.....کلبه شعر.....
رفتن به کانال در Telegram
به کانال کلبه شعر خوش آمدید خواهم که به سینه ات نهم سینه خود را تا دل به تو گوید غم دیرینه خود را .............. @N50019 ............ لینک کانال رو به دوستان خود معرفی کنید ؛ @hamnafasane1
نمایش بیشتر599
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+17 روز
+130 روز
آرشیو پست ها
من ساده نوشتم که بخوانی غَزلم را
سر راست نوشتم که نبینی مَثلم را
روراست ترین شاعر شهرم که برایت
از اصل سرودم که نخوانی بَدلم را
آن روز که رفتی به تو گفتم که بدانی
با شعر عیان میکنم عکس العَملم را
بعد از تو زمین خوردم هی بازکشیدم
دنبال خودم پشت سرم پای شَلم را
من باز چه گویم که ندیدی و ندیدی
در معرکه یِ عشق تو حرف و عَمَلم را
این آخرکار است کمی دست نگهدار
مجبور نکن شیوه یِ جنگ و جَدلم را
این بازی مرگ است که برگشت ندارد
بیهوده نکن مُردن و وقت اجلم را
#امیر_اخوان
@hamnafasane1
..
..مژدهٔ وصل توام ساخته بیتاب امشب
نیست از شادی دیدار مرا خواب امشب
گریه بس کردهام ای جغد نشین فارغ بال
که خطر نیست در این خانه ز سیلاب امشب
دورم از خاک در یار و ، به مردن نزدیک
چون کنم چارهٔ من چیست در این باب امشب
بسکه در مجلس ما رفت سخن ز آتش شوق
نفسی گرم نشد دیدهٔ احباب امشب
شمع سان پرگهر اشک کناری دارم
وحشی از دوری آن گوهر سیراب امشب
#وحشی_بافقی
#شبتـــون_بعشق
@hamnafasane1
.. عجب آن دلبر زیبا کجا شد
عجب آن سرو خوش بالا کجا شد؟
دلم چون برگ می لرزد همه روز
که دلبر نیم شب تنها کجا شد؟
برو در باغ پرس از باغبانان
که آن شاخ گل رعنا کجا شد؟
چو آنِ ماست، چون با دیگرانست
چو اینجا نیست، او آنجا کجا شد؟
#مولانا
@hamnafasane1
.. عمق احساس مرا با قلمت ویران کن
حس خاموش مرا با نفست بوران کن
من فقط نام تو را بر قلمم حک کردم
با غزلهای خودت بار دگر طوفان کن
شب و روزم به خدا یاد تو بر تن دارم
تو هم اما به غرورت که مرا کتمان کن
بوی آغوش تو در کنج اتاقم مانده ست
بــا شراب لب خود باز مـرا شیطان کن
بغض من در ته این حنجرهام جا ماند و
تو به شوق قدمت چشم مرا باران کن
@hamnafasane1
.
.. حرفی ندارم... بیکسی کلاً همین جوریست
باید بسازی... زندگی، خوب و بدش زوریست!
شهری پر از پیراهنی، اما نمیدانم
تقدیر یعقوبِ غزلهایم چرا کوریست؟
میچینی از چشمان من بغض و نمیفهمی
دلتنگبودن میوهی تنهایی و دوریست
لشکرکشی با یک نفر؟ من با تو؟ منصف باش!
محدودهی چشمان تو یک امپراتوریست
یک عمر جان کندند نقّاشان که فهمیدند
چشمان تو تعریفِ سبک مینیاتوریست
گفتی غزلهای جدیدت را بخوان، گفتم:
حرفی ندارم! بیکسی کلاً همین جوریست...
