.....کلبه شعر.....
رفتن به کانال در Telegram
به کانال کلبه شعر خوش آمدید خواهم که به سینه ات نهم سینه خود را تا دل به تو گوید غم دیرینه خود را .............. @N50019 ............ لینک کانال رو به دوستان خود معرفی کنید ؛ @hamnafasane1
نمایش بیشتر740
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-17 روز
-1030 روز
آرشیو پست ها
کسی شبیه من آیا تو را بلد شدهاست؟
کسی بهقدر من از کوچهء تو رد شدهاست؟
کسی چنانکه من، آیا به حرف دل دل داد؟
دلی چنانکه دل من چنین لگد شدهاست؟
-دلی که ماه تو بر روی او چنان تابید
که از تلاطم، دریای جذرومد شدهاست
دلی که شیوهء چشمت چنان فریبش داد
که بیمجامله در جنگ با خِرد شدهاست
چقدر شعر نوشتم ز روی چشمانت
به لطف چشم تو شعرم چه مستند شدهاست
برای داشتنت روز و شب دعا کردم
دعای روز و شب من چگونه رد شدهاست؟
بدون بودنت این شهر عین زندانی است
که شاعر تو در آن حبسِ تا ابد شدهاست
#قنبرعلی_رودگر
#دعوتیدبهکانالوگروهکلبهشعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
سپرده ای که بگوید دلت هوایی ماست
در انتظار رسیدن به هم صدایی ماست
چکاوکی که نشسته به بام خانه ی ما
نماد عاشق ساده به با وفایی ماست
چه دلنواز به دف می زند به شوق طرب
برای جلب محبت و همگرایی ماست
درون باغ ارم میدمد بهاران یاس
تو گفته ای به طراوت و با صفایی ماست
به لب سلام بلندی همیشه می گویم
که این پیام ، نشانی ز آشنایی ماست
بیا تو همسفرم شو به شهر عشق رویم
که شهر عشق ، بدان مقصد نهایی ماست
#فهیمه_خلیلی
#دعوتیدبهکانالوگروهکلبهشعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
.....شاعر که باشی، شعرهایت درد دارد
حتی قلم، گاهی به جایت درد دارد
وقتی که دلتنگی فقط باید بباری
حتی خدا هم، پا به پایت درد دارد
با گریه هر شب سر به بالین می گذاری
هر تار و پودت، بی نهایت درد دارد
شب ها که تنها می شوی با خاطراتش
حتی خیالش هم، برایت درد دارد
با غم دعایش می کنی، برگردد اما
در آن زمان، حال دعایت درد دارد
همصحبت تو می شود دیوار و دفتر
شاعر که باشی، شعرهایت درد دارد
.
.....منزل گه دل ها همه کاشانه ی عشق است
هر جا که دلی گم شده در خانه ی عشق است
ویرانه ی جاوید بماند دل بی عشق
آن دل شود آباد که ویرانه ی عشق است
فرزانه در آید به پری خانه ی مقصود
هر کس که در این بادیه دیوانه ی عشق است
پیمانه ی زهر فلکم تلخ نسازد
این حوصله تلخی کش پیمانه ی عشق است
هر کس به لبش گرم شود چشم تبسم
با او ننشینند که بیگانه ی عشق است
.
.....بااجازه مینویسم نامتان را بر دلم
تاکنم لبخندتان را نوشِ جانِ مشکلم
دفترم خالیست امّا چون شما مشقم شوید
دست پوچم گل شود معلوم گردد قابلم
موج در موجم نشیند دل به دریا میزنم
تا شما هستید ناجی در کنار ساحلم
گرقلم پایان پذیرد نیست اندوهی مرا
میچکانم بذرتان را در حیاطِ منزلم
بی تعارف آنقدر خوبی که تضمین میکنم
باز باشد تا ابد تصویرتان در محملم
خُب بفرمائید اجازت هست یاحیران شوم
در شبستانی که پر شد از نیستان ِدلم
.
.....هی بوسه نزن با هیجان گوشه ی لب را
یک ذره رعایت بکن اخلاق و ادب را
گرمای لبت روی لبم در نوسان است
بالا نبری در تنم اندازه ی تب را
با آتش ِبرخورد ِلبت با رگ ِگردن
بر هم زده ای رابطه ی مغز و عصب را
از بس که میان ِدو لبم جای ِکبودی ست
انگار که "داعش" زده استان ِ"حلب" را
دیشب که سراسیمه تو را گاز گرفتم
حال آمده ای نقد کنی عین ِطلب را
اینگونه که در اول ِشب بوسه گرفتی
ای وااای...خدا خیر کند آخر ِشب را
#مسعود_محمدپور
.....در خرابات تنت، مست شرابم کردی ...
