☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫
رفتن به کانال در Telegram
«خداوندا! مرا پاكيزه بپذير...» •نویسـندهٔ متـنهایِ طولانـی| متنها کُپـی نیستند. •بدونِ صلوات کُپی نکنید| گرچه فوروارد بهتر است. کانال «بله» هم با همین آیدی فعاله. • دورهمیِ کوچکِ غیرجدی: https://t.me/+7bGhUfdHZhw1ZTI0
نمایش بیشتر5 065
مشترکین
+324 ساعت
+247 روز
+2230 روز
آرشیو پست ها
بچهها تا ۱۲ امشب اگر تمایل داشتید اینجا شرکت کنید؛ فوروارد به کانالِ پرایوت هم داشتیم که من نمیتونم ببینم؛ لطفاً برام اسکرین بفرستید از فورواردتون.🤍
دیشب یه چیکه بارون میزد، یک و نیم اینطورا بود، گفتم بریم بیرون زورکی هم که شده؛ بشیم مقصدِ معیّنِ یه فرشتهٔ خدا و دوتا قطره بارون بخوره بهمون روحمون جَلا بگیره؛ همینطور تو خیابون بودیم، یه وَن دیدم بغلِ خیابون بساطِ آش و چایی داشت؛ یه اقای میانسال که کلاهِ پشمی -از اینا که استاد شهریار تو دورانِ پیری میذاشت- همینجور نشسته بود کنارِ ماشین، قوری و سَماورش به راه بود تو سرما. گفتم حتماً یه پدره. برگشتیم پیشش؛ یه عالَمه قوطی چایی و دارچین و هِل و گلاب داشت. منم که بندهٔ جزئیات! چشم چرخوندم تو قفسههاش دنبالِ یه بهونهٔ خوشحالی. عکسِ حاجی رو دیدم کنارِ سیّد. همونیکه تو حیاطن؛ قدم میزنن باهم. به قابِ عکسِ کوچیک. دوتا لیوان چای داد دستمون؛ دستامو باهاش گرم میکردم و «ها» میکردم که دوتا قطره بارون ریخت تو چاییم. فرشتهها شوخیشون گرفته بود باهام. به آقاهه گفتیم عیدتون؛ روزتون مبارک. لپهاش گل انداخت و عیدمون مبارک شد با اون «یاعلی»ِ بعد خداحافظیش.
بهونهها اینجوریان. خدا میچینه کنارِ هم. دوتا چایی و دوتا قطرهٔ بارون و یه قابِ عکس کوچیکِ حاجی و آقا. بیهوا کنار قوری و سماورِ این آقاهه نصفهشبی. یه «یاعلی» گفتن و «علییارت» شنیدن. بوسیدن دست و پایِ مامان و بابا اونوقتایی که نمیذارن و بهشون میگی یعنی دوزار ثواب کاسب نشیم؟! خوندنِ دو رکعت نماز از طرفِ مامان باباهایِ آسمونی به نیتِ حضرت که سبدِ نور و رحمت میشه میره وسطِ سفرههایِ بهشتیشون؛ نفس کشیدن تو هوایی که مولکولهایِ اکسیژنش هم حیدر حیدر میگن؛ اصلاً مگه ما جز محبّتِ علی(ع) و زهرا(س) و اولادشون چی داریم؟ دو صباحِ دنیا رو چجوری بگذرونیم؟ چی ببریم اونور؟
خلاصه بهونهها اینجوریان، زیادن، روزانهن، لحظهایان، ولی ما نمیبینیم؛ حیف که نمیبینیم.
اگر محبّتِ علی(ع) بر دلِ کوهی نِشیند؛
آن کوه از هم میشکافد و فـرو میریزد..
[این نامِ تــــو و این تپـــشِ قلــبِ ما..]
Repost from سیتالوپرام
سلام بچه ها.
عیدتون مبارک باشه✨💚
پدر بنده در حال جمع آوری مبالغی برای اعتکاف روستای پدریم در یزد هستن .