#باران_بیگی
@hamnafasane1
.. ای ساحل رویایی ام آغوش تو زیباست
احساس پناهم به تو چون بوسه دریاست
بنگر که یکی غرق نگاهت شده انگار
از آن سر دریای دو چشمان تو پیداست
امواج پر از مهر صدای تو به گوشم
با هر نوسانی برسد واضح و گیراست
همراه خیال تو شدن لطف بزرگیست
هم صحبت با تو شدن اندازه دنیاست
در مکتب عشق تو به جز درس خدا نیست
فحوای کلام تو همان پند اوستاست
چیزی طللبیدن ز خداوند جهاندار
با بودنت از درگه او خواهش بیجاست
#تقی_شیرین_زاده
@hamnafasane1
..تا دلت خواست به احساس دلم بد کردی
تا که دیدی به تو عاشق شده ام بد کردی
دل به دستان تو دادم که عذابش دادی
نازنینم ! به خداوند قسم بد کردی
دوست دارم که تو را باز ببینم جایی
تا به فریاد بگویم همه دم بد کردی
بند ،بندم همه از دست دلت غم دارند
چون به هر بند به بند بدنم بد کردی
دم به دم نام تو را ورد زبانم کردم
جان من بر دم و بر باز دمم بد کردی
لحظه هایم گله از جور و جفایت دارند
تا به هر ثانیه از روز و شبم #بد_کردی
#اسماعیل_حاج_علیان
@hamnafasane1
.. لذت عشق من آنست که یارم باشی
قد یک ثانیه هم شد به کنارم باشی
آرزویـم همه اینست که ماهم باشی
چلچراغی وسط این شب تارم باشی
لب زیبای تو را من به چه تشبیه کنم
کـه دلـم برده و باید تـو قرارم باشی
هر زمانی کـه تو نیت بکنی می رویم
این قشنگ است سرآغاز بهارم باشی
جان من هستۍو بایدکه بمانی جانم
تـو حبیب دلی و عشق و نگارم باشی
آشنای توام از چشم شما می خواهم
کـه فریبنده ترین چشم خمارم باشی
نازنینـم تـو بمان تا ز غمت دق نکنم
و تـو پایان خـوش و آخر کارم باشی
@hamnafasane1
دلا امشب
هواے شبنشینی با قلم دارم
هواے جرعہاے از شعرهاے تازہ دم دارم ...
من امشب
از رديف و وزن و
از مصراع بيزارم
ميان دفتر شعرم فقط يڪ #عـشق
ڪم دارم ...
#محتشم_ڪاشانی
@hamnafasane1
.. نازنین شعر نوشتم که تو جانم بشوی
قلب خود وقف کنی جان جهانم بشوی
من به تو بیشتر از نور سحر محتاجم
تو بیا تا به سحر ورد زبانم بشوی
طعم شیرازی می خوب به من می چسبد
باید این بار خودت مسخ لبانم بشوی
لحن و آوای تو دل را به تلاطم انداخت
یک نفس کاش شود روح و روانم بشوی
با تو این ساعت دل از حرکت باز افتاد
نازنین قول بده عشق زمانم بشوی
هومن و دفتر شعری که پر از بی حرفی است
کاش در دفتر من شرح بیانم بشوی
@hamnafasane1
چه کنم چاره ندارم دل من مال خودم
لایقت نیست دگر پیله ی پروانه ی من؟
ناز کن ٬ مشتریِ ناز تو اینجاست نترس
لااقل خرد نکن غیرت مردانه ی من ...
#سعید_عندلیبی
@hamnafasane1
..می روم حالا که ازمن بهتری پیدا کنی
برستبر سینه ات روزی سری پیدا کنی
گفته بودی که همانندی ندارم بر زمین
مصلحت این است یار دیگری پیدا کنی
گفته بودی که نگین روی انگشت توام
بعد من هم می شود انگشتری پیدا کنی
حکم رانی بر دل من کار آسانی نبود
در توان خویش باید کشوری پیدا کنی
ناامید از گردش گردون نباش و سعی کن
بهر فتح کشورت اسکندری پیدا کنی
نه خدایت نیستم! برگرد از ایمان من
وقت آن شد در خودت پیغمبری پیدا کنی
کینه توزی تو مفهومی ندارد پس چرا
از سر غیرت بگردی خنجری پیدا کنی!؟
هرچه ازمن در مقام عشق بردی نوش جان!
قاف شهر عشق را باید پری پیدا کنی
@hamnafasane1
رد میشود ز کوچهی بیتابیام هنوز
میتابد از دریچه به بیخوابیام هنوز
مبهوت ماندهاست به دنبال آن نگاه
پلکی نمیزند شب مهتابیام هنوز
زایندهرودِ من شبی از اصفهان گذشت
روزی که بازگردد... مرغابیام هنوز
ماهی شد و کنار نیامد، زدم به آب
موجش گذشت از من و گردابیام هنوز
میخواستم بگیرمش اما پرید و رفت
دنبال آن پرندهی چشم آبیام هنووووز ...
