fa
Feedback
محمدرضا یزدان‌پرست

محمدرضا یزدان‌پرست

رفتن به کانال در Telegram

روزنامه‌نگار و مجری تلویزیون @yazdaanparast

نمایش بیشتر
إيران296 190دسته بندی مشخص نشده است
602
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
اطلاعاتی وجود ندارد30 روز

در حال بارگیری داده...

کانال‌های مشابه
هیچ داده‌ای
مشکلی وجود دارد؟ لطفاً صفحه را تازه کنید یا با مدیر پشتیبانی ما تماس بگیرید.
ابر برچسب‌ها
هیچ داده‌ای
مشکلی وجود دارد؟ لطفاً صفحه را تازه کنید یا با مدیر پشتیبانی ما تماس بگیرید.
اشارات ورودی و خروجی
---
---
---
---
---
---
جذب مشترکین
فوریه '24
فوریه '240
در 0 کانال‌ها
ژانویه '240
در 1 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '23
+2 469
در 1 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '230
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '230
در 3 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '230
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '23
+6
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '23
+2
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '23
+1
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '23
+9
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '23
+24
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '23
+3
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '23
+5
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '23
+6
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '22
+4
در 0 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '22
+4
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '22
+6
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '22
+5
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '220
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '220
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '22
+9 580
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '22
+5
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '22
+8
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '220
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '22
+3
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '22
+5
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '21
+1
در 0 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '21
+1
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '21
+2
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '21
+1
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '21
+6
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '21
+4 137
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '21
+7
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '21
+2
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '21
+1
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '210
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '21
+2
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '21
+3
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '20
+1 854
در 0 کانال‌ها
تاریخ
رشد مشترکین
اشارات
کانال‌ها
15 فوریه0
14 فوریه0
13 فوریه0
12 فوریه0
11 فوریه0
10 فوریه0
09 فوریه0
08 فوریه0
07 فوریه0
06 فوریه0
05 فوریه0
04 فوریه0
03 فوریه0
02 فوریه0
01 فوریه0
پست‌های کانال
2
‼️ ثانیه‌هایی کثیف و هولناک از تخلیه گوسفندوارِ کودکانِ زباله‌گرد در خ.پاسداران تهران؛ گلستان چهارم. ساعت ۱۲:۴۰! 👈 اول فکر ک
‼️ ثانیه‌هایی کثیف و هولناک از تخلیه گوسفندوارِ کودکانِ زباله‌گرد در خ.پاسداران تهران؛ گلستان چهارم. ساعت ۱۲:۴۰! 👈 اول فکر کردم ماشین پخش موادغذایی‌ست. ۲کارگر ژولیده پیاده شدند، درِ عقب را باز کردند و حدود ۵۰کودک زباله‌گرد را عینهو گوسفند از عقب ماشین تخلیه کردند. بچه‌ها هم خرم و خندان، ولو شدند در شهر با یک گونی بزرگ در دست! 👈 پلاک را عمدا پاک نکردم، بلکه دستگاه‌های متولی(نیروی انتظامی، بهزیستی، شهرداری و...) اگر کَک‌ِشان گزید، کاری کنند. این صحنه‌ها جدید نیست، همه هم می‌دانند که این بچه‌ها تحت مافیایی خوفناک و زالوصفت به بیگاری کشیده شده‌اند، اما هر روز، زیادتر و گسترده‌تر می‌شوند! ⁉️ نمی‌خواهید کاری کنید؟! نمی‌توانید کاری کنید؟! اصلا اهمیتی دارد اوضاع وخیم کودکان زباله‌گرد یا کودکان سر چهارراه‌ها و...؟! این مافیا چقدر قدرت دارد؟! زورتان نمی‌رسد؟! @yazdaanparast
2 334
3
بدون متن...
794
4
بدون متن...
1 831
5
+2
بدون متن...
2 281
6
بدون متن...
2 341
7
بدون متن...
