قلم بیداری
📈 تحلیل کانال تلگرام قلم بیداری
کانال قلم بیداری (@darvishane49) در بخش زبانی فارسی بازیگری فعال است. در حال حاضر جامعه شامل 13 240 مشترک است و جایگاه 4 078 را در دسته سیاست و رتبه 24 277 را در منطقه إيران دارد.
📊 شاخصهای مخاطب و پویایی
از زمان ایجاد در невідомо، پروژه رشد سریعی داشته و 13 240 مشترک جذب کرده است.
بر اساس آخرین دادهها در تاریخ 26 ژوئن, 2026، کانال فعالیت پایداری دارد. در ۳۰ روز گذشته تغییر اعضا برابر -261 و در ۲۴ ساعت گذشته برابر -4 بوده و همچنان دسترسی گستردهای حفظ شده است.
- وضعیت تأیید: تأیید نشده
- نرخ تعامل (ER): میانگین تعامل مخاطب 20.26% است و در ۲۴ ساعت نخست پس از انتشار، محتوا معمولاً 9.58% واکنش نسبت به کل مشترکان کسب میکند.
- دسترسی پستها: هر پست به طور میانگین 2 683 بازدید دریافت میکند. در اولین روز معمولاً 1 269 بازدید جمعآوری میشود.
- واکنشها و تعامل: مخاطبان بهطور فعال حمایت میکنند؛ میانگین واکنش به هر پست 22 است.
- علایق موضوعی: محتوا بر موضوعات کلیدی مانند اعتراض, حکومت, نظام, نهاد, جا تمرکز دارد.
📝 توضیح و سیاست محتوایی
نویسنده این فضا را محل بیان دیدگاههای شخصی توصیف میکند:
“باریکه ای بسوی مدنیت
ح-درویشی”
به لطف بهروزرسانیهای پرتکرار (آخرین داده در تاریخ 27 ژوئن, 2026)، کانال همواره بهروز و دارای دسترسی بالاست. تحلیلها نشان میدهد مخاطبان بهطور فعال با محتوا تعامل دارند و آن را به نقطه اثرگذاری مهم در دسته سیاست تبدیل کردهاند.
در حال بارگیری داده...
| تاریخ | رشد مشترکین | اشارات | کانالها | |
| 27 ژوئن | +2 | |||
| 26 ژوئن | +2 | |||
| 25 ژوئن | +4 | |||
| 24 ژوئن | +3 | |||
| 23 ژوئن | +2 | |||
| 22 ژوئن | 0 | |||
| 21 ژوئن | +1 | |||
| 20 ژوئن | 0 | |||
| 19 ژوئن | 0 | |||
| 18 ژوئن | 0 | |||
| 17 ژوئن | 0 | |||
| 16 ژوئن | 0 | |||
| 15 ژوئن | +2 | |||
| 14 ژوئن | 0 | |||
| 13 ژوئن | 0 | |||
| 12 ژوئن | 0 | |||
| 11 ژوئن | 0 | |||
| 10 ژوئن | 0 | |||
| 09 ژوئن | 0 | |||
| 08 ژوئن | 0 | |||
| 07 ژوئن | 0 | |||
| 06 ژوئن | 0 | |||
| 05 ژوئن | 0 | |||
| 04 ژوئن | +2 | |||
| 03 ژوئن | +1 | |||
| 02 ژوئن | 0 | |||
| 01 ژوئن | 0 |
| 2 | .
*"اوبونتو " چیست ؟*
یکی از پژوهشگران حوضه مردمشناسی، که برای تحقیق به آفریقا سفرکرده بود، روزی در یکی از قبایل به تعدادی از بچههای بومی، یک بازی را پیشنهاد کرد.
او سبدی از میوه را در نزدیکی یک درخت گذاشت و گفت هر کسی که زودتر به سبد برسد، آن میوههای خوشمزه را برنده میشود.
هنگامی که فرمان دویدن داده شد، آن بچهها دستان یکدیگر را گرفتند و باهم دویدند و در کنار درخت خوشحال به دور آن سبد میوه نشستند.
پژوهشگر که از رفتار بزرگ منشانهی بچهها هاج و واج بود، علت این رفتار آنها را پرسید و گفت: درحالی که یک نفر از شما میتوانست به تنهایی همه میوهها را برنده شود، چرا از هم جلو نزدید؟
آنها گفتند:*اوبونتو*
به این معنا که: "چگونه یکی از ما میتواند خوشحال باشد، در حالی که دیگران ناراحتند"؟
کاش یک روز همه ما آدمها اینطوری باشیم.
*اوبونتو* در فرهنگ *ژوسا* به اين معناست:
*من هستم، چون ما هستيم*
خوبى را براى همه بخواهيد تا اثرش به خودتان برگردد ،
در دنيا همه چيز مثل يك پژواك عمل میکند.
اگر ما مردم همین را بیاموزیم و شادی خود را از شادی دیگران منبعث بدانیم.
درد دیگران را درد خود بدانیم و این دایره را به وسعت ایران بزرگ کنیم هیچ آسیبی متوجه نه تنها کشور بلکه تک تک ما نخواهد شد.
#قلمبیداری
https://t.me/darvishane49 | 829 |
| 3 | ♻️سیاهپوش حسین و گدایی کاهی از گندم ری
در سال ۸۷ ، روز تاسوعا ، به رادیو فرهنگ دعوت شده بودم تا در یک برنامه رادیویی پر مخاطب ، از منظر تاریخی ، برای مردمی که آن سالها هنوز ذره ای ایمان در اعماق قلبشان باقی مانده بود ، از "حسین بن علی " و عاشورایش بگویم .
برنامه زنده بود و من به سوال های شنوندگان و دو مجری با سابقه و حرفه ای زن و مرد پاسخ می دادم .
مجری زن در حالیکه دستش را روی شانه من گذاشته بود گفت : می خواهم یک سوال سخت بپرسم ، سوالی که سالهاست ذهن مرا مشغول کرده
و بعد با آن صدای پخته و عمیقش پرسید : خانم ایلانلو همه اینها حرفهایی که گفتید قبول ولی شما فکر می کنید راز ماندگاری عاشورا بعد از هزار و اندی سال چیست ؟ به زبانی بگویید که حتی اگر کسی اعتقاد هم نداشت ، بفهمد .
