.....کلبه شعر.....
رفتن به کانال در Telegram
به کانال کلبه شعر خوش آمدید خواهم که به سینه ات نهم سینه خود را تا دل به تو گوید غم دیرینه خود را .............. @N50019 ............ لینک کانال رو به دوستان خود معرفی کنید ؛ @hamnafasane1
نمایش بیشتر740
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-17 روز
-1030 روز
آرشیو پست ها
کاش دلها همه از جنس بهاران بودند
از بدی ّ و حسد و کینه گریزان بودند
کاش گلهای اقاقی ّو رز و مریم و یاس
تا ابد بر سر و بر سینه ی گلدان بودند
حافظ و منزوی و بیدل و صهبای قمی
همه از عشق تو اینگونه غزلخوان بودند
چشم و ابروی تو و تیر ِ بلند ِ مژه ات
همگی تیزتر از تیغه ی زنجان بودند
من به تو مومن و سرگرم پرستش، اما
آیه های بدن ات نافی ِ ایمان بودند
شک ندارم که اگر عکس تو در قرآن بود
هفت ملیارد نفر جمله مسلمان بودند
بیخودی شکوه نکن از گنه ات ، آدم جان
سیب و حوا و دلت!! ، تابع شیطان بودند
#محسن_هاشمی_هخا
#دعوتیدبهکانالوگروهکلبهشعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
رسیده فصل پاییز و تکیده برگ شب بوها
تمام خاطراتت مانده در پستوی پستوها
تو رفتی باد می آمد وگندم زار می لرزید
واز آن دور می دیدم پریشانی گیسوها
پس از آن حادثه هر روز با رقص گل لاله
شمیم دل نوازت میرسد از آن فراسوها
نشسته برف سنگین غم ازدوریت بر بامم
ندارم نای روییدن ندارد پای پاروها
نمی آید صدای غرش شیری در این وادی
به غیر از زوزه گرگ وصدای بچه آهوها
تلاطم کرد دریا موج سیلی زد به ساحل ها
ومی آمد صدای ناله ی غمناکی از قوها
شنیدم آمدی در شهر غوغایی به پای کردی
ومن گم کرده ام خود را میان آن هیاهوها
بیا در جستجویم ای سفر کرده و بعداز آن
اسیرم کن در آغوشت میان دست وبازوها
#مختار_عظیمی
#دعوتیدبهکانالوگروهکلبهشعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
از خاطرم پر می کشد یک بار دیگر دیدنت
ای تا همیشه وسوسه چون میوه ای که چیدنت
از حال من می پرسی و از حال خود می گویمت
ای من به قربان تو و آن شیوه ی پرسیدنت
می تابد از چشمان تو خورشید بر چشمان من
تا تک تک ذرات من می جنبد از تابیدنت
من شوخ شهر آشوب تو آن خنده ی محبوب تو
چون ذره ای مجذوب تو می میرم از خندیدنت
با آن صدای زخمی ات با غایت بی رحمی ات
بر ساز روح من بزن موسیقی رقصیدنت
چون قله های محکمی کوهی ولی کوه غمی
با ارتعاش بغض من از عمق جان لرزیدنت
ای عاشق نامهربان ! بی انتقام از من بمان
از بسکه لذت می برم هر بار از بخشیدنت...