ماندهام! ساختهای یا که خرابم کردی ...
فکر کردم که همآغوشیات احیای من است
تازه فهمیدهام ای داد! که خوابم کردی ...
بارها خواستهام از بغلت بگریزم
با لبی تَر شده، هر بار مجابم کردی ...
در طواف هَوست، تارک ایمان شدهام
هر چه من سعی شدم، نقش برآبم کردی ...
باید اقرار کنم، داعیهدارت هستم!
لب بجنبان که بدانم چه حسابم کردی ...
#محمد_بزاز
.....تا چند به هر مرده و بیمار بگریم؟
وقت است به خود گریم و بسیار بگریم
بر بیکسیام رحم نکردند رفیقان
فریاد، به پیش ِ که منِ زار بگریم؟
دل آب نشد یک عرق از دردِ جدایی
یارب! منِ بیشرم چهمقدار بگریم؟
ای غفلت بیدرد، چه هنگامهٔ کوریست؟
او در بر و من در غمِ دیدار بگریم؟
تدبیرِ گدازِ دل سنگین نتوان کرد
چون ابر چهمقدار به کهسار بگریم؟
تاکی چو شرر، سربههوا، اشک فشاندن؟
چون شیشه دمی چند، نگونسار بگریم
شاید قدحی پر کنم از اشک ندامت
می نیست در این میکده، بگذار بگریم
ناسورِ جگر چند کشد رنجِ چکیدن؟
بر سنگ زنم شیشه و یکبار بگریم
هرچند ز غم چاره ندارم منِ بیدل
این چاره که فرمود که ناچار بگریم؟!
#بیدل_دهلوی
.....ای که رفتی از برم چون درّ نایابی هنوز
در میان عاشقان،الحق که کمیابی هنوز
با خیال تو شود هر لحظه ام از غم تهی
تا رسد آن روزگار وصل، بیخوابی هنوز
مانده ای در خاطرات مبهم دیباچه ام
عکس رویت در دلم جامانده چون قابی هنوز
یکدم از یادت نشد غافل دل شیدای من
ای که بر بام دلم نوری و مهتابی هنوز
تا سراپای وجودم حس روئیدن گرفت
ای دل مجنون من تو در تب وتابی هنوز
عطر تو پیچیده در جان و دلم ای نازنین
حالیا بر قلب این دلداده محرابی هنوز
#ناشناس
.....وقتي هوای دیدن او هست، ماه نیست
وقتی که ماه هست، توان نگاه نیست
دلخوش به حرف مردم شهرم که گفته اند
با هرکسی رفیق شود "نیمه راه " نیست
دنیا همیشه ساز مخالف نواخته ست
بختم وگرنه این همه هم رو سیاه نیست
در حیرتم که جزو اصول کدام دین
دل کندن از دلی که شکسته ، گناه نیست؟
در من هزارویک شبِ باران گرفته است
احوال شهرزاد دلم روبراه نیست
بیهوده شِکوه می کنم از دست روزگار
دنیا به جز تلاقی لبخند و آه نیست
ای عشق! هرکه هرچه بگوید، برای من
عمری که شد فدای غم تو، تباه نیست
#نفیسه_سادات_موسوی
.....چشم زیبای تو یک "سور" به "آهو" زده است
و تبوتاب تنت طعنه به شببو زده است
شک ندارم که پس از خلق تو یک لحظه خدا
ناگهان از ته دل بانگ "اَنا الهو" زده است
آسمان جای دو خورشید و دو مهتاب نداشت
و خدا دست به یک "خلق دو پهلو" زده است!
طاق کسری که ز میلاد "محمد" نشکست!!
او شنیده ست گلم "دست به ابرو" زده است
از مورخ نسب اش را که شبی پرسیدم
هفت پشت نسب اش را به "پرستو" زده است
بخدا روح من از شعر خبردار نبود
او لب پنجرهای شانه به "گیسو" زده است؛
#احمد_جم
.....خوابم آشفت و سرخفته به دامان آمد
خواب دیدم که خیال تو به مهمان آمد
گوئی از نقد شبابم به شب قدر و برات
گنجی از نو به سراغ دل ویران آمد
ماه درویش نواز از پس قرنی بازم
مردمی کرد و بر این روزن زندان آمد
دل همه کوکبه سازی و شب افروزی شد
تا به چشمم همه آفاق چراغان آمد
وعده وصل ابد دادی و دندان به جگر
پا فشردم همه تا عمر به پایان آمد
.
