fa
Feedback
☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫

☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫

رفتن به کانال در Telegram

«خداوندا! مرا پاكيزه بپذير...» •نویسـندهٔ متـن‌هایِ طولانـی| متن‌ها کُپـی نیستند. •بدونِ صلوات کُپی نکنید| گرچه فوروارد بهتر است. کانال «بله» هم با همین آیدی فعاله. • دورهمیِ کوچکِ غیرجدی‌: https://t.me/+7bGhUfdHZhw1ZTI0

نمایش بیشتر
4 987
مشترکین
-124 ساعت
+837 روز
+27130 روز
آرشیو پست ها
-حواسِـمون به قیــمت‌ها باشه! -درُست نگاه کنیم به امام‌صادق(ع)، -درُست دوستشون داشته باشیم، -موقعی قدرشون رو می‌دونیم که… •استاد شجاعی| پیشنهادِ عالی..♥️

استاد غلامی زمانی‌که بینِ صحبت‌ها می‌خوان از ‌حضرت پیامبر(ص) یاد ‌کنن، به رسمِ ادب صداشون رو پایین میارن و موقعِ نقلِ احادیث و فرمایشاتِ پیامبر(ص) این‌طور شروع می‌کنن «پیامبرِ نازنین و نورانی‌مون می‌فرمایند که…» واقعاً حالم خوب می‌شه. و واقعاً نوعِ قشنگی از ادب و اِرادَت رو یاد می‌گیرم. استادِ خوب نعمته.

•جانِ جَهــان؛ نامَش سُتوده است، سِتایش بر او.. مُحَمَّـــــد(ص).✨ •وَمَاأَرْسَلْنَاكَ‌إِلَّارَحْمَةً‌لِلْعَالَمِينَ..

-قرن­‌هاست که زمین انتظارِ مردانی این‌چنین را می‌کِشَد، تا بیایند و کربلایِ ایران را عاشقانه بسازند و زمینه­‌سازِ ظهور باشند، آن مردان آمدند و رفتند، فقط من و تو ماندیم و از جریان چیزی نفهمیدیم.. •سیدمرتضیٰ‌آوینی. •لبّیک یامَهدی! میدان امام‌حسین(ع). •نکندکه‌جابمانیم…؟

یه حمد شفا ازتون می‌خوام

در ادامهٔ این پستِ نور و مثالِ معاصری برایِ این فرمایشِ حضرت آیت‌الله بهجت(ره)؛ ماجرایِ جنایت اسپایکر رو مرور کنیم. در سال ۲۰۱۴ وقتی تازگی داعش موصِل رو تصرّف کرده بود، جنایتی توسط داعش در تکریت رُخ داد. قتلِ عام ۱۷۰۰ تا بیش از ۲۰۰۰ دانشجویِ شیعهٔ پایگاه نیروی هوایی اسپایکر! جوانان تازه اعزام شده و بی‌سلاح، از ترسِ حملهٔ داعش به پادگان با وجود هشدار فرمانده‌ها به ترک نکردنِ پایگاه، فریب برخی عشایرِ وابسته به خانوادهٔ صدام رو خوردن که به اون‌ها وعده دادن تا اون‌ها رو تا سامراء همراهی کنن و از آنجا می‌تونن راهیِ شهر خودشون بشن. ولی درنهایت اون‌هارو به داعش لو دادن، و داعشی‌ها هم این جوان‌هارو با شلیکِ گلوله و یا بریدنِ سر قتلِ‌عام کردن، بطوری که رودخانهٔ دجله از خونِ این‌ها قرمز شد.. نکته این‌جاست که حاج اقای حسینی قزوینی روایت می‌کنن چندسال قبل، در شبکهٔ فدک -که وابسته به شیعهٔ انگلیسی‌ هست -یک جشنی با محتوایِ همین مراسمات برائتی و لعن‌هایِ علَنی و لباس‌هایِ قرمز پخش شده بود- در شب ۱۷ رمضان- و داعشی‌ها وقتی اسلحه رو رویِ شقیقهٔ این سربازها می‌ذاره فریاد می‌زنه که این‌ها انتقامِ همون اهانت‌هایِ شما شیعیان به عایشه‌ست! [که جملهٔ اصلی رو بیان نمی‌کنم] و یه این بچه‌ها شلیک می‌کنه و تک‌تک اون‌ها رو داخلِ آب میندازه. در پلتفرم‌هایی که داعش و تکفیری حضور داره از این قبیل به اصطلاح انتقام‌گیری‌هایِ مراسمات لعن زیاده. همین داعشی که با رهبریِ رهبرِانقلاب اسلامی و مرجعیتِ شیعه، مقرِ مرکزی‌ش نابود شد و هزاران جوان با بدنِ بی‌سر از جنگ با تکفیری‌ها برگشتن و شمایِ نوعی به طعنه و کِیفور از مبارزه؛ روی یک تکّه مقوا حرف از بی‌خاصیتیِ این انقلاب می‌زنید، و محضِ دل‌خنک شدن؛ علناً رویِ حرفِ بزرگان دین بدعت می‌ذارید و چنین مراسماتِ وهن‌انگیزی برگزار می‌کنید و با افتخار با نامِ «ولایت» منتشر می‌کنید ولی دریغ از ولایت‌پذیری! و نمی‌دونید چه بر سرِ شیعهٔ بی‌حکومت و بی‌قدرت در جهان میاد؛ درحالی‌که بجای استدلال و برهان و استناداتِ متقن از غدیر و ولایت امیرالمؤمنین(ع) و استواری بر اصولِ تشیّع؛ شادمان از مبارزه و دور زدنِ حکمِ صریحِ ولی‌فقیه‌‌اید.

