fa
Feedback
☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫

☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫

رفتن به کانال در Telegram

«خداوندا! مرا پاكيزه بپذير...» •نویسـندهٔ متـن‌هایِ طولانـی| متن‌ها کُپـی نیستند. •بدونِ صلوات کُپی نکنید| گرچه فوروارد بهتر است. • دورهمیِ کوچکِ غیرجدی‌: https://t.me/+7bGhUfdHZhw1ZTI0

نمایش بیشتر
4 848
مشترکین
+1724 ساعت
+667 روز
+9530 روز
آرشیو پست ها
گفت: «الهی خدا مُبتلات کنه به عشـــقِ حسین‌ع..»

- این تصویر و این تصاویر از هرجایی به دنیا مخابره می‌شد بالاخره وجدان جمعی رو بیدار می‌کرد، سازمان‌هایِ دکوری حقوق‌بشری یه تکونی به خودشون می‌دادن؛ یه‌گوشه‌ای ‌جلسهٔ بین‌المللی تشکیل می‌شد تا عاملان مستقیم و غیرمستقیمِ این صحنه‌هایِ وحشتناک بازخواست بشن، یا حداقل «تحریم» می‌شدن! پس سازمان‌هایِ فرمالیته و بی‌دردنخورِ بین‌المللی کجان؟ چطور امریکا میلیاردها دلار کمکِ مالی و تسلیحاتی به آدم‌کش‌هایِ صهیونیستی می‌ده و آب از آب تکون نمی‌خوره؟ چطور دولت‌هایِ عربی نسبت به این جنایات انقدر بی‌عار و بی‌غیرتن و شدن محلِ گذرِ جنگنده‌ها و پایگاه‌های نظامی عاملان این جنایات؟ شدن واسطهٔ عادی‌سازیِ این جنایات؟

گفته بودم این‌که اولِ صبحی، چشمم می‌خوره به محتوایِ بعضی کانال‌ها رو می‌ذارم به حسابِ رزق و نشونه؟ مثلِ «نجواگرافیِ» عزیز و محترم.🌱

گفته بودم این‌که اولِ صبحی، چشمم می‌خوره به محتوایِ بعضی کانال‌ها رو می‌ذارم به حسابِ رزق و نشونه؟ مثلِ «نجواگرافیِ» عزیز و محترم.🌱

- ترامپ دربارهٔ تصاحبِ گرینلند گفته بعید نیست که از گزینهٔ نظامی استفاده کنیم! دقت کردید؟ برایِ تصاحب و تعرض به یه بخش دیگه، به سیاقِ قرون‌وسطا همچنان قائل به زورگویی و دروغ. ‌کاری که با اوکراین و کانادا و توافق‌های بین‌المللی کرد؛ کاری که با برجام کرد، با لیبی و … و دقیقاً همون‌چیزی که از ایران می‌خواد و «علناً» بهش اذعان می‌کنه و یه شب در میون با حربهٔ رسانه‌ای زبان به تهدیدِ ایران باز می‌کنه؛ که البته پاسخِ درخوری از سمت رهبر‌ی داده شد و در رسانه‌هایِ مختلف بین‌المللی هم بهش پرداخته شد! لذا برام سواله که با وجود صراحتِ‌‌کلامِ رهبری پیرامون چراییِ عدم‌مذاکره با امریکا -به دلایلِ کاملا منطقی، مستند و مستدل که بارها و بارها بهش اشاره شده- مسئولینِ ما در کدوم دنیا سِیر می‌کنن که بجای رسیدگی به اولویت‌هایِ کشور از جمله اقتصاد و قیمتِ ارز و طلا و مسائل فرهنگی و … همچنان روی کلیدواژه‌هایِ تکراری حساب باز می‌کنن؟ واضحه که بحثِ من، دربارهٔ «روش‌‌هایِ موثرِ دیپلماسیِ هوشمندانه و عاقلانه و شرافتمندانه» نیست و دارم دربارهٔ این ذائقه‌سازیِ مغلطه‌آمیز در افکار‌عمومی صحبت می‌کنم. رسیدگی به اولویت‌هایی که ظاهراً در بینِ اولویت‌هایِ حاشیه‌ایِ دولت کمرنگ شده، منوط به این ذائقه‌سازی‌هاست؟ اقایان‌دولتی و رسانه‌چی‌هایِ مرتبط و مُنتفع! اولویت اقتصادی، کنترلِ قیمت ارز، اجرای قانون در سطوح مختلف، مسائل فرهنگی و ناترازیِ «مدیریتی»، قطعی برق و … رو باز هم مثلِ دههٔ ۹۰ بستید به درختِ بی‌حاصلِ مذاکره؟ اگه نه، پس مشغولِ چه کاری هستید؟ در حاشیه‌اید یا در ایامِ انتخابات گیر کردید؟ قصدم احیاناً خش‌انداختن رویِ چینی نازکِ وفاق نیست؛ ولی این‌روزها واقعاً انگار دولت نداریم.

