fa
Feedback
.....کلبه شعر.....

.....کلبه شعر.....

رفتن به کانال در Telegram

به کانال کلبه شعر خوش آمدید خواهم که به سینه ات نهم سینه خود را تا دل به تو گوید غم دیرینه خود را .............. @N50019 ............ لینک کانال رو به دوستان خود معرفی کنید ؛ @hamnafasane1

نمایش بیشتر
740
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-17 روز
-1030 روز
آرشیو پست ها
بغلم کردی و گفتی که دلم غم دارد باورت هست که این عشق تو را کم دارد طرح چشمان تو یک معجزه دارد زیرا بر سر هر مژه‌ات حالت شبنم دارد تو به یک تیر نگاهی ندهی دل اما شکل چشمان تو یک لذت مبهم دارد بسکه دوری زبرم یکسره کارم گریه است گوییا از غم تو شور محرم دارد عشق تو نقطه ی آغاز همه ویرانی است این خرابی مرا زلزله ی بم دارد من به یک جرعه از آن جام تهی خود مستم که سرانجام مرا عشق تو با هم دارد بوسه هرگز نشود مایه ی آرامش من بغلم کن دلم بی تو بسی غم دارد... @hamnafasane1

نان خشکی،شانه ای پردرد دارم ،میخری؟ دست هایی ناتوان و سرد دارم ،میخری؟ آتش گلگون رویم ناگهان خاموش شد حال یک صورت به رنگ زرد دارم ،میخری؟ چرخ گردونی سیه،بشکسته و بی رنگ و رو بر سرم صدها بلا آورد دارم ،میخری؟ خاطرات دلبری زیبا ولی پیمان شکن کاین ستم ها بر دل من کرد دارم ،میخری؟ کنج آغوشی اگر داری خریدارم ولی یک بغل با طعم درد طرد دارم ،میخری؟ نان خشکی!من نمک از زخم هایم میچکد مرده ای از جنس مرد مرد دارم ،میخری؟... @hamnafasane1

غریبی میکند قلبم، به چشم آشناي تو نمی آیدبه همراهم،به شهر چشمهاي تو نمی آید نمیخواهد،دگر او در طپش هایش طنین عاشقی هایم، به آهنگ صداي تو گمانم این دل عاشق،کمی عاشقتر ازپیش است کمی عاشق تراز روزي، که بوده او براي تو گمانم روي خاك او،قدم برداشته یک تن کسی با جاي پاهایی، شبیه ردپاي تو گمانم لمس کرده او،نفسهاي دلی زیبا دلی زیباتر از قلبت،نشسته او به جاي تو گمانم دردهاي او،شده درمان که مشتاق است عطش دارد دوباره او، بگردد مبتلاي تو ... @hamnafasane1

با عکسهایت گفتمان را دوست دارم تکرار شعر " شد خزان " را دوست دارم بی تو چنان تنهایی ام را مزّه کردم بد جور طعم شوکران را دوست دارم هر جا که هستی باش زیر سقف این شهر با این بهانه آسمان را دوست دارم آنقدر با تاریخ بی تو گریه کردم که دوره اشکانیان را دوست دارم با هر بهانه باورم را رنگ کردی دیوانه ام ! رنگین کمان را دوست دارم حالا که من زحمت کشیدم ! دیگری برد حس گذشت باغبان را دوست دارم صد بار گفتم دوستت دارم ولی حیف باخنده گفتی دیگران را دوست دارم ... @hamnafasane1

نااااز کن خاتون زیبا نازتان را میخرم آن وجود دلبر ِ طنازتان را میخرم ... سازتان کوک است امشب با طپش های دلم 👌 کوک هم حتی نباشد سازتان را میخرم لحظه ها زیباست در اعماق چشم اندازتان لحظه های ناب چشم اندازتان را میخرم در خیالم روز و شب در اوج مستی میپرید👌👌 مرغ عشق من ، پر پروازتان را میخرم شاعرم چیزی ندارم جز کمی واژه ،ولی👌 با همین ها دیده ی غمازتان را میخرم... @hamnafasane1

