fa
Feedback

فریب کلاهبرداران را نخورید! تل‌متریو این کانال‌ها را شناسایی و برچسب‌گذاری می‌کند 👉 برای مشاهده برچسب، اشتراک تهیه کنید

.....کلبه شعر.....

.....کلبه شعر.....

رفتن به کانال در Telegram

به کانال کلبه شعر خوش آمدید خواهم که به سینه ات نهم سینه خود را تا دل به تو گوید غم دیرینه خود را .............. @N50019 ............ لینک کانال رو به دوستان خود معرفی کنید ؛ @hamnafasane1

نمایش بیشتر
600
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+27 روز
+230 روز
آرشیو پست ها
چقدر حس قشنگیست در کنار خودم خودم برای دل خود ،به اعتبار خودم متین و ساده و راحت نشسته ،بشمارم کنار دست خودم ، درد بیشمار خودم چقدر حس قشنگیست عاشق و آرام دو تا غزل بسرایم به یادگار خودم بریزم و دو سه تا استکان به هم بزنم به نوش نوش سلامت ،به افتخار خودم به ناز چشم سیاهی که اختیارم برد دو پیک باده اضافه ،به اختیار خودم شبیه عکس لب پنجره شدم که زمان نشانده است غبارم به روزگار خودم در آن دیار که کَس انتظار شاعر نیست فدای چشم و دلِ غرق انتظار خودم به غیر شعر خودم هییییچکس رفیقم نیست خودم برای خودم با خودم کنااااار خودم ... #حسین_دلجو @hamnafasane1

برایم شعر بفرست  حتی شعرهایی که عاشقان دیگرت برای تو می گویند..... می خواهم بدانم دیگران که دچار تو میشوند تا کجای شعر پیش میروند تا کجای عشق تا کجای جاده ای که من در انتهای آن ایستاده ام!   #افشین_یداللهی @hamnafasane1

گوندوزلر آه چئکیب گئجه آغلادیم یاریم اولمادی کی دیز قوجاغلادیم قلبیمین یئرینه بیر داش باغلادیم گیلئی لیم بئله طالئع یازاندان طالعیمه دردی غمی قازاندان @hamnafasane1

میگویند شاد بنویس ... نوشته هایت درد دارند و من یاد مردی می افتم که با کمانچه اش گوشه خیابان شاد میزد اما با چشمهای خیس ... . @hamnafasane1

اجل رسید و لبش را برابرم آورد چقدر بوسه اش از خستگی درم آورد تمام شد همه ی آنچه زندگی میگفت تمام شد همه ی آنچه بر سرم آورد مقابلم ملکی می به استکانم ریخت بدون آنکه بپرسد بیاورم؟! آورد به خواب مرگ بنازم که از لج تقدیر تو را در این دم آخر به بسترم آورد طناب بسته به روح است،مرگ دست خداست فقط مرا کمی از تو جلوترم آورد هزار نامه نوشتم برای بعد از خویش بخوان برای تو هرچه کبوترم آورد ... #کاظم_بهمنی @hamnafasane1

نمی‌داند دلِ تنها میان جمع هم تنهاست مرا افکنده در تُنگی که نام دیگرش دریاست تو از کِی عاشقی ؟ این پرسش آیینه بود از من خودش از گریه‌ام فهمید مدت‌هاست ، مدت‌هاست به جای دیدن روی تو،در خود خیره‌ایم ای عشق ! اگر آه تو در آیینه پیدا نیست ، عیب از ماست جهانْ بی عشق ، چیزی نیست جز تکرارِ یک تکرار اگر جایی به حال خویش باید گریه کرد،اینجاست من این تکرار را چون سیلیِ امواج بر ساحل تحمل می‌کنم هر چندجانکاه است وجان‌فرساست در این فکرم که در پایان این تکرارِ پی در پی اگر جایی برای مرگ باشد ، زندگی زیباست ! #فاضل_نظری @hamnafasane1

عطر پیراهنش از دور به گلدان پیچید باد وحشی شد و در موی پریشان پیچید ناگهان دیدمش و پلک‌زدن یادم رفت در میان دهنم" وای خداجان! " پیچید چایی از شوق تکان خورد که تا دستانش بی‌هوا رفت و به دور تن فنجان پیچید یک خداحافظیِ تلخ فرستاد و خودش بین جمعیت تنهای خیابان پیچید گریه‌ی بی‌کسی‌ام هیچ‌زمان دیده نشد هق‌هقم یک‌سره در شُر شُر باران پیچید #فاطمه_کاظمی @hamnafasane1

