fa
Feedback
☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫

☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫

رفتن به کانال در Telegram

«خداوندا! مرا پاكيزه بپذير...» •نویسـندهٔ متـن‌هایِ طولانـی| متن‌ها کُپـی نیستند. •بدونِ صلوات کُپی نکنید| گرچه فوروارد بهتر است. • دورهمیِ کوچکِ غیرجدی‌: https://t.me/+7bGhUfdHZhw1ZTI0

نمایش بیشتر
4 900
مشترکین
+1924 ساعت
+1037 روز
+16730 روز
آرشیو پست ها
- «اگر منِ خمینی را دوست دارید…» نقل است که امام(ره) نامه‌ای خطاب به رزمندگان و پاسدارها نوشته بود. دخترش را صدا زد که احمد را صدا بزنید، کارِ فوری دارم. حاج‌احمد که آمد امام پرسید نامه را اگر منتشر نکردید، بیاورید. نامه در دفتر بود، نامه را آوردند و به امام دادند و امام فقط یک کلمه از آن را خط زد. پرسیدند موضوع چه بود؟ امام گفت در نامه نوشته بودم با همهٔ توانم برای شما دعا می‌کنم، “همه” را خط زدم؛ چون شاید نتوانم با “همهٔ توان” برایشان دعا کنم. غرض کمالِ صداقت و تهذیبِ نفْسِ این مَرد بزرگِ تاریخ‌ساز و آرمان‌ساز است؛ امام نه اهلِ مبالغه‌ست و نه کتمانِ حقیقت. او اهلِ تقواست و توحید. بدانید وقتی گفت «اگر گمان بکنید که در تمام دنیا، رئیس جمهورها و سلاطین و امثالِ اینها، یک نفر را مثل آقای خامنه‌ای پیدا بکنید که متعهد به اسلام باشد و خدمتگزار، و بنای قلبی‌اش بر این باشد که به این ملّـت خدمت کند، پیدا نمی‌کنید» پس پیدا نمی‌کنید… -نیست ممکن؛ که دلِ ما زِ وفا برگردد…

«شَرُّالنّاسِ مَنْ باعَ آخِرَتَهُ بِدُنْیاهُ، وَ شَرٌّ مِنْ ذلِک مَنْ باعَ آخِرَتَهُ بِدُنْیا غَیرِهِ.» بدترین افراد کسی است که آخرتِ خود را به دنیایش بفروشد، و بدتر از او آن کسی خواهد بود که آخرتِ خود را برای دنیایِ دیگری بفروشد. -حضرتِ پیامبر(ص) من‌لایحضره‌الفقیه، ج ۴، ص ۳۵۳، ح ۵۷۶۲.