آن بوسه ی آخر که گرفتم اثرش هست بر روی لبم طعم غلیظ شکرش هست تعبیر دل انگیز دل و یک بغل آغوش در قهوه ی قاجاری چشم قجرش هست خندید و غزل ریخت از آن خنده زیباش با خنده غزل گفتن و کشتن نظرش هست تا بازی ما حکم و ورق آس نگاهی ست محکوم دلم با کُت و آخر خبرش هست من عاشق خونین دل و او ظالم و افسوس درگیر فقط.. شاید و امّا اگرش هست آشفته ی چشمش شده ام داده ام از دست آرام و قرارم به خدا تا شررش هست او شاعره ی پنجه توانای هنرمند  رنجاندن این شاعر عاشق هنرش هست @hamnafasane1

آرام بگیر امشب، ما هر دو پُر از دردیم در آتش و یخبندان، داغیم ولی سردیم داغیم، نمی‌فهمیم تا فاجعه راهی نیست سردیم، نمی‌خواهیم از فاجعه برگردیم از مرهمِ یکدیگر تا زخمیِ هم بودن راهی‌ست که بی‌مقصد، با عشق سفر کردیم شعریم و نمی‌خوانیم، شوقیم و نمی‌خواهیم چشمیم و نمی‌بینیم، سبزیم ولی زردیم این فصلِ پریشان را برگی بزن و بگذر در متنِ شبِ بی‌ماه، دنبالِ چه می‌گردیم؟ بیداریِ رویایی، دیدی که حقیقت داشت ما خاطره‌هامان را از خواب نیاوردیم تردید نکن در شوق، تصمیم نگیر از خشم آرام بگیر امشب، ما هر دو پُر از دردیم @hamnafasane1

بگذاربوسه بوسه بمیرم برای تو چون کودکی بهانه بگیرم برای تو یاابر شو بباربه لبهای تشنه ام یا بر تنم که مثل کویرم برای تو بگذارحس کنی چه کسی دردرون توست آری منم ، منی که ضمیرم برای تو من یک عقاب بودم و کارم شکاربود اما ببین چگونه اسیرم برای تو دل گفت "دوست دارمت" و عقل گفت : نه این حرف عقل را نپذیرم ، برای تو... @hamnafasane1

این شعر ها دیگر برای هیچ کس نیست نه!در دلم انگار جای هیچ کس نیست آنقدر تنهایم که حتی درد هایم 👌👌 دیگر شبیه دردهای هیچ کس نیست حتی نفس های مرا از من گرفتند من مرده ام در من هوای هیچ کس نیست دنیای مرموزی ست ما باید بدانیم که هیچ کس اینجا برای هیچکس نیست باید خدا هم با خودش رو راست باشد وقتی که می داند خدای هیچ کس نیست من می روم هر چند می دانم که دیگر پشت سرم حتی دعای هیچ کس نیست #نجمه_زارع @hamnafasane1

نقشه جغرافیای عشق را گم کرده ام شک به آدم شک به حوا شک به گندم کرده ام بارها نقش خودم را دیده ام بالای دار بارها دریاشدم درخودتلاطم کرده ام بیش از این ها از شما پنهان نباشد دوستان با تمام درد تمرین تبسم کرده ام بیش از این ها هفت شهر عشق را گردیده ام فکر گردش در هوای شهر هشتم کرده ام شهر هشتم را غزل می سازد اما ای دریغ نقشه ی جغرافیای عشق را گم کرده ام! @hamnafasane1

ماگشته ایم،نیست،توهم جستجونکن آن روزها گـذشـت ، دگـر آرزو مـکـن .. دیگر سـراغ خـاطـره هـای مــرا مگیر خــاکستر گـداخـتـه را زیـر و رو مکن .. #فاضل_نظری @hamnafasane1