منطقه ای که سال ۱۴۰۰ سیل زده بود و همچنان اوضاع مناسبی ندارن.
از من خواستن از بستر کانالم استفاده کنم و هزینه جمع آوری کنیم برای مراسم اعتکاف مردم این منطقه.
اگر دوست دارید در برگزاری این فریضه معنوی و دینی شریک باشید، میتونید کمک هاتون رو به این شماره کارت واریز کنید:
6037997700360374
(بزنید روی شماره کارت کپی میشه)
به قول پدرم ان شالله اسمتون در زمرهی رجبیون ثبت و ضبط بشه.✨«سرپرست و ولیّ شما، تنها خداست و پیامبرِ او، و آنها که ایمان آوردهاند؛ همانها که نماز را برپا میدارند، و در حالِ رکوع، زکات میدهند.»
سورهٔمحترممائده آیه۵۵.
الْحَمْدُلِلَّهِ الَّذِی جَعَلَنَا مِنَالْمُتَمَسِّکِینَ بِوِلاَیَهِ آنکه نگينِ پادشاهی دَهَد از کَــرَم گدا را..شکاف آیا دلیلش چیست؟
وقتی خانه دَر دارد
یکی باید از این رازِ کعبه پرده بردارد..
دهانِ کعبه را با نقره پُر کردند،
میدانند؛
که از اسرارِ صاحبخانه و مهـــمان
خبر دارد..
والله!
که نزدیکتر از او به «یقین» نیست
در دینِ علی
ع،
پیـــنه فقط رویِ جَبیـــــن نیست…تمامِ سال منتظر ایامی میمانم که الحاقیه به نامِ شما باشد تا اعتبارِ وجود از نام و یادِ شما بگیرد تا به قدرِ کلمهای بغضِ دلتنگیِ یارِ ندیده باز کنم و از قافلهٔ عُشّاق عقب نمانم، حالا که وصال به شبِ میلادِ شما لطفِ خدا بود؛ کلمههام در وصفِ ذرهای از فضایلِ بیمثالِ شما حقیر شد و اصلاً انگار معنا؛ بیمعنا شد و هرچه هست شمایید و نامِ شما شد آهنگِ تپشِ قلبها و تکمیلِ «ایمان»مان شد رویشِ محبّتِ شما در رگ و ریشهها؛ اتصالِ قلبِ ما به نامِ شما فراتر از عاشق و معشوق است؛ فراتر از مُراد و مُرید است؛ ما اصلاً زمین میخوریم که نامِ شما قوّتِ زانوهایِ لرزانِمان باشد و ما اصلاً زبان میچرخانیم تا یادِ شما برکتِ لحظاتِ تنهاییهایمان؛ اصلاً ما هستیم تا عاشقِ شما باشیم و چه خوش امتحانیست زمزمهٔ السّابقونالسّابقون در خیلِ عُشّاقِ شما که پیغمبر فرمود؛ «سرلوحهٔ پروندهٔ هر مؤمن [در روز قیامت] دوستی و محبت علیبنابیطالب (
علیهالسلام) است..»
معبودا! به آبرویِ یار و یاور و جانِ پیغمبر؛نامِ ما را به انتهایِ صفِ مُتمسکین به مهر و ولایتِ آن تنها امیرالمومنین گره بزن..
زلفش شبِ قدر است و رُخش صبحِ غدیر است؛
چون اسمِ علی آمده، این قافیه شیر است…تازگیها دوتا کتابِ خوب رو تموم کردم که بعضی قسمتهاش رو دلم میخواست اینجا بنویسم اما نمیشه؛ چون یه پکیجِ کاملی بود که حیف بود تیکه تیکهش کنم.
دوست میداشتم برای عید به این زیبایی، عظمت و پر از حقیقت یه کاری بکنم، چون کتاب هدیهٔ خوبی برایِ خودمه؛ لذا سعی کردم چیزی که برای خودم دوست میدارم رو برایِ بقیه هم دوست بدارم.