یه وقتا فکر می‌کنم صفحهٔ مجازی بعضی چهره‌ها -مثلِ رائفی‌پور- دستِ خودشون نیست. اگه کانال رو بخونید دوسه‌بار از تلاش‌هایی که کرده دفاع کردم؛ اون‌هم در برابر افرادی که از اون بازداشتِ موقتش در عربستان خوشحال بودن و حتی برایِ گرفتاری‌ش دعا می‌کردن. اون‌موقع وقتِ دفاع ازش بود. اما از زمان انتخاباتِ مجلس تا الان داره اتفاقاتِ عجیبی در عرصهٔ رقابت و تبلیغات میفته. خیلی ادعاها بدونِ ارائه به مرجع قضاییِ صالح، بدون ارائهٔ مدرک، بدونِ رعایتِ تذکراتِ مکررِ رهبری داره مطرح می‌شه و ادامه‌داره. رهبری کم ‌مونده لقمهٔ این تذکر‌ها رو بجوعه بذاره دهنِ این فعالین مجازی! «تهمت‌پراکنی و لجــن‌پراکنی کمکی به پیشرفتِ کار نمی‌کند و به آبرویِ ملّی لطمه می‌زند!» می‌دونید یعنی چی؟! یعنی با این حرف‌ها مخاطب رو از شرکت در انتخاباتی که به فرمایشِ رهبری «تکمیل‌کنندهٔ حماسهٔ تشییعِ شهداست» دلسرد می‌کنید؛ به مخاطب یاد می‌دید هر حرفی رو بدونِ سند در روندِ یک‌کلاغ و چهل‌کلاغ و صرفاً با تیکه ‌و کنایه بپذیره. به «فرصت‌طلبانِ بدسابقه» فرصتِ دوباره برایِ به گندکشیدنِ بیشتر می‌دید. اونم در بستری مثل توییتر که شما با همهٔ ملیت‌ها در ارتباطید. یا تویِ همین تلگرام که احتمالاً با رای ‌اولی‌هایِ زیادی مواجه هستید. هم لَهِ کاندیدی و هم علیهِ کاندیدی! تعدادی از نامزدهایِ انتخاباتی «واقعاً» کارنامه یا برنامهٔ خوب و قابل‌قبولی دارن؛ علتِ این‌که من زمانِ انتخابات ۹۶ و ۱۴۰۰ از اول تویِ پیج پایِ رای و تبلیغ برایِ اقای رئیسی وایستادم بخاطرِ قطعیتِ صد درصــدی رویِ ایشون بود! چیزی‌که الان «فعلاً» بهش نرسیدم و منتظرِ بررسیِ بیشتر یا اجماعِ احتمالی‌ام. تا سابقهٔ انتخابات ۹۲ تَکرار نشه. دعوا داره؟ حتماً باید با تخریب و طعنه و کنایه و هشتـگ بینِ این چندنامزدِ انتخاباتیِ قابل‌قبــول، تبلیغ و انتخاب کنید؟! ایشون فقط یه مثالِ ملموس از این مسیرِ خطرناک و آسیب‌زننده‌ست! چرا تذکراتِ رهبری رو به خودتون نمی‌گیرید؟!

جهانگیری گفته «حالِ ایران خوب نیست» و آخوندی گفته «نگرانِ ایران هستم»، هر دو هم ثبت‌نام کردن. نخندید! حرفم ادامه داره. من از همین ابرازِ نگرانی و احساسِ مسئولیت و وقاحتی از جنسِ همین وقاحت و پررویی‌ها چهارستونِ بدنم لرزید. از این‌که رای بیارن؟! نه! بعید می‌دونم مردم دوباره عواملِ اصلیِ نگران‌کنندهٔ حالِ ناخوبِ یک‌دهه بیچارگی در تمامِ عرصه‌ها رو رویِ کار بیارن. بلکه از این دلم لرزید که «بدهی‌هایِ صاف شده و خزانهٔ پر و تفاهمنامه‌هایِ اعجاب‌آور و هزاران واحدِ صنعتیِ احیاءشده و تبدیلِ زمین سوخته به زمینِ قابلِ کِشت و …» این چنگ و دندون نشون دادن‌ها و احساسِ تکلیف‌کردن‌هایِ فلّه‌ای و ناگهانیِ مسئولین اسبق و سابق و حال و آینده رو هم داره.

عبارتِ «رقابت بر سرِ تصاحبِ سبدِ آراءِ رئیسی» که این‌روزها در بعضی از این تحلیل‌های فلّه‌ای انتخاباتی می‌خونم، غمگینم می‌کنه.خیلی غمگین. دنیایِ بی‌معرفتیه.

اون‌روزی که این پست رو گذاشتم؛ یک اسفند ۱۴۰۱. خیلی‌ها بهـم تاختن و از هیچ فحاشی‌ و توهینی دریغ نکردن. امروز برام مرور شد. البته بعضی از دوستان هم که توقع نبود؛ معرفت به‌خرج دادن و حمایت کردن؛ در اون شرایطی که تقریباً و غالباً پیام‌ها فحش بود! اون‌موقع بغض‌م نترکید! اما دروغ چرا؟ برای «دلم سوخت»ِ امروز ترکید. ولی هنوز امیدوارم؛ چون صدا تو گوش‌م می‌پیچه «آروم باشید…» #موقت‌است.

«راهِ خدمت به مردم؛ راه خداست. راه کار جهادی برایِ مردم راه خداست. راه ادارهٔ کشور اسلامی راه خداست. راه پیشرفت نظام جمهوری ا
«راهِ خدمت به مردم؛ راه خداست. راه کار جهادی برایِ مردم راه خداست. راه ادارهٔ کشور اسلامی راه خداست. راه پیشرفت نظام جمهوری اسلامی راه خداست. آقای رئیسیِ عزیز و همراهانش در راه پیشرفت کشور، در راه خدمت به مردم و در راه اعتلای جمهوری اسلامی کشته شدند.اینها مصداق آیهٔ شهادت هستند، اینها را اَموات ندانید اینها زنده هستند. بَلْ أَحْيَاءٌ! همان تعبیری که برایِ شهدا وجود دارد. اینها را ما شهدای خدمت می‌دانیم. همان‌طور که مردم گفتند؛ از دلِ مردم جوشید این تعبیر؛ #شهید_جمهور و شهید خدمت.» -رهبر انقلاب | ۱۴ خرداد ۱۴۰۳. -تصویر تزئینی نیست!

فهم و تحلیلِ سخنرانیِ امروزِ رهبرانقلاب؛ هم در بابِ فلسطین و هم در بابِ «رئیسیِ عزیز» چند روز تعمّق می‌خواد...

این‌روزها خیلی به «مرگ» فکر می‌کنم. به انواعِ مرگ. در بسترِ خواب یا بیماری. در جبههٔ حق یا باطل. موقعِ مُچ‌گیری یا دست‌گیری. «عندَربّهم ‌یرزَقون» یا «أَصۡحاب ٱلنَّارِهُمۡ فِيهَا خَٰلِدُونَ». با عزّت یا ذلّت؛حینِ خدمت یا غرق عافیت! چندسال پیش برایِ یکی از درس‌ها، رفتیم پزشکیِ ‌قانونی. جنازه‌ها رویِ تخت‌ها بودن؛ زرد و کبود و ناتوان. اون اقایی که استخوانِ پاش بیرون زده بود؛ حتی توانِ اینو نداشت از خودش در برابرِ نگاه‌ِ بقیه دفاع کنه. استاد گفت این‌ها همه غسل داده شدن؛ عجیب و ترسناک نیست؟ به ما اطمینانِ ‌خاطر داد که بعد از دست زدن به جنازه؛ نیاز به غُسلِ مَسِ میت نداریم. قبل‌ش فاتحه‌ای خوند و شروع کرد به درس دادن. تمامِ مدت به این فکر می‌کردم که انسان چیه؟! موجودی که در مدتِ حیات خودش؛ گاهی به «هرقیمت» خودش رو برندهٔ کارزاری می‌کنه که معلوم نیست این ولَع، تا کِی بهش وفا می‌کنه؟ یا نه، می‌تونه گاهی به قدری سعهٔ‌صدر و اخلاص و تقوا رو از حاشیه به متن بیاره؛ که به قولِ شهید مطهری «هم بزرگ» بشه هم «بزرگوار»؟ آدم‌ها نوعِ مرگ و پرکشیدنِ خودشون رو، با نوعِ زندگیِ خودشون رقم می‌زنن؛ گاهی چُنان حقیر و مُفت، و گاهی چنین گران و باشکوه! افسوس! که عُمــر در بطــالَت بگذشت؛‏ ‌‏با بارِ گُنه بدونِ‌طاعت بگذشت،‏ ‌‏فردا که به صحنۀ مُجـازات رَوَم ‌‏گویند: که هنگامِ ندامت بگذشت…‏ •شعرِ آقا‌روح‌الله(ره) است، در وصفِ همچو منی..

تابه‌حال تشنه بوده‌اید؟! آنقدر تشنه که به هرچه چنگ بزنید؟! تشنگانِ قدرت این‌طورند. به طعنه می‌گویند «رئیس‌جمهورِ بعدی باید شبیه او باشد؟! ترسناک است» ولی نمی‌دانند او معیار و ملاکِ ما را از یک سیاست‌مدارِ دولتی بالا برد؛ چنانکه مادرم می‌گفت بعد از شهید رجایی هم چنین بود. شبیهِ او بودن یعنی پشتِ میز نبودن؛ در روستایی که حتی فرماندار هم نرفته؛ رفتن. یعنی نگران نبودن از کفش‌هایِ گِلی؛ یعنی نترسیدن از طعنِ بدخواهان. یعنی «ارتفاع گرفتن تا خدا» با خدمت به خلقِ خدا. یعنی تَشَر زدن به همکار بابتِ دفاع نکردن از رقیب! منتقد را بی‌شناسنامه و اهریمن نخواندن. یعنی «الله‌اکبر؛ اَبَرقدرت خداست» را جامهٔ عمل پوشاندن. یعنی در سیاست هم می‌توان تقوا داشت. یعنی دیپلماسیِ میدان، یعنی می‌توان عکسِ قهرمان را تا قلبِ نیویورک بالا برد و نترسید؛ یعنی آنقدر عزیز بود که صدایَش تا غزه و هند رفت. یعنی دعایِ خیر کارگر را به خواب ترجیح دادن. یعنی «خستگی را نشناختن»، یعنی «صدِ خودت را بگذاری تا گره‌ی وا کنی»؛ یعنی به «تکمیل و احیاء» بشناسنت. یعنی «آدمِ خوبِ کاربلد» بودن. کجایِ این‌ها ترس دارد؟!

حقیقتاً وضعیتِ عجیبی‌ست! احمدی‌نژاد که در انتخابات ۱۴۰۰ می‌گفت «اگر رد بشوم رای هم نمی‌دهم» کاندید شد. جهانگیری اعلامِ آمادگی کرده؛ همّتی که معتقد بود «FATF حلالِ مشکلات است» کاندید شد. مشاورِ رسانه‌ای مهرعلیزاده به برنا گفته «معلوم نیست! با خاتمی گفتگو‌های گرمی داشته‌ایم!» با این‌وجود توییتری‌هایِ حامیِ نامزدهایِ مختلف از گرایشات سیاسیِ مختلف هم مُتّفق‌القول فقط یک‌نفر را می‌زنند! اجازه بدهید قبل از بررسیِ برنامه‌های افرادِ نهایی برای به قطعیت رسیدن؛ کمــی به‌ این هماهنگی شک کنیم. درحالی‌که در جهـان برای تحلیلِ خط به خط نامهٔ رهبر جلسه می‌گذارند تا از نشرِ آن جلوگیری کنند و دانشجوهای امریکایی خط‌ به خطِ آن را دل‌گرمی می‌دانند و الگو می‌گیرند؛ این‌جا هنوز چهلمِ سیدِ شهیدِ اخلاق‌مدار نرسیده؛ انقلابی‌ها به جانِ هم می‌افتند تا فرصت‌طلبان میراثِ سه‌سال زحمت را به باد دهند!

حقیقتاً وضعیتِ عجیبی‌ست! احمدی‌نژاد که به قطعیت می‌گفت «من هرگـز رای نمی‌دهم» با همراهیِ ۳۱۳ نفر از هواداران کاندید شد. جهانگیری اعلامِ آمادگی کرده؛ همّتی که معتقد بود «FATF حلالِ مشکلات است» کاندید شد. مشاورِ رسانه‌ای مهرعلیزاده به برنا گفته «معلوم نیست! با خاتمی گفتگو‌های گرمی داشته‌ایم!» توییتری‌هایِ حامیِ نامزدهایِ مختلف از گرایشات سیاسیِ مختلف هم مُتّفق‌القول فقط یک‌نفر را می‌زنند! اجازه بدهید قبل از بررسیِ برنامه‌های افراد تا به قطعیت رسیدن؛ کمی شک کنیم. درحالی‌که در جهـان برای تحلیلِ خط به خط نامهٔ رهبر جلسه می‌گذارند تا از نشرِ آن جلوگیری کنند و دانشجوهای امریکایی خط‌ به خطِ آن را دل‌گرمی می‌دانند و الگو می‌گیرند؛ این‌جا خودی‌ها به جانِ هم می‌افتند تا نخودی‌ها میراثِ سه‌سال زحمت را به باد دهند!

تو برهه‌ای به‌سر می‌بریم که انگار باید زیاد مُرور کنیم این برگه‌ها از تاریخ؛ چیزِ عجیب و دور از ذهنی هم نیست که بگیم وای بر مردمانِ کوفیِ هزاران سال پیش؛ به همه‌مون هم میاد :)

در ارتفاع! خونِ‌شهیدی جوانه زد، در جنگلِ سیاه؛ سپیــــدی جوانه زد.. -رضانیکوکار - این‌جا هند؛ برایِ «شهید‌»مان مراسم گرفته‌اند..

این روشِ منسوخِ کنایه‌آمیزِ معرفیِ خود؛ عاقبت‌بخیری به همــراه نمیاره آقایان.. -بالاتر نوشته بودم از این هیاهویِ انتخاباتِ فع
این روشِ منسوخِ کنایه‌آمیزِ معرفیِ خود؛ عاقبت‌بخیری به همــراه نمیاره آقایان.. -بالاتر نوشته بودم از این هیاهویِ انتخاباتِ فعلی فراری‌ام؛ یکی پرسید چرا؟ گفتم حقیقتاً داشتیم عادت می‌کردیم به این‌که می‌شه «بااخلاق» هم در سیاست «واقعاً» کار کرد؛ اما چه می‌شه کرد؟ تسلیماً لِاَمرک. بعضی‌ها که اخلاق رو قربانیِ رقابت می‌کنن؛ در نهایت خودشون قربانیِ سیاست می‌شن.

واقعاً گاهی از توییتر کسبِ آگاهی کردن زوالِ عقل میاره. یه سر به بعضی توییت‌ها حولِ انتخابات نگاه می‌کنم می‌بینم «عیناً» همون حرف‌هایی که سه سال پیش به اقایِ رئیسی می‌زدن؛ الان دارن به یکی دیگه از کاندیداها می‌زنن. بعد حالا با چه عکسی؟! عکس گذاشته چرا اقایِ فلانی که دیروز اومد ثبت‌نام کرد، کُتی که پوشیده کَجه! سلام بر انزوا، سلام بر جنگ، سلام بر کوفت و زهرمار. از طرفِ کیا؟ همونایی که خزانهٔ خالی و بدهی‌های چندهزار میلیاردی و کارخونه‌هایِ تعطیلی و روابطِ قطع‌شده و به قولِ رهبری «یک‌دهه تعطیلی» تحویلِ دولتِ اقای رئیسی دادن؛ حالا که بدهی‌ها صاف شده و خزانه پُر شده و روابط بین‌الملل در بالاترین حدِ خودش قرار گرفته؛ باز با تکیه بر حافظهٔ جمعیِ ضعیف؛ سلام بر حربه‌هایِ تکراری! کل‌کل‌هایِ تکراری!

Repost from نور
یه نکته‌ای که خیلی تو توییتر و جاهای مختلف می‌دیدم این بود که یه عده اصرار دارن که بگن: «این فجایع تقصیر سیاست‌های نادرستِ شخصِ نتانیاهو و دولتشه.» فحوای این مفاهیم هم یعنی که اعتراض فقط به این شخص وارده، و کشورِ اسرائیل باید روی سیاست‌هاش تجدید نظر کنه و نسل‌کُشی رو متوقف. اما امروز تو نامه‌ی آقا خطاب به دانشجوهای امریکایی حرف‌های دیگه‌ای زده شد، «جبهه‌ی بزرگ مقاومت در نقطه‌ای دور با همین ادراک و احساساتِ امروز شما، سال‌هاست مبارزه می‌کند هدفِ این مبارزه توقف ظلم آشکاری‌ست که یک شبکه‌ی تروریست و بی‌رحم به نام صهیونیست‌ها از سال‌ها پیش بر ملت فلسطین وارد ساخته و پس از تصرف کشورشان آن‌ها را زیر سخت‌ترین فشارها و شکنجه‌ها گذاشته است. نسل کشی امروز رژیم آپارتاید صهیونیست ادامه‌ی رفتار به شدت ظالمانه در ده‌ها سال گذشته است.» هشتگ؟ جهادِ تبیین در سطح بین‌الملل:)) حفظه‌الله.

این‌ها بخشی از واکنــشِ اولیهٔ کاربران خارجی نسبت به نامهٔ رهبر انقلاب به دانشجویانِ حامیِ فلسطین در آمریکاست. عمقِ تاثیر رو در همین لحظاتِ ابتدایی ببینید! و اگر صبح بیدار شدید و لودگی‌هایِ اپوزیسیون رو دیدید؛ جدی نگیرید. به زبان‌هایِ مختلف [انگلیسی، عربی و …] توی توییـتر متنِ نامه رو ترجمه کنید.