fa
Feedback
.....کلبه شعر.....

.....کلبه شعر.....

رفتن به کانال در Telegram

به کانال کلبه شعر خوش آمدید خواهم که به سینه ات نهم سینه خود را تا دل به تو گوید غم دیرینه خود را .............. @N50019 ............ لینک کانال رو به دوستان خود معرفی کنید ؛ @hamnafasane1

نمایش بیشتر
740
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-17 روز
-1030 روز
آرشیو پست ها
عکس هایت را ببر از خاطراتم خسته ام مثل حوا گریه کردم مثل آدم خسته ام من کمی آزرده ام با رفتنت بیشش نکن چونکه رفتی از برم از بیش و از کم خسته ام خسته بودی بی وفا،من را رها کردی ولی من خودم اقرار کردم از خودم هم خسته ام مثل یک باران فصلی،سیل آوردی زمین خشکسالی بر لبم،«بارانِ نم نم»خسته ام ظلمِ ظالم ،جور صیادی که صیدش گشته ام کو علی دادم رسد؟ از ابن ملجم خسته ام چیست عالم؟چیست دنیا؟چیست این چرخ کبود ای خدا من را ببخش از هر دو عالم خسته ام ... دعوتید به کانال کلبه شعر👇❤️👇 @hamnafasane1

خبر از عیش ندارد که ندارد یاری دل نخوانند که صیدش نکند دلداری جان به دیدار تو یک روز فدا خواهم کرد تا دگر برنکنم دیده به هر دیداری ... #سعدی دعوتید به کانال کلبه شعر👇❤️👇 @hamnafasane1

آن که نهاده در دلم حسرت یک نظاره را بر لب من کجا نهد لعل شراب‌خواره را رشتهٔ عمر پاره شد بس که ز دست جور او دوخته‌ام به یکدگر سینهٔ پاره پاره را #فروغی_بسطامی دعوتید به کانال کلبه شعر👇❤️👇 @hamnafasane1

بشکفد پروانه چون در انجمن بیند مرا خیزد از بلبل فغان چون در چمن بیند مرا مصرع برجسته ی آهم چنین کاستاده ام آب گردد شمع اگر در انجمن بیند مرا #صائب_تبريزى دعوتید به کانال کلبه شعر👇❤️👇 @hamnafasane1

برخیز که عاشقان به شب راز کنند گرد در و بام دوست پرواز کنند👌 هر جا که دری بود به شب در بندند الا در عاشقان که شب باز کنند👌👌 #باباافضل_کاشانی دعوتید به کانال کلبه شعر 👇❤️👇 @hamnafasane1

منم که شعر و تغزل پناهگاه من است چنانکه قول و غزل نیز در پناه من است صفای گلشن دلها به ابر و باران نیست که این وظیفه محول به اشک و آه من است صلای صبح تو دادم به نالهٔ شبگیر چه روزها که سپید از شب سیاه من است به عالمی که در او دشمنی به جان بخرند عجب مدار اگر عاشقی گناه من است اگر نمانده کس از دوستان من بر جا وفای عهد مرا دشمنان گواه من است هر آن گیاه که بر خاک ما دمیده ببوی اگر که بوی وفا می دهد گیاه من است کنون که رو به غروب آفتاب مهر و وفاست هر آنکه شمع دلی برفروخت ماه من است تو هرکه را که چپ و راست تاخت فرزین گوی پیاده گر به خط مستقیم شاه من است نگاه من نتواند جمال جانان جست جمال اوست که جوینده نگاه من است من از تو هیچ نخواهم جز آنچه بپسندی که دلپسند تو ای دوست دل بخواه من است چه جای ناله گر آغوشم از سه تار تهی است که نغمه قلمم شور و چارگاه من است خطوط دفتر من سیم ساز را ماند قلم معاینه مضراب سر به راه من است کلاه فقر بسی هست در جهان لیکن نگین تاج شهان در پر کلاه من است شکستن صف من کار بی صفایان نیست که “شهریارم” و صاحبدلان سپاه من است #شهریار دعوتید به کانال کلبه شعر👇❤️👇 @hamnafasane1