2 470
8
نقد و بررسی جامعه‌شناختی "برادران لیلا"، امشب ۳۰فروردین، ساعت ۹ ورود برای همه علاقه‌مندان، آزاد و رایگان است. لینک حضور: http
نقد و بررسی جامعه‌شناختی "برادران لیلا"، امشب ۳۰فروردین، ساعت ۹ ورود برای همه علاقه‌مندان، آزاد و رایگان است. لینک حضور: https://www.skyroom.online/ch/12ht/yade-ostad راستی نیازی به "نصبِ" اسکای‌روم نیست. @yazdaanparast
1 655
9
🎼 و صدای داریوش اقبالی هم مجوزدار شد 👈 یاور همیشه مومن، تو برو سفر سلامت... 🙏 ممنون شهرام شاه‌حسینی! ممنون از "رهایم کنِ"
🎼 و صدای داریوش اقبالی هم مجوزدار شد 👈 یاور همیشه مومن، تو برو سفر سلامت... 🙏 ممنون شهرام شاه‌حسینی!  ممنون از "رهایم کنِ" گیرا و زیبایی که ساخته‌ای! @yazdaanparast
1 561
10
🎼 صدای سوسن، خواننده مشهور و مردمی ایران هم در سینمای بعد از انقلاب، مجوز گرفت! ❤️ دوسِت دارم می‌دونی، که این کار دله، گناه
🎼 صدای سوسن، خواننده مشهور و مردمی ایران هم در سینمای بعد از انقلاب، مجوز گرفت! ❤️ دوسِت دارم می‌دونی، که این کار دله، گناه من نیست... 🙏 ممنون از سازندگان سریال "آکتور" @yazdaanparast
1 671
11
‍ ۲۰نکته درباره کیومرث پوراحمد که شاید همه نمی‌دانسته‌اند(قسمت چهارم و پایانی) 6⃣1⃣ سر فیلم خواهران غریب، در آخرین مرحله انتخاب بین تمام دوقلوها، الهه و الهام علی‌یاری مانده بودند و یک دوقلوی دیگر. الهام و الهه، معرّف و پارتی نداشتند و دوقلوی دیگر، چرا. الهه و الهام علی‌یاری یا همان نرگس و نسرینِ فیلم، از پوراحمد می‌پرسند: "چرا ما را انتخاب کردید و آنها را انتخاب نکردید؟" پوراحمد جواب می‌دهد چون شماها "تخس‌تر" بودید! 7⃣1⃣ مانند بسیاری از خانواده‌های سنتیِ دهه ۲۰ و ۳۰، موسیقی به حکمِ پدرِ متعصب و مذهبی، در خانه آنها ممنوع و به نوعی حرام بود و کیومرث و بعضی خواهران و برادران، یواشکی از طریق رادیو، موسیقی گوش می‌دادند و بعدها، یواشکی ضبط صوت خریدند تا با نوار کاست، از قافله لذت از این هنر جادویی، جا نمانند. اگر در ساخته‌هایش دقت کنید، موسیقی، جایگاه کاملا ویژه و برجسته‌ای دارد، ریشه در همان شیفتگیِ کودکی. 8⃣1⃣ از معدود فیلمسازان ایران است که در هر دو گونه سریال و سینمایی، برای هر دو مدیوم سینما و تلویزیون، برای هر ۲گروه کودک و نوجوان و بزرگسال، آثار درخور دارد که در حافظه‌ها مانده؛ از قصه‌های مجید و سرنخ بگیرید تا به‌خاطر هانیه و شب یلدا. 9⃣1⃣ بسیار زودرنج بود و سریع قهر می‌کرد، اما به همان سرعت و با نازک‌دلیِ ویژه‌ای که داشت، از در دوستی و آشتی درمی‌آمد چون شدیدا عاطفی بود. 0⃣2⃣ شدیدا عاطفی‌بودنش را می‌شود در ردّ پای "عشق" در آثارش جست. از ساخته‌های حوزه کودک و نوجوانش که بگذریم، به کاری از پوراحمد برنمی‌خورید که عشق در آن نباشد؛ از کوه یخ و نوک برج بگیرید تا حتی اتوبوس شب، که فیلمی علیه جنگ است اما در دقایق پایانی‌اش، سر و کله عشق شورانگیزی پیدا می‌شود که مینِ حاصل از جنگِ لعنتی نمی‌گذارد همسر باردار، شوهرش(عماد) را دیگربار، ببیند. خودش در همان دانشگاه شهید بهشتی گفت که "دستم درد نکند. در دیالوگ‌نویسی این سکانس که قرار است خبر شهادت همسر را به الناز شاکردوست بدهند، حقیقت را نگفتم، اما دروغ هم نگفتم." 👈 صادقانه زیست، ادا درنیاورد، خودش بود و حالا با مرگ خودخواسته‌اش می‌توان بیشتر باور کرد که تلخیِ ایام نگذاشت مزوّرانه و ریاکارانه به این زندگی ماتم‌زده، ادامه دهد.
