.....کلبه شعر.....
رفتن به کانال در Telegram
به کانال کلبه شعر خوش آمدید خواهم که به سینه ات نهم سینه خود را تا دل به تو گوید غم دیرینه خود را .............. @N50019 ............ لینک کانال رو به دوستان خود معرفی کنید ؛ @hamnafasane1
نمایش بیشتر740
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-17 روز
-1030 روز
آرشیو پست ها
.....دوستت دارم و حتّی به زبانِ پدری...
سِویرَم چوخ سَنی، صدبار مکرّر دِیَرم
وصف حالِ دل و از نام تو، انگیزه شده
بین هر شعر و غزل خوب و به جایش ببرم
باز در خلوت خود با قلم و دفتر شعر
هر شب از کوچهی معشوق خودم در گذرم
#جواد_کریمی
..... دل به هرکس میسپارم بـا دلم بد میکند
در جواب خوبی ام او ظلم بی حد میکند
دل به هرکس میسپارم میزند زخم زبان
دربروی خنده ها را با غم اش سد میکند
در جوانی پیر گشتن اتفاقی ساده نیست
پهلوان را غصه ها آری کمان قد میکند
زخم از بیگانه خوردن صد برابربهتراست
دشمنی هـا با دلم آنـکه نبـاید میکند
بس جفا دیدم من از ایـن روزگار لعنتی
زندگی با قلب من هرآنچه خواهد میکند
دل حریف طعنه های مردم بی درد نیست
عشق را این سینه ی سوزان من رد میکند
در غزل غوغا کند با سوز دل سنگ صبور
غصه های من مـرا آخـر زبانزد میکند
#جواد_الماسی
....تردید ندارم که شدی راحت جانم
تا چشم تو را دید دلم ، رفته امانم
از وسوسهی گندم موهای بهشتیت
در شیب هبوطم به گمانم به گمانم
با جادوی عشق تو رسیدم به جوانی
انگار زلیخا شده محو جریانم
نو میشود از منحنی خندهی تو ماه
یک بوسهی تو تازه کند روح و روانم
روحم به جلا آمده از بوی تو ای گل
نطقم شده باز از تو و گل کرده بیانم...
#حسین_منزوی
.....جان عاشق یک طرف، یک موی لیلا یک طرف
کوچهی محبوب یکسو، کلّ دنیا یک طرف
مثل مجنون تار میبیند جهان را چشم من
میکشی از پنجره تا پردهها را یک طرف
گردنم کج میشود، یک شهر میریزد به هم
تا که میریزد چوناین آن زلف زیبا یک طرف
هست حق هم با اقلیّت اگر زیباتر است
مردمکهای تو یک سو، اهل تقوا یک طرف
با زبان گفتی برو، با چشمها گفتی بیا
میرود دل یک طرف در عاشقی، پا یک طرف
منزوی گشتم از آن چشم بلاتکلیف تو
یک طرف هم رنگ جنگل، رنگ دریا یک طرف
ترحم کن کمی امشب گلم این غمزه هایت را
بخوان آواز سر مستی به گوش جان صدایت را
بدین افسونگری هرگز ندیدم عاشقی جایی
از آن وقتی که من دیدم همه ناز و ادایت را
خیالت میزند پرسه میان باور ذهنم
کمی بنشین عزیز دل ببین در سر هوایت را
به قصد عشق بر پا کن بساط شادمان بودن
تو هم بنشین بگو با من تمام ماجرایت را
اگر خواهی که از عشقت بدانی گوش کن جانم
همان وقتی که میبوسم دوباره گونه هایت را
#یوسف_حمزه
#دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
"چشمان تو در آینهی اشک چه زیباست"
لبخند به لبهای تو بس ناز و فریباست
بودن به کنار تو که چون خواب و خیالی
چون قصهی زیبای سراسر همه رویاست
هر بوسه که از جام لبان تو چشیدم
سرمست شدم چونکه لبت ساغر میناست
از منظر چشمان من آن ماه قشنگی
کز برکه ی جان من دیوانه هویداست
بی حس تو در بین هزاران دل و دلبر
دل خسته ترین عاشق و آواره و تنهاست
طنازی و پروانه صفت در دل باغی
شمعم که زعشق تو دلم واله و شیداست
#پرویزغلامی
#دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
اگر حرف های دلم بی اگر بود
اگر فرصت چشم من بیشتر بود
اگر می توانستم از خاک
یک دسته لبخند پر پر بچینم
تو را می توانستم
ای دور
از دوووور
یک بار دیگر ببینم !