گفتم بگذارید آن را با یک سکانس سینمایی برایتان توصیف کنم ، تصور کنید یک بیابان پر از خاک ، در یک غروب نارنجی ، چند سر بریده شده بر نیزه ، چند زن و کودک پریشان حال بالای جسد همسران و برادران و فرزندانشان پریشان به این سو و آن سو می دوند ، عده ای هلهله کنان سوار بر اسب می تازند ..صداها در هم آمیخته ، خون و جسد و بی پناهی و هلهله و صدای شمشیر و غریو بدمستی یزیدیان.
من ایمان دارم صدای آن زنها در حافظه تاریخ گم نمی شود ، حتی اگر از فرط رنج از حنجره بیرون نیاید ، رسم دنیا این نیست .
جهان اینگونه نمی ماند ، خورشید دارد می بیند .قانون زمین است ، صدای مظلوم را می شنود ، تکان می خورد ، اگر چنین بود که دنیا همیشه به کام ظالم می ماند ، همان نخستین ظالمان تاریخ تا ابد ماندگار شده بودند.یک جایی ، یک جوری ، آن صدا شنیده می شود ،ظالم رسوا می شود .
خانم مجری عینکش را از چشم برداشت ، نم اشک صورتش را پاک کرد و دستان مرا فشرد و کارگردان موسیقی پایان برنامه را بلند کرد.
یک سال گذشت ، چند روز بعد از عاشورای هشتاد و هشت و آن محشر عظما ، در اینترنت فیلمی را دیدم که غروبی خاک آلود و خسته است .
زنی ویران شده ، مضطر و در خاک غلتیده در بهشت زهرا ، زانو زده بر زمین از حنجره ای زخمی فریاد می کشد : خدایااااا می بینی ..پسرم را کشتن...خدایا ...امیرم را کشتن ...امیر ..امیر ..
و خورشید نظاره گر بود ..و آسمان می شنید ..
فیلم را متوقف کردم ، خوب که نگاه کردم ، خودش بود ، همان خانم مجری رادیو ، خانم "شهین مهین فر" که پسرش" امیر ارشد تاجمیر " را در روز عاشورا از پل حافظ به زیر انداخته بودند و با ماشین از روی پیکر نیمه جانش رد شده بودند ...و بر پیکرش هلهله کرده بودند..
از آن سال سوگند خوردم که دیگر تا زنده هستم هر عاشورا یادی از این اتفاق کنم و یادی از دیگر کشتگان که بر خاک و آسفالت افتادند و خونشان بر جوی خیابان جاری شد و مادران و همسران و فرزندانشان بی پناه و مضطر از این خانه به آن خانه دنبال یخ دویدند و شب بر مزار شکسته فرزندشان بر زمین چنگ زدند و تصویر جسد در هم شکسته آنها در سردخانه ، تا ابد از جلوی چشمانشان محو نخواهد شد ..
و در شگفتم ، از مردمانی که چشم خود بر این کشته ها می بندند ، بر اسیری زندانیان بی گناه و کور شدگان نان آور خانه می بندند ، بر آزار و ظلم به خانواده های داغدار مهر سکوت بر لب زدند و انگار که نیستند و نمی بینند ...
اما بر مظلومیت حسین بن علی و اسیری زینب و بیماری زین العابدین ...خود را سوگوار نشان می دهند .
در شگفتم ،این سرزمین چه روزهایی به خود دید ، چه آدمهایی به خود دید. تاریخ تشیع همه جور آدم به خود دیده بود الا آدم های روزگار ما ، مردمانی که به طمع کاهی از گندم ری، در زمره سپاهیان معین یزید در می آیند و سکوت می کنند، اما این ایام که می رسد ، خود را سوگوار و سیاهپوش حسین می نمایند ...
عجب روزگاری به خود دید ، این سرزمین ، عجب مردمانی .
مژگان ایلانلو
https://t.me/darvishane49 | 911 |
| 4 | ♻️امروز نیز عدالت خواهان و یاری خواهان همچون حسین به ارتداد و خروج محکوم شدند.
حسین (ع) را فتنه گر و خارجی قلمداد کردند حکم ارتداد و کفر او را امضا کردند به او تاختند سرش را بالای نیزه بردند و خانواده اش را به اسارت ؛ تا محوش کنند اما چه شد ؟؟
بدون تردید شجاعت ، وفاداری ، ایثار ، از خود گذشتگی ، پایداری ، عشق و دلدادگی رندان پاک باخته ی آفرینندگان عاشورا موجب مباهات است اگر چه حسین (ع) و یارانش به فجیع ترین وجه به شهادت رسیدند و خاندانشان به اسارت رفت که هر انسان آزاده ای را به سوگ می نشاند.
اما عزاداری هرساله محرم ، نه از ناحیه ضعف و عادت مرسوم است بلکه به تصویر کشیدن زشتی ها و نیکی هاست .
سکانسهای واقعه عاشورا ، جهت یادآوریست .
✴️ یادآوری !
- امر به معروف و نهی از منکر را از سران حکومت آغاز کنیم نه از کوچه و خیابان ؛
- یادآوری اینکه هر که منتقد و معترض حکومت و روش حکومت داری بود را فتنه گر و خارجی ندانیم .
- یادآوری اینکه من قاضی برای حب دنیا وقدرت و ثروت و چشمداشت از صاحبان قدرت ، حکم ارتداد و خارجی بودن کسی را امضا نکنم .
- یادآوری اینکه من پلیس، صرف مامور بودن معذور نشوم سیلی به صورت زنان شیعه ، مسلمان و یا یک انسان بزنم .
- یادآوری اینکه یقه زنان را ندریم ، پوشش از سرشان نکشیم ، احترامشان کنیم اگر چه با ما هم رای نباشند.