#زهتاب
@hamnafasane1
چشم دریایی تو شبتاب هر شعر و غزل
من فدای چشم زیبای تو بودم از ازل
می توانی با لبانت نیمه شب مستم کنی
لعل لبهای شرابت می دهد طعم عسل
با من ای آرام جان، کمتر بکن ناز و ادا
عشوه هایت می کشاند پای دل را در گُسل
آنکه در دام نگاه تو در افتاده منم
از چه می ترسی زمن؟ حیٌ علی خیرالعمل
من فقط محتاج آن لبخند زیبای توأم
لب فروبستی ز من، عشقم! نگاهی لااقل
خود نمی دانی و من آغشته ام با عشق تو
می سپارم بوسه هایت را مگیر از این غزل
@hamnafasane1
غریب مُردم و از من نکرد یاد کسی
به بیکسیّ و غریبی چو من مباد کسی
خوشم به غربت از اندوهِ بیکسی مردن
که نه غمین شود از مردنم، نه شاد کسی
چو باد بوی تو آورد، جان برافشاندم
چو من نداد به بوی تو جان به یاد کسی
@hamnafasane1
ما به دل شادیم از باغ و بهار ما مپرس
در جهان عشق زادیم از دیار ما مپرس
وقت ما آئینه رخساره معشوق ماست
حسن روی او نگر از روزگار ما مپرس
دوش در یک بزم با او تا سحر مِی خوردهایم
نرگس مخمور او بین از خمار ما مپرس
چشم گریان آوریم و جان پر حسرت بریم
دیگر از آغاز و از انجام کار ما مپرس
قصه ما را نظیری نیست هرگز انتها
بحر بیپایان عشقیم از کنار ما مپرس
#نظیری_نیشابوری
@hamnafasane1
آن بِه كه در اين زمانه كم گيری دوست
با اهلِ زمانه صحبت از دور نكوست
آنكس كه به جمگی ترا تكيه بر اوست
چون چشمِ خِرَد باز كنی دشمنت اوست
#خیام
@hamnafasane1
بر دفتر پیشانی دنیا بنویسید
از یک #دل_دیوانه و تنها بنویسید
باران نشد این بغضِ به تنگ آمده ، افسوس !
از ابر فروخفته ی نازا بنویسید
من وارث دلشوره ی عشّاق جهانم
دلتنگی من را خوش و خوانا بنویسید
تشدید سرِ مسئله هایم بگذارید
احساس مرا داخل کاما بنویسید
تصویر هم آغوشی مرجان و صدف را
بر جزر و مد ساکت دریا بنویسید
" سیلاب غریبی است غم عشق " همین را
در حاشیه ی قصه ی سارا بنویسید
در بین تعابیر نجیبانه ی یوسف
از خواب پریشان زلیخا بنویسید
خاصیّت سکر آور و تاثیر غزل را
در گوشه ی میخانه ، همان جا بنویسید
امروز نشد از #نفس_او بنویسم
پس نام مرا در صف فردا بنویسید
@hamnafasane1
بغضِ صد عشق، گره خورده به پیشانیِ من
عطشِ چشمِ تو را داشت، پریشانیِ من
حلقه در حلقه شکوفا شده ای در چشمم
به تو هر گز نرسد دستِ زَمستانیِ من
نازِ انگشت بِباران و ، سه تاری بنواز
با ترَک های به هم بسته ی پیشانیِ من
بس که بر قبله ی چشمت به نماز افتادم
تَرَک افتاده به مینای مسلمانیِ من
پلک بر هم بگذاری تو اگر...، می میرم
نفسی بیش نمانده ست به ویرانیِ من
شبی از پنجره ی خانه تماشایم کن
تا ببینی غمِ جان کندنِ پنهانیِ من...
#سیدمحمدعلی_رضازاده
@hamnafasane1
..بزن رنگ شرابی را به موهایت خرابم کن
یخم، با طرز محسوس نگاهت زود آبم کن
کنار کودک شاد درونت خانه سازی کن
سپس با خنده ی شیطانی ت خانه خرابم کن
خدا حرفش به روی سر ولی من سجده خواهم کرد
فرشته! بر لب سرخت، تو هم آدم حسابم کن
به قول حضرت حافظ حجاب خویش می باشم
رضا خان دلم باش و بیا کشف حجابم کن
شبیه هندوانه انتخاب دوست آسان نیست
هنر داری اگر بی شرط چاقو انتخابم کن
نپیچانم شبیه نسخه یی بی خاصیت، راحت
جوابم کن جوابم کن جوابم کن جوابم کن
#مهدی_احمدی_اتویی
@hamnafasane1