#قیصر_امین_پور
#دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
من مدتی است ابر بهارم برای تو
باید ولم کنند _ ببارم برای تو
این روزها پر از هیجان تغزلم
چیزی بجز ترانه ندارم برای تو
جان من است و جان تو امروز حاضرم
این را به پای آن بگذارم برای تو
از حد دوست دارمت اعداد عاجزند
اصلن نمی شود بشمارم برای تو
این شهر در کشاکش کوه و کویر و دشت
دریا نداشت دل بسپارم برای تو
من ماهیم تو آب تو ماهی من آفتاب
یاری برای من تو و یارم برای تو
با آن صدای ناز برایم غزل بخوان
تا وقت مرگ حوصله دارم برای تو
#مهدی_فرجی
#دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
....با من کمی در زیـــر باران همقدم باش
همصحبت و همراه من در هرقدم باش
یخ بسته قلبم خسته ام از بیکسی ها
در خلوت و تنهایی من دم به دم باش
حرفی بـزن ،قولی بده، تا پـا به پایم
همراه من در جاده ی پرپیچ وخم باش
امشب مثــال عـاشقـان بنشین کنـارم
در لحظه های شادی و در وقت غم باش
زخم فراوان خورده ام از دشمن ودوست
مـرهم بـرای زخمهـای بیش و کم باش
درحـق مـن ظلم فــراوان کــرده دنیا
فکر نجات من از این ظلم و ستم باش
گفتی به غمـهای دلم سنگ صبــوری ؟
دست رفاقت داده ای پس باجنم بااااش
#جوادالماسی
.....دلم میخواهد بنویسم
از قطاری که جا ماندهام!
از بهاری که شکوفه هایش از سرما
داغ میوهها را دیدهاند.
از کلاسهای درس،
ردیفهای جلو،
نیمکتهای خالی...
ولی میخواهم از چشمهایت بنویسم.
وقتی آنسوی خیابان
با نگاهی پشتِ سرت را نظاره میکردی!
و من چارهای جز ناسزا گفتن به
شلوغی خیابانها را نداشتم...
#نفس
.....باز می خوانی مرا از لحظه های انتظار
عصر یک روز بهاری از پس سوت قطار
یک طرف سـاک و بلیط و دکمه رد و قبول
یک طرف دیوار و رویش حک نمودی این شعار
آخرین حرفت برایم" نه، برو، دیگر تمام!"
من نشستم عاشقانه پای آن قول و قرار
کنج ایوان یاکریمی دان که می دادی نرفت
هردو می خوانیم اما با هوای زار زار
پشت دیـوار سکوتم باز شب در می زند
می نشیندپای اشکم تابریزم چون بهار
می وزد آرام باد و مـاه میگرید هنوز
درچنین حالی ندارم چاره ای جز انتحار
شاعری زیبا تورا درشعر خود آورده بود
دیدم وآتش گرفتم لحظه لحظه شعله وار
رفتـی و نفرین نکردم پاره ی قلب منی
هرکجا هستی سلامت ساز عشقت پایدار
#صفا_رجبی
🎙 #راغب 🎧 #الهی
بامن گوش کن😘👆
#تقدیم_ب_دوستان_کانال_کلبه_شعر
#عیدبرهمگان_مبارڪ.
....خسته از سوختن و ساختنے حق داری
خسته از این همه پرپر زدنے حق داری
كرم ابریشمے و جرات پروازت نیست
پیله از ترس اگر هم بتنے حق داری
ابرے امروز اگر، قطرهاے از مردابی
باید از اصل خودت دل بكنے حق داری
سپر انداختم و نیزه نشانم دادی
جنگ جنگ است تو باید بزنے حق داری
توبه از نام اگر میشكنم حق دارم
توبه از ننگ اگر میشكنے حق داری
یوسف آنقدر شكستهست ڪه نشناختیاش
باز هم منتظر پیرهنے حق داری
ما دو كوهیم كه هرگز نرسیدیم به هم
سرد و مغرور تو هم مثل منے حق داری
....ﺣﺎﻝ ﻣﺎ ﺑﺎ ﺩﻭﺩ ﻭ ﺍﻟﮑﻞ ﺟﺎ ﻧﻤﯿﺎﯾﺪ ﺭﻓﯿﻖ
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﺮﺩﻥ ﺑﻪ ﻋﺎﺷﻖ ﻫﺎ ﻧﻤﯿﺎﯾﺪ ﺭﻓﯿﻖ
ﺭﻭﺣﻤﺎﻥ ﺁﺑﺴﺘﻦ ﯾﮏ ﻗﺮﻥ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﻮﺩﻥ ﺍﺳﺖ
ﻃﻔﻞ ﺣﺴﺮﺕ ﻧﻮﺵ ﻣﺎ ﺩﻧﯿﺎ ﻧﻤﯿﺎﯾﺪ ﺭﻓﯿﻖ
ﺩﺳﺖ ﻫﺎﯾﺖ ﺭﺍ ﺧﻮﺩﺕ" ﻫﺎ" ﮐﻦ ﺍﮔﺮ ﯾﺦ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ ...
ﺍﺯ ﻟﺐ ﻣﻌﺸﻮﻗﻪ ﻫﺎﻣﺎﻥ " ﻫﺎ"ﻧﻤﯿﺎﯾﺪ ﺭﻓﯿﻖ
ﻫﻀﻢ ﺩﻟﺘﻨﮕﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻮﺝ ﺁﺳﺎﻥ ﻧﯿﺴﺖ
ﺁﺏ ﺩﺭﯾﺎ ﺑﯽ ﺳﺒﺐ ﺑﺎﻻ ﻧﻤﯿﺎﯾﺪ ﺭﻓﯿﻖ
ﯾﺎ ﺷﺒﯿﻪ ﺍﯾﻦ ﺟﻤﺎﻋﺖ ﺑﺎﺵ ﯾﺎ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﻤﺎﻥ
ﻫﯿﭽﮑﺲ ﺳﻤﺖ ﺩﻝ ﺯﯾﺒﺎ ﻧﻤﯽ ﺁﯾﺪ ﺭﻓﯿﻖ
....چند روزی است که با ساز و صدایم قهرم
گنگ و بی حوصله با حال وهوایم قهرم
با صدایت که از آن دور مرا میخواند
با خودم هم که چرا بند به پایم قهرم
از در خانه ی تان رد نشدم بعد از تو
دیگر امید نبندی که بیایم! قهرم
شاید این بار به هر منظره ای بر بخورد
اینکه من با همه ی پنجره هایم قهرم
سالها رازونیازم همه بی پاسخ ماند
با خدایم نه ، که با قبله نمایم قهرم
#رسول_زاهدی
.....آسمان برای چشمـــانت
جای ڪوچڪی ست
باید ڪهڪشانها را
به زنجیر بڪشانم
روخانه ها برای ڪَیسوانت
تعبیر ناخوشایندی ست
باید دریاها را
به جزر و مد وادارم
اڪَر تمام عقربه های جهان
به صف بایستند
تا لحظات با تو بودن
بینهایت شود
ڪافی نیست
باید زمان را نڪَه دارم
#مسعود_محمدپور