ببینید. کارگرانِ‌هپکو به برنامهٔ «جبهه» آمدند و از آنچه به آنها گذشته بود، حرف‌ها زدند. همان کارخانه‌ای‌‌که سال‌ها تعطیل بود و کارگرانش بیکار شده بودند؛ ‌رئیسیِ عزیز آنقدر پایِ‌کارش ماند تا احیا شد و چند‌وقتی‌ست به سود‌ رسیده. فقط یک بخش از گفته‌هایشان را می‌نویسم: «وقتی در زندان بودم، همهٔ امیدم این بود که پشتِ اون در شخصی هست بنام اقای رئیسی! اگه امروز حال هپکو خوبه، مدیونِ شهید‌رئیسی هستیم…» شب و روز نمی‌شناخت، جمعه و شنبه هم برایش فرقی نداشت، جمعه‌ها از این سفرِ استانی به آن‌یکی می‌رفت و پایِ حرفِ آنهایی می‌نشست که تابحال فرماندار هم ندیده‌اند! رسانه‌ای هم که نداشت برایش رپوتاژ بروند! رهبری می‌گفت از سفرهایِ «کاریِ» خارجی می‌آمد می‌گفتم کمی استراحت کن، اما استراحت‌نکرده می‌رفت پایِ کار دیگر. می‌گفت کارِ مردم نباید لنگ بماند. گفتم سفرِ‌استانی و کاری! نه این سفرهایِ‌ عیدانهٔ لاکچری که این‌روزها می‌شنویم! هرچه پیش می‌رویم، بیشتر برایش طلبِ رحمت می‌کنم، دلم می‌سوزد و بیشتر می‌فهمم که واقعا فرق می‌کند چه‌کسی رئیس‌جمهور باشد! ——————- حرفِ هپکو شد؛ این چندلحظهٔ دیدار کارگران هپکو با دکتر‌جلیلی هم دیدنی‌ست!

«آری!» پایِ تو می‌مانم، «حُبِّ ماندگارِ من.» —————————— پٰاینده ‌مانی و جاودان! جمهوری‌اسلامیِ‌ ایران..
«آری!» پایِ تو می‌مانم، «حُبِّ ماندگارِ من.» ——————————
پٰاینده ‌مانی و جاودان! جمهوری‌اسلامیِ‌ ایران..

پارسال که سیل جمعیت همین‌طور می‌آمد مصلی برایِ نمازِ عید، یک جمله‌ای خیلی به دلم نشست؛ نوشته بودند: «اندک اندک جمعِ مَستان می‌رسد» غبطه هم خوردم. تک‌تکِ قدم‌های‌شان را، به‌صف نشستن‌های‌شان را، پیاده و سواره آمدن‌های‌شان را غبطه خوردم. غبطهٔ آن‌ها که به حرمتِ خلوص‌شان خدا جماعتی را خواهد بخشید. حالا و امروز که در بینِ صفوفِ این نمـاز نشسته‌ بودم؛ با خودم زمزمه می‌کردم: «آنان‌که به سرمستـیِ ما طعـنه‌زنان‌اند؛ بگذار بمانند به خماری که زِ ما هیچ ندانند…»