874
12
‍ ۲۰نکته درباره کیومرث پوراحمد که شاید همه نمی‌دانسته‌اند(قسمت سوم) 1⃣1⃣ در مصاحبه، بسیار حساس بود. نه سخت وقت گفت‌وگو می‌داد و نه آسان، اما آنجا که موافقت می‌کرد، سریع شرطِ معروف و همیشگی‌اش را می‌گفت که "باید حتما قبل از چاپ، ببینم". من هم طبیعتا در چندبار مصاحبه، شرطش را رعایت می‌کردم و خودش می‌گفت اتفاقا کمترین تغییرات را روی مصاحبه‌های تو می‌دهم وگرنه اگر نسخه دیگر گفت‌وگوها را ببینی، کاغذ سیاه شده از اعمال نظراتم. یک‌بار یکی از ماهنامه‌ها این شرط را رعایت نکرده بود و فردای چاپ، زنگ زده بود دفتر مجله و انواع و اقسام ناسزاهای کشدار و آبدار و همه‌چیزدار را کشیده بود به بالا تا پایین کارکنان آنجا. مرحوم، به وقت صراحت، خیلی‌خیلی صریح بود. 2⃣1⃣ از لهجه اصفهانی در شرایطی که خودش صحبت کند، اصلا و ابدا خوشش نمی‌آمد. اگر کسی از آن دیار، به قصد صمیمیت، همشهری‌بازی درمی‌آورد و می‌زد کانالِ لهجه دیار زنده‌رود، تیرش به سنگ خورده و پوراحمد را دلزده کرده بود. 3⃣1⃣ در نوجوانی ناخواسته راهی رشته فنی برق شده بود، اما همان جلسات اول، کیف و کتاب را جمع کرده بود و از هنرستان یا آن آموزشگاه فنی، دِ در رو؛ زده بود بیرون، دنبال عشق و علاقه‌اش، سینما و نویسندگی. 4⃣1⃣ در یکی از مصاحبه‌هایم اذعان داشت که دنباله‌های سینماییِ سریال قصه‌های مجید مانند "نان و شعر" و "صبح روز بعد" را نباید می‌ساخته و اشتباه کرده؛ به یک دلیل مشخص: مجید بعد از سریال، بزرگ شده بود و به بلوغ رسیده بود و آن شیرینی‌ِ نوجوانیِ جاری در سریال و آن صورت معصوم کودکانه را دیگر نداشت. 5⃣1⃣ به جای افسانه بایگان در فیلم خواهران غریب، قرار بوده افسر اسدی بازی کند، اما اسدی در نهایت و بعد از اصرارهای پوراحمد، نمی‌پذیرد و قرعه به نام بایگان می‌افتد و نتیجه می‌شود ایفای نقش ماندگارِ مادری باهوش که وقتی دختران دوقلو، جایشان را با هم عوض می‌کنند در رفتن به خانه پدر و مادر، افسانه بایگان با یک نگاه به چشم‌های دخترش، می‌فهمد که این دختران شیرین، این کلک را زده‌اند تا پدر و مادر را آشتی دهند.
860
13
‍ ۲۰نکته درباره کیومرث پوراحمد که شاید همه نمی‌دانسته‌اند(قسمت دوم) 6⃣ مهدی باقربیگی قرار نبود بازیگر قصه‌های مجید باشد چون به جلسه تست بازیگر نوجوان، دیر رسیده بود و پوراحمد، نوجوان دیگری را انتخاب کرده بود. باقربیگی یک روز دیرتر می‌رود برای تست و با اصرار از کارگردان می‌خواهد که تست بدهد. تست‌دادن در وقت اضافه همانا و مجیدِ قصه‌های مجید‌شدن، همانا. بعدها، مهدی باقربیگی با رای همشهریانش، نماینده شورای شهر اصفهان هم شد. 7⃣ پروین‌دخت یزدانیان هم کاملا تصادفی شد بی‌بیِ قصه‌های مجید. پوراحمد از چندین زن سالمند از جمله مادر خودش تست می‌گیرد و بدون اینکه بگوید کدام‌یک، مادر خودش هستند، فیلم تست‌ها را برای چندین نفر کارشناس و کاربلد و صاحب‌نظر، پخش می‌کند و همه متفق‌القول می‌گویند این زن، بهترین است برای این نقش. و اینگونه می‌شود که بی‌بی بعد از ۷۰سال، از آشپزخانه خانه‌اش به جعبه جادویی و پرده نقره‌ای راه می‌یابد و می‌شود ستاره‌ای مشهور و بی‌بیِ مجید و سینمای ایران. 8⃣ در همان گفت‌وگوی روزنامه همشهری متوجه شدم از طریق برادرش مهرداد که دستیار او هم بود در قصه‌های مجید، با مجید در ارتباط است اما خواهران غریب را از سال ۷۴ تا ۸۴، گم کرده. ۱۰سال بود از آنها بی‌خبر بود. از روی همان کنجکاوی ژورنالیستی، افتادم دنبال پیداکردنِ الهه و الهام علی‌یاری. از طریق یک دوست، آنها را در یک مجلس عروسی پیدا کردم و قراری برای دیدار و مصاحبه ترتیب دادیم در منزل خواهر بزرگ‌تر الهام و الهه. به محض ورود کیومرث پوراحمد، این خواهران دوقلو، آنچنان جیغی از خوشحالی کشیدند و پریدند روی سر و کولِ پوراحمد که شادیِ لحظات ابتدایی آن دیدار، هنوز در چشم و گوش من هست. مصاحبه آن دیدار هم در مجله نسیم، منتشر شد، با عکس‌هایی از ساتیار امامی. 9⃣ پوراحمد با مهاجرت مخالف بود و با خواسته همسر اولش برای رفتن از ایران، موافقت نمی‌کرد. تا شبی از شب‌های تلخ جنگ که در بمباران صدام، خواهرزنش از اروپا تماس می‌گیرد و دوباره و چندباره می‌گوید که یا همگی بیایید یا بگذار، بچه‌ها بیایند. پوراحمد هم که آن شب ترسناکِ توام با آژیر بمباران، حسابی او را کلافه و عصبانی کرده بود، در یک لحظه موافقت می‌کند و به قول خودش: "بله‌ی مرا جنگ گرفت" و اینگونه با همسر اول و ۲دخترش، راهی اروپا می‌شوند. بعد از مدتی با اتمام جنگ، از آنها می‌خواهد که برگردند ایران اما مادر مخالفت می‌کند. پوراحمد مجبور به جدایی می‌شود و تک و تنها راهی ایران. 0⃣1⃣ چندی بعد از برگشت به ایران، با احوالی آشفته و در تلخی هجران و تنهایی، خبردار می‌شود که مرحوم عباس کیارستمی قرار است "خانه دوست کجاست؟" را بسازد. با او تماس می‌گیرد که "می‌خواهم بیایم و دستیارت شوم". کیارستمی باور نمی‌کند و فکر می‌کند پوراحمد او را سر کار گذاشته و ایستگاهش را گرفته. به او می‌گوید تو خودت فیلمسازی و چندین فیلم ساخته‌ای. چرا می‌خواهی بیایی دستیاری من را بکنی؟! خلاصه از پوراحمد اصرار و از کیارستمی انکار که در نهایت کیارستمی می‌پذیرد و پوراحمد به پروژه، می‌پیوندد. در طول کار، هرشب، پوراحمد وقایع‌نگاری می‌کرده و خاطرات را می‌نوشته. وقتی کار تمام می‌شود و برمی‌گردند تهران، پوراحمد یادداشت‌ها را می‌برد برای کیارستمی به امید چاپ کتاب. کیارستمی پیشنهاد می‌دهد حالا که اینها را داریم،  خوب است فیلمنامه را هم اضافه کنیم. پوراحمد می‌گوید قبول. بعد کیارستمی می‌گوید حالا خوب است نقدهای نوشته‌شده درباره خانه دوست کجاست را هم منتشر کنیم با اینها. پوراحمد این را هم می‌پذیرد و در نهایت، کتابی که قرار بوده خاطرات پوراحمد از پشت صحنه فیلم باشد، می‌رود در سایه ملحقات. این روایت را برای خود من تعریف کرد، اما در لحظه آخر گفت از نسخه مکتوب مصاحبه دربیاورم. نمی‌خواست، دلخوری‌ای دوباره زاده شود، چون آن‌موقع، کیارستمی هم زنده بود، اما حالا هر دو رفته‌اند به جهان احتمالا بهتری از اینجا و می‌توانم این کدورت کهنه را بازگو کنم.