Repost from نور
برای یکی از دوستان داشتم این کلام آیت‌الله بهجت رو بسط میدادم «که اگر بخاطر این کارها خونی از بینی یکی از شیعیان بیاد، در ریخته شدنِ اون خون ما هم شریک‌ایم.» و یاد یه خاطره‌ای از بچگیم افتادم، یه مسجدی بود تو مدینه که اسمش دقیق یادم نیست، اما معروف بود به مسجدِ شیعیان، ما تو سفری که داشتیم، گفتیم یکی از نمازهارو اونجا بخونیم، دمِ غروب و بعد نماز یهو خیلی شلوغ شد، و یه عده نیروی نظامی هم درهای مسجد رو بستند، چرا؟ نمیدونم، تا یه چند ساعت هم تو مسجد پشت درهای بسته بودیم.. بعدا یکی از اهالی اونجا اومد گفت هر موقع اینجا شلوغ میشه یا اتفاقی بیرون از اینجا میفته، میان و اذیت می‌کنن.. هیچی دیگه خودتون ربط بدید به بازتابِ رسانه‌ای مراسمات عیدالزهرا و دلیلِ جایز نبودن این مراسم‌ها از بیان مراجع.

حضرت سجّاد (علیه‌السلام) فرمود: -مردم زمان غیبت امام‌زمان عج، ‌که به امامتش معتقد و منتظرِ ظهــور هستند؛ بافَضیـلت‌ترین مردم‌ها هستند…چرا؟ •اللهم‌لَینْ‏‌قَلْبِی‏‌‌لِوَلِیِّ‏‌أَمْرِك• «خدایا قلبِ منو برایِ ولیّ‌امرت نرم کن.» که با اسمِ حضرت، قلبِ من پُر از اشتیاق به وجودِ نورانی‌ش بشه و عشقِ حضورش در رگ‌هایِ من موج بزنه. و در برابرِ تمسخُر‌هایِ اهلِ شَک، اهلِ یَقیـن باشم و در برابرِ توهین‌‌ها و آزارِ روزگارِ آخرالزمان؛ مُحکم.و به عشقِ حضور و وجودش؛ امیدوارتر از هر امیدواری..

از من پرسیدند چرا در کانال‌ت حرفی دراین‌باره نمی‌زنی؟ امامتِ امام‌زمان سرِجایِ خود. گفتـم عِلــمی دراین‌باره ندارم. تخصّصی هم
+1
از من پرسیدند چرا در کانال‌ت حرفی دراین‌باره نمی‌زنی؟ امامتِ امام‌زمان سرِجایِ خود. گفتـم عِلــمی دراین‌باره ندارم. تخصّصی هم.این‌ها را فرستادم و گفتم: «من همین‌ها را می‌دانم؛ که سمعاً و طاعتاً

«در این راستا» حتماً گوش بدید. •اگر شما هرتلاشی بکنید درحالی‌که تلاشِ شما، هدفش نابود کردنِ دشمنانِ اهل‌بیت نباشه؛ وقتِ خودتون رو تلف کردید. ثواب داره‌ها، بی‌ثواب نیست، اما ما باید برایِ تلاش‌هامون به دنبالِ نتیجه باشیم. •اگه زورت نمی‌رسه؛ در ذهنت، قلبت، دعاهات این‌کارو بکن. •اگه زورت بیشتر می‌رسه؛ کارِ عملی هم بکن؛ از پول، آبرو، عِلم و تخصّص‌ت مایه بذار. •باید بدونیم درحالِ حاضر، امامِ زندهٔ ما، از شخصِ ما چی می‌خواد؟ امام، شیعهٔاَدایی نمی‌خواد.