#شهریار
وصف تو نگنجید در ابیات غزلها
تشبیه نشد چشم تو هرگز به مثلها
تا یک نظر انداخته ای بر من شاعر
ساقط شده از من همهء عکس العملها
در بزم شبانگاه تو و ماه و ستاره
چون گوهر نابی و شب از جنس بدلها
لبخند بزن بشکفد آن غنچهء شیرین
کز شرم، لبت آب شود روی عسلها
از عشق تو زنبور شدم، پس بغلم کن
در این همه گل، چشم ندارم به بغلها...
یک شهر درون دل من منتظر توست
تا لب بگشایی و بلرزند محلها
لرزیدن دل آیهء عشق است از این رو
امنیت آن حفظ شده روی گسلها ...
#محمد_مهدی_نادری
#دعوتیدبهکانالوگروهکلبهشعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
.....شانهات را دیر آوردے سرم را باد برد
خشت خشت و آجر آجر، پیڪرم را باد برد...
من بلوطی پیر بودم پاے یڪـ ڪـوه بلند
نیمم آتش سوخت، نیم دیڪَرم را باد برد...
از غزلهایم فقط خاڪسترے مانده به جا
بیتهاے روشن و شعلهورم را باد برد....
با همین نیمه، همین معمولی ساده بساز
دیر ڪـردے نیمهے ؏ـاشقترم را باد برد
بال ڪـوبیدم قفس را بشڪنم ، عمرم ڪَـذشت
وا نشد بدتر از آن بال و پرم را باد برد....!!
#حامد_عسکری
.....دوست داشتن...
ڪه لباس تن نيست
ڪه هر وقت دلت نخواست
عوضش ڪنى
خدا نخواست، قسمت نشد
آدمـ يڪى را دوست دارد
يا هست، میشود عشق ابدے
يا نيست، میشود آغاز تنهايى...!!❈
#مثل_نفس_هایمـ_دوستت_دارم
#همانقدر_بی_اختیار
#همانقدر_تا_پای_جان
.....یک رود و صد مسیر، همین است زندگی
با مرگ خو بگیر! همین است زندگی
با گریه سر به سنگ بزن در تمام راه
ای رود سر به زیر! همین است زندگی
تاوان دل بریدن از آغوش کوهسار
دریاست یا کویر؟ همین است زندگی!
بر گِرد خویش پیله تنیدن به صد امید
این «رنج» دلپذیر همین است زندگی
پرواز در حصار، فرو بسته حیات
آزاد یا اسیر، همین است زندگی
چون زخم، لب گشودن و چون شمع سوختن
«لبخند» ناگریز، همین است زندگی
دلخوش به جمع کردن یک مشت «آرزو»
این «شادی» حقیر همین است زندگی
با «اشک» سر به خانهی دلگیر «غم» زدن
گاهی اگر چه دیر، همین است زندگی
#فاضل_نظری
صبور باش عشق من
تنها ، کوچهای مانده
تا به آسمان آبیِِ رویای تو برسم.
بگذار این بار
به دروازهی لبخند تو
نزدیک شوم .
و چون بارانی
که بند نمیآید
دوست داشتنت را فریاد کنم ...
#مهتاب_میرقاسمی
#دعوتیدبهکانالوگروهکلبهشعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
گاهی دلم می خواهد
دریا باشی
و من جزیره ای کوچک در میان تو
تا با موج های سهمگین ات
نوازشم کنی
گردا گردم را به محاصره بکشانی
تنگ در آغوشم بگیری
بگویی
تمام حواسم به توست
به تو دیوانه ی من ...
#حمید__چوپانی
#دعوتیدبهکانالوگروهکلبهشعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
نه همنشین بدی بودهام نه یار بدی
به پای هیچ نشستم عجب قمار بدی
همیشه سال نکو از بهار آن پیداست
بدا که بخت من افتاده در بهار بدی
روا نبود که در ما غریبه رخنه کند
عجب رفاقت تلخی چه روزگار بدی
مرا نبخش اگر از تو بگذرم روزی
اگر که در تو ز من مانده یادگار بدی
میان برزخ و دوزخ نشانده ای مارا
در انتظار عذابم ، چه انتظار بدی ...
#هادی_معراجی
#دعوتیدبهکانالوگروهکلبهشعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
.
.....ڪسی را ڪه
همیشه حواسش بِ تـو است،
نادیده نڪَیـر؛
روزے خواهی فهمید
وقتی سـرڪَرم سنڪَ جمع ڪردن بودے
الماس را از دست داده اے...!!
#ناشناس
