fa
Feedback
.....کلبه شعر.....

.....کلبه شعر.....

رفتن به کانال در Telegram

به کانال کلبه شعر خوش آمدید خواهم که به سینه ات نهم سینه خود را تا دل به تو گوید غم دیرینه خود را .............. @N50019 ............ لینک کانال رو به دوستان خود معرفی کنید ؛ @hamnafasane1

نمایش بیشتر
740
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-17 روز
-1030 روز
آرشیو پست ها
هیشکی 😔😍 #فوق_العاده_زیبا یاسان #تقدیم_دوستان_گروه_کلبه_شعر

....کوروش_بزرگ چه زیبا گفت : اگر در دل کسی جایی نداری ، فرش زیر پایش هم نباش.... جایی که بودن و نبودنت هیچ فرقی نداره، نبودنت رو انتخاب کن اینگونه به خودت احترام گذاشتی ... محبوب همه باش ، معشوق یکی مهرت را به همه هدیه کن ، عشقت را به یکی با هر رفتنی اشک نریز و با هر آمدنی لبخند نزن شاید آنکه رفته بازگردد و آنکه آمده برود آنقدر محکم و مقتدر باش که با این‌محبت ها و مهر ها زمین‌گیر نشوی ... لازم است گاهی در زندگی ، بعضی ادمهارو کم کنی تا خودتو پیدا کنی ... بعضی ادمارو باید دوست داشت اما بعضی از آدمارو فقط باید داشت.

. .....ياراي گريه نيست، به آهي بسنده کن ! آري، به آه گاه به گاهي بسنده کن! درد دل تو را چه کسي گوش مي‌کند؟  اي در جهان غريب! به چاهي بسنده کن! دستت به گيسوان رهايش نمي‌رسد از دوردست‌ها به نگاهي بسنده کن! سرمستي صواب اگر کارساز نيست گاهي به آهِ بعدِ گناهي بسنده کن! اهل نظر نگاه به دنيا نمي‌کنند تنها به ياد چشم سياهي بسنده کن! #سجاد_سامانی

....یارب ، غم بیرحمی جانان بکه گویم ؟ جانم غم او سوخت ، غم جان بکه گویم ؟ نی یار و نه غمخوار و نه کس محرم اسرار رنجوری و مهجوری و حرمان بکه گویم ؟ آشفته شد از قصه من خاطر جمعی دیگر چه کنم ؟ حال پریشان بکه گویم ؟ گویند طبیبان که : بگو درد خود ، اما دردی که گذشتست ز درمان بکه گویم ؟ دردی ، که مرا ساخته رسوا ، همه دانند داغی ، که مرا ساخته پنهان ، بکه گویم ؟ خلقی همه با هم سخن وصل تو گویند من بی کسم ، افسانه هجران بکه گویم ؟ دور طرب ، افسوس که بگذشت ، هلالی دور دگر آمد ، غم دوران بکه گویم ؟ #هلالی جغتای

....اونجا که از همه‌چیز و همه‌کس دل کندی؛ به قول طالب آملی که میگه: "خشت بر خشت زوایای جهان گردیدم منزلی امن‌تر از گوشه‌ی تنهایی نیست..." ‏کسی که تنهایی رو قبول کرده دیگه منتظر اومدن کسی نیست... :) 👌

....هر که در آتش عشقش نبود طاقت سوز گو به نزدیک مرو کآفت پروانه پر است گر من از دوست بنالم نفسم صادق نیست خبر از دوست ندارد که ز خود با خبر است #سعدى   

.....نه مژده‌ی وصلی، نه پیامی، نه حدیثی در کوی تو بستند مگر باد صبا را؟! تا چند سر زلف تو در دست نسیم است؟ مپْسند پریشان‌تر از این خاطر ما را آسوده‌ام از غارت زلفش منِ بیدل از درد چه غم رهروِ بی‌برگ و نوا را...؟ #راهب_اصفهانی   

....مردابم و در من هوس جزر و مدے نیست با سنگ تو آشفته شدن حس بدے نیست عشق است و همه اول راهش به خروشند برگرد ببین پشت سر ما احدے نیست گفتے ًسندے رو ڪن اگر سهم تو هستم ً این لرزش دست تو خودش ڪم سندے نیست صد بوسه به لب آمده ڪے مے رسے از راه من باغ پر از سیبم و اینجا سبدے نیست من چشم به راهم چه بیایے ،چه نیایی یک سال ڪه سهل است،ڪه صد هم عددے نیست...

.....آنگاه ڪه لایق شدم وُ عشق چشیدم از متنِ زمین متنِ زمان دست ڪشیدم آنگاه ڪه چشمانِ توأم وسوسه‌زا شد آدم شدم وُ عُلقه زِ فردوس بُریدم جبریلِ نگاهت ڪه به من وحے فرستاد جُز ڪعبه‌یِ چشمت صَنما هیچ ندیدم یارا! نگهت را چو بُریدے زِ نگاهم طنّاز شدے، ناز شدے، ناز خریدم گیسویِ بهارت چو سپردے تو به دستم من پُود شدم، تار شدے در تو تنیدم ترسیم ڪه ڪردے به لبت خنده‌یِ خود را ناگاه به معراجِ لبانِ تو رسیدم ڪج‌خُلقے و ‌بدعهدیِ لبهاے تو مرگ‌ست از ترسِ مبادا ڪفن از پیش خریدم «عزرا» اگَرَش «ئیل»نباشد اثرش نیست از هرچه نخواهے، به خدا دست ڪشیدم...