اگه ما بدونیم امشب [شب‌ِ عید فطر] در عالمِ ملکوت چه خبره؛ دل‌هایِ ما مملوء از شادی می‌شه! خداوند امشب رو خودش جشن گرفته!
خداوند فرمود: «هرچقدر که در هرشبِ ماهِ رمضـان بخشیدم؛ امشب یک‌جا می‌بخشم…»
چقدر این کلیپ قشنگ بود. حتماً ببینید؛ عیدتون هم مبارک.🤍

دلم خیلی برات تنگ می‌شه! تو خیلی مراقبم بودی؛ مراقب بودی خودمو اذیت نکنم؛ «اذیت» برا خودم جمع نکنم؛ مراقب بودی امانتِ خدا تویِ قلبم خَش برنداره؛ مراقب بودی دونه‌دونه‌ نفس‌هام قشنگ نوشته شه؛ مراقـب بودی خواب و بیـداری‌هام حساب‌‌کتاب‌ داشته باشه؛ مراقب بودی‌ حواسم پرت نشه؛ مراقب بودی میــزون باشم؛ ببخش مهمونِ خوبی نبودم؛ بزرگی کردی برام، خدا تورو فرستاد برام.. ماهِ الهی‌بالحُسـین‌ها! ماهِ الهی‌بالحُجـــه‌ها! ماهِ ماه.. دلم برات خیلـی تنگ می‌شه؛ خدا دوباره منو بهت برسونه

«اوّل ضـمیرِ غائبِ مفـرد»؛ کجائی؟ ای پاسخِ آدینه‌های پُرمعمّا! «حتمیِ بی‌چون و چرایِ سبز»، برگرد… راحت شَویم از دستِ امّا و ا
«اوّل ضـمیرِ غائبِ مفـرد»؛ کجائی؟ ای پاسخِ آدینه‌های پُرمعمّا! «حتمیِ بی‌چون و چرایِ سبز»، برگرد… راحت شَویم از دستِ امّا و اگرها! آب‌وهوایِ خیمهٔ‌سبزت چگونه است؟ اینجا گَهی سرد است و، گاهی نیست گــرما، آقا! صــدایِ پایِ سبزِ مرکبِ توست؛ تنها جوابِ این‌همه «می‌آید آیا؟»
علی‌اکبر لطیفیان
امّید امشب در خیابان‌هایِ‌تهران رؤیت شد!

‎⁨زیارت جامعه کبیره⁩.pdf8.03 KB

گوش کن.. می‌شنوی؟ کربلا و آن سوی‌تر، «قُـدس»؛ در انتظارِ طلیعه‌داران هستند هم آنان که راهگشایِ تاریخ به سوی «عدالتِ موعود» خواهند بود. آیا تو نیز به خیلِ آنان پیوسته‌ای؟
سیدمرتضیٰ‌آوینی روزِ قدس| ۱۴۰۴🇵🇸.

به‌نامِ‌خدا. به‌نیتِ آقاروح‌الله! به‌نیتِ شهدایِ ساعتِ یک و بیست؛ فرودگاهِ ‌بغـداد! به‌نیت شهیدِ گودالِ ‌ضاحیه، به‌نیت بدن‌هایِ سوخته در حوالیِ ورزقان، به‌نیت لحظه‌هایِ آخرِ شکوهمندِ حیات دنیویِ سنوار، به‌نیت مهمانِ شهیدمان، به‌نیتِ چشم‌ها و دست‌های جامانده در انفجارِ پیجــرها! به‌نیتِ مشت‌هایِ گره‌کرده و بغض‌هایِ فروخــورده و فریادهایِ إنا‌عَلی‌العَهـد، به‌نیت آن‌ها که قلبشان گواهی می‌داد آنچه‌را که پشتِ لباس‌رزمِ خاکی‌‌شان حک شده بود؛ «راه‌قدس از کربلا می‌گذرد..» به‌نیتِ ۵۰هـزار جانِ‌ عزیز و هزاران جانِ گرامی در طولِ سال‌ها، خانه‌هایِ ویران، کودکانِ بی‌سـر، بدن‌هایِ تکـه‌پاره! به‌نیتِ امّتِ واحده! به‌نیتِ تمامِ وجدان‌هایِ بیدار، به‌نیتِ همهٔ «انسان»هایِ آزادهٔ جهان؛ که سمتِ درستِ تاریخ ایستاده‌اند. به‌امیدِ ‌روزِ موعود! اشکِ‌شوق در چشمِ مظلومان و چشم‌هایِ از وحشت بازماندهٔ ظالمان، از ندایِ «الا یا‌اهلَ‌العالم، أنا امام‌القائــم..» او که جان‌ها فدایِ قدم‌هایش.

