fa
Feedback

فریب کلاهبرداران را نخورید! تل‌متریو این کانال‌ها را شناسایی و برچسب‌گذاری می‌کند 👉 برای مشاهده برچسب، اشتراک تهیه کنید

☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫

☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫

رفتن به کانال در Telegram

«خداوندا! مرا پاكيزه بپذير...» •نویسـندهٔ متـن‌هایِ طولانـی| متن‌ها کُپـی نیستند. •بدونِ صلوات کُپی نکنید| گرچه فوروارد بهتر است. کانال «بله» هم با همین آیدی فعاله. • دورهمیِ کوچکِ غیرجدی‌: https://t.me/+7bGhUfdHZhw1ZTI0

نمایش بیشتر
5 066
مشترکین
+924 ساعت
+217 روز
+1130 روز
آرشیو پست ها
از گوشیم متنفرم و کاش برگردم به دهه ۸۰ که همه چی فقط تو کتاب بود و صدای قیژ قیژ اینترنت برآورده کننده تمام نیاز های اینترنتی

کسانی که در میدانِ انتخابات وارد می‌شوند؛ از بددهنی و توهین و سیاه‌نمایی اجتناب کنند. ۱۴۰۲/۱۱/۲۹ آن که می‌تواند تشویق کند، تشویق کند. آنی که وارد می‌شود بداخلاقی نکنند، در فضای مجازی به هم بد بگویند، فحاشی کنند، اهانت کنند، تهمت بزنند؛ این کارها بی‌برکت می‌کند انتخابات را. از سیاه‌نمایی اجتناب کنند، این‌جور نباشد که بعضی برای اینکه توجه مردم را به خودشان جلب بکنند سیاه‌نمایی کنند، سیاه‌نمایی غلط است و خلافِ واقع است و دروغ است و مورد لطف پروردگار قرار نمی‌گیرد. عزیزانِ من! ما با اتحاد با یدِ واحده بودن مبارزه کردیم، با ید واحده بودن پیروز شدیم، با ید واحده بودن تا حالا ادامه دادیم، باید بعد از این هم با ید واحده بودن حرکت کنیم، اختلافات سلیقه‌ای و سیاسی و این حرفها نباید در وحدتِ ملی ملت ایران در مقابل دشمنان تأثیری بگذارد…

کسانی که در میدانِ انتخابات وارد می‌شوند؛ از بددهنی و توهین و سیاه‌نمایی اجتناب کنند. ۱۴۰۲/۱۱/۲۹ آن که می‌تواند تشویق کند، تشویق کند. آنی که وارد می‌شود بداخلاقی نکنند، در فضای مجازی به هم بد بگویند، فحاشی کنند، اهانت کنند، تهمت بزنند؛ این کارها بی‌برکت می‌کند انتخابات را. از سیاه‌نمایی اجتناب کنند، این‌جور نباشد که بعضی برای اینکه توجه مردم را به خودشان جلب بکنند سیاه‌نمایی کنند، سیاه‌نمایی غلط است و خلافِ واقع است و دروغ است و مورد لطف پروردگار قرار نمی‌گیرد. عزیزانِ من! ما با اتحاد با یدِ واحده بودن مبارزه کردیم، با ید واحده بودن پیروز شدیم، با ید واحده بودن تا حالا ادامه دادیم، باید بعد از این هم با ید واحده بودن حرکت کنیم، اختلافات سلیقه‌ای و سیاسی و این حرفها نباید در وحدتِ ملی ملت ایران در مقابلِ دشمنان تأثیری بگذارد…

