fa
Feedback
.....کلبه شعر.....

.....کلبه شعر.....

رفتن به کانال در Telegram

به کانال کلبه شعر خوش آمدید خواهم که به سینه ات نهم سینه خود را تا دل به تو گوید غم دیرینه خود را .............. @N50019 ............ لینک کانال رو به دوستان خود معرفی کنید ؛ @hamnafasane1

نمایش بیشتر
740
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-17 روز
-1030 روز
آرشیو پست ها
به شعر نیست نیازم ، تو شعر گویایی سراب روشن و جوشان آرزوی هایی به هر بیان که تو خواهی و سخن بگو با من که آشنا به زبان تمام دل هایی کجا پنهان کنم از چشم میگسارانت ز شیشه ی دل من همچو باده پیدایی درون آینه ی چشم من نگاهی کن به عکس خود ، که ببینی چقدر زیبایی برای دل بری از اختران شوخ فلک تو خیره چشم برازنده تر سراپایی ز من چه روی پوشی که از محّبت عشق فروغ خلوت پُر شور سینه ی مایی چو من تو آتش دل بر زبان نمی آری تو نیز عاشقی و در مقام حاشایی گهی ببندی و گاهی کنی پریشان موی چه در سر است تو را کاینچنین خود آرایی چه کرد ه ام که از من سایه وار بگریزی تو هم که چون من تنها، همیشه تنهایی به یک نظر ز نگاهت چه رازها خوانم تو پُر درون تر از این ژرفنای دریایی به میگساری و مستی ندیدمت افسوس که گویمت به چه اندازه شوخ و شیدایی تو تند خوی زبان تلخ ، چون شراب کهنه برای تشنه لبی همچو من ، گورایی #رحیم_معینی_کرمانشاهی #دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر 🌹🌹❤️🌹🌹👈

بی طاقتم که دیر زمانی ندیدمت ای کاش..!!..می شد غزلی می شنیدمت هر وقت یاد روی تو کردم به ذهن ِخویش چون عکس ِگشته خاطره از دل کشیدمت شاید به وعده گاه ِقدیمی رسانی ام همپای روزهای جوانی دویدمت ای عشق ِبی حضور به اعجاز پیرهن با چشم انتظار ، ندیده خریدمت از خود بریده ام که نیآید گمان ترا حتی کم از لحظه ، که من دل بریدمت یک نیمه شب به بستر رویای من زدی زآغوش ِشعله خواب ، به پلکی پریدمت از دل عبور کردی وُ رفتی فرا ز چشم با جسم وُ جانِ خسته ، کجا می رسیدمت در کوچه های یاد ، ترا پرسه می زنم بی طاقتم که دیر زمانی ندیدمت... #گویا_فیروزکوهی #دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر 🌹🌹❤️🌹🌹👈

ندیدمت هرگز، ولے به دیده می‌مانی مثال سیب گلاب نچــــــــیده می‌مانی خیال‌هاے تو یک دم رها نمی‌ڪندم به مرغ از قفسے پرڪشـــیده می‌مانی تمام زمزمه‌هایم هوایے توست تویے ڪه چون غزلے ناشنیده می‌مانی از آن زمان ڪه همه ذهن من شده‌اے به صاحبے ڪه دلم را خریـــده می‌مانی چگونه می‌شود این ماجراے در پنهان؟ نســےم صبحدمــے و وزیــــده می‌مانی همین بس است مرا، هر ڪجا ڪه هستے باش تو عشق ناب به دل آرمــــیده می‌مانی هنوز من نسروده‌ام تو را، چه یلداوار به شعـــرهاے بلند و قصــیده می‌مانی #حسن_بیگی #دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر 🌹🌹❤️🌹🌹👈

تو که در چشمهایت عشق داری بگو آیا به من دل می سپاری کمی احساس میخواهم کمی عشق سرم را روی زانو می گذاری منم آهوی تنهای رمیده تو صیاد منی ، اهل شکاری به من آرامشی از جنس خود ده بیا مردم من از چشم انتظاری مرا مجذوب چشم خویش کردی ولی از چشم من گشتی فراری گلی بوییدنت دشوار باشد که اطرافت هزاران خار داری بخندی خنده هایت مال من نیست برایم ناله داری آه داری اگر با دیگری دمساز گشتی مرا هم در خوشی ها یاد آری #حسام #دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر 🌹🌹❤️🌹🌹👈