- از عاشورا بیاموزیم سخن دیگران را اگر چه مخالف باشد بشنویم نه با هلهله و بوق و کرنای رسانه ای دهانشان را ببندیم. ( رسانه حق باشیم نه حکومت)
- عزاداری هر ساله. جار زدن پیمان شکنی و عدم وفای به عهد است . پیمانی که با مردم بستیم و وعده وعید دادیم زیر پا گذاردیم.
- نظم را حتی در کوران حادثه فراموش نکنیم .
- برای اصلاح امورجامعه ، ابتدا از خود آغاز کنیم .
- عاشورا درسها و عبرتهاست و ما هر سال آنرا جار می زنیم
✴️جار می زنیم،
حر باشیم نه مزدور ، حق را از باطل تشخیص دهیم . و بدانیم که حق با خرد جمعی است .
- همچون امام علیه السلام از هر ترفندی برای غلبه بر دشمن بهره نگیریم .
- حرمت مهمان را حفظ کنیم .
- گر مرد ره نیستیم و ترس بر وجودمان مستولی شده پای در کاروزار نگذاریم .
- پیشوا و اماممان را مادامی که در راه جمهور گام بر می دارد یاریش کنیم .
- رضایت خدای را منوط به رضایت حکومت نکنیم.
- همه عاشورا درس است و هر سال این درس تکرار می شود و ما در این کارناوال ، آموزه ها را رها کرده به حاشیه مشغول گشته ایم .
هوشیار باشیم پیام عاشورا در پس عزا و ماتم و ساز و دهل گم نشود
مراقبت کنیم یزیدیان خود را حسینی جا نزنند
امروز عده ای کنشگر سیاسی ، مطالبه گران مدنی و سیاسی ، منتقدین ، روزنامه نگاران ، عکاس و فعال کارگری و صنفی حسین وار معترض گشتند امر به معروف کردند و نهی از منکر اما آنها نیز متهم شدند و ناجوانمردانه به حبس های طولانی مدت محکوم شدند و ما همچنان بر سر و سینه می زنیم .
برای کسی عزا می گیریم که امروز هزاران حسین در بند است و به خیالمان نمی آید .
#ح_درویشی ✍
#قلمبیداری
https://t.me/darvishane49 | 1 595 |
| 5 | ♻️اُمت اسلامی كجائی،
دقيقاً كجائی؟!
♈️ از جنگ اخير ايران و اسرائيل بايد ده ها درس بزرگ آموخت، كه به وقتش بايد در مورد تك تك آنها مفصلاً گفتگو كرد، البته اگر بنا به درس گرفتن باشد.
يكي از اين درسها، گفتگو در موردِ غيبت، سكوت، نفاق و بعضاً همراهي به اصطلاح اُمت اسلامي با اسرائیل و آمریکا در این جنگ بود.
♈️ از بدو انقلاب تا به امروز ج ا تمرکزی شدید بر امت سازی و همراه کردن امت اسلامی برای مقابله با غرب، آمریکا و اسرائیل داشته( صرفنظر از درست یا غلط بودن هدفِ این مقابله) اما در اين مدت طولاني ٤٧ ساله، نه تنها هیچ دستی از سوی امت اسلامی به سوی ج ا دراز نشد، بماند كه در مقابل جنگها، تحريمها و فشارها عليه ایران، اُمت اسلامی یا در بهترین حالت سکوت کرد و یا به اشكال مختلف در کنار جبهه مقابل قرار داشته و دارد.
♈️همراهی چند گروه شبه نظامی در کشورهای اسلامی با ايران را كه با كمك گسترده مالي و تسليحاتي ج ا شكل گرفتند هیچگاه نبايد به حساب همراهی امت اسلامی با ایران گذاشت.
♈️ اردن در اين جنگ بعنوان يكي از اعضاي امت اسلامي در خط اول رهگيري موشكها و پهپادهاي ايران قرار داشت.
آسمان عراق و سوريه، ديگر اعضاي امت اسلامي همچون اتوباني ده بانده در اختيار هواپيماها و پهپادهاي اسرائيل بود.
♈️براي پاسخ به حملات آمريكا، بايد به خاك قطر، ديگر عضو امت اسلامي حمله كرد، كه ميزبانِ بزرگترين پايگاه نظامي آمريكا در منطقه است.
در پي حمله ايران به پايگاه نظامي آمريكا در قطر، چند كشور عضو امت اسلامي بشدت اين حمله را محكوم كردند.
♈️دولت خودگردان فلسطين كه همه سختي ها و دردسرهاي فعلي ايران بخاطر حمايت از آنهاست، حمله اسراييل به ايران را محكوم نكرد اما حمله ايران به پايگاه آمريكا در قطر را جانانه محكوم كرد.
♈️پاكستان تنها عضو دارنده بمب اتمي امت اسلامي، در پي خبر اعلام حمايت آن كشور از ايران توسط يك مقام نظامي ايراني، بلافاصله تكذيبيه صادر کرد.
♈️دريغ از صدور يك اعلاميه آبكي سازمان كنفرانس كشورهاي اسلامي در محكوميت تجاوز اسراييل به ايران. دولت اسلامگراي تركيه ديگر عضو امت اسلامي صرفاً با يك محكوميت لفظي اسرائيل، حتماً طبق معمول ششدانگ حواسش به بهره برداري اقتصادي از وضعيت جنگي ايران بوده.
♈️وزير خارجه آمريكا افشا كرد، كشورهايي كه به ظاهر به ما اعتراض مي كنند، در خفا از ما بابت حمله به ايران تشكر مي كنند، بی تردید عمده این کشورهاي رياكار و منافق اعضای امت اسلامی هستند و بماند كه بيان تام و تمام اين قصه پُر غصه مثنوي هفتاد من كاغذ مي شود.
♈️ در یک کلام، چه خوشمان بيايد و چه نيايد، امت عیسوی در قول و عمل محکم پشت امت يهودی قرار داشته و دارد، شايد بخشي از امت اسلامي در حد حرف همراه ايران باشد، اما در دل و عمل همراه امت يهودی و عیسوی است.