احساسم این بود که دوست داشته باشید؛ یکی ترجمهٔ کتابِ «الغارات» که به سالهای روایت نشدهٔ حکومت امیرالمومنین میپردازه [و حاج قاسم هم به مطالعهش توصیه کردن] و اونیکی «جاذبه و دافعهٔ علی» از شهید مطهری که من بشدت دوسش دارم و بارها خوندم.
بهترین روش برایِ اینکه بفهمم کدومتون علاقمند به داشتنِ این کتابهایید؛ این بود که اسامیتون رو اینجا بذارید تا قرعهکشی کنم.
اگر کانال دارید به سه کانال. [اگر پرایوته نمیتانم ببینم؛ اسکرینشات فورواردتون رو برام بفرستید.]
و اگر ندارید به سه عزیزی که اسامیِ کاملشون اینجا باشه هدیه تعلق میگیره.
هدیه = هر دوکتابِ عزیز.
تا ۱۲ فرداشب اگر مایل بودید شرکت کنید. فقط قول بدید وقتی خوندنشون رو تموم کردید؛ کتابهارو برایِ مطالعه به عزیزانتون هم هدیه بدید :)🤍
Repost from ☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫
عجب تمثیــلی است اینکه علی مولودِ کعبه است، یعنی باطنِ قبله را در امام پیدا کن!
اما ظاهرگرایان از کعبه نیز تنها سنگهایش را میپرستند. تمامیّتِ دین به امامت است،
اما امام تنها مانده و فرزندانِ امیّه از کُرسیِ خلافتِ انسانِ کامل، تختی برای پادشاهیِ خود ساختهاند..
-شهید سیّدمرتضی آوینی
•فتحِ خون
بیرانوند بعدِ بازی مصاحبه کرد و گفت از انرژی و دلگرمیِ مردم خیلی ممنونیم؛ طارمی هم بابتِ اینکه جواب کُریخونیهای اماراتیهارو داد گفت ما بچه این آب و خاکیم و وقتی کشورِ مارو کوچیک میکنن جواب متقابل میدیم. این بعدِ بازیِ امشبه که هم مردم با پرچمِ ایران تیم رو تشویق میکردن و هم اعضایِ تیم ملی سرود میخوندن.
پارسال هم مردم دعاشون میکردن، مردم بابتِ باختشون غصه خوردن، مردم بابتِ بُردشون خوشحال بودن، مردم پای برد و باختِ این پرچم موندن و مردم از خوندنِ سرودِ ملی دلشون لرزید و از نخوندنش بغضشون. ولی اوضاع فرق میکرد.
وقتی پسوندِ «ملی» پشتبندش میاد وضعیت فرق میکنه. اونیکه میخواد این پرچم پایین بیاد و این تیم سرش پایین باشه و این سرود طنینانداز نشه یا «مردم» نیست که در اینصورت در دستهٔ زامبیهایِ مجازی و بیوطنهایِ بیصفت جا میشه و وظیفهٔ پاچهگرفتنِ «مردم» رو داره، یا خیلی بیمعرفته.
بامزهاید. نگرانیهاتون، هشتگهاتون، ادایِ دلسوزیهاتون، بامزهس. اَداست؛ فیکه، حماقته. چون بخاطرِ حماقتِ توء سلبریتی و توء اپوزیسیون و حتی توء جوگیر که بخاطر «یک دروغِ بزرگ» از طرف یه «پدر دروغگو» پارسال کفِ خیابونهایِ ایران آدمها سلاخی میشدن. چاقویِ مجیدرضا رهنورد شاهرگِ دوتا جَوون رو پاره کرد و خودش قبل مجازات گفت «من با حرفهای امثال علی کریمی برادرکُشی کردم» خطاب به تو گفت ولی ترجیح دادی نه بشنوی و نه ببینی. محمد قبادلو میگفت به قصد کُشت مامورها رو زیر کرده و پاش برسه دهتایِ دیگه رو هم زیر میکنه. خانوادهای رو داغدار کرد و حالا مجازات شد. کِی؟ وقتی که توء سلبریتی عکست بیلبوردِ تو خیابونها میشه و تویِ همین مملکت پول درمیاری و علینژاد با وقاحت میگه «پول گرفتم؟! نوشِ جونم» مَنوتو داره تعطیل میشه اما وقتی که جیبهاش پرِ پول شد و علیکریمی هم بعدِ خواهرش؛ از بیعقلیِ تو سواری گرفت و تا کمر جلوی مقامات خارجی خم شد تا کمرِ ایران رو خم کنه، اون یکی میگفت هرکی رو دیدید بُکُشید اما حالا داره خودشو تو کنسرتهاش میکُشه و تو هنوز دل به هشتگِ همین جماعت بستی و هنوز فکر میکنی که اخجون اگه امریکا به جمهوری اسلامی حمله کنه نجات پیدا میکنیم!
بامزهایها؛ این سطح از وادادگی به آوایِ صلح و آزادیِ لاشخورها و این حجم از تناقضاتت واقعاً بامزهس، چون به مرور اعتبارِ خودت و دغدغههایِ فیکت زیر سوال میره؛ اما خندهدار نیستی.
«عمو! شما فکر کن اگه دختر داشتی میذاشتی توی سرما یخ بزنن؟ وقتی گرسنه میشن براشون چیکار میکنی؟ پتو میکشی روشون تا مامانشون ناراحت نشه؟ شبها که گرسنه میشم، برای اینکه مامانم متوجه نشه و برام ناراحت نشه پتو رو رویِ خودم میکِشم. عمو!
بقیهٔ دنیا هم اینطور زندگی میکنن؟ خداروشکر وضعیتی که داریم خیلیها نمیدونن اصلاً چیه، حداقل اینه پدر و مادرشون، خواهر و برادرشون کنارشون هستن..»
- سوالِ سادهٔ یه کودکِ زخمیِ فلسطینی از یه خبرنگار..
بااینکه هرروز کلی ویدیویِ سرودِ «سلامیامهدی» تو تیکتاک میبینم اما یه مدته اینجا نذاشتم.
و فکر میکنم این از زیباترین ویدیوهایی بود که دیدم..
نکتهٔ جالب اینه که تکفیریها و وهابیهایی که تو تیکتاک حضورِ فعال دارن؛ بشدت دارن مخاطب رو علیهِ این سرود که خاستگاهش در ایران بود تشویق میکنن، کاملا مشخصــه ترسی از بیداریِ مردم در وجودشون هست؛ اما النهایة «خداوند نورِ خود را کامل خواهد کرد..»
نکتهٔ بعدی اینکه متاسفانـه حضورِ تبیینگرایانهٔ شیعیان در تیکتاک کمرنگه [من فعلاً دوتا اکانتِ خوب دیدم که به زبانِ انگلیسی تبیین میکنن و جوابِ شبههها رو میدن] اگه به زبانِ دیگهای هم مسلـط هستید و علمِ کافی دربابِ تشیّع دارید؛ و میتونید مستند و محترمانه شبههزدایی کنید [خصوصاً برای تازهمسلمانها] فعالیتِ شما مفید خواهد بود.
Repost from حَنیــــ ــن
یا دَلیلَ الْمُتَحَیِّرینَ
سلام، بانوی محترمِ سرپرست خانواری برای بدهیهای زیادی که دارن و از پسشون برنمیان و طلبکار ناجوانمردی که دارن شدیدا مضطر و متحیر شدن بیست میلیون از بدهیشون یا بیشتر رو اگر کمک کنیم و جمع بشه دل یه شیعه امیرالمومنین (ع) رو کمی آروم کردیم.
۶۰۶۳۷۳۱۱۷۴۴۸۸۵۳۷
میرRepost from جِنآبِ سُبحان!
سلام رفقا
همین الان باخبر شدم
ادمین اصلی جناب سبحان تصادف کردن
مرحمت بفرمائید دعا کنید براشون...
