‌کنند (کفایتِ اطلاقی):➣●• 💢این افراد فراتر از این که کفایت را در مورد یا موارد خاصّ دنبال کنند، نفس کفایت و کاف را درک می‌کنند. که کاف، منشئ بودنِ «کُن»وجودی است. و هر موجود و مطلوبی، به کافِ «کُن»، موجود است. بنابراین؛ این افراد، مطلوب را انشاء می‌کنند. 🍃الحمد للّه الکافی. 🦋🖊 #احسان_الله_نیلفروش_زاده ─═༅࿇༅ 📖 ༅࿇༅═─ 🆔 @ehsannil ✍️ ↗️ t.me/ehsannil1 ➣ #کانال_معرفة_الحق ↗️ t.me/ehsannil2 ➣ #کانال_اللطائف_الالهیة ↗️ instagram.com/ehsan_nil 🦋 ‎‌‌‌‌‌‎─═༅࿇༅ 📖 ༅࿇༅═─ 🔹

🔹 🔰 در حدیث قدسی، حضرت باریتعالی می‌فرماید؛ 🔻«عبدي أطعني حتّي أجعُلکَ مثلى. أقول للشي‏ء "كُن"؛ فيكون، و تَقول لِلشي‏ء "كُن"؛ فيكون‏.»🔺 بندۀ من اطاعت مرا بنما تا تو را [به وحدت نفس واحدۀ خویش] مثل خودم قرار دهم. [چنان که] من برای شیئی می‌گویم «باش»؛ پس بی درنگ می‌باشد، و تو برای شیئی می‌گویی «باش»؛ پس بی درنگ می‌باشد. (📚بحار الأنوار، ط - بيروت، ج‏102، ص: 165) •••◈••◈🔻◈••◈••• ✅ نکته: این حدیث قدسی، باطنِ این آیۀ شریفه است؛ 💎『وَ اعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّى يَأْتِيَكَ الْيَقينُ』💎 و پروردگارت را بندگى كن تا [به نفسِ این عبادت؛] به حضرتِ یقین(جلّ جلاله) نائل شوی. (حجر99) 🔳 «یقین»؛ از اسامی حضرت حقّ تعالی است («يَا يَقِينَ؛ 📚البلد الأمين و الدرع الحصين، ص: 324»). و حضراتِ آل الله(ع) شخصِ أسماء الحسنی هستند. بنابراین؛ ائمه اطهار(ع) خودِ یقین و بلکه حقیقتِ آن هستند که حضرت مولی(ع) در مورد ائمه اطهار(ع) می‌فرمایند که ایشان 《عَيْنُ الْيَقِينِ وَ حَقِيقَتُهُ؛ 📚بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج‏25، ص: 174》 می‌باشند. و از این رو؛ حضرت مولی(ع) می‌فرمایند؛ 🔸«لَوْ كُشِفَ الْغِطَاءُ مَا ازْدَدْتُ يَقِيناً»🔸 اگر پرده‌ها کنار روَد؛ یقین من زیاد نمی‌شود. (📚إرشاد القلوب،ج‏1، ص: 124) •••◈••◈🔺◈••◈••• ▣⏎ پس؛ چنین کسی (گروه سوّم➌)، به نفسِ فنایش در حضرت کاف(جلّ جلاله)، مُنشئ اشیاء است. حضرت مولی امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) در وصفِ چنین شخصی می‌فرمایند: 🔻«وَ أَنْتَ الْكِتَابُ الْمُبِينُ الَّذِي بِأَحْرُفِهِ يَظْهَرُ الْمُضْمَر»🔺 اى انسان، تو كتاب روشنى هستى که با حروفش هر پنهانى آشکار می‌شود. که قرآن می‌فرماید: 💎『وَ لا رَطْبٍ وَ لا يابِسٍ إِلاَّ في‏ كِتابٍ مُبينٍ』💎 و هيچ تر و خشكى نيست مگر اين كه در كتابى روشن [درج‏] است. (انعام59 ) ✅ به تقدّم و منشئ بودنِ وجودیِ «كِتابٍ مُبينٍ»؛ هر قبض و خشکی، و بسط و تَری در آن وجود دارد. ▣⏎ بنابراین؛ دارا و مُستَکفیِ حقیقی آن کسی نیست که اشیاء و چیزهای زیادِ متعیّنی را دارد. که آن اشیاء و چیزها، دارایِ نفس و تعیّناتِ بیرونی و مستقل از او هستند، و او نفسی مستقل از آن چیزها دارد و این دو، هیچ گاه حقیقتاً به هم نرسیده و نخواهند رسید. بلکه؛ دارا و مُستَکفی حقیقی آن کسی است به فنایش در نفس واحدۀ باریتعالی (یعنی ائمه اطهار -ع)، مُستکفی است (که بیان شد سه مرتبه و درجه دارد). الحمد للّه الکافی 🦋🖊 #احسان_الله_نیلفروش_زاده #کفایت #کافی #کاف #لطیفه_کفایت ─═༅࿇༅ 📖 ༅࿇༅═─ 🆔 @ehsannil ✍️ ↗️ t.me/ehsannil1 ➣ #کانال_معرفة_الحق ↗️ t.me/ehsannil2 ➣ #کانال_اللطائف_الالهیة ↗️ instagram.com/ehsan_nil 🦋 ‎‌‌‌‌‌‎─═༅࿇༅ 📖 ༅࿇༅═─ 🔹