استادشجاعی، در جوابِ این‌که چرا مُدام از امام‌زمان می‌گن و در این حیطه فعالیت می‌کنن، اشاره به خوابی که سال‌ها پیش دیدن می‌کنن: -جنگ تموم شده بود و من بعد از پایانِ جنگ، یه خوابی دیدم. اون‌موقع ۲۵ ساله بودم که خواب دیدم قیامت شده و روزِ حسابرسی رسیده؛ من با نگاهی که به خودم و امیدی که به بزرگان و اهلِ‌بیت داشتم، سرم رو بلند کرده بودم و سینه‌ستبر، منتظر بودم درهایِ بهشت به روم باز بشه ولی با کمالِ تعجّب دیدم که همهٔ درها رو بستن و به من گفتن «شما جهنمی هستی!» یعنی از بهشت خبری نیست… همش از خودم می‌پرسیدم جهنم چرا؟ داشتم سوابقِ خودم رو مرور می‌کردم که از چندسالگی جبهه بودم و در فعالیت‌هایِ مختلف شرکت داشتم تا این‌که رسیدیم لبِ جهنم، به قدری ترسناک بود که حتی نگاهش هم کُشنده‌س، من مثلِ حیوانی که رَم کرده بود فرار کردم، اون لحظه به این فکر می‌کردم که چه پناهگاهی دارم؟ به کجا پناه ببرم؟ که یاد سیدالشهدا افتادم و رویِ زانو افتادم، و با گریه و بیچارگی شروع کردم به خوندنِ زیارت عاشورا. تا این‌که زدن پشتم و به من گفتن «امام شفاعتِ تورو کرده»، موقع برگشتن یه نامه‌ای- مثل نامهٔ اعمال- به من دادن تا ببینم چه گناهی کردم؟ نامهٔ اعمال‌م سفیدِ سفید بود که یه گوشه‌ش نوشته بود «کوتاهی در برابرِ امام زمان…» وقتی بعدها با بزرگان دراین‌باره حرف زدم به این نتیجه رسیدم که؛ می‌شه ما اهلِ جبهه هم باشیم ولی ارتباطی با امامِ زمان خودمون نداشته باشیم؛ محوریتِ کارها و زندگی‌هامون امام‌زمان نباشه؛ ظاهراً برایِ اسلام کار کنیم ولی محوریتِ ما ولایت و شخصِ حضرت صاحب‌الزمان نباشه و اَمان!-

حیثیتِ آخرتی هرکسی بسته به اینه‌که؛ تو این لشکر چه جایگاهی داره؟ الان باید تکلیــفِ خودت رو روشن کنی، کجایِ لشکرِ امام زمانی…؟ •استاد شجاعی| پیشنهادِ ویژه.🪴

آقایِ من! ردایِ سبزِ امامـَت مبارکت، پوشیدنِ لباسِ خلافت مبارکت، ای آخرین ذخیره‌یِ زهراییِ حسین(ع) آغازِ روزگارِ امامت؛ مبارکت… •جانِ ما و جهانِ ما آدم‌هایِ بی‌معرفت، به فدایِ قدم‌هایِ شما، امامِ منتظَـــر.. که می‌بینی و از احوالِ ما باخبری و بر غصه‌هامان غصه می‌خوری و بر عاقبت‌بخیری‌مان دعا می‌کنی؛ ولی پُشت می‌کنیم به این انتظار و پُشتِ‌پا می‌زنیم به آنهمه قول و قرار..