میدان، فقط میدانِ غزه و اسرائیل نیست! به وضوح میدانِ حق و باطله. «انسان‌ها» در آستانهٔ پیروزی فلسطین، در یک امتحانِ بزرگتر جهانی قرار دارند. مسئولیت در برابرِ فلسطین،‌ صرفاً مختصِ دولت‌ها نیست؛ «تک‌تکِ انسان‌ها» نسبت به این فاجعهٔ آشکار، یک وظیفهٔ «انسانی» دارند؛ راهپیماییِ همه‌روزهٔ مردم در کشورهای مختلف -در پسِ یک بیداریِ ناشی از طوفان‌الاقصی- برای حمایت از فلسطین در راستایِ همین وظیفه‌ست. قدم‌هایِ من در روزِ قدس یعنی همین! که من به نوبهٔ خودم نقشِ یک بازوی‌منفعل، تسهیل‌کننده و یا تاییدکنندهٔ شقی‌ترین موجوداتِ جهان معاصر رو ایفا نخواهم کرد. و این پیام حتماً مخابره خواهد شد! - حتماً گوش بدید… و بدانید؛ «اسرائیل آمده بیعت بگیرد و شرکِ عالم‌اسلام را آشکار ‌کند. اگر در عمقِ‌اروپا و آمریکا یا حتی در درون‌ اسرائیل پاکی‌ هست، بالاخره از صفوفِ آنها خارج خواهد شد و به ما خواهد پیوست؛ و اگر در درونِ خانه‌های ما ناپاکی وجود داشته باشد بالاخره از بین ما خارج خواهد شد و به آنها خواهد پیوست. این قرارِ ما با آنهاست…» و ما بر عهدِ خود هستیم؛ عهدی با خون‌هایِ پاکِ بر زمین ریخته‌شده؛ از جان‌هایِ گرامی.

رهبر انقلاب: «إن‌شاءالله راهپیمایی امسال، یکی از بهترین، پرشکوه‌ترین و باعزت‌ترین راهپیمایی‌های روز قدس خواهد بود.» ان‌شاءالله، سیدالقائد. که «فلسـطین؛ کلیدِ رمزآلودِ ظهــور است..»

از بینِ صدها فیلم و تصویرِ دردناک و دلخراش که سخت قابل‌پخش است؛ این چندثانیه را انتخاب کردم. چیزی قلبم را چنگ می‌زند. بی‌اغراق، قلبم درد می‌گیرد. از نگاه‌کردن به چهرهٔ این نوجوان شرم می‌کنم، درونم گُر می‌گیرد، از دیدن پاهایِ برهنه‌اش در سرما خجالت می‌کشم، از این‌که جسم بی‌جانِ خواهرش را در آغوش گرفته و میانِ راه چندلحظه می‌نشیند شرمگینم، از چهره‌اش که تلفیقی از خشم و ناراحتی و بُهت و استقامت است؛ مُشت گره می‌کنم. از شرم! از خشم! بجایِ تمام ملت‌ها و دولت‌هایِ عرب و به‌ظاهر مسلمان که حالا دیگر «دردِ مظلوم» برایشان عادت است، سال‌هاست که عادت است. سال‌هاست که شده‌اند گذرگاهِ جنگنده‌ها و سلاح‌هایِ ارسالی تا حقوق‌بشر را، خودِ بشر را و بشریت را ذبح کنند. گاو‌هایِ شیردهِ صاحبانِ بمب‌های ممنوعه! که روزه‌شان را با سفره‌هایِ رنگین و طویل افطار می‌کنند و به خیال‌شان خدا بابتِ این «بی‌غیرتی‌» بازخواست‌شان نخواهد کرد. شرم بجایِ آن‌هایی‌که با سکوتشان، قلم‌شان و عمل‌شان تحمیلِ این درد را تایید و تسهیل کرده‌اند، بجایِ همهٔ ‌بی‌غیرتانِ‌ عالَم. شهدایِ غزه از ۵۰ هزار عدد نه، «انسان» گذشت. اللَّهُمَّ إِنَّا نَشْکُو إِلَیْكَ