....زندگے یک آرزوے دور نیست زندگے یک جست و جوے ڪور نیست زیستن در پیله پروانه چیست زندگے ڪن زندگے افسانه نیست گوش ڪن دریا صدایت میزند هرچه ناپیدا صدایت میزند جنگل خاموش میداند تو را با صدایے سبز میخواند تو را زیر باران آتشے در جان توست قمرے تنها پے دستان توست پیله پروانه از دنیا جداست زندگے یک مقصد بے انتهاست هیچ جایے انتهاے راه نیست این تمامش ماجراے زندگیست...

.....در دل تنهاے باران من صدایت مے ڪنم بر عبور دیدگانت جان فدایت مے ڪنم پاڪے دریاے دل سهم من از یادتو است چتر دل را سایه بان غصه هایت مے ڪنم گرچه سهمم ازتو اینک یک نگاه ساده است در دلم با یک نظرمن ،صددعایت مے ڪنم شعرهاے آشنایے چون رسدبرچشم دل با غزلهاے دلم من با صفایت مے ڪنم حس باران میشوم چون بگذرے از ڪوچه ام من قرار دیدگانم را رهایت مے ڪنم بغض باران خورده ام را مینهم بر شانه ات بال پرواز دلم رادر هوایت مے ڪنم...

....گفته بودی ازمحبت خارها گل میشود ای بسوزد ریشه ضرب المثل های دروغ!!! می شود از عشق تو دیوانه شد دیوان نوشت صد غزل از آن نگاه و دیده و مژگان نوشت هرچه زیباروی اگر در محفلی گردند جمع می شود اسم تو را در صدر این خوبان نوشت نازنینا! چشم ما مهمان بکن بر یک نظر ورنه باید این دل آباد را ویران نوشت آب اگر ریزی به مژگان و چکد بر صورتت می توان زیبایی این صحنه را باران نوشت کاش می شد چند واحد درس عشق تا به دانشگاه چشمان شما مهمان نوشت نازنین زیبای من قدری به من نزدیک شو دل که بردی! می توان جان را به تو قربان نوشت

امشب از قصّه پرم ؛ حوصله داری یا نه ؟ می توانی به دلم دل بسپاری یا نه ؟ اگر از غصّه بگویم ، گِله را می فهمی ؟ می توانی به لبم خنده بباری یا نه ؟ روز و شب پشت همین پنجره ها خوابم برد آمدی ؟ کردی از این کوچه گذاری یا نه ؟ هر شب از درد غمت ، بد به خودم می پیچم در خیالات منی گاه و گداری یا نه ؟ بین پاییز و زمستان دل من یخ بسته گو در اندیشه ی آغاز بهاری یا نه ؟ خسته از زندگی ام ؛ میل قیامت دارم ! عاقبت مال منی ؟ با توام ! آری یا نه ؟ #مریم_صفری #کانال_و_گروه_کلبه_شعر @hamnafasane1

#تقدیم_ب_دوستان_گروه_کلبه_شعر دنیام شدی رفت... پازل بند

. ....من ڪه مجنون شده ام            دارو ندارم ٺو شدے               ٺا به ڪی من بخورم                     غصه ے فرداے ٺو را.... ڪاش میشد ڪه ڪنم            رخنه درونِ دل ٺو               ٺا ڪه ٺسخیر ڪنم                     چشم فریباے ٺو را.....

. ....چاره ڪن ساقی ٺو دردم را،شفا میخانه اسٺ           پر قدح جامی بنوشان ،                  بوسه اٺ مسٺانه اسٺ.... زندڪَی را بی ڪَل رویٺ نمیخواهم عزیز            دلربایی می ڪنی،           این شیوه ها رندانه اسٺ...... #مه‌نازصفری

....تو مـــرا       بہ خنده ڪَفتے                ڪہ هنوز دوست دارے چہ دروغِ          دلنشینـــے                 چه فریب آشڪارے #علےمقیمے

....امشب از قصّه پُرم حوصله داری، یا نه ؟ می توانی به دلم دل بسپاری، یا نه؟ اگر از غصّه بگویم گله را می فهمی می توانی به لبم خنده بباری، یا نه؟ روز و شب پشت همین پنجره ها خوابم برد آمدی؟ کردی از این کوچه گذاری، یا نه؟ هر شب از درد غمت بد به خودم می پیچم در خیالات منی گاه و گداری، یا نه؟ بین پاییز و زمستان دل من یخ بسته گو در اندیشه ی آغاز بهاری، یا نه؟ خسته از زندگی ام میل قیامت ! دارم عاقبت مال منی؟ با تو ام، آری، یا نه؟

....یک لحظه تو را دیدم و مجذوب شدم من در جنگ غم عشق تو ، مغلوب شدم من من فکر تو و یاد تو بودم همۂ عمر افسوس که دل کندی و مغضوب شدم من چشمان تو انگار نمی‌خواست که باشم از سیل نگاه تو چه مخروب شدم من تا کی به غم دوری تو صبر کنم من اینجا که به هجران تو ایوب شدم من باشد که خدا چاره کند کار دل ما چون غرق تماشای تو محبوب شدم من #نرگس_بهارلویی

....در سینه پنهان ڪرده‌ام گنجینه‌اے از داغِ غــــــــم تا میتوانی سعی ڪن ای عشــــق در ویرانی‌ام.. #عاشق_اصفهانــــــــــــے