وضعیت جوریه که اینترنشنال و امثالهم همینجور بی‌کار نشستن و دارن از جیغ و دادهایِ خودی‌ها تولید محتوا می‌کنن؛ یه بار سرِ دعواهای سیاسی؛ یه بار سرِ حسینیهٔ معلیٰ. بعد اینام فکر می‌کنن که چقدر مطالبه‌گرن. عزیزانِ مثلاً دلسوز و نگران! حقیقتاً خسته‌کننده شدید، اصلاً بوی دلسوزی و نگرانی نمی‌دین؛ نوعِ بغض‌پراکنی‌هاتون بیشتر شبیه به زیرپا گرفتنه؛ وگرنه اساسِ «نقد» هم آدابی داره که شما ازش بی‌بهره‌اید. تویِ مستند «غیررسمی۶» یه جا به نقل از رهبری می‌گن که کاش مشغلهٔ کمتری داشتم و اوایلِ انقلاب با بعضی‌ها که مخالفِ ما بودن بیشتر حرف می‌زدم تا به جبههٔ انقلاب جذب‌ می‌شدن و از ظرفیت‌شون استفاده می‌شد؛ اما حاجی‌گیرینُف‌هایِ فعلی و مجازی اول امثالِ حامد زمانی رو از مِیدون به در می‌کنن؛ بعدش از خلوتیِ رسانهٔ ارزشی می‌نالن.

دعواهایِ سیاسی تبدیل به «ابتــذالِ سیاسی» شده، کمتر کسی حرف از برنامه و کارنامه می‌زنه؛ گرچه هستن افرادی که همچنان شعورِ مخاطب رو زیرسوال نمی‌برن و در تبلیغاتِ خودشون رعایت تقوا رو می‌کنن. جایِ شکــر داره. اما این سطح از ابتذال تو بعضی جنجال‌ها خنده‌داره. گاهی فکر می‌کنم بعضی‌ها عامدانه نقطهٔ مقابلِ حرف‌های رهبری رو عملی می‌کنن؛ یک حکیمِ ۸۴ ساله‌ [ماشاءالله لاحول‌ولاقوة الابالله] در تمامِ سخنرانی‌ها حرف از سابقه، دلایل و نقاط مثبت مشارکتِ مردم در صحنه‌های سیاسی می‌زنه و با تمام انشقاق‌ها؛ این مملکت رو از تکه‌تکه کردن دور نگه ‌داشته؛ اون‌وقت سطحِ دعواهایِ سیاسی بعضی‌ها داره به گیـس ‌و گیس‌کِشی می‌رسه! آقا مردم دارن نگاتون می‌کنن…!

حالا که بحث کتابه؛ کتابِ «صعود چهل‌ساله» رو بخونید؛ حتماً. خصوصاً اگر از دسته‌ای هستید که فکر می‌کنید ایرانِ اسلامی در این سال‌ها به هیچ پیشرفتی دست پیدا نکرده؛ و برایِ تاییدِ اخبار پیشرفت‌ها به آمارِ بین‌المللی اعتماد دارید. بنظرم هر ایرانی باید این کتاب و تجدیدِ چاپ‌هایِ بعدی‌اش رو [جهتِ به‌روزرسانیِ آمار] بخـونه و به اطرافیان‌ش که در این‌باره سوال دارن هم هـدیه بده. «صعود چهل ساله»؛ به تحقیق و کوششِ بیش از ۵۰ نفر و نوشتهٔ سیدمحمدحسین راجی.

داشتم برایِ چندمین‌بار مسـتندِ غیررسمی رو نگاه می‌کردم که دیدم بله چه کتابِ آشنایی‌ه، اون آقاهه چقدر آشناست رویِ جلد کتاب دار
داشتم برایِ چندمین‌بار مسـتندِ غیررسمی رو نگاه می‌کردم که دیدم بله چه کتابِ آشنایی‌ه، اون آقاهه چقدر آشناست رویِ جلد کتاب داره لبخند می‌زنه؛ عه اون آقاهه عُمران دایی‌مه :)) و ذوق کردم :))🤍 کتاب «حبیب تولــدی دیگر؛ نگاهی به کارنامهٔ عملیاتیِ گردان حبیب‌بن‌مظاهرِ لشکر۲۷ محمد رسول‌الله»

جانِ کلام این است و غیرِ این نیست؛ «از این طــــرف که منم؛ راهِ کـــاروان باز است…» -نسخهٔ کاملِ مستند رو این‌جا می‌تونید ببینید. -ولی انصافاً حتماً ببینید!