مرورِ می‌کنم خاطرات بچگیمو، تو حیاطِ کوکب‌باجی، همسایهٔ دیوار به دیوارِ مامان‌بزرگم. شب‌نشینی‌هارو، تویِ حیاط خوابیدن، داخل پشه‌بندِ کوکب‌باجی. چای‌خوردن تویِ اون استکان کمرباریک‌ها با نعلبکیِ جایزهٔ چای گَلین. چقدر هوا خوب بود، هوا خنک بود، از بینِ دیوارِ مشترکِ خونه‌هاشون یه محلِ گذر باز کرده بودن، از اون‌جا می‌رفتیم میومدیم، عصری می‌شد و با چایی‌ تازه‌دَم، داد می‌زدیم «آی کوکب‌باجی…» می‌گفت «آی بَلی!» و این یعنی اومدم، دارم میام، و میومد و دورِ هم بودیم اون‌موقع‌ها. آدم‌های بچگی‌م دارن دور می‌شن، یا ما ازشون دور می‌شیم؟ نمی‌دونم. بی‌اینکه بفهمیم. هممون که ماشینی شدیم، دور شدیم، درگیر شدیم، درگیرِ دو روزِ دنیا. مثلاً بزرگ شدیم! اَدا شدیم. کوکب‌باجی فراموشی گرفت؛ می‌گفتن حتی اسمِ خودش رو هم یادش نمیاد. دیروز که مامان زنگ زد، گفت کوکی‌باجی فوت کرده، می‌گفتن هیچکس رو یادش نمیاد. ولی دمِ آخری در حالِ احتضار که بود؛ گفت «در و باز کنید، امیرالمؤمنین داره میاد، حضرتِ ابالفضل داره میاد». می‌گفتن لحظهٔ آخری برایِ «دایی» لالایی خوند، و تموم کرد… -منّت سرم می‌ذارید اگه نمازِ لیلة‌الدفن بخونید، برایِ آدم عزیزِ خاطرات بچگی‌م. -کوکب- فرزندِ سیف‌الله.

مواظب باش از اینکه بخواهی شایعه و سخن‌پراکنی نمایی و یا اینکه بخواهی دنبالِ مقام و ریاست باشی و تشنه‌یِ آن گردی،چون هر دویِ آن‌ها انسان را هلاک خواهد نمود. -امام حسن عسکری(ع)

۱۴۰۱/۲/۲۱ -در مدارس نظرخواهی کنید ببینید چند درصد «کاظمی‌آشتیانی» را با آن همه خدمات می‌شناسند؟ و «رونالدو» را چند درصد؟ ما چرا افتخاراتِ ملیِ خودمان را نمی‌شناسیم؟ -این فرهنگِ سلبریتیسم فراگیره و در سطحِ جهانی بصورتِ افراطی دیده می‌شه، برایِ مثال در کُره و مقولهٔ معروف BTSفن‌ها! کُشته شدنِ بیش از صدنفر در هالووینِ معروف کرهٔ جنوبی بخاطر شایعهٔ حضورِ یک سلبریتی در یک محل. در ایران و ماجرایِ ازدواج رضاگلزار و دخالت سلبریتی‌ها در حوزه‌هایِ مختلف، و ایفایِ نقش بعنوان یک رسانه. چطور می‌شه این رو مدیریت کرد؟ با محصولاتِ رسانه‌ای؛ فیلم، مستند، انیمیشن، کتاب. در سرزمینی که هزاران الگویِ فکری، عقیدتی و اخلاقی - مثل علی‌لَندی- وجود داره، آموزش‌پرورش و رسانه بعنوانِ دو اُرگانِ تاثیرگذار، تا چه حد برای معرفیِ این الگوهای حقیقی موفق عمل کرده؟! آیا اقدامِ به‌موقع و کافی‌ای صورت گرفته تا جلویِ تحریفِ این چهره‌ها توسطِ رقیب گرفته بشه؟ •امروز سالگردِ شهـادتِ قهرمانِ نوجوان «علی لَندی‌» هست، نوجوانی که برای نجاتِ دو زن از آتش، خودش رو به دلِ آتش انداخت و سوخت..

مگر نديده‏‌اى كه خدا از آسمان آبى فرود آورد، پس آن‌را به چشمه‌هايى كه در [طبقاتِ زيرين] زمين است راه داد، آنگاه به وسيلهٔ آن
مگر نديده‏‌اى كه خدا از آسمان آبى فرود آورد، پس آن‌را به چشمه‌هايى كه در [طبقاتِ زيرين] زمين است راه داد، آنگاه به وسيلهٔ آن کِشت‌زاری را كه رنگ‌هایِ آن گوناگون است بيرون می‌آورد، سپس خشک می‌گردد، آنگاه آن را زرد می‌بینی، سپس خاشاكَش می‌گرداند، قطعاً در اين [دگرگونی‌ها] براى صاحـبانِ خِرَد، عبرتى است.. -آیه۲۱ سورهٔ‌محترم‌زمر