امشب از قصّه پرم حوصله داری، یا نه ؟ می توانی به دلم دل بسپاری، یا نه؟ اگر از غصّه بگویم گله را می فهمی می توانی به لبم خنده بباری، یا نه؟ روز و شب پشت همین پنجره ها خوابم برد آمدی؟ کردی از این کوچه گذاری، یا نه؟ هر شب از درد غمت بد به خودم می پیچم در خیالات منی گاه و گداری، یا نه؟ بین پاییز و زمستان دل من یخ بسته گو در اندیشه ی آغاز بهاری، یا نه؟ خسته از زندگی ام میل قیامت ! دارم عاقبت مال منی؟ با تو ام، آری، یا نه؟ #دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر 🌹🌹❤️🌹🌹👈

چه بخواهی چه نه دیگر تو فقط مال منی تو که انگیزه ی  بهتر شدن حال منی ، حافظ امشب همه جا توی کتابش گفته که تو با چشم قشنگت ثمر فال منی؛   مطمئنّم که پس از سال عذابی که گذشت شانه ی امن من و همسفر سال منی ، گشته ام نیست کسی مثل تو باورکن و باش تو که دائم نگران من و احوال منی.. در دلم از تو نشان دیده ام و  می دانم که تو هم در دل خود یکسره دنبال منی، بس کن و بگذر از این دوری و یکباره بیا چه بخواهی چه نه دیگر تو فقط ماااال منی ... #دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر 🌹🌹❤️🌹🌹👈

در دلم از تو نشان دیده ام و  می دانم که تو هم در دل خود یکسره دنبال منی، بس کن و بگذر از این دوری و یکباره بیا چه بخواهی چه نه دیگر تو فقط ماااال منی... #مریم_صفری دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر 🌹🌹❤️🌹🌹👈

ای بی خبر از این ‌تپشهای دل زارم هر شب به شوق دیدنت تا صبح بیدارم آرامتر از کوچه های شهر من بگذر یک چند لحظه مکث کن محتاج دیدارم قدری تامل کن در این دنیای بی مهری بنگر مرا اینجا به دست غم گرفتارم دیگر نمی گیری خبر از حال من اصلا آیا نمی دانی که از عشق تو بیمارم ؟ تا چشم‌ می بندم تو را در خواب می بینم در بسترم مانند ابر تیره می بارم از درد دوری بر خودم می پیچم و هرشب این عشقبازی با خیال تو شده کارم در دشت امید دلم تا لحظه ی دیدار گل پونه های عشق را در سینه می کارم هر چند می دانم نمی خواهی مرا دیگر اما تو را مثل گذشته دوستت دارم ... #آنجلا_راد #دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر 🌹🌹❤️🌹🌹👈

قهوه ای دم کُن برایم تا بیایم دیدنت بیش از اینها کُن هوایم تا بیایم دیدنت قصرِ آیینه بساز از خِشت خِشتِ آفتاب دلبرِ پیکر طلایم! تا بیایم دیدنت شانه بر مویت بزن وقتی که می آید نسیم تازه کُن حال و هوایم تا بیایم دیدنت زیرِ نم نم هایِ پاییزی به رویِ سنگفرش فرش کن گُل زیرِ پایم تا بیایم دیدنت نه! نگو بی پرده با مهتابِ پشتِ پنجره از من و از ماجرایم تا بیایم دیدنت همصدا با "هایده" بگذار از شب تا به صبح "سر به رویِ شانه هایم" تا بیایم دیدنت از جوانی تا به پیری پا به پایِ من بیا پشتِ در بگذار عصایم تا بیایم دیدنت این غزل "عشق" است، پس عشقِ مرا تکرار کن تا بیایم، تا بیایم، تا بیایم دیدنت ... #دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر 🌹🌹❤️🌹🌹👈

دل در هوای دیدنت،در سینه ام پر می زند جان در تنم،از شوق تو،خود را به هر در می زند من در سراغ کوی تو،افتان و خیزان می روم دل در هوای بام تو،پر چون کبوتر می زند حال من دور از ترا،از هر که پرسی،گویدت یا مشت میکوبد به دل،یا دست برسر می زند یک"دوستت دارم" دلم،آموخت چون طوطی زتو نتوان به او گفتن چرا،حرف مکرر می زند ؟ در چنگ یلدا مانده ام،گم در دل تاریکی ام گر پا نهی در کلبه ام،خورشید هم سر می زند ای زخمه زن بر تار دل،با ناله ام یکرنگ شو تو راه دیگر می روی،او نقش دیگر می زند در گریه چون بیند مرا،باریدن از یادش رود ابری که لاف همسری،با دیده تر می زند گر تو نرنجانی قدم ،در کنج غم تنها نیم یادت ز راه مرحمت،گاهی به من سر می زند شمشیر در کف گر رسد،از رو به رو دشمن چه باک از دوستی اندیشه کن،کز پشت خنجر می زند ... #محمد_قهرمان #دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر 🌹🌹❤️🌹🌹👈