یا که به راه آرم این صید دل رمیده را یا به رهت سپارم این جان به لب رسیده را یا ز لبت کنم طلب قیمت خون خویشتن👌 یا به تو واگذارم این جسم به خون تپیده را یا که غبار پات را نور دودیده می کنم یا به دو دیده می نهم پای تو نور دیده را یا به مکیدن لبی جان به بهاااا طلب مکن👌 یا بستان و باز ده لعل لب مکیده را کودک اشک من شود خاک‌نشین ز ناااز تو خاک‌نشین چرا کنی کودک نازدیده را؟ چهره به زر کشیده‌ام، بهر تو زر خریده‌ام خواجه! به هیچ‌کس مده بندهٔ زر خریده را گر ز نظر نهان شوم چون تو به ره گذر کنی کی ز نظر نهان کنم، اشک به ره چکیده را؟👌 بانوی مصر اگر کند صورت عشق را نهان👌 یوسف خسته چون کند پیرهن دریده را گر دو جهان هوس بود، بی‌تو چه دسترس بود؟ باغ ارم قفس بود، طایر پر بریده را جز دل و جان چه آورم برسر ره؟ چو بنگرم ترک کمین گشاده و شوخ کمان کشیده را بوالعجبی شنیده ام، چیز ندیده دیده ام این که فروغ دیده ام،دیده کند ندیده را خیز، بهار خون‌جگر! جانب بوستان گذر تا ز هزار بشنوی قصهٔ ناشنیده را #ملک‌_الشعرای_بهار 👏👏❤️🌹👏👏👈 @hamnafasane1

مهربانی دستانت نوازشگر گندمزار موهای من است که با نسیم باد ملودی عشق را می‌نوازد نمیدانستم دلتنگی ات قلبم را به درد می آورد👌 تو گرمای خورشید صبحی که خوشه های خیالم را می‌چیند.👌👌 #سمیه_شاه_حسینی @hamnafasane1

دلم اندازه ی یک شهر برایت تنگ است آنقدر تنگ که با ذهن خودم در جنگ است آنقدر تنگ که از من قدمی دور شدی... یک قدم فاصله اندازه ی صد فرسنگ است👌 به خیالم که به این عشق تعصب داری بی خیالیت برای منِ عاشق ننگ است مشکل انگار - رقیب من و دلتنگی نیست چشمهای تو پر از وسوسه ی نیرنگ است دلم از این همه نامردی تقدیر شکست هر چه سنگ است فقط لایق پای لنگ است حرفهایم اثری در تو ندارد انگار دل من عاشق و انگار دلت از سنگ است کاشکی گوش کنی حرف مرا برگردی... دلم اندازه ی یک شهر برااااایت تنگ است ...😔😔 @hamnafasane1

من تو را در تپش قلب خودم يافته ام روح احساس تو را در نفسم يافته ام تو همان موج غريبى كه به درياى دلم متلاطم تر از امواج خزر يافته ام👌👌 تو همان خلوت دنجى كه در آغوشت من رامش و لطف و صفاى ابدى يافته ام👌 من دراين غربت خودخواسته خواهم پوسيد درد تو با همه دورى كه به جان يافته ام تو همان حس خوش سكر شرابى كه ترا بعد يك عمر غريبى ، به وطن يافته ام بربودى دل و دين اين هنر توست ولى من كه دل در گرو مهر خودت يافته ام @hamnafasane1

ای که همه نگاه من ،خورده گره به روی تو تا نرود نفس ز تن ، پا نکشم زکوی تو گرچه به شعله میکشی، قلب مرا به عشوه ات بر دو جهان نمی دهم ، یک سر تار موی تو مستی هر نگاه تو ، بِه زِ شراب و جامِ مِی کی زسـرم برون شود ، یک نفس آرزوی تو @hamnafasane1

دلبر شیرین بازیگوش من عطر تو پیچیده در آغوش من👌👌 شهر از بوی نگاهت پر شده گل فروشان نانشان آجر شده کس ندیده مثل تو این گونه یار کوزه ای لبریز و چشمانی خمار دلبر من ،ماه بازیگوش من👌 بی تو میپیچد به خود آغوش من تا لبت ساییده بر فنجان من👌 جسم غم جاری شده در جان من آه ،لب اینقدر آفت خیز نیست تشنه را از بوسه ات پرهیز نیست طعم باران میدهد لبهای تو مزه جان میدهد لبهای تو کاشکی من میشدم خال لبت مثنوی هایم همه مال لبت ...  @hamnafasane1

سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت سرها در گریبان است کسی سر بر نیارد کرد پاسخ گفتن و دیدار یاران را نگه جز پیش پا را دید، نتواند که ره تاریک و لغزان است وگر دست محبت سوی کس یازی به اکراه آورد دست از بغل بیرون که سرما سخت سوزان است نفس، کز گرمگاه سینه می آید برون، ابری شود تاریک چو دیوار ایستد در پیش چشمانت نفس کاین است، پس دیگر چه داری چشم؟ ز چشم دوستان دور یا نزدیک مسیحای جوانمرد من! ای ترسای پیر پیرهن چرکین #هوا_بس_نا_جوانمردانه_سرد_است ... آی ... دمت گرم و سرت خوش باد سلامم را تو پاسخ گوی، در بگشای منم من، میهمان هر شبت، لولی وش مغموم منم من، سنگ تیپاخورده ی رنجور منم، دشنام پست آفرینش، نغمه ی ناجور نه از رومم، نه از زنگم، همان بیرنگ بیرنگم بیا بگشای در، بگشای، دلتنگم حریفا! میزبانا! میهمان سال و ماهت پشت در چون موج می لرزد تگرگی نیست، مرگی نیست صدایی گر شنیدی، صحبت سرما و دندان است من امشب آمدستم وام بگزارم حسابت را کنار جام بگذارم چه می گویی که بیگه شد، سحر شد، بامداد آمد! فریبت می دهد، بر آسمان این سرخی بعد از سحرگه نیست حریفا! گوش سرما برده است این، یادگار سیلی سرد زمستان است و قندیل سپهر تنگ میدان، مرده یا زنده به تابوت ستبر ظلمت نه توی مرگ اندود، پنهان است حریفا! رو چراغ باده را بفروز، شب با روز یکسان است سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت هوا دلگیر، درها بسته، سرها در گریبان، دستها پنهان نفسها ابر، دلها خسته و غمگین درختان اسکلتهای بلور آجین زمین دلمرده، سقف آسمان کوتاه غبار آلوده مهر و ماه زمستان است. #مهدی_اخوان_ثالث @hamnafasane1

صبر کن سهراب گفته بودی قایقی خواهم ساخت قایقت جا دارد؟ من هم از همهمه ی اهل زمین دلگیرم... آری تو راست میگویی: آسمان مال من است پنجره, فکر, هوا, عشق, زمین مال من است اما سهراب تو قضاوت کن!!!  بر دل سنگ زمین جای من است؟ من نمیدانم که چرا این مردم، دانه های دلشان پیدا نیست... کجایی سهراب؟ آب را گل کردند  چشم ها را بستند و چه با دل کردند...  وای سهراب کجایی آخر؟  زخم ها بر دل عاشق کردند، خون به چشمان شقایق کردند...  تو کجایی سهراب؟ که همین نزدیکی عشق را دار زدند، همه جا سایه ی دیوار زدند... کجایی که ببینی حالا دل خوش مثقالی است! دل خوش نایاب است! دل خوش سیری چند؟! صبر کن سهراب قایقت جا دارد؟ منو هم با خود ببر... 👇👌👌❤️👌👌👇 @hamnafasane1

مستیِ باغِ پر از انگور، می گیرد مرا تا تو اقیانوس باشی، شور می گیرد مرا خوب می دانم فرار ازدست او بی فایده است شیر تو باچشم خود ازدور می گیرد مرا خودبه خود می آیم و مانند مومم دست او چون عسل از لانه ی زنبور می گیرد مرا این چنین دل می برد، استاد برخی کارهاست ماهی ام اما بدون تور می گیرد مرا #حسین_شیردل @hamnafasane1