☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫
رفتن به کانال در Telegram
«خداوندا! مرا پاكيزه بپذير...» •نویسـندهٔ متـنهایِ طولانـی| متنها کُپـی نیستند. •بدونِ صلوات کُپی نکنید| گرچه فوروارد بهتر است. کانال «بله» هم با همین آیدی فعاله. • دورهمیِ کوچکِ غیرجدی: https://t.me/+7bGhUfdHZhw1ZTI0
نمایش بیشتر5 031
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-47 روز
-1530 روز
آرشیو پست ها
آبِ طلبنکرده همیشـه مُــراد نیست؛
گاهی بهانهایست که قربانیات کنند! :))
خوب بود!
خصوصیّاتِ شهـید رئیسی برای دولتها، برای رؤسا، برای وزرا، همه الگو است؛ انشاءالله که از این الگو همه استفاده کنند.
[ایشان] جامعه را از حالتِ چشـمانتظاری و نگاه به بیرون خارج کرد؛ از این حالت که همیشه منتظر باشـیم ببینیم دیگـران دربارهٔ ما چـه میگویند، چه تصمیم میگیرند، چه کار میخواهند بکنند.
در سیاستخارجی دو خصوصیّت را ایشان باهم و درکنارهم رعایت میکرد:یکی تعامل، یکی عزّتمداری و عزّتمندی. …
در مسائل خارجی، از فرصتها به بهترین وجهی استفاده کرد... ایران را در چشمِ رجال سیاسیِ دنیا بزرگتر و برجستهتر کرد. انقلاب اسلامی را، ملّت ایران را، در بیانات خود و در اظهاراتِ خارجیِ خود، درست تعریف کرد و شناساند.
- شهید رئیسی در کلامِ رهبر انقلاب.«الگو»👌🏻
«دخالت در امور لبنان را کسی میکند که به شما از هزارانکیلومتر آنورتر طرح و زمانبندی میدهد! ایران طرحی نداده.» اشاره به طرحِ امریکا برای خلعسلاحِ حزبالله.
بخشـی از صحبتهای اقای لاریجانـی در لبنان رو ببینید، سفری که علیرغـم مانعتراشیهای متعدد، انجام شد. فارغ از هر نظری دربارهٔ سیاستورزیهای افراد دارید؛ متوجه میشید که میشه با تسلط بر بدیهیاتسیاست؛ طوری صحبت کرد و موضع گرفت که نه باعث نگرانی افکار عمومی دوستان شد، و نه سوءاستفادهٔ دشمنان!
در بخش دیگهای از کنفرانس خبری، آقای لاریجانی میگه:
«چه کسی به شما حمله کرد؟ آیا غیر از اسرائیل بود؟! پس مراقب باشید اسرائیل چیز دیگری بهشما تحمیل نکند. جای دوستو دشمن را اشتباه نگیرید! مقاومت سرمایهٔملی شماست؛ یادتان میآید اسرائیل در یکروز بیروت را گرفت؟! آنروز حزبالله نبود؛ اما امروز حزبالله هست و جلوی اسراییل را گرفته، با اینکـه اسرائیـل درندهتر شده؛ اما حزبالله جلوی آن را گرفته.»
اما ما که دوریم و جاماندهایم از قافله، از همینجا و همین فاصله که دلمان پر میکشد؛ سلام و دلتنگیِ ما را پذیرا میشوی حسین
عجان؟-
وقتی رئیسجمهور بعنوان مسئول رده بالایِ کشور نسبت به «بدیهیاتِ سیاست» خصوصا در یک شرایط حساس توجیه نیست و هر گوشزد کردن هم با بنبستِ هوچـیگری و چاپلوسی اطرافیانش مواجه میشه؛ امکانِ هر برداشت و سواستفادهای از سمت دشمن هست! مثل همین.
ذاتِ دشمن، دشمنیکردنه! اگه در مقابل این دشمنِ وحشی با این حجم از گاف و نابلدی و اظهارِ ضعف ظاهر بشی؛ دلش به حالت نمیسوزه و یهو متحول نمیشه و دستِ آشتی برات دراز نمیکنه؛ بلکه هارتر و وحشیتر میشه. دشمنی که قاتلِ بیش از ۶۰ هزار زن و بچهٔ فلسطینی، و هزار نفر از هموطنانِ سردار و دانشمند و زن و کودک شماست؛ کارش و ذاتش دشمنی کردنه، دیگه چرا پاسِ گل؟!
اسم این بلندبلند فکر کردنها؛ سادگی یا صداقت نیست، بیمسئولیتیست. عزتآفرین باشید! اگر بلد نیستید، یاد بگیرید!
این یکی را همین الان دوستم از پیادهروی اربعین فرستاد. من مدتهاست به این باور رسیدهام که او مصداقِ این حدیث مبارک حضرت صادق(ع) است «ای شیعیان ما! آبرو و زینتِ ما باشید.» که شاگردِ ممتازِ مکتبِ صاحبِ هیهاتمنّالذلهست. در عینِ حال که او ایرانیترین و ایراندوستترین هم هست. دوست و دشمن به نقشِ بیبدیلِ او در بهم زدن محاسباتِ کفتارها اذعان میکنند، دوست و دشمن از او یاد میگیرند؛ گرچه بعضیها خودشان را به نفهمیدن میزنند.
در هیچ مکتبِ آزادیخواهی؛ ذلیلانه به آغوشِ تسلیم رفتن افتخار ندارد. آزادگان خوب میدانند التماس به کفتارها، گفتمانِ صلح و آشتی نمیآفریند؛ آزادگانِ جهان عزتآفرینی و عزتآفرینان را هم خیلی خوب میشناسند.
میگویند اربعینِ امسال حال و هوای دیگری دارد، میزبانانِ عراقی هرجا ایرانی میبینند با افتخار به پاسخهای موشکی ایران اشاره میکنند؛ عکسِ رهبر ایران را که میبینند بر تصویرش بوسه میزنند و بلند میگویند «خداوند این سید را برای جهان اسلام حفظ کند، اون افتخار ماست» بعضیها نوشتهاند «آسمانمان برای موشکهایتان! زمینمان برای قدمهایتان.»
او حالا دیگر فقط افتخار ما نیست، افتخار آزادگان و مظلومانیست که با هرموشک ایرانی که بر اسرائیل فرود میآمد؛ دلشان آرام میگرفت. در راهپیماییهای ضدصهیونیستی بسیاری از کشورها، تصویرِ او در کنار پرچم ایران بلند میشود. زائران یکصدا در حرم اباعبدالله(ع) میگویند «ابالفضل علمدار، خامنهای نگهدار» الهی آمین. مشابهِ این صحنه را بارها دیدهام اما، این یکی جورِ دیگریست. وَلَوْ كَرِهَ الْمنافِقون.
آزادگانِ جهان و فطرتهایِ پاک، حقیقت را میفهمند و به آن افتخار میکنند؛ حقیقتِ ایمان و استواری بر آرمان؛ عزتآفرین است. هرچند زخمی از نامردان بر پیکرهش بنشیند…
وقتی در عرض همین چندماه از جنگ ۱۲ روزه، مغز یه عده ریاستارت میشه و «واقعیت» رو فراموش میکنن و به تنظیماتِ کارخانهٔ جهان فانتزی خودشون برمیگردن و بازم نسخههای فانتزی برایِ مواجهه با واقعیات بینالملل میپیچن؛ تازه میفهمم چطور بعضیها تاریخمعاصر و سرگذشتِ صدسالِ اخیر کشورشون رو به همین راحتی تحریف میکنن و یا پای اراجـیفِ تحـریفکنندهها میشـینن.
فقدانِ مبنا!
مغزهای کوچکِ غربزده.
«الان بریم درست کنیم دوباره میاد میزنه!»
ترامپ اخیراً و مجدداً طی یک گندهگویی ایران رو تهدید کرده و گفته اگه ایران بخواد برنامهٔ هستهای خودش رو بازسازی کنه؛ دوباره میزنیمش. فارغ از اینکه برخلافِ بعضی فضاسازیها، طرفِ بدعهد و متجاوزِ غربی هیچ اشتیاقی به مذاکره و حرفزدن و دعوا نکردن نشون نمیده؛ اما رئیسجمهور جمهوریاسلامی ایران؛ کشوری که به لطفِ خدا و عنایتِ امام زمان، و درایتِ یک رهبریِ بینظیر ۱۲ روز در برابر ناتو، اروپاییها، امریکا و اسرائیل ایستادگی کرد و در چندساعت همهٔ فرماندهانش رو جایگزین کرد، و با توانِ نظامیِ ساختهٔ فرزندان همین سرزمین دشمن رو مجبور به آتشبس کرد و کارشناسان بینالمللی رو شگفتزده کرد؛ درحالیکه دشمن در محاسبات خودش نابودی و تسلیمِ چندساعتهٔ ایران رو پیشبینی کرده بود؛ باید در برابرِ تهدید مجددِ این تروریستهای کراواتی، ادبیاتی محکم و رسا و از موضعِ قدرت داشته باشه؛ نه اینکه برای توجیه یک رویکرد و در جواب منتقدین اون رویکرد، از همون تهدید وام بگیره و تکرارش کنه. باور کنیم که گوشزد کردنِ این موارد همه از سرِ خیرخواهیه!
#بدیهیات.
-
در یکسالگی دولتِ فعلی؛ هنوز مشغولِ توضیح این بدیهیاتیم که خواهشاً در انتخاب مشاوران آقای رئیسجمهور که متن سخنرانیها رو مینویسن تامل کنید، لطفاً در استفادهٔ از کلمات و عبارات دقت کنید؛ چون مواضعی که بصورت علنی اعلام میکنید فقط در چهاردیواریِ خودتون منعکس نمیشه؛ بلکه توسطِ رسانهها و سیاستمداران خارجی بصورت کامل تحلیل میشه و احتمالاً اونها اینطور تصور نمیکنن که رئیسجمهور و دولتیهایِ ما، کلمات اشتباهی رو برای بیان انتخاب کردن و اشتباه لفظی بوده! چه بسا تحلیلشون از این صحبتها «محاسبات» آیندهٔ دشمن رو میسازه؛ تحلیلها و محاسبهسازیهای اونها بخاطر انتخابِ کلمات غلط و اشتباهِ شما متوقف نمیشه! هنوز مشغول اینیم و باز هم تکرار میشه! سخنگویدولت هم از «هیچ» برای دولت دستاورد میسازه.
پزشکیان دربارهٔ مذاکرات:
حرف نمیزنی؟ خب میخوای چکار کنی؟ میخوای بجنگی؟ خب اومد و زد؛ الان بریم درست کنیم دوباره میاد میزنه!
این نگاه رئیس یک دولت به موضوع مذاکرهست. همینقدر ناقص. حرف نمیزنیم؟ کِی بوده که حرف نزدیم؟ حتی وقتی طرف زد زیرِ برجامی که حاصلِ سالها حرفزدن بود هم ما رفتیم حرف زدیم؛ بعد مگه وسط حرفزدن نبودیم که طرف زد زیرِ میز حرفزدن؟ مگه وسطِ همین حرفزدن طرف به خاکِ ما حمله نکرد؟ هنوز تصورت اینه که اگه حرف بزنیم دیگه «دعوا نمیشه»؟ در نهجالبلاغه نیومده «زنهار از دشمن خود پس از صلح، زیرا گاهى دشمن نزدیک مىشود تا غافلگیر کند»؟ پشتِ میکروفن و علنی میگی «اگه بریم درست کنیم دوباره میاد میزنه»؟
کی میگه بشین تحمل کن؟ نمیشه بجای تعطیلات رفتن؛ روستا به روستا بری دنبالِ ظرفیت داخلیت؟ نمیشه از ظرفیت همسایگی و شرکایِ تجاریت بهره ببری؟ دنیا خلاصه شده در همونیکه وسطِ حرف زدن بهت حمله میکنه؟
حرف بزن؛ اما نه با اینهمه پالسِ ضعف!
بدتر از اینا اینهکه برای تکرارِ این آدرسهای غلط، از «مقام معظمرهبری» هم مایه میذارید…
نمیشود! نمیتوانیم! ممکن نیست! گرفتاریم! مصیبت میبارد! دوباره میزند!
«چه کربلا نرفتهها، که کربلاییاند..»
تو مصـداقِ کاملِ همین شعـری. کربلا نرفتهای که نفسهایش هم کربلاییست. هدفش، آرمانش، افقِ نگاهش. آنها که تورا از دور میشناسند هم میگویند اعتقادِ رهبرِ ایران به هیهاتمنالذّلهای که امامحسین(ع) فرمود؛ از مهمترین دلایل ایستادگیِ آنهاست. تو در صفِ اولِ کربلاییهایی، مقتدایِ تو حسـینابنعلی(ع)ست. چه زیبا مولایی و مقتدایی! ای طلایهدارِ اربعین نرفتهها.