می‌شود در دل این کوچه کمى نازکنى گره محکم آن روسری‌ات را یه‌کمى باز کنى بخدا تا ته این کوچه کسى پیدا نیست مى شود لب بگشایى، سخن آغاز کنى چند سالی‌ست که تو رهگذر چشم منى می‌شود اندکى از عشق خود ابراز کنى بخدا عالم و آدم به حیاى تو گواهند همه می‌شود نیم نگاهى به منه تُرک خوش آواز کنى من برایت چو قنارى ز غزل مى خوانم می‌شود با لب خشکیده من نی‌لبکى ساز کنى بارها گفته‌اى‌ام "نه"،بخدا زار و پریشان شده ام می‌‌شودبا"بله"این‌بار مرا شاد و سرافراز کنى #دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر 🌹🌹❤️🌹🌹👈

حدّ پروازم نگاه توست بالم را نگیر سهمم از شادی تویی با اخم حالم را نگیر راه سخت و سبز بودن با تو را آسان نکن‌ جاده‌های پیچ در پیچ شمالم را نگیر کیستی‌؟ پاسخ نمی‌خواهم بگویی هیچ‌وقت‌ لذّت درگیری حل سؤالم را نگیر من نشانی دارم از داغ تو روی سینه‌ام‌ خواستی دورم کن از پیشت‌، مدالم را نگیر خاطرت آسوده با ببر نگاهم گفته‌ام‌ با همین بازیچه‌ها سر کن‌، غزالم را نگیر زندگی تنها به من قدر تو فرصت داده است بیش از این‌ها خوب باش از من مجالم را نگیر خسته از یکرنگی‌ام می‌خواهم از حالا به بعد تا ابد پاییز باشم‌، اعتدالم را نگیر.. #دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر 🌹🌹❤️🌹🌹👈

نظری کردی و من هم ، نظرم سوی تو شد ... شب منت کش من ، طالب گیسوی تو شد ... تو گذشتی و چو دیدم ، رخ چون ماه تو را ... دل وامانده دمی ، عاشق آن روی تو شد ... به لبم جز تو و اسم تو نیاید سخنی ... تو چه کردی به دلم ، تا که ثنا گوی تو شد ... آتش عشق تو در سینه بپا کرده ، شرر .. دل من در گرو ، هر گره ی موی تو شد ... بار عشقت چه گرانست و ، کمر میشکند ... قامتم را بنگر ، چون خم ابروی تو شد ... جز به سوی تو و عشقت ، نرود پای دلم ... بشکند پای اگر ، کج ز ره و کوی تو شد #ارس_آرامی #دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر 🌹🌹❤️🌹🌹👈

گوشه ای کاش فقط بود برای خودمان من و تو خلوت شب حال و هوای خودمان زندگی بوسه ی بیتاب تو در بغض من است که گناهش بنویسند به پای خودمان کاش تنهایی من تنگ و نفس گیر شود نفست را بچکانی و شفای خودمان دوستت دارم و درشهر همه می دانند آبروی دل تنگم به بهای خودمان من و رسوایی و این درد نبودن هایت می روم گریه کنم پیش خدای خودمان #لیلا_سبزی_ملکی #دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر 🌹🌹❤️🌹🌹👈

پیراهنم پیراهنت را دوست دارد پیراهنم عطر تنت را دوست دارد پیراهنم وقتی که می آیی سراغش آغوش گرم و ایمنت را دوست دارد پیراهنم، شب در اتاق گفتگومان پیراهن از تن کندنت را دوست دارد پیراهنم، چشمش تو را خیلی گرفته نامرد، چشم روشنت را دوست دارد خیلی حسودست و تو را از چشم مردم پیداست... پنهان کردنت را دوست دارد پیراهنم، دلتنگ میگردد برایت تنگ غروب، دیدنت را دوست دارد آهسته در گوشَت بیا چیزی بگویم پیراهنم، پیراهنت را دوست دارد... #ایرج_علی_نژاد #دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر 🌹🌹❤️🌹🌹👈