♈️ ممکن است عده ای در نقد این نوشته، مدعی شوند که درست است دولتهای اسلامی با ما همراه نیستند اما ملتهای مسلمان قلبشان با ماست، خب، فرضاً که چنین باشد، این همراهی قلبی مسلمانان جهان در عمل تا بحال چه کمکی به ما کرده است؟ جواب، هیچ اندر هیچ.
❓ آيا با گرفتن اين درس بزرگ از جنگ اخير، پروژه متوهمانه تمركز بر امت اسلامي موهم به كناري گذاشته شده و منافع ملي در مرکز توجه نظام حکمرانی ما قرار می گیرد و شعار "هميشه اول ايران بزرگ " در اين سرزمين طنين انداز خواهد شد، يا در همچنان بر همان پاشنه سابق خواهد چرخيد؟ الله اعلم.
غلامرضا مصدق
https://t.me/darvishane49 | 1 459 |
| 6 | ♻️ روز اول ژانویه معادل دهم محرم ۱۳۳۰ ق #قوای_متجاوز_روسیه که پرچم خود را بر فراز مهمترین بامهای تبریز به اهتزاز درآورده بودند.
ثقهالاسلام تبریزی و یاران مشروطهخواه او را به دار آویختند.مورگان شوستر و احمد کسروی در کتابهای خود روایت دقیقی از آن روزهای شوم را ثبت کردهاند.
می گویند به هنگام اعدام مشروطه خواهان بخشی از مردم تبریز در کوچه پس کوچههای شهر مهیای عزای سرور آزادگان حسین ابن علی بودند.
گویا پیام رسیده از عاشورا حزن وغمواندوه است و سر در جیب داشتن ، ذلت را بر عزت مقدم داشتن، هموطن را بر سر دار دیدن و دم بر نیاوردن ؛
هوشدار که سرشکسته تاریخ نشویم.
#ح_درویشی ✍
#قلمـبیداری
https://t.me/darvishane49 | 1 738 |
| 7 | ♻️رو سفیدی های یزید رو سیاه ؛
تاریخ عاشورا، بیتردید نمایش زشتکاری و سنگدلی گروهی از مسلمانان علیه گروهی دیگر از اهل اسلام است. بیش از هزار سال است که دربارۀ نامردمیها و ستمگریهای سپاه شام و کوفه گفتهاند و میگویند و هنوز گفتنی است. به قول عطار نیشابوری در خسرونامه:
هر آن خونی که بر روی زمانه است
برفت از چشم و اين خون جاودانه است
با وجود این، همین سپاه سنگدل و بیعاطفه، رفتارهایی نیز داشت که خالی از مُروّت عربی یا نوعی اصولگرایی در جنگ نیست. اشاره به برخی از این رفتارها در داخل پرانتز، خالی از فایده نیست؛ بهویژه از آن رو که قرآن دو بار مسلمانان را به عدالت و انصاف دربارۀ دشمنانشان فراخوانده است(و لایجرمنّکم شنئان قوم علی ان لاتعدلوا اعدلوا هو اقرب للتّقوی). نیز از آن رو که در برخی جنگها و منازعات دیروز و امروزِ مسلمانان با یکدیگر، همین مقدار مروت و آداب انسانی در جنگها مراعات نشده است و گویا اوضاع چنان است که از یزید هم باید درس آموخت! در زیر به شماری از سفیدیها در کارنامۀ سیاه یزید اشاره میکنم:
🔻۱. سپاه کوفه بهرغم همۀ سختگیری و سنگدلی علیه امام(ع) و خاندان و یارانش، به روی زنان و کودکان و بیماران شمشیر نکشید و حتی ابن زیاد، شفاعت زینب(س) را در حق امام سجاد(ع) پذیرفت و او را نکشت.
🔻۲. اکثر فرماندهان جنگ، هیچگاه به کشتن امام حسین(ع) افتخار نکردند و ابن زیاد و ابن سعد و یزید، خیلی زود پشیمانی را جایگزین افتخار کردند و گناه جنگ را بر گردن دیگری انداختند. حتی وقتی از شمر پرسیدند که چرا حسین(ع) را کشتی، گفت: من سرباز بودم و آیا سرباز را از امر خلیفه گزیری است؟ وقتی کاروان اسیران به شام رسید، پس از دیدار با یزید، ورق برگشت، و یزید پس از چند روز، سخن از پرداخت خسارت به کاروان اسیران گفت و سپس آنان را با موکب شاهانه به کاروانسالاری بشیر(از محبان اهل بیت) روانۀ مدینه کرد. میگویند: فشار افکار و عواطف عمومی موجب شد که یزید در شام تغییر روش بدهد و رفتاری مهربانانه با امام سجاد و اسیران در پیش گیرد و در ماجرای کشتار بیرحمانۀ مردم مدینه(واقعۀ حره)، به امام سجاد(ع) و همۀ نانخواران ایشان امان دهد. آری؛ ممکن است همینگونه باشد. اما مگر ما قدرتهایی را نمیشناسیم که هرگز تسلیم افکار عمومی نمیشوند و سرانجام آن میکنند که دوست دارند؟
🔻۳. سپاه کوفه، هیچ کوششی برای اختفای قبرها نکرد. اکنون ما میدانیم که حسین(ع) و مسلم بن عقیل و حر بن یزید و حبیب بن مظاهر و... در کدام نقطه دفن شدهاند. کوفیان میتوانستند جنازۀ شهدا را در زمینهای دوردست و مخفیانه دفن کنند تا کسی بر سر قبر آنان حاضر نشود؛ اما آنچنان که از ابن زیاد نقل شده است: ما پس از کشتن، مردگان را رها میکنیم تا بازماندگانشان هر جا خواستند دفن کنند.
🔻۴. بهرغم جنگ طولانی معاویه با رومیان و تصمیم یزید برای ادامۀ جنگ با آنان، حکومت اموی امام حسین(ع) را به همراهی با کشور بیگانه و کمک به دشمن متهم نکرد.
🔻۵. یزید به حضرت زینب و زنان هاشمی اجازه داد که در مدینه برای امام حسین(ع) عزاداری کنند و مجلس ترحیم و ختم بگیرند. اما آنگاه که خواست این عزاداریها در مدینه خاتمه یابد، محترمانه از امام سجاد(ع) گلایه کرد که عمۀ شما مدینه را آمادۀ شورش میکند. اسیران کربلا حتی اجازه یافتند که در کاخ ابن زیاد و خانۀ یزید برای شهیدان عاشورا عزاداری کنند.
🔻۶. ابن سعد و ابن زیاد حاضر شدند با اسیران گفتوگو کنند و یزید نیز سخنان زینب و امام سجاد را شنید. در همین گفتوگوها بود که یزید به اشتباه خود پی برد و ابن مرجانه را لعنت کرد.
🔻۷. از یاران امام حسین(ع)، هر کس که از معرکۀ جنگ گریخت، در امان بود و تعقیب نمیشد.
🔻۸. یزید، اگرچه هیچ مخالفی را برنمیتافت و برای حفظ خلافت خویش والی خونخواری همچون ابن زیاد را به کوفه فرستاد تا کاروان امام(ع) را بشدت قلع و قمع کند، اما بر مردم عادی سخت نمیگرفت. بخشش یکسوم مالیاتها در زمان خلافت او رخ داد و جانشینهای او همین شیوه را پی گرفتند.
🔻۹. یزید با وجود اینکه میدانست فرزندش معاویة بن یزید، محبت خاندان پیامبر(ص) را در دل دارد، مانع خلافت او نشد، بلکه برای او بیعت گرفت.
🔻۱۰. پس از بازگشت امام سجاد(ع) به مدینه، همۀ میراث خاندان پیامبر(ص) که پیشتر در اختیار امام حسین(ع) بود، بدون هیچ مزاحمت و مانعی به تصرف ایشان درآمد.
آنچه در بالا گفتم، اولا بر پایۀ گزارشها و دانستههای مشهور دربارۀ تاریخ عاشورا است؛ وگرنه امور قطعی و مستند در داستان کربلا انگشتشمار است. ثانیا کارنامۀ یزید و بهویژه این زیاد چندان سیاه است که این سفیدیها تغییری در رنگ آن نمیدهد؛ اما دریغا که برخی حکومتها و حاکمان همین مقدار را هم دریغ کردهاند.
زنده یاد رضا بابایی
https://t.me/darvishane49 | 1 901 |
| 8 | ۱. پایان هخامنشیان – امید به «پادشاه فاتح»
وقتی داریوش سوم در برابر اسکندر تسلیم شد، بسیاری از اقوام ایرانی از ظلم و فساد دستگاه سلطنت خسته شده بودند و حتی آمدن اسکندر را مایه نجات دیدند.
📌 نتیجه؟
اسکندر آمد، آتش زد، کشتار کرد، تخت جمشید را سوزاند و فرهنگ یونانی را تحمیل کرد.
ایرانیان بهجای اصلاح درون، چشم به دشمن دوختند؛ و نتیجه: از دست رفتن استقلال.
⸻
۲. دوران اشکانیان – مردم بیخبر از حاکمان
اشکانیان درگیر جنگهای بیپایان با رومیها بودند؛ اما توده مردم نه سواد داشتند، نه نقشی در سیاست. بیشتر زندگیشان دست اربابان و اشراف بود، و امید داشتند «شاه خوب» بیاید.
📌 نتیجه؟
با اینکه برخی شاهان قوی بودند، اما مردمی که آگاه نباشند، تغییر پایدار نمیسازند. اشراف پرورش یافتند، و مردم رعیت باقی ماندند.
⸻
۳. سقوط ساسانیان – وقتی مردم از حکومت بریده بودند
در اواخر ساسانیان، مردم از فشار مالیاتی، تبعیض دینی، و فساد دربار بیزار بودند. بهقدری از حاکمانشان زده شده بودند که حتی حمله اعراب مسلمان را تحملپذیرتر از ادامه حکومت یزدگرد دیدند.
📌 نتیجه؟
فتح ایران توسط اعراب، فروپاشی تمدن ایرانی، نابودی زبان پهلوی، و قرنها از خودبیگانگی.
اگر مردم آگاه بودند، با اتحاد، میتوانستند کشور را نجات دهند.
⸻
۴. حمله مغول – خیانت از درون، انتظار عدالت از دشمن
مغولها با توحش به ایران حمله کردند، اما بسیاری از مردم و حکام محلی از یکدیگر نفرت داشتند و حتی به مغولها کمک کردند تا از شر رقبا خلاص شوند.
📌 نتیجه؟
بزرگترین فاجعه انسانی تاریخ ایران: کشتار میلیونی، نابودی شهرها و کتابخانهها، و سوختن تمدن. مردم باز هم بهجای بیداری، قربانی جهل و تفرقه شدند.
⸻
۵. دوران صفویه – اتحاد دینی بدون آگاهی
صفویه با شعاری دینی آمدند و مردم را متحد کردند، اما بیشتر مردم آگاهی نداشتند، صرفاً پیرو تعصب بودند. دولت قدرتمند شد، ولی مردم همچنان بیسواد و فاقد مشارکت.
📌 نتیجه؟
دولت دینیِ متمرکز، اما مردم محروم و توسریخور.
مدرسهها و علوم در انحصار بودند و تودهها کتاب نمیخواندند.
⸻
۶. دوران افشاریه و زندیه – امید به شمشیر قهرمان
نادرشاه و کریمخان زند هر دو آمدند با شمشیر کشور را نجات دهند. مردم نیز در ابتدا امیدوار شدند.
📌 نتیجه؟
با مرگ نادر، کشور فروپاشید.
با مرگ کریمخان، هرجومرج بازگشت. چون مردم متکی به «مرد بزرگ» بودند، نه ساختار آگاهانه و مشارکت جمعی.
⸻
📌 جمعبندی تاریخی:
در طول ۲۵۰۰ سال تاریخ ایران، این چرخه بارها تکرار شده:
1. مردم از ظلم خسته میشوند.
2. منتظر نجات از بالا یا بیرون میمانند.
3. یا به دشمن امید میبندند، یا به شاهی «قوی» و «خوب».
4. اما آگاه نمیشوند، کتاب نمیخوانند، متحد نمیشوند.
5. در نتیجه، حکومت میرود، یکی دیگر میآید، ولی مردم همان رعیت باقی میمانند.
✅ نتیجه نهایی:
زندگی خوب وقتی میآید که مردم بخواهند خودشان زندگی خوب را بسازند، نه اینکه کسی برایشان بیاورد.
• تاریخ ایران را باید خواند، نه فقط شنید.
• باید از شکستها، آگاهی ساخت، نه تکرار.
• هیچ لشگری، هیچ موشکی، هیچ پادشاهی و هیچ خارجی، نجاتبخش ما نیست؛
ما خود، باید خود را بسازیم.
بخوانید و فراموش نکنید
#قلمبیداری
https://t.me/darvishane49 | 1 891 |
| 9 | ♻️ تغيير نگرش*
*استفان کاوي (از سرشناسترين چهرههاي علم موفقيت) شايد با الهام از همين حرف انيشتين است که ميگويد: اگر ميخواهيد در زندگي و روابط شخصيتان تغييرات جزئي به وجود آوريد، به گرايشها و رفتارتان توجه کنيد؛ اما اگر دلتان ميخواهد قدمهاي کوانتومي برداريد و تغييرات اساسي در زندگيتان ايجاد کنيد، بايد نگرشها و برداشتهايتان را عوض کنيد. او حرفهايش را با يک مثال خوب و واقعي، ملموستر ميکند: صبح يک روز تعطيل در نيويورک، سوار اتوبوس شدم.*
*تقريباً يکسوم اتوبوس پرشده بود.*
*بيشتر مردم آرام نشسته بودند و يا سرشان به چيزي گرم بود و درمجموع فضايي سرشار از آرامش و سکوتي دلپذير برقرار بود. تا اينکه مرد ميانسالي با بچههايش سوار اتوبوس شدند و بلافاصله فضاي اتوبوس تغيير کرد. بچههايش دادوبيداد راه انداختند و مدام بهطرف همديگر چيز پرتاب ميکردند.*
*يکي از بچهها با صداي بلند گريه ميکرد و يکي ديگر روزنامه را از دست اينوآن ميکشيد و خلاصه اعصاب همهمان توي اتوبوس خردشده بود؛ اما پدر بچهها که دقيقاً در صندلي جلويي من نشسته بود، اصلاً به روي خودش نميآورد و غرق در افکار خودش بود.*
*بالاخره صبرم لبريز شد و زبان به اعتراض باز کردم که: آقاي محترم! بچههايتان واقعاً دارند همه را آزار ميدهند. شما نميخواهيد جلويشان را بگيريد؟*
*مرد که انگار تازه متوجه شده بود چه اتفاقي دارد ميافتد، کمي خودش را روي صندلي جابجا کرد و گفت: حق با شماست. واقعاً متأسفم. راستش ما داريم از بيمارستاني برميگرديم که همسرم، مادر همين بچهها، نيم ساعت پيش در آنجا مرده است. من واقعاً گيجم و نميدانم که بايد به اين بچهها چه بگويم. نميدانم که خودم بايد چهکار کنم و... و بغضش ترکيد و اشکش سرازير شد.*
*استفان کاوي بلافاصله پس از نقل اين خاطره ميپرسد: صادقانه بگوئيد؛ آيا اکنون اين وضعيت را بهطور متفاوتي نميبينيد؟ چرا اينطور است؟ آيا دليلي بهجز اين دارد که نگرش شما نسبت به آن مرد عوضشده است؟ و خودش ادامه ميدهد که: راستش من خودم بلافاصله نگرشم عوض شد و دلسوزانه به آن مرد گفتم: واقعاً مرا ببخشيد. نميدانستم. آيا کمکي از دست من ساخته است؟ و ... اگرچه تا همين چند لحظه پيش ناراحت بودم که اين مرد چطور ميتواند تا اين اندازه بيملاحظه باشد، اما ناگهان با تغيير نگرشم؛ همهچيز عوض شد و من از صميم قلب ميخواستم که هر کمکي از دستم ساخته است، انجام بدهم.*
*🟠 نتيجهي اخلاقي:*
*حقيقت اين است که بهمحض تغيير برداشت، همهچيز ناگهان عوض ميشود. کليد يا راهحل هر مسئلهاي اين است که به شيشههاي عينکي که به چشم داريم، بنگريم. شايد هرازگاهي لازم باشد که رنگ آنها را عوض کنيم و درواقع برداشت يا نقش خودمان را تغيير بدهيم تا بتوانيم هر وضعيتي را از ديدگاه تازهاي ببينيم و تفسير کنيم. آنچه اهميت دارد، خود واقعه نيست بلکه تغيير و تفسير ما از آن است.*
#قلمبیداری
https://t.me/darvishane49 | 1 530 |
| 10 | 🏴🏴🏴🏴🏴🏴
♻️عزاداری های خواب کننده ؛
شاید به یاد ماندنی ترین و تاثیر گذار ترین سخن سالار آزادگان ، امام حسین (ع) در طول اعصار گذشته تاکنون « اگر دین ندارید لااقل آزاده باشید » باشد .
این سخن نغز ، کوتاه و عمیق منحصر به محدوده زمانی ویا در انحصار پیروان آن امام همام نیست .
این سخن واضح و شفاف خطاب به همه نوع بشر در زمان حال و آینده است. به ویژه برای مدعیان پیروی از او ؛
👈پیام این سخن پرده دری از ریا و دنیا طلبی است .
امروز داعیه داران پیرو خط آن امام راستین ، چشم در چشم مردم دروغ می گویند با رسانه های درباری ، خوب را بد ، بد را خوب جلوه می دهند .
آمارهای نادرست و مردم فریب خورد مردم می دهند .
کوتاهی های ناچیز دول دیگر را بزرگنمایی می کنند تا کوتاهی های بزرگ خود را لا پوشانی کنند .
با دارا بودن ۸٪ منابع غنی جهان ، اهدای سبد کالا به مستمندان را فضل شمرده وبا بوق و کرنای هر روزه ، بی کفایتی وبی درایتی خود را لا پوشانی می کنند .
آری روی سخن امام ، شما دروغ گویان مزور بی چشم و رو هستید .
اگر دین ندارید که می دانم ندارید و دین خدای را مستمسک تثبیت قدرت خود کرده اید حداقل آزاده باشید مرد باشید و غلط و اشتباه های خود را بپذیرید و دهان منتقدین و معترضین را نبندید.
و به نظر این بنده ناچیز خداوند کسی که آزاده نیست دین هم ندارد. آزادگی شمولیت دارد بر بسیاری از صفات اکتسابی ؛
و اما مردم که با ساز مخمور کننده محرم به خواب می روند .
دستگاه عریض و طویل مداحین و هیات های عزاداری که بسیاری ریشه در قدرت ( دربار )دارند نه تنها به بیداری مردم نمی اندیشند بلکه مردم را به خوابی می برند که از شنیدن ندای رهروان حسین که به آزادگی در برابر استبداد ایستاده اند و در حصر و زندان بسر می برند باز مانند و صدایشان را نشنوند.
آری آن دهل و سنج که در عصر عاشورا موجب نشنیده شدن سخنان حسین شد اینک نیز موجب نشنیده شدن سخنان صدها زندانی سیاسی است که به جرم آزادی خواهی و نهی از منکر حاکمیت در حبس هستند و من وتو صدایشان را نمی شنویم .
آری «اگر دین نداریم لااقل آزاده باشیم »
حسین به عزادار و گریه کن نیاز ندارد.
از محبین دنیا و قدرت ، انتظاری جز چسبیدن به کرسی قدرت و زر و زور نیست . و ابزاری چون ترتیب مناسک و مراسم و دمیدن هر چه بیشتر بر شور حسینی تنها و تنها برای بقای خود بر قدرت است نه بیداری ملت و تحقق عدالت ؛
حتی الامکان شریک زر و زور قدرت مداران نشویم . خام عزاداری های مسحور کننده نشویم .
حسین سالک ره می خواهد در گردابی چنین حائل ؛
#ح_درویشی ✍
https://t.me/darvishane49 | 2 812 |
| 11 | برام بنویس کجاست تا حالا اینجا رفتی؟
https://www.instagram.com/reel/DZ2iS-fCHk6/?igsh=NzV1d2tldnVlbzZ0 | 1 894 |
| 12 | ♻️چرا ترویج عزاداری تا ترویج اقدام حسین ؛
بدون رودربایستی کمتر کسی و یا کمتر گروهی پیام عاشورا را درک کرده اند.
تمام لحظات با حسین بودن و از روز عرفه تا کربلا پیام ها را دریافت کردن ، شئونات اخلاقی، رسالت ،انگیزه و رفتار حسین کلاس درسی است برای به تصویر کشیدن تابلویی از شجاعت ، فداکاری برای بالا نکاه داشتن پرچم آزادگی و تسلیم ناپذیری در برابر دستگاه جور و برگزیدن مرگ شرافتمندانه بر زندگی توام با ذلت ؛
در هر عصری حسین و حسینی ها ظهور می کنند و در همان عصر مردمان در بوته آزمایش قرار می گیرند اندکی در جرگه آزادی خواهی قرار می گیرند و در برابر دستگاه ظلم می ایستند یا حاکمیت را مجاب به تغییر رویه می کنند و یا تن به اعدام و زندان وحصر و تبعید می دهند و بسیاری نیز ارزانترین راه که همان بر سر و سینه زدن است را بر می گزینند .
خوانش کتاب و تدبر کردن در تاریخ ، زمان بر است و نیاز به اندیشیدن دارد اما عزا داری و سوگواری زحمت ندارد و در دسترسترین است .
و غالبا ترویج سوگواری ها به عنوان معجونی محسور کننده در دستور کار قرار می گیرد .
کانت می گوید :« اکثرِ انسان ها مراسم دینی را به خصایل اخلاقی ترجیح میدهند؛
زیرا خصایلِ اخلاقی دشوار و پرزحمتاند . انسان پیوسته و هر لحظه باید مراقبِ آنها باشد؛ به این جهت انسان در زندگی خود نظامی از مراسم به وجود میآورد.
تاثیر این مراسم این است که انسان از دین به عنوانِ تسکیندهندهی احساسات خود استفاده میکند؛ یعنی این مراسم را جبرانِ گناهانی تلقی میکند که در مقابل خداوند و دیگران مرتکب شده است.
پس مراسم دینی از ابداعات انسان است.
انسان هرقدر از لحاظِ اخلاق فاقدِ دقّت است، در عوض در اجرایِ مراسمِ دینی دقیق است؛ زیرا میخواهد از طریق این مراسم، اخلاق خود را تثبیت کند.»
#ح_درویشی ✍️
https://t.me/darvishane49 | 2 306 |
| 13 | ♻️ شلاق بر تن گفتمان "مقاومت مدنی"
پرستو احمدی به هفتاد و چهار ضربه شلاق محکوم شده. به چه گناهی؟ برای کنسرت کاروانسرا، او دو سال پیش در برابر تماشاگران فرضی در ساختاری که زن از حق برگزاری کنسرت و خواندن بهصورت مستقل ممنوع شده، ایستاد تا به حکومت قرون وسطایی یادآوری کند؛ "آن سبو بشکست و آن پیمانه ریخت."
این شلاق نه بر تن "پرستو احمدی" که بر تن گفتمان "مقاومت مدنی" است که با نافرمانی، قانون ظالمانه، تبعیضآمیز و زنستیز را به چالش کشیده و سرپیچی از قانونی که از اساس ناعادلانه است، حق شهروندی است. امروز گفتمان مقاومت مدنی، فقط از طرف حکومت شلاق نمیخورد، معتقدان به ایده "جنگ به مثابه راه حل"هم ایستادگی شهروندی برابر ساختارهای تبعیضآمیز را به سخره میگیرند تا خشونت را تقدیس و "کلمات" ما را در رقص بمبها و تفنگها به حاشیه برانند.
بزرگترین شکست حکومت از زنان ایرانی بوده. آنها بهرغم شلاق، تنبیه، توهین و تحقیر ایستادند و فضاهای شهری را از آن خود کردند و حجاب اختیاری را نه در قانون اما در واقعیت اجتماعی به رغم همه فشارها تحمیل کردند. و این اکسیر مقاومت مدنی است که در فضا امتداد مییابد و عمیق و عریض میشود.
و حکم شلاق نه صرفاً برای پرستوی احمدی که برای همه قائلان به مقاومت مدنی در برابر قانونهای ظالمانه است. این شلاق عمومی است، بر تن همه کسانی است که میخواهند این وطن با اراده آزاد شهروندان ایرانی، عصیانگران نافرمان، دوباره وطن شود.
این شلاق عمومی است، بر تن همه کسانی است که میخواهند این وطن با اراده آزاد شهروندان ایرانی، عصیانگران نافرمان، دوباره وطن شود نه با بمبهای خارجی ویران شود.
مقاومت مدنی، این راه بی بدیل نیل به آزادی، ایستاده در برابر گفتمان ضد شهروندی استبداد و گفتمان " جنگ به مثابه راه حل". برای همین از هر طرف شلاق میخورد، چون امن ترین راه سعادت انسان ایرانی است و البته که سخت ترین، طولانی ترین و طاقت فرسا ترین مسیر.
مجتبی نجفی ✍
https://t.me/darvishane49 | 3 373 |
| 14 | برای پایداری ایران ...می توانید همراه ما شوید | 1 |
| 15 | ♻️ توافقی دیگرگون، نه توقف دگرگونی
🗒 این روزها که پس از جنگی یک ساله با سابقه ای ۴۷ ساله، سخن از تفاهم، توافق و صلح است، امید می رود که آثار نیکوی آن بر اقتصاد، جامعه به ستوه آمده از ابر بحران اقتصادی را خرسند کند؛ اما واقعیتی دیگر نیز وجود دارد که مدام پرسش می شود، پس سرنوشت تغییر و دگرگونی های مورد نظر جامعه که بهای سنگینی نیز برای آن پرداخته چه می شود؟ آیا متوقف و فراموش می شود؟ آیا به مردمان ایرانی که از وضعیت جاری جانشان به لب رسیده خیانت شده یا این توافق منجر به دگرگونی می شود؟ یا از اساس چه نسبتی بین این توافقات و ثبات و دگرگونی وجود دارد؟ شاید این بار جامعه شناسی تاریخی پاسخ دهد.
⬅️ تـاریخ جوامع را اگر فقط از دریچه دولتها، توافقها، جنگها و جابهجایی حاکمان ببینیم، بخش مهمی از واقعیت را از دست میدهیم. بسیاری از عمیقترین دگرگونی های انسانی نه در کاخها و پایتختها؛ بلکه در ذهن مردم، در آیینها، در سبک زندگی، در فهم امر مقدس و در بازتعریف مشروعیت آغاز میشوند، به ویژه آنجا که در طول تاریخ، دولت سازی های مبتنی بر امر مقدس، خویش را در مقابل حرکت های دگرگونی خواهی جوامع می یابد.
⬅️ یکی از بزرگترینِ این دولت سازی و نظم بخشی های اجتماعی و فرهنگی توسط «شارلمانی» در اروپای قرن هشتم میلادی به نمایش درآمد. پروژه وی ساختن یک جهان مسیحی بود، جهانی که در آن دین، فرهنگ، اخلاق و سیاست در یک نظم واحد ادغام شوند. در این نظم، مسیحیت فقط یک باور شخصی نبود؛ بلکه ستون هویت جمعی، منبع مشروعیت سیاسی و ابزار یکپارچگی امپراتوری محسوب میشد.
⬅️ شارلمانی در این مسیر، تناقض های آشکاری را از خویش بر جای گذاشت که از اساس، همان تناقض دولتسازی مبتنی بر امر مقدس است؛ یعنی وقتی دین به پایه نظم سیاسی تبدیل میشود، مرز میان ایمان و اقتدار سیاسی کمرنگ میشود. از این روست که جنایتی هایی از او چونان گردن زدن چهار هزار و پانصد نفر در یک فرمان، در کنار تاکید بر ایمان و اخلاق مسیحی، در تاریخ بر جای مانده است.
⬅️ نمونههای مشابه را در تاریخ اسلام نیز میتوان یافت.«عبدالملک بن مروان» با عربیسازی دیوانها و خلق هویت اسلامی-امپراتوری، از دین برای یکپارچهسازی فرهنگی و سیاسی بهره برد. «مأمون» تلاش کرد فهم مشروع از دین را زیر اقتدار دولت قرار دهد. «شاه اسماعیل صفوی» با رسمی کردن تشیع، هویت سیاسی و فرهنگی تازهای برای ایران ساخت.«عثمانی»ها نیز خلافت را با امپراتوری پیوند زدند. در همه این نمونهها، دین تنها موضوع عبادت فردی نبود، ابزار اولیه ساختن نظم سیاسی بود.
⬅️ از این منظر،«جمهوری اسلامی» نیز صرفاً یک حکومت مذهبی به معنای متعارف کلمه نیست. میتوان آن را پروژهای برای پیوند دادن مشروعیت سیاسی، هویت جمعی، فرهنگ عمومی و تفسیر خاصی از تشیع دانست. در چنین ساخت قدرتی، نزاع صرفاً بر سر سیاست روزمره نیست. اختلاف بر سر این است که چه چیزی مقدس است، چه کسی حق تفسیر آن را دارد، جامعه مطلوب چیست و مشروعیت از کجا سرچشمه میگیرد.
⬅️ اما نکته اساسی اینجاست. هیچ نظم مبتنی بر امر مقدس، صرفاً در سطح دولت تعیین تکلیف نمیشود. قدرت سیاسی میتواند قوانین را وضع کند، نهادها را اداره کند و منابع را کنترل نