fa
Feedback
☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫

☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫

رفتن به کانال در Telegram

«خداوندا! مرا پاكيزه بپذير...» •نویسـندهٔ متـن‌هایِ طولانـی| متن‌ها کُپـی نیستند. •بدونِ صلوات کُپی نکنید| گرچه فوروارد بهتر است. کانال «بله» هم با همین آیدی فعاله. • دورهمیِ کوچکِ غیرجدی‌: https://t.me/+7bGhUfdHZhw1ZTI0

نمایش بیشتر
4 984
مشترکین
+1024 ساعت
+707 روز
+27330 روز
آرشیو پست ها
من فکر می‌کنم بعضی از ما گاهی توی تحلیل‌هامون دچارِ توهّم می‌شیم، اولاً اکثراً نقد بلد نیستیم. نقد برایِ پیش رفتنه، وقتی یکی دلسوزانه به شما انتقاد می‌کنه و شما اصلاح‌ش می‌کنی و می‌بینی چقدر همه‌چی بهتر شد؛ این اسمش نقده. عیبِشو که گفتی و ترکوندی‌ش؛ حداقل هنرش نیز بگو! نفیِ حکمت مکن از بهرِ دل عامی چند. ولی بعضی از ماها ترجیح میدیم عیب‌ش رو بگیم و بکوبیم و در تریبون‌هامون طرف رو لِه کنیم؛ بدونِ توجه به این‌که آیا خطایِ طرف عامدانه بوده؟ آیا این خطا با تذکری‌چند حل نمی‌شده؟ آیا این خطا به هدفِ دهن‌کجی به ارزش‌ها بوده؟ حالا چرا دچار توهّمِ می‌شیم؟ چون از یه ‌طرفِ بوم میفتیم؛ یکی‌مون نقد بلد نیست و با ادبیاتِ بسیار زننده‌ای می‌کوبه و توهّمِ تاثیرگذاری می‌زنه، ولی در مواجهه با سایر ‌پدیده‌ها از همین جنس، سازِ دیگه می‌زنه [مثالِ واضح‌ش در برخورد با اشتباهات رائفی‌پور در همین کانال‌های کوچکِ تلگرامی؛ یا در برخورد با حرفِ یقیناًاشتباهِ رضا هلالی] یکی‌مون کلا قائل به نقد و تذکر نیست و معتقده که اگه انتقاد کنی یا خطایی رو تذکر بدی؛ طرف کلاً می‌پّره و زده می‌شه و بهتره اون در اشتباهِ خودش بمونه و ما در سکوت و زندگی شیرین بشود؛ در غیر این‌صورت وای حالا چه باید با این دافعه کرد؟ نقد و تذکرِ دوستانه برایِ دشمن نیست! که بگیم عیب نداره عزیزِ ما رو ترور کرد، عزیزانِ ما رو تحریم کرد؛ مهم اینه که ما باید باهاش بسازیم! با دشمن باید «اشدّاء علیٰ الکفّار» بود، دشمن هم سطوحِ مختلفی از نفاق رو در همین جامعه‌یِ ما در جریان داره که بعضاً رسوا شده؛ ولی با اونی‌که جلوی چشم‌مون [و تاجایی‌که در این مسیر یاری‌گر می‌ماند] زحمت کشیده باید «رُحماء‌ بَینَهم» بود! و تمامِ این اشتباهات محاسباتیِ ما در برخورد با پدید‌‌ه‌ها؛ اگر از عدمِ تقوا بگذریم، بخاطرِ عـدمِ تسلط به تمام زوایایِ موضوعه. آدمیم دیگه؛ فکر می‌کنیم با این‌که «جاهــلی بینِ عُلمائیم» ولی هرچه کوبنده‌تر و گل‌به‌خودی‌بزن‌تر توئیت و پست بذاریم، بیشتر دیده می‌شیم و کِیف میده. ترسناکیم.

جمعیتِ اربابِ وفا، نگسلد از هم.. تا نامِ تو در حلقه‌یِ این سینه‌زنان است، این حلقه به امیدِ خدا، نگسلد از هم.. •تاسوعایِ‌حسین
جمعیتِ اربابِ وفا، نگسلد از هم.. تا نامِ تو در حلقه‌یِ این سینه‌زنان است، این حلقه به امیدِ خدا، نگسلد از هم.. •تاسوعایِ‌حسینی،اردبیل

جمعیتِ اربابِ وفا نگسلد از هم.. این سلسله تا روزِ جزا نگسلد از هم.. تا نامِ تو در حلقه‌یِ این سینه‌زنان است، این حلقه به امید
جمعیتِ اربابِ وفا نگسلد از هم.. این سلسله تا روزِ جزا نگسلد از هم.. تا نامِ تو در حلقه‌یِ این سینه‌زنان است، این حلقه به امیدِ خدا، نگسلد از هم..

اقای نماینده در توئیتـر از لفظِ «ارزشی» و ساندیس‌خور برایِ توهین استفاده می‌کنه، چون «جایگاه و صندلی» رو از دست رفته می‌بینه
+1
اقای نماینده در توئیتـر از لفظِ «ارزشی» و ساندیس‌خور برایِ توهین استفاده می‌کنه، چون «جایگاه و صندلی» رو از دست رفته می‌بینه و به سبکِ بعضی خواصِ مطلوبش؛ عوام‌فریبانه دنبالِ موج‌سواریه تا از این طریق بتونه توجهِ گروهی خاص رو جلب کنه؛ فراموش کرده سال ۹۶ غیرتِ همین ارزشی‌ها اگر نبود؛ داعش با حمله به مجلس دروازه‌ای رو فتح می‌کرد که سرِ بریده‌ی این مدعی طلبکار و امثالهم کمترین بهایِ جمع کردنش می‌شد؟! •مجلسِ محترم! نسبت به این نماینده‌ی هتاک چه واکنشی خواهید داشت؟

کتاب‌خونه‌یِ دایی.
+1
کتاب‌خونه‌یِ دایی.

به نام خدای عباس(ع) پناه خیمه‌ها یه خانواده که وضع مالی‌شون اصلا مساعد نیست برای پیش خونه‌شون فوری به ۱۸ میلیون نیاز دارن کمک کنیم و پناه‌شون بشیم؟ 6037 9975 2200 6882 میر

تا نیزه‌ات زدند، زمین خورد خواهرت با تو چه کرده‌اند؛ در این روزِ آخری؟ از رویِ نِیزه، سایه‌ات افتاده بر سرم ممنونم ای‌ حسین!
تا نیزه‌ات زدند، زمین خورد خواهرت با تو چه کرده‌اند؛ در این روزِ آخری؟ از رویِ نِیزه، سایه‌ات افتاده بر سرم ممنونم ای‌ حسین! که در فکرِ خواهری..

گودال می‌برند، که قربانی‌ات کنند.. در تیرهایِ حَرمله؛ زندانی‌ات کنند.. لب‌تشنه جان سپُردی و، این ابرهایِ تار؛ حسرت به دل شدند که بارانی‌ات کنند..

گودال می‌برند، که قربانی‌ات کنند.. در تیرهایِ حَرمله؛ زندانی‌ات کنند.. لب‌تشنه جان سپُردی و، این ابرهایِ تار؛ حسرت به دل شدند که بارانی‌ات کنند..

تشنه‌ای، آه! و دارد لبِ تو می‌سوزد، آب مهریه‌ی زهراست، اگر بگذارند… رفتی و دختـرِ تو، زمزمه دارد که کَفَن کهنه پیراهنِ باباست؛ اگر بگذارند…

گفت «عباس!»، آن‌طرف طفلی صدا زد «الْعَطَش!» ناگهان برخاست مردی، گام‌هايش آشناست… مُشک را بر دوشِ خود انداخت، بسم‌الله گفت؛ زير لب یک‌ریز می‌گفت: «از من آقا آب خواست..»

معشوق‌ننه به دایی می‌گفت «اسلام بالاسی» می‌گه بچه‌یِ من که نبود، بچه‌یِ اسلام بود و تقدیمِ اسلام شد، می‌گه من که یه پسر دادم،
+1
معشوق‌ننه به دایی می‌گفت «اسلام بالاسی» می‌گه بچه‌یِ من که نبود، بچه‌یِ اسلام بود و تقدیمِ اسلام شد، می‌گه من که یه پسر دادم، چی کشید حضرتِ زینب؟

حسین‌ع دیگر هیــچ نداشت كه فدا كند، جز «جان» كه میان او و ادایِ امانت اَزَلی فاصله بود.. فتحِ‌خون

دستانِ عباس‌بن‌علی قطع شده بود که آن ملعون توانست گُرز بر سرِ او بکوبد.اما تا دستانِ ظاهــر بُریده نشود، بال‌هایِ بهشتی نخواهد رُست. اگر آسمانِ دنیا بهشت است؛ آسمانِ بهــشت کجاست، که عباس‌بن‌علی پرنده‌یِ آن آسمان باشد…؟ •شهیدسیدمرتضی‌آوینی فتحِ خون

Repost from Stars_motion.ir
#محرم_۱۴۴۵🥀 آب از هیبت عباسیِ تو می‌لرزد بی عصا آمده‌ای، حضرت موسی شده‌ای به سجود آمده‌ای یا که عمودت زده ‌اند؟ یا خجالت زده‌ای وه که چه زیبا شده‌ای… یا اخا گفتی و ناگَه کمرم درد گرفت، کمر خم شده را غرق تماشا شده‌ای … ‏🏴