تجربه‌گری می‌گفت؛ «تمومِ کارهایِ خوبِ من جدا، اون یکی جدا!» دعاهایی که در صدرشان خودِ امامِ‌زمانم را خواستم جدا، قدم‌هایی که برای لبخندِ امامِ‌زمانم برداشتم جدا، وقت‌هایی که از خوابم برایِ امامِ‌زمانم زدم جدا، لحظاتی که امامِ‌زمانم را بر همه‌چیزِ حیاتِ دنیایی‌ام ترجیح دادم جدا، قلمی که برایِ امامِ‌زمانم نوشت و زبانی که از او گفت جدا، دلواپسی‌ام از دوریِ امامِ‌زمانم جدا، ساعاتی که یاری کردم یارانِ آخرالزمانیِ امامِ‌زمانم را جدا، شب و روزهایی که حیران شدم و پرسیدم امام‌زمانم کجاست؟ جدا، اشک‌هایی که از دل‌تنگیِ امامِ‌زمانم بر گونه‌ام لغزید، جدا… همه‌چیز جدا و تو جدا! تو که نمی‌دانم در کدام بیابانِ ناهموار و در کدام زمین شب‌زنده‌داری می‌کنی، نمی‌دانم کجا قرآن به سَر می‌گیری و کجا برایِ ما آدم‌هایِ دورمانده از خودت؛ دعا می‌کنی. تو که همهٔ خواسته‌هایِ ما را از خدا طلب می‌کنی و برایِ اجابتِ «خَلِّصْنا مِنَ‌النّارِ يارَبِّ‌»هایمان دست به آسمان می‌بری؛ می‌دانی آنقدرها هم معرفت نداریم که تمامِ وجودمان تو را بیشتر از همهٔ حاجات‌مان بخواهد؛ اما باز برایِ ما دعا می‌کنی…
ای غایب از نظر… ای منتهایِ آرزویِ این دلِ تنگ!

از اعمال شب بیست‌وسوم ماه مبارک رمضان خوانـدن سـوره‌های «عنکبوت، روم، دخان» و دعـای فـرج رو فراموش نکنید، التمـاس‌ دعـا.

«…وَلْيَعْفُوا وَلْيَصْفَحُوا ۗ أَلَاتُحِبُّونَ أَنْ‌يَغْفِرَ اللَّهُ لَكُمْ ۗ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ»
…آنها باید عفو کنند و چشم بپوشند؛ آیا دوست نمی‌دارید خداوند شما را ببخشد؟! و خداوند آمرزنده و مهربان است. آیه۲۲ سورهٔ محترمِ نور.
در تفسیرِ نور آمده؛ «عفـو» به معناى بخشيدن است و «صَفـح» به معنایِ ناديده‌گرفتن، كه مرحلهٔ بالاتر از عفو است. بعضی گفته‌اند كه «صفح» آن عفوی است كه در آن مَلامت نباشد. و این حرف‌های شهید زاهدی هربار یادم می‌اندازد که چقـدر محتاجِ بخشش‌ام، چقدر نیازمندم به بخشیده‌‌شدن در لحظاتِ‌تنهاییِ مواجهه‌ام با منِ ناتوان از دفاع! می‌ارزد، بخشیدن برای بخشـیده‌‌شدن از سمتِ او که صادق‌الوعـد است! خیلی می‌ارزد. أَلاتُحِبُّونَ أَنْ‌يَغْفِرَاللَّهُ لَكُمْ؟ + چَشم.. محتاجم به بخشش و دعا؛ از شما آدم‌هایِ خوب.