🔹 🍃 امّا؛ آنان که حقیقتاً حضراتِ آل الله(ع) را به کاف بودن (یعنی نفسِ کفایت بودن) درک کردند و در مراتبی از فنای در حضرتشان هستند؛ به میزان قوّت درک و فنایِ خویش، مستکفی بودنِ حقیقی را درک می‌کنند و این سؤالِ تقریری باریتعالی را می‌یابند که؛ ⇜۞أَ لَيْسَ اللَّهُ بِكافٍ عَبْدَهُ۞⇝ آيا خداوند بنده ‏اش را كافى نيست؟ (زمر، 36) 🔰 امّا مطلب مهمّ، تقسیم بندی مراتبِ کسانی است که درکی از «کاف» بودنِ حضراتِ آل الله(ع) دارند. این افراد، به کیفیّت و میزان درک خود از حضراتِ «کاف»(علیهم السلام) و فنایِ در حضرتشان، در سه مرتبۀ کلّی هستند: ➊💢 (متمرکز بر شیء مطلوبِ خاصّچنین کسی، تعیّن و تشخّص و حدود شیء مطلوب خود را نمی‌بیند، بلکه خالق و حضراتِ کاف (علیهم السلام) که فانی در ایشانند را تا هر شیئی که طالبش بودند، مشاهده می‌کنند. ▣⏎ پس؛ هر شیء و امری را که طلب کنند، مافوقِ تعیّن و تشخّص و حدود آن، در وجودِ فانی شدۀ خود[در حضراتِ کاف -ع-] می‌یابند. وصفِ این افراد به فرمایش حضرت مولی امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) چنین است: 🔻«دَوَاؤُكَ فِيكَ وَ مَا تَشْعُرُ وَ دَاؤُكَ مِنْكَ وَ مَا تَنْظُر»🔺 اى انسان، داروى تو در درونت وجود دارد در حالی‌که تو نمی‌دانى و دردت هم از خودت می‌باشد اما نمی‌بينى. (📚ديوان أمير المؤمنين عليه السلام، ص: 175) که؛ ◭داء و درد؛ کلیّۀ احتیاجات را شامل می‌شود. ◮و دواء و دارو؛ کلیّۀ ما یحتاج را شامل می‌شود. ➋💢 (متمرکز بر کلیّۀ أشیاءچنین کسی، در مرتبه‌ای از فنایِ در حضراتِ کاف(علیهم السلام) است که نیاز نیست یک به یک اشیاء را بعد از خواستن و طلب کردن، در وجودش حاضر ببیند. بلکه؛ فراگیریِ حضراتِ آل الله(ع) - که نفسِ کفایت هستند- را درک کرده و می‌یابد که نفسِ هر شیئی از نفسِ واحدۀ الهی که شخصِ ائمه اطهار(ع) هستند، انشاء شده است که؛ ✿『وَ هُوَ الَّذي أَنْشَأَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ』✿ و او کسی است که همۀ شما را از «نفس واحده»(یعنی؛ حضراتِ «نفس الله تعالی» -ع-) انشاء کرده است. (انعام، 98) ▣⏎ پس؛ کلیّۀ اشیاء را چه طلب کند و یا طلب نکند، مافوقِ تعیّن و تشخّص و حدود آنها، در وجودِ فانی شدۀ خود [در حضراتِ کاف علیهم السلام] داراست. وصفِ این افراد به فرمایش حضرت مولی امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) چنین است: 🔻«أ تَزْعُمُ أَنَّكَ جِرْمٌ صَغِيرٌ وَ فِيكَ انْطَوَى الْعَالَمُ الْأَكْبَر»🔺 آيا گمان می‌‏كنى كه تو موجود كوچکى هستى؟! در حالى‌كه عالَم اکبر در تو پیچیده شده است. ✅ عالَم اکبر؛ به فراگیری خویش، همۀ موجودات را شامل می‌شود. ➌💢 (تمرکز بر انشاء اشیاءچنین کسی، در مرتبه‌ای از فنایِ در حضراتِ کاف(علیهم السلام) است که؛ نه تنها یک به یک اشیاء را بعد از خواستن و طلب کردن، در وجودش حاضر می‌بیند، و نه تنها فراگیریِ حضرات «نفس الله تعالی»(ع) (که نفسِ کفایت هستند) را درک کرده و می‌یابد که آن نفسِ واحدۀ حقیقی، هر شیئی را به وحدتِ حقیقیِ خویش، شامل می‌شود، ↷° بلکه فراتر؛ ▣⇦ مُنشئ بودن و ایجاد کننده بودنِ حضراتِ کاف (علیهم السلام) را درک می‌کند. ⏎ پس؛ کفایت را نه در درکِ لاتعیّنیِ هر شیءِ مطلوب، و نه در فراگیری تمام اشیاء، بلکه؛ 👈🏻 در «مُنشئ بودن» درک خواهد کرد. ⇣ ▣⇦ بنابراین؛ تنها این نیست که شیء مطلوب، به خواستِ او، مافوقِ تعیّن و حدّ و حدود، نزد او حاضر است، و تنها این نیست که همۀ اشیاء، یکباره، مافوقِ تعیّن و حدّ و حدود، نزد او حاضرند، بلکه؛ ❂☜ اشیاء توسّط او انشاء می‌شوند. ︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻ 🆔@ehsannil2 کانال اللطائف الالٰهیّة ︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼ ༺•✿👇🏻ادامۀ سخن👇🏻✿•༻ 🔹