دکورِ محرمشهرِ میدون آزادی، چقدر دلتنگم میکنه. دلتنگیای که چندوقته میخوام به روی خودم نیارمش، میدونم قلبم توان حملش رو نداره. «یا عباسِ» دکور رو که دیدم گفتم: کاش بخونه خوشگلی و مَهجبینی…
صدای منو شنیدی؛ خوند و همهٔ صحنههای برای اولینبار دیدنت اومد جلوی چشمم عزیزِ دلم. دلم برات تنگ شده عزیزِ دلم. خداروشکر که اون دلتنگی و بیقراریِ معروف عاشقهات رو دارم زندگی میکنم. خداروشکر چشمهام رو میبندم و خنکیِ صحن و سرات میخوره تو صورتم؛ وقتی از آتیشِ گرمایِ بیرون بهت پناه میآوردم. خداروشکر که حتی برای یه سلامِ از دور هم نگام میکنی. خداروشکر که برای این از دلتنگی سوختن؛ به من دل دادی. خداروشکر که دلم برات تنگ شده؛ عزیزِ دلم…
طبق گفتهٔ آقای پزشکیان، قرار بود اذربایجان «قوم و خویش»ِ ما باشد؛ نفوذِ اسرائیل و امریکا در آنجا هم تقصیرِ ماست! گذرگاههای مرزی شمال غربی ایران هم مسائلی جزئی و بیاهمیتاند! حالا یکطرف اذربایجان، یکطرف ارمنستان دورِ ترامپِ «ناعزیز» جمع شدهاند و نامِ کریدور مذکور را هم گذاشتهاند کریدورِ ترامپ. ترامپ هم بخشی از کریدور زنگزور در خاک ارمنستان را بهمدت ۹۹ سال با یک امضا به یک شرکت آمریکایی اجاره میدهد!
موضوعِ مطرح؛ نوع نگاهِ شما به موضوعات کلان و حیاتیست. همین نگاهی که ممکن است تبدیل به راهبردی هرچند مقطعی شود. وقتی مسائل را با عینکِ سادهسازی و قوم و خویشی و «ولکن فلانی» میبینید و جامعه را سرگرمِ سرابی بنام مذاکره میکنید، در تعطیلات به سر میبرید و به حاشیههای شیرینتان مشغولاید، فرصتسوزی کمترین آسیب به منافعِ ملیست.
بقیه هم شاید باید بههمان دعواهای کهنه و نخنما و سرگرمیهایِ عبث مشغول باشند!
+1
سیّد محمدحسین راجی چندروز قبل خطاب به پزشکیان نوشته بود:
«آقای رئیسجمهور!
همین یک راهبرد برای تغییر دادن مشاورانتان کافیست! کریدور زنگزور، خطِمقدم نبرد پنهان بر سر موقعیتِ منطقهای ایران است. علیاف، با پشتیبانی ترکیه و به نمایندگی از اسرائیل، میکوشد تا جهتِ تسلط بر این کریدور، ایران را از اتصالراهبردی با ارمنستان،قفقاز و حتی اروپا محروم کرده و به محاصرهٔ ژئوپلیتیکی بکشاند.
نادیدهگرفتن این تهدید، تن دادن به اختلال در عمقِ استراتژیک کشور است.
دسترسی همزمان به خلیجفارس، قفقاز، آسیای میانه، و دریای مدیترانه، ما را رقیبی بیبدیل برای قدرتهای منطقهای و فرامنطقهای مبدل ساخته؛ که با ازدستدادن یک کریدور، قطعهای از پازل عمقِ استراتژیکِ ما برای همیشه حذف میشود.»
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
- رحمتِ خدا بر سید ابراهیم رئیسیِ عزیز…
وقتی در تاریخ میخواندیم «بحرین دختر خودمان بود، عروسش کردیم» از اینهمه ناتوانی در فهمِ ضرورتها و نفهمی در حفظِ منافعملی سرمان داغ میکرد.
فکر نمیکردیم امروز عدهای در برابر فرصتسوزیهایِ واضح ضدِ منافع ملی، به همین راحتی بگویند «دیگر کاریست که شده! شُل کنید کمتر دردتان بگیرد، با واقعیت کنار بیایید!» همانها که یکعمر همهٔ تخممرغهایشان را در سبدِ روباهغربی چیدند به امیدِ آنکه جوجه شود! اما طرف روباه بود!
وقتی در تاریخ میخواندیم «بحرین دختر خودمان بود، عروسش کردیم» از اینهمه ناتوانی در فهمِ ضرورتها و نفهمی در حفظِ منافعملی سرمان داغ میکرد.
فکر نمیکردیم امروز عدهای در برابر فرصتسوزیهایِ واضح ضدِ منافع ملی، به همین راحتی بگویند «دیگر کاریست که شده! شُل کنید کمتر دردتان بگیرد، با واقعیت کنار بیایید!»
همانها که یکعمر همهٔ تخممرغهایشان را در سبدِ روباهغربی چیدند به امیدِ آنکه جوجه شود! اما طرف روباه بود!