..حلقه ای تو خالی ام آیا نگینم می شوی؟ می شوی پشت و پناهم مه جبینم می شوی؟ بت پرستی راه و رسم کفرگویان است ولی باتوام زیبا بتم آیین و دینم می شوی؟ عمر تو جاوید و بختت هم بلندای جهان ساعتی از عمر خود را هم نشینم می شوی؟ دل خزانی و غزل ها برگ ریزان کرده اند مرهمی بر شعر و اشعار حزینم می شوی؟ محسنت دلخسته و اشعار در هم می شوند شعرها دارم برایت بهترینم می شوی؟ #دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر 🌹🌹❤️🌹🌹👈

آفرین بر ناز رخسارت ، که مَه دارد نشان... یاس خوشبوی گلستان ، عطر و بوی بوستان.. در نگاهت مهربانی خفته یا جادوی توست؟! اینچنین گیراست چشمانت چو آهو ، بی گمان..! جای جای فصل مرداد از نگاهت زینت است..! لب گشودی چون ، ز لبخند تو می گیرد نشان.. یک به یک رو کرده خلقی بر تماشای توأند..! لشکری پنهان نمودی چون به خط ابروان.. پایتخت هر چه زیبایی است در رخسار توست.. وای از آن لحظه که بگشودی به لبخندت دهان.. روبرویت آینه ، دنیای زیبایی شده است... لب بجنبان طرح زیبایت بیفتد روی آن.. حیفم آمد من تو را با ماه تشبیهت کنم..! چون تو خوابی او جسارت می کند در آسمان..! بیش از این حرفی نمی ماند تو یکتای منی.. گوهر نابی که در اشعار من گشتی نهان.. #دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر 🌹🌹❤️🌹🌹👈

نازنینم عاشقت هستم ولی آیا تو هم من که خیلی سخت دل بستم ولی آیا تو هم عاشقت هستم خجالت می کشم از گفتنش من حیا کردم دهان بستم ولی آیا تو هم لحظه ای افتاد چشمانت به چشمانم ولی از نگاهت همچنان مستم ولی آیا تو هم سعی کردم تا نظر بازی کنم رویم نشد حیف،من رویم نشد ، جَستم ولی آیا تو هم از زمین تا آسمان ، از آسمان تا کهکشان زیرو رو کردم تو را جُستم ولی آیا تو هم کاش میشد قسمتم باشی تو ای حوّای من من که رفتم ، آدمی پستم ولی آیا تو هم عاشقی از جنس مجنونم بیا لیلای من من که مجنونی ازین دستم ولی آیا تو هم نیستی پیشم ولی لیلای من این را بدان نازنینم عاشقت هستم ولی آیا تو هم ... #دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر 🌹🌹❤️🌹🌹👈

#مژدگانی‌مژدگانی خواب زیبا دیده ام من خواب دیدم ماه رویش را کمی بوسیده ام من دست دردستش نهادم پای کوبان درکنارش چون بلاگردان به دور یار خود چرخیده ام من مست اوازش شدم با عطر مو از سرخوشی زل بچشمانش زدم شب تاسحررقصیده ام من سر زدم بستان قلبم بس دعا کردم برایش ارزو کردم به عشقش سبزه ها پیچیده ام من گرگ باران دیده هستم کی بترسم از هیاهو واقعیت را بگم از اخم او ترسیده ام من ناگهان از خواب ،ناگهان از خواب... بعدش بعد بیداری ز غم چون جغد شب نالیده ام من نم نمک درباغ خاطربا دوچشم خود بیادش بی مهابا بی امان شب تا سحر باریده ام من گر چه بیداری برایم حسرتی دیگر فزود خواب در تقویم عمرم فاجعه نامیده ام من درد دوری میکند این قامتم را بس خمود گر چه میخندم کماکان از درون پوسیده ام من خواب و بیداری برایم حسرت دیدار اوست بخت بد آتش بگیری از فلک رنجیده ام من #دعوتید به‌ کانال و گروه کلبه شعر 🌹🌹❤️🌹🌹👈

فال می خواهم بگیرم... می شود نیت کنی؟ میشود با این غزل،احساس سنخیت کنی منطق لب های تو ،شد علت "اشعار" من می شود با بوسه ای اثبات علیت کنی طبع من گرم است،عشق من ندارد حد و مرز تو زرنگی... میشود آن را مدیریت کنی؟ شعر من بی تو اهمیت ندارد نازنین یک نظر کن تا غزل را پر اهمیت کنی... عذر می خواهم..! حواسم چند بیتی پرت شد فال می گیرم دوباره... ميشود نیت کنی؟ #دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر 🌹🌹❤️🌹🌹👈