می‌گه اوایل‌انقلاب بعضی جاها یه سری تندروی‌ها در زمینهٔ هنر و فرهنگ اتفاق میفتاد و سه نفر بودن که خصوصاً جلویِ این تندروی‌ها رو می‌گرفتن و بشدت در این زمینه دغدغه‌مند بودن؛ یکی‌ رهبری، یکی‌ شهید بهشتی و یکی‌ شهید مطهری. حالا شما حساب کن چرا شهید بهشتی و شهید مطهری بعد از تحریفِ شخصیت؛ ترور [حذفِ فیزیکی] شدن؛ و همهٔ دم و دستگاه‌هایِ هجمهٔ رسانه‌ای سال‌هاست دارن برای ترورِ شخصیت [تحریف و دروغ‌پردازی] سیدعلی خامنه‌ای تلاش می‌کنن.

مستند «غیررسمی۶» رو ساعت ۱۴:۳۰ از شبکهٔ سه ببینید.

استاد غــلامی تو یکی از کلاس‌ها می‌گفتن اوجِ احساساتِ آدم‌ها گریه‌س، وقتی دیگه نمی‌دونی چطور باید احساسِ خودت رو بروز بدی اشکت درمیاد؛ هم موقعِ غم هم موقعِ شادی. و فکر می‌کنم یکی از دلایلی که تو فضاهایِ قشنگی مثل معلّیٰ و اعیادِ قشنگی مثل شعبان اشکم درمیاد اینه که حالِ دلِ تمامِ سلــول‌هام خوشه و نمی‌دونن چطوری نشونش بدن که واقعی باشه؛ پس تبدیل به اشک می‌شن و می‌ریزن. نمی‌دونم! شاید اینه دلیلش.

حسینیهٔ معلیٰ امشب اینجوری شروع شد؛ «به نامِ خدایِ علی‌آفـرین… خدایِ زمان و خدایِ زمین»

در هر هفته دو روز [دوشنبه و پنج‌شنبه] اعمالِ ما به امام‌زمان عرضه می‌شود… خدا می‌داند در دفترِ امام زمان جز چه کسانی هستیم؟!
+1
در هر هفته دو روز [دوشنبه و پنج‌شنبه] اعمالِ ما به امام‌زمان عرضه می‌شود… خدا می‌داند در دفترِ امام زمان جز چه کسانی هستیم؟! -مجموعه بیاناتِ حاج‌آقا بهجــت(ره) پیرامونِ حضرت ولی‌عصر/کتاب حضرت حجت.

انقدری که با حسینیهٔ معلیٰ این شب‌ها خندیدم تو کلِ خنداننده‌شو نخندیده بودم؛ قشنگ نشون می‌ده جمع‌هایِ مذهبیِ واقعی به موقع‌ش از همه جمع‌ها باحا‌ل‌تر و شادترن؛ این عَبوس‌هایی که به قول استادغلامی فکر ‌می‌کنن هرچی بیشــتر اَدا و اخم و فلان بیان مذهبی‌ترن رو جدی نگیرید.