‍ بگذارید بگریم بپریشانی خویش 👌👌 که بجان آمدم‌ از بی سرو‌سامانی خویش غم‌ بی‌ همنفسی کشت مرا در این شهر‌ در میان با که گذارم غم پنهانی خویش ؟ اندرین بحر بلا ساحل امیدی نیست تا بدانسوی ، کشم‌ کشتی طوفانی خویش زنده ام باز پس از اینهمه ناکامیها 👏 بخدا کس نشناسم به گرانجانی خویش گفتم : ایدل که چو‌ من خانه خرابی دیدی ؟ گفت : ما خانه ندیدیم بویرانی خویش جان چو پرونه بپای تو‌ فشاندم که چو‌ شمع بینمت رقص کنان برسر قربانی خویش ما بپای تو سر صدق ، نهادیم و زدیم داغ رسوائی عشق تو به پیشانی خویش «اطهری » قصه ی عشاق شنیدیم بسی نشنیدیم کسی را بپریشانی خویش 👌👌 #علی_اطهری دعوتید به کانال کلبه شعر👇❤️👇 @hamnafasane1

من بودم و دلواپسی و یک دل خسته تو بودی همان کس که به این دل بنشسته تو رفتی و از رفتن تو مانده برایم رسوایی عشق تو و یک قلب شکسته ... #فاضل_نظری دعوتید به کانال کلبه شعر👇❤️👇 @hamnafasane1

کاش در ماه خدا دیدنت اشکال نداشت احتیاجی مثلا موی تو بر شال نداشت روزه ام کاش که با بوسه بر آن گونه ی تو حکمی از واعظ این شهر به ابطال نداشت ... #علی_اکبر_ابیض دعوتید به کانال کلبه شعر👇❤️👇 @hamnafasane1

در این باران دوباره دیدنت را آرزو دارم کمی دلگیرم و با قاب عکست گفتگو دارم هیاهویی غم انگیز و زمستان غرقِ پاییز و نمیدانی چه بغضِ لاعلاجی در گلو دارم دلم در گیر و دارت مانده اما برنمی گردی سری با گریه ها در بالشی از غم فرو دارم همیشه با خودم درگیرم و ای کاش میدیدی جدالی را که با آیینه های روبرو دارم نمازم را به حسرت رو به چشمان تو میخوانم که از عطرِ دل انگیزِ نفسهایت وضو دارم شدم خیره به فردایی که می گوید نمی آیی عجب ترسی که هرشب از سکوتِ قصه گو دارم خدایا از چه بنویسم که از شب گریه ها خیسم نمی بینی خیالی تا سحر درگیرِ او دارم؟ #مهدی_حبیبی دعوتید به کانال کلبه شعر👇❤️👇 @hamnafasane1

#نمیدانم.... چنان افتان و خیزانم ،که رفتن را نمی دانم چه حالست این چنین حالم ؟که ماندن را نمی دانم چو مرغی بال بشکسته ،که خیس از نم نم باران فتادم کنج ایوانی ، پریدن را نمی دانم همی گویم به زنجیری ،ببندم این دل زارم چنان بی دست و ،بی پایم ،که بستن را نمی دانم ز ،باغ عشق گلی چیدم ،خزان آمد ،پریشان شد ز ،عِطرش آنچنان مستم ،که گفتن را، نمی دانم به زلفش بس گرفتارم ،که صد دلبستگی با اوست چنان بندم ،چنان بندم ،بریدن را نمی دانم ندارم ،هیچ برهانی ،از این رَه من چه می جویم ؟ همی رفتن ،همی رفتن ،رسیدن را نمی دانم نه یکسال است فراق او ،که از دل بر زبان آید چه سان گویم از این هجران ؟شمردن را نمیدانم بگو #راحم چه میخواهی بدین زاری بدین زاری چنان ماتم ، چنان حیران ، که گفتن را نمی دانم شعر وصدا 👇 #راحم_تبریزی @khazan_rahem @hamnafasane1