#بهاره_خامنه_پور
#دعوتیدبهکانالوگروهکلبهشعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
به ما نبود ولیکن حواسِ بارانها
به ما نیامده حتی تماسِ بارانها
تو تا ترنّمِ یک باوری شبیهخیال
نشسته حوصله در التماسِبارانها
بهچندقطرهیبارانقسمکهسهممبود
توکم نداشتهای در قیاسِ باران ها
همیشه یاد تو تکرار شد نه تکراری
همیشه تازه تری در لباسِ باران ها
به ماجرای توهم میتوانرسید،اگر
گرفت ردّ دِلی از اقتباسِ باران ها
درست عاشقِ باران شدیم آنجا که
به ما نبود ولیکن حواسِ باران ها
#چنگیز_رحمتی
#دعوتیدبهکانالوگروهکلبهشعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
شب یلدا گرامی باد
روی گلتون به سرخی دونه های انار ،
و عمرتون به بلندی شب یلدا
🌹🌹🌹❤️🌹🌹🌹👈
@hamnafasane1
از آن چو شمعِ سحر در زوالِ خویشتنم
که هم وبالِ کسان، هم وبال خویشتنم
ز دست غیر چه جای شکایت است مرا؟
که همچو سایهی خود، پایمال خویشتنم
ز سال و ماهِ عزیزان خبر چه میپرسی
مرا که بیخبر از ماه و سال خویشتنم
چنان گداخت خیالم، که غیر اشکی چند
نماند فرق دگر با خیال خویشتنم
بدین فِسُردگی، آغوشِ گرمِ گل چه کنم؟
برون مباد سر از زیر بال خویشتنم
کمالِ نقص من این بس که همچو آتشِ تیز
همیشه در پی نقصِ کمال خویشتنم
«امیر!» سوختم از بهر دیگران و نسوخت
چو شمعِ سوختهجان، دل به جان خویشتنم...
#امیری_فیروزکوهی
#دعوتیدبهکانالوگروهکلبهشعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
شــادیــم چــون رکابِ جــنــون را فشردهایم
در بحر عــشــق اگر همــه جویایِ ساحلند
مــا کشتی وجــود بــه طــوفان سپردهایم
ایدل چه شــد که یااار فراموش کرده است؟
#دعوتیدبهکانالوگروهکلبهشعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
صفائی بود دیشب با خیالت خلوت ما را
ولی من باز پنهانی تو را هم آرزو کردم
ملول از نالهی بلبل مباش ای باغبان رفتم
حلالم کن اگر وقتی گلی در غنچه بو کردم
تو با اغیار پیش چشم من می در سبو کردی
من از بیم شماتت گریه پنهان در گلو کردم
حراج عشق و تاراج جوانی وحشت پیری
در این هنگامه من کاری که کردم یاد او کردم
ازین پس شهریارا ما و از مردم رمیدنها
که من پیوند خاطر با غزالی مشک مو کردم
#شهریار
#دعوتیدبهکانالوگروهکلبهشعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
هرچند عمر در غم و حرمان گذاشتم
هرگز دل از محبّتِ او برنداشتم
جان و دل است هیمهٔ آن آتشی که من
همّت به زنده داشتنش برگماشتم
در داوِ عشق دستِ تهی نیست عذرِ مرد
من از میانِ مدعیان جان گذاشتم
در خاک و خون میان علَم های سرنگون
با رایتِ وفای تو سر بَرفراشتم
بیرون ز هرچه صورت بیداری است و خواب
نقشی که از خیالِ تو در دل نگاشتم
بی حاصل است فرصتِ فصلِ سیاهکار
سرسبز باد بذرِ امیدی که کاشتم
عشقی بدست کردم و چون سایه در رهش
صد ره سرم زدند و ز سر پای داشتم ...
#هوشنگ_ابتهاج
#دعوتیدبهکانالوگروهکلبهشعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
هرچند عمر در غم و حرمان گذاشتم
هرگز دل از محبّتِ او برنداشتم
جان و دل است هیمهٔ آن آتشی که من
همّت به زنده داشتنش برگماشتم
در داوِ عشق دستِ تهی نیست عذرِ مرد
من از میانِ مدعیان جان گذاشتم
در خاک و خون میان علَم های سرنگون
با رایتِ وفای تو سر بَرفراشتم
بیرون ز هرچه صورت بیداری است و خواب
نقشی که از خیالِ تو در دل نگاشتم
بی حاصل است فرصتِ فصلِ سیاهکار
سرسبز باد بذرِ امیدی که کاشتم
عشقی بدست کردم و چون سایه در رهش
صد ره سرم زدند و ز سر پای داشتم ...
#هوشنگ_ابتهاج
#دعوتیدبهکانالوگروهکلبهشعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
پُرِ زخمم و غم قهرِ تو مانند نمک
به گمانم که بمیرم، تو بگویی به درک
به هوای تو دلم یکسره، آرام و یواش
می کشد از سر دیوار حیاط تو سرک
مدتی هست که فهمیده ام آن خنده ی تو
در خودش داشته مجموعه ای از دوز و کلک
"دوستت دارم" و با گفتن آن صدها بار
داده ام دست دل سنگ و سیاه تو گَزک
گفته بودی که شکایت نکنم...چشم! دعا:
حافظت دست خدا باشد و اَللهُ مَعک ...
#جواد_مزنگی
#دعوتیدبهکانالوگروهکلبهشعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
نیست یاری تا بگویم راز خویش
ناله پنهان کرده ام در ساز خویش
چنگ اندوهم خدا را زخمه ای
زخمه ای تا برکشم آواز خویش ...
#فروغ_فرخزاد
#دعوتیدبهکانالوگروهکلبهشعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
من غزلها گفته ام،اما به اغما رفته است
مثنویهایی که یک یک،برسر زا رفته است
درمیان مردم شهرم ،چه تنها مانده ام
مثل سربازیکه از بم،سمت جلفا رفته است
آنچنان از دیدنم احساس وحشت می کنند
گوییا که شیخ صنعان،سوی ترسارفته است
مادرم درحسرت تک بیتی از اشعار من
غافل او در عمق شعرم، بیت نازا رفته است
درتمام طول شب، من خواب این را دیده ام
نزد مادر این غزلهایم ،پسر زا رفته است
در مسیری اشتباه ،از روز اول رفته ام
همچنان قوییکه از، برکه به دریا رفته است
تا کجا ها میروی ، دنبال شعر تلخ من
او به دنبال دو بیت ناب و اعلا رفته است
از کنارم رد شدی، شعرم چنان دردی گرفت
بحر درمان شعر من، نزد اطبا رفته است
#یوسف_محقق
#دعوتیدبهکانالوگروهکلبهشعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
دل چون توان بریدن ازو مشکل است این
آهن که نیست جان من آخر دل است این
من می شناسم این دل مجنون خویش را
پندش دگر مگوی که بی حاصل است این
جز بند نیست چاره ی دیوانه و حکیم
پندش دهد هنوز ، عجب عاقل است این
گفتم طبیب این دل بیمار آمده ست
ای وای بر من و دل من ، قاتل است این
منت چرا نهیم که بر خاک پای یار
جانی نثار کردم و ناقابل است این
اشک مرا بدید و بخندید مدعی
عیبش مکن که از دل ما غافل است این
پندم دهد که سایه درین غم صبور باش
در بحر غرقه ام من و بر ساحل است این
#هوشنگ_ابتهاج
#دعوتیدبهکانالوگروهکلبهشعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
همنشین درد می فهمد شب بیمار را
همچنین غربت نشینی معنی دیدار را
خوب می فهمم من زندانی حسرت به دل
این مسیر انفرادی تا به پای دار را
باید از مشق و کتاب زندگانی خط کشید
واژها ی نرده و اندیشه ی دیوار را
وحی اگر نجوا کند جز عشق زیر گوش تو
پر کن از سنگ و کلوخ و گل دهان غار را
سوز و آواز قناری پشت زندان قفس
میکند از غصه گریان دیده ی گلزار را
آه ای رویای آزادی چه شیرینی ولی
می کُشی در حسرت خود مردم بسیار را
#تقی_شیرین_زاده
#دعوتیدبهکانالوگروهکلبهشعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
ای کمان ابرو، بیا با ما بساز
تیر مژگان را منه در چله باز
"ما ز یاران چشم یاری داشتیم"
زین سبب سوی تو شد دستم دراز
ای که شیرین است شورت در دلم
با کرشمه می بری ما را حجاز
هر چه بنوازی همایون می شود
خواه بیداد است یا، راز و نیاز
من که خارا بوده ام مومت شدم
رحم کن گاهی و ما را می نواز
سر فرود آورده ام در پای تو
گاه گاهی پرده را می کن فراز
بند بند جان ما مشتاق توست
بی #وفا مُردم من از سوز و گداز ...
#کامبیز_فرقان_پرست
#وفا
#دعوتیدبهکانالوگروهکلبهشعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
در این شطرنج پُر سرباز , شاهت را بیاور
شبت بی ماه , زیبا نیست. ماهت را بیاور
زمین ,شیطان پرستی می کند کورند مردم
بیا آیات ِ چشمان سیاهت را بیاور
من آوردم دل ِ بی دست و پایم را به میدان
تو هم هر قدر میخواهی سپاهت را بیاور
به این خونریز ها : شمشیرهایت, تیرهایت
نیازی نیست ,جادوی نگاهت را بیاور
تو گفتی: "عشق با نفرین نمی سازد , دعا کن"
تو گفتی:"من دلم سنگ است, آهت رابیاور
تو وقتی صبر ,ترکت کرد, حتی بر نگشتی
برو تنها رفیق نیمه راهت رابیاور "
" شهابم" من ولی تغییر ظلمت,کار من نیست
تو خورشیدی , فروغ صبحگاهت را بیاور
#شهاب_سبزواری
#دعوتیدبهکانالوگروهکلبهشعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
دلم یخ بست، انگار این زمستان سر نمیآید
ولی کاری هم از دستان سردم بر نمیآید
دم رفتن خدا را هم گواه آورد برگردد
ولی قلبم گواهی میدهد دیگر نمیآید
لباس عشق پاکم بر تن قلبش گشاد آمد
لباس مومنان هرگز به یک کافر نمیآید
شبیه کوهم و آتشفشانی در دلم خفتهست
ولی از این دهان هرگز کلامی در نمیآید
دلم مانند شاهی بین جمع خائنان تنهاست
کسی اینجا سراغ شاه بی لشگر نمیآید
به روی خاک قبرم جای گلدان، سنگ بگذارید
به مهمانی من غیر از گل پرپر نمیآید ...
#محمدمهدی_پناهنده
#دعوتیدبهکانالوگروهکلبهشعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
باز دلتنگ توام میل بیابان دارم
امشب اندازۀ صحراے تو باران دارم
كوه آتش به دلم هیچ، كسے میداند
كه من از داغ تو در سینه چه پنهان دارم؟!
آه، بیدار كن از خواب گران دریا را
كه من آشفتهام امشب سر طوفان دارم
رفتهاے میرسد از راه، غمت دور و دراز
بے تو با این دل بیحوصله مهمان دارم
تو گل و سبزهاے و بوے بهاران داری
من خسته همۀ سال زمستان دارم
سر من را به خدا شانۀتان مختصر است
دلے از خاطرۀ دوست پریشان دارم...
#راضیهرجایی
#دعوتیدبهکانالوگروهکلبهشعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
بیا بشکن غرورت را بگو که دوستم داری
بگو از فاصله چون من تو هم دلگیر و بیزاری
پر از خط های دیدار است دیوار اتاق من
بگو مثل منی، درگیرِ با خط های دیواری
نیازی نیست بر اقرار از چشمان تو پیداست
که شمع جان تو می سوزد و تا صبح بیداری
نکن باور که دوری _ دوستی می آورد هرگز
تویی که سالها دوری ولی در رنج و آزاری
به دلداری ی تو چون بلبل شیدا گرفتارم
و تو چون غنچه ی نشکفته ی مغرور گلزاری
منم مجنون تو لیلای من آواره ی صحرا
تو در آسایشت از دور گهگاهی نظر داری
#تقی_شیرین_زاده
#دعوتیدبهکانالوگروهکلبهشعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