چندسال پیش تو یه جمعی بودم که علی‌الظاهر یه‌دست بود؛ به یه بنده‌خدایی که غالب اوقات مریض‌احوال بود گفتن «توام که زین‌العابدینِ بیماری!» این جمله بهم برخورد؛ اون‌موقع به لحاظِ این‌که آمادگیِ ذهنی نداشتم نتونستم حرفی بزنم. تو ذهنم موند تا امروزِ روزی که به منبعی مثل آثار شهید مطهری دسترسی پیدا ‌کنم؛ شهید مطهری در آثارِ خودش تک به تک سیرهٔ ائمه رو بررسی می‌کنه و اون قسمتِ تاریک ذهن‌ت رو روشن می‌کنه. در کتاب حماسهٔ حسینی دربارهٔ همین عبارتِ زین‌العابدینِ بیمار می‌گه اون دستی که علَمِ قیام رو به دستِ حسین‌ابن‌علی داد، زین‌العابدین رو بیمار کرد تا شیعه بی‌امام نَمونه. می‌گه شما از کلِ شخصیت امام‌سجاد، فقط همین رو می‌دونی که ایشون تو کربلا بیمار بوده و در زمانِ اسارت هم نیاز به پرستاری داشته؛ شخصیتِ عمومی یک امامِ معصوم رو تقلیل می‌دی به همین بخش. تو روضه‌ت؛ تو مولودی‌خوانی‌هات قربونِ بیماریِ حضرت می‌ری غافل از این‌که به بُعد سیاسی و مبارزاتیِ ایشون اشاره کنی. حضرت سجاد؛ یزید رو تویِ کاخِ خودش آچمز می‌کردن؛ در همون وضعیتی که هم بیمار بودن و هم علی‌الظاهر به دستِ یزید اسیر؛ تاجایی‌که یزید دست‌پاچه شد و به موذن گفت اذان بگو! تا به واسطهٔ این اذان حضرت سکوت کنن. تا رسید به اشهدانّ‌محمداً رسول‌الله؛ امام‌سجاد رو کردن به یزید و فرمودن: یزید! اینکه اینجا اسمش رو می‌برید چه کسی هست؟! اونی‌که گواهی به رسالت‌ش می‌دین چه کسی هست!؟ مایی رو که به اسارت آوردین، چه کسانی هستیم؟ پدرِ من رو که شهید کردین، چه کسی بود!؟ چندتا سوالی که رسواییِ عاملانِ غفلت و شبهه‌افکنی رو به بار میاره. وقتی امام‌سجاد رو پیش ابن‌زیاد آوردن؛ امام سجاد خودشون رو این‌طور معرفی کردن که من علی‌ابن‌حسین هستم؛ ابن‌زیاد گفت مگه علی‌ابن‌حسین رو خدا در کربلا نکُشت؟! [سطحِ شبهه‌افکنی رو ببینید و با روزگار ما قیاس کنید] حضرت در جواب گفتن که من برادری در کربلا داشتم و اسمش علی بود ولی مردم ایشون رو در کربلا کشتن؛ ابن‌زیاد گفت خیر! خدا کُشت… حضرت در جواب گفتن که البته قبضِ روح همه به دستِ خداست؛ اما برادرِ من رو مردم کُشتن. ابن‌زیاد این‌جا دیگه نمی‌تونه دلیلِ بُغضِش رو نسبت به خاندانِ رسول‌الله پنهان کنه؛ به تمسخر می‌گه این‌همه علی و علی! که چی؟ پدرت اسمِ همهٔ بچه‌هاش رو علی گذاشته، یعنی اسمِ دیگه‌ای نبود!؟ و حضرت در جواب می‌فرمایند که؛ پدرِ من به پدرش ارادت داشت… و این یعنی که تو هستی که باید از پدرت «زیاد» ننگ داشته باشی... این می‌دونی چیه؟ این قابلیتِ مبارزه با منطقِ جبرگراییِ حاکم بر زمان‌ه؛ وقتی که مردم از کردهٔ خودشون غافل‌ان و در امام‌شناسی دچارِ مشکل؛ وقتی سفیر و زمینه‌سازِ حضور امام معصوم رو تنها می‌ذارن و در نهایت با دست‌هایِ خودشون خلافِ «العجل العجل»هایِ نوشته‌شده؛ خود امام رو هم تنها می‌ذارن؛ با این شبهه‌زدایی‌ها این‌طور ورق برمی‌گرده. این همون جنبه‌ای از ائمه‌س که «ما نمی‌دونیم.» ما به یک منبعِ لایتناهیِ ایمان؛ منطق و حقیقت دسترسی داریم و حیف…