‌ دامی‌ست که باید بکشاند به گناهم سيبی که تو انداخته باشی سرِ راهم ما از تو به‌غیر از تو نداریم تمنا من لال شوم از تو به‌غیر از تو بخواهم با عقل چه خوبی که نکردم! سرِ یک عشق از چاله درآوردم و انداخت به چاهم یک عمر تو رفتی و من از راه رسیدم خورشید سفر کرد و نفهمید که ماهم ای ابر نکن! برکه‌ی دل‌مُرده‌یی آن زیر دل بسته به پیدا شدن گاه‌به‌گااااااهم ... #مهدى_فرجى @hamnafasane1

بخند این زندگانی را کمی خوشتر کنم جانم به قلبم مهربانی کن تو را باور کنم جانم همیشه ترس دارد دل که روزی ترک من خواهی بمان و اعتمادم ده به عشقت سر کنم جانم تو خاتون دل آرایی تو زیبا و فریبایی دمادم دوست میدارم تو را در بر کنم جانم همیشه تشنه ام تشنه محبت کن به احساسم مقدر گشته اقبالم تو را ساغر کنم جانم شراب ناب شیرازی زلبهایت اگر خوردم یقین کن تا قیامت من به مستی سر کنم جانم بیا این عمر کوته را جفا و جور بد باشد بمان تا با وفاداری دلت گوهر کنم جانم مرا پاییز از چشم بهاری گونه ات منداز گذر کن فصلهایم را غمم آخر کنم جانم. #علی_اکبری_ایرنجی_پاییز @hamnafasane1

تو چنان ز من رمیدی ... که به خواب هم نیایی ... به کدام امیدواری بروم به خواب بی ‌تو ؟ @hamnafasaneq

بعد ازتو تنها من فقط دلشوره دارم منزل به منزل کو به کو غم گشته یارم انبوه اشک ودرد و غم سهم دلم شد بعد از تو تنها حسرتت هم منزلم شد غم ذره ذره قلب من را آب ڪرده رفتی غمت روحِ مرا بی تاب ڪرده بی رویت اینگونه پریشان گشتہ حالم از دورے ات چون مرغڪی بشکسته بالم طاقت ندارم بی تو دنیا را ببینم صبح و طلوع سرد غمها را ببینم ... #مهنازنجفی @hamnafasane1

چشم گریان تو نازم، حال دیگرگون ببین گریه ی لیلی کنار بستر مجنون ببین بر نتابید این دل نازک غم هجران دوست یارب این صبر کم و آن محنت افزون ببین مانده‌ام با آب چشم و آتش دل، ساقیا چاره ی کار مرا در آب آتشگون ببین رشکت آمد ناز و نوش گل در آغوش بهار ای گشوده دست یغمای خزان، اکنون ببین سایه دیگر کار چشم و دل گذشت از اشک و آه تیغ هجران است اینجا، موج موج خون ببین ... #هوشنگ_ابتهاج @hamnafasane1

رو به هر سويى كه رفتم، بسته ديدم راه را آزمودم هم دراز و دور و هم كوتاه را منكه آزارِ قوى را هم نمى‌دارم روا سالها در سينه كشتم، حبس كردم آه را بارها میخواستم از دل فغانى بركشم در بيابان‌ها ، ولى پيدا نكردم چاه را چاه‌ها را نيز پُركرده‌ست توفانها و سيل شاكرم امّا كه در خود گم نكردم راه را كوه‌ها گاهى صدايم را جوابى مىدهند مغتنم دانم همين غمگين صداىِ گاه را كيست كاين غدّارِ عاليجاه را گويد ز من كاين جهان ديده‌ست بس پيش از تو عاليجاه را #مهدی_‌اخوان_‌ثالث @hamnafasane1

پریشانم ولی سر برنمیدارم ز کابوسم چهل سال است در یک پیله تاریک محبوسم نباید سرنوشت صبر من بیهودگی باشد مرا پروانه کن، هرچند از پرواز مأيوسم اگر تنها شدم، غم نیست، خاطرجمع باش ای دل که گر با دیگران بیگانه ام، با خویش مأنوسم خدا را شکرآهم گرچه جانسوز است، از عشق است شبیه این و آن از ناامیدی نیست افسوسم تو مهتابی و من مرداب، خوشحالم که امشب هم مرا از دور می بینی، تو را از دور می بوسم ... #فاضل_نظری @hamnafasane1