‌ ﺑﯽ ﺳﺒﺐ ﺩﺭﺩ ﮐﻪ ﻫﻢ ﻗﺎﻓﯿﻪ ﺑﺎ ﻣﺮﺩ ﻧﺸﺪ ﺁﺩﻡ ﺑﯽ ﻏﻢ ﻭ ﺑﯽ ﺩﺭﺩ دگر ﺁﺩﻡ ﻧﯿﺴﺖ ﺗﻮ ﻧﺒﯿﻦ ﺳﺎﮐﺖ ﻭ آﺭﺍﻡ ﻧﺸﺴﺘﻢ ﮐﻨﺠﯽ حرف ﻧﺎﮔﻔﺘﻪ ﺯﯾﺎﺩ ﺍﺳﺖ ﻭﻟﯽ ﻣﺤﺮﻡ نیست #سید_تقی_سیدی به کانال کلبه شعر بپیوندید 👇❤️👇 @hamnafasan1

به خلوتم تو بیا ، دیگران نمی خواهم👌 توباش علت من ، این و آن نمی خواهم برای اوج گرفتن ؛ برای آزادی👌 کبوتر تو شدم ، آسمان نمی خواهم هوای خوب غزل ، شعر ناب ، آرامش👌 به جز تو عشق کسی در جهان نمی خواهم به قعر با تو نبودن چنان فرو رفتم 👌 که در عروج ، چنین و چنان نمی خواهم نفس بده به دلی که اسیر و دلمرده ست هوا بده ، نفسم ، بی تو جان نمی خواهم تمام زندگی ام حسرت غم نان شد تو باش هستی من ، آب و نان نمی خواهم هزااار زخم نهان است ، اسم‌اعظم عشق تو باش مرهم من ، دیگران نمی خواهم... #ویدا_وکیلی به کانال کلبه شعر بپیوندید 👇❤️👇 @hamnafasan1

‌ او رفته سال‌هاست چه می‌خواستم چه شد این نیز بخت ماست، چه می‌خواستم چه شد آن بی‌وفا که لحظه‌ای از من جدا نبود حالا ببین کجاست، چه می‌خواستم چه شد ای کاش گفته بود که آن آخرین نگاه پایان ماجراست، چه می‌خواستم چه شد گویا وصال دوست که بر من حرام بود بر دیگران رواست، چه می‌خواستم چه شد شعر مرا شنید و پسندید و گریه کرد اما مرا نخواست، چه می‌خواستم چه شد آغاز سال نو، من و داغ فراق تو 👌👌 عید است یا عزاست؟ چه می‌خواستم چه شد #سجاد_سامانی به کانال کلبه شعر بپیوندید👇❤️👇 @hamnafasan1

دلم چیزی نمی خواهد به جز دیوانه ات بودن خیالت در دلم باشد ،به دل ویرانه ات بودن نه غیری در سرم باشد نه غیری خاطرم آید تو دُرّ وُ گوهرم باشی ، و من دردانه ات بودن نه ساقی و نه پیمانه ، نمیخواهم ز بیگانه تو را خواهم تورا خواهم ، ز لب مستانه ات بودن چنان باشم که مجنون را همی بر حیرت اندازم ز مجنون رشک بر خیزد چنان افسانه ات بودن به دورت آنچنان گردم که بال و شهپرم سوزد تو شمع محفلم باشی ، و من پروانه ات بودن به اندک قانعم جانا کزین افزون نمی خواهم تو باشی جان و جانانم ، و من جانانه ات بودن گهی خاک درت باشم گهی در منظرت باشم نمی دانم چه میگویم غرض هم خانه ات بودن پیاپی بوسه بستانم نه یکباره دو صد باره شراب آتشین باشم ، به لب پیمانه ات بودن به هر شرطی تو فرمایی سراپا چشم و طاعاتم بگو دیوانه ات بودن ؟ و یا فرزانه ات بودن ؟ تو عقلِ عقل ماهستی ، و من از جمله طفلانم غلط گفتم چه فرزانه ، همی طفلانه ات بودن به #راحم دلبری بنما غزل گو وُ غزل بستان زمن کاری نمی آید ، مگر دیوانه ات بودن #راحم_تبریزی @hamnafasane1