580
14
‍ 🖤 درگذشتی خودخواسته برای سینماگری خودساخته! 0⃣2⃣نکته درباره کیومرث پوراحمد که شاید همه نمی‌دانسته‌اند(قسمت اول) ✍ محمدرضا یزدانپرست روزنامه‌نگار و مجری تلویزیون 👈 سال ۸۳ به عنوان اولین سفارش کار از سوی سردبیر، قرار شد مصاحبه تمام‌صفحه بگیرم برای ضمیمه ایرانشهرِ روزنامه همشهری. خودم کیومرث پوراحمد را انتخاب کردم به دلیلی واضح: مهمترین کارگردانی بود که روی نوجوانی من اثر گذاشته بود، با "قصه‌های مجید"ش؛ روایت نوجوانی در پی اثبات استعدادهایش، خصوصا ورزش و هنر، یعنی دقیقا دغدغه‌ها و تلاش‌های آن زمان خودم با یکی‌دوسال تفاوت سنی با مجید. در همان مصاحبه مرا "خبرنگار سمج"ی یافت و نوروز همان سال برایم در مجله فیلم، بهاریه‌ای نوشت با همین صفت؛ بهاریه‌ای که قصه‌اش بین من و بی‌بی که تازه آلزایمر گرفته بود، می‌گذشت. بماند و بگذریم. 👈 نکاتی که در پی می‌آید، حاصل زندگی من با آثارش و معاشرتم با او در دوران فعالیت رسانه‌ای‌ست که شاید برای دوستداران کیومرث پوراحمد و سینمایش و عموم مردم، ناگفته باشند. 1⃣ در همان اوایل آلزایمر بی‌بی، از برادران و خواهران پرتعدادش خواسته بود با چیزی شبیه اُتانازی یا مرگِ خودخواسته یا اختیاری، نگذارند بی‌بی که کم‌کم داشت اختیار ادرار و مدفوع را هم از دست می‌داد، بیشتر از این به زحمت بیفتد. خواهران و برادران موافقت نکردند و او نگذاشت این قسمت از گفته‌هایش، چاپ شود. البته خواهر بزرگ‌تر، فداکارانه تا پایان عمر مادر، مراقب و پرستار او بود. 2⃣ عاشق دختر بود و خدا هم به او ۳دختر داد؛ ۲تا از ازدواج اولش و یکی هم از ازدواج دومش. فقط یادم است در اکران "اتوبوس شب" در دانشگاه شهید بهشتی گفت که هیچ‌وقت دوست نداشتم پسر داشته باشم، ولی اگر قرار بود فرزندِ پسری داشته باشم، ترجیح می‌دادم مانند مهرداد صدیقیان باشد(بازیگر اتوبوس شب). 3⃣ در پشت صحنه اتوبوس شب، بین محمدرضا فروتن و عوامل، دعوای مفصلی راه می‌افتد بر سر اینکه فروتن، خیلی راننده پروژه را پایین خانه‌اش معطل می‌کرده و دیر می‌آمده. دعوا بین فروتن و دستیار کارگردان خیلی بالا می‌گیرد و فیزیکی می‌شود تا جایی که ساعت دستیار کارگردان می‌شکند و دستش آسیب می‌بیند. او هم از فروتن شکایت می‌کند و جلوی ادامه فعالیتش در سینما را می‌گیرد. پوراحمد پادرمیانی می‌کند تا پروژه نخوابد و فروتن هم از بازیگری منع نشود، اما دل فروتن و پوراحمد دیگر هیچ‌وقت با هم صاف نشد و به نشست خبری اتوبوس شب در جشنواره هم نیامد و گوشه‌کنار گفته بود دلم می‌خواهد این فیلم در کارنامه‌ام نباشد. 4⃣ اتوبوس شب را سیاه و سفید ساخت به یک دلیل اصلی. گفت می‌خواستم فیلمی ضد جنگ بسازم و نمی‌خواستم خون، به رنگ قرمز، به چشم مخاطب بیاید. 5⃣ الناز شاکردوست در اتوبوس شب، به احترام معرفی‌اش به سینما توسط پوراحمد، رایگان بازی کرد و نقش کوتاه خود را افتخاری ایفا کرد. حتی در اکران اتوبوس شب در دانشگاه شهید بهشتی هم رایگان آمد و با دانشجوها فیلم را دید و درباره‌اش، پرسش و پاسخ داشت.
1 881
15
بدون متن...
2 091
16
‼️ اینکه حتی یک خَش روی حتی یکی از فرزندان خودشان در این فاجعه مسمومیت‌های سریالی نیفتاده، برای بارِ بی‌نهایتُم ثابت می‌کند ک
‼️ اینکه حتی یک خَش روی حتی یکی از فرزندان خودشان در این فاجعه مسمومیت‌های سریالی نیفتاده، برای بارِ بی‌نهایتُم ثابت می‌کند که "همگی در یک کَشتی نیستیم". آنها یا کشتی و قایق جدا دارند یا جلیقه نجات یا اساسا دریایی متفاوت. #مسمومیت_دانش‌آموزان @yazdaanparast
1 699
17
بدون متن...
1 550
18
بدون متن...
2 182
19
بدون متن...
2 771
20
بدون متن...
1 071