‌ برای من باز بگذار درهای شهری را که در آن زندگی می‌کنی آن چیزها که برای تو خواهم گفت تنها با سخن گفتن از آنها به اتمام نمی‌رسند سال هاست از زندگی من لحظه‌هایی را دزدیده‌ای که تمام این لحظه‌ها با نام تو یکی شده‌اند #ازدمیر_آصف @hamnafasane1

مهتاب و سرشکی به هم آمیخته بودیم خوش رویهم آن شب من و مه ریخته بودیم دور از لب شیرین تو چون شمع سیه روز خوش آتش و آبی به هم آمیخته بودیم با گریه خونین من و خنده مهتاب آب رخی از شبنم و گل ریخته بودیم از چشم تو سرمست و به بالای توهمدست صد فتنه ز هر گوشه برانگیخته بودیم زان پیش که در زلف تو بندیم دل خویش ما رشته مهر از همه بگسیخته بودیم #شهریار @hamnafasane1

به پس گرفتنِ اين اشتباه فکر نکن صبور باش! به پايان راه فکر نکن تو رود باش و به راه خودت ادامه بده به زردمردگیِ اين گياه فکر نکن برو مسافر من! کوپه کوپه ترکم کن به مردِ گمشده در ايستگاه فکر نکن جنونِ مشترکِ شهر، درد بيداری‌ست بخواب آدم عاقل! به ماه فکر نکن تو رودِ منتظرِ آبشار و من قايق برو! به آن طرف پرتگاه فکر نکن ... #آرش_فرزام_صفت @hamnafasane1

تو جانِ منی، عمرِ منی، عشقِ منی، کاش.. تا آخر دنیا ز دلم دل نَکنی، کاش.. در دستِ تو باشد همه‌ی هستی‌ام ای دوست ای آنکه به من خویش‌تر از خویشِ منی... کاش ای کاش به پایان برسد تلخیِ کامم با تو، تو که شیرین لب و شیرین دهنی... کاش با من کە چنین عاشقم و دل به تو بستم روزی نرسد حرفِ جدایی بزنی کاش... اوقاتِ من از شورِ غزلهای دمادم لبریز شود با تو که شیرین‌سخنی کاش... نزدیک شوی بیشتر از آنچه که باید تا فاصله‌ام با تو شود پیرهنی کاش @hamnafasane1

کشتی تو مرا با قد رعنای بلندت ... ای من به فدای شب گیسوی کمندت اصلا نرود خواب به چشمان من امشب از فکر تو و سرخی لبهای چو قندت شیرین تری از هر چه عسل هر چه مربّا خیلی نگرانم که مگسها ! نخورندت ... نثری؟ غزلی؟ مستندی ؟ شاه رمانی؟ کاینگونه شده ورد زبان ، بند به بندت! هر دفعه تو در هر گذری حاشیه سازی صد قافله صف بسته ز حالات لوندت هشدار! زمینت نزند چشم حسودان هرچند که رد کرده بلا، دود سپندت ! می میرم و غیر از نگهت قاتل من نیست در روز قیامت چه کنی با گله مندت؟؟ نه جان منی، جان به تو دادم ، گله ای نیست ای من به فدای قد و گیسوی کمندت ! #مریم_صفری @hamnafasane1

خسته ی راهی! به آب چشمه رویی تازه کن بعد بنشین با شراب من گلویی تازه کن نامسلمان شو! کنارم کوزه ای مستی بنوش جرعه ای هم ماند اگر با آن وضویی تازه کن کنجِ مجلسِ های پیران غیرِ پندِ کهنه نیست حال خود را گوشه ای با تازه رویی تازه کن من که بی شک پای اخم تلخِ تو هستم ولی خنده ای بر لب بیاور خلق و خویی تازه کن از اشارات نظر هم خسته ام! یکبار هم با دهان‌ کوچک خود گفتگویی تازه کن یا که با من! این منِ خسته به جنگِ غم برو یا که بسم‌الله ! فکر جنگجویی تازه کن ... #حمزه_کریم_تباح_فر @hamnafasane1