مرا ز لوح وجود این دو حرف موجود است دل شکسته چو جیم و قد خمیده چو لام دمی ز وصل تو گفتم مگر به کام رسم دمم بکام فرو رفت و برنیامد کام ...👌 #خواجوی_کرمانی به کانال کلبه شعر بپیوندید👇❤️👇 @hamnafasane1

‌ تو خوب مطلقی و طاقت قیاسم نیست قیاس شیوۀ جان خداشناسم نیست👌 به هرچه می‌نگرم جلوۀ وجود خداست قسم که غیر خدا هیچ در لباسم نیست بگو به رکعت چندم رسیده‌است نماز؟ که با خیال تو مشغولم و حواسم نیست چنین که مذهب عشّاق را شناخته‌ام شراب می‌خورم و از کسی هراسم نیست من از محبت دنیا دل آنچنان کندم👌👌 که هرچه ناز کند شوق التماسم نیست #سجاد_سامانی @hamnafasane1

‌ ظاهراً هرچند میخندم، درونم شاد نیست باد اگر در غبغبم دیدی به جز غمباد نیست وضع من از منظر علم روانکاوی بد است مشکلات جسمی‌ام اما به ظاهر حاد نیست مثل شهری جنگی‌ام که سالها بعد از نبرد بازسازی گشته اما باز هم آباد نیست👌 بستگی دارد که از «زندان» چه تعریفی کنیم هیچ کس در هیچ جای این جهان آزاد نیست زود دانستند این دنیا تماشایی نبود👌 کس از آغاز تولد کور مادرزاد نیست حتم دارم تا شکوه کاخ ساسانی به جاست گوشه‌ای از چشم شیرین قسمت فرهاد نیست‌... #اصغر_عظیمی_مهر به کانال کلبه شعر بپیوندید👇❤️👇 @hamnafasane1

هرچه آيينه به توصيف تو جان كند نشد آه، تصوير تو هرگز به تو مانند نشد گفتم از قصه عشقت گرهى باز کنم به پريشانى گيسوى تو سوگند نشد خاطرات تو و دنياي مرا سوزاندند تا فراموش شود ياد تو هرچند نشد من دهان باز نكردم كه نرنجي از من مثل زخمى كه لبش باز به لبخند نشد دوستان عاقبت از چاه نجاتم دادند بلكه چون برده مرا هم بفروشند نشد #فاضل_نظری به کانال کلبه شعر بپیوندید👇❤️👇 @hamnafasane1

بر بلندای خیال من تو خورشیدی فقط ناز کردی! بر شب تارم نتابیدی فقط هر دروغی خواستی گفتی و لابد در دلت بر دل خوش باورم هربااار خندیدی فقط بر زلال عشق من ایمان نیاوردی چرا؟ من همه شوق و،تو هم انگار تردیدی فقط خسته از نامهربانی هات، گفتم می روم از خیال رفتنم یک لحظه ترسیدی فقط! وقت رفتن هرچه بخشیدی پس آوردم بجز آن دل دیوانه ای کآن را نبخشیدی فقط بعد از این از بیکسی هایم نمیترسم؛برو👌 هرچه دیدی دیگر از چشم خودت دیدی فقط... به کانال کلبه شعر بپیوندید👇❤️👇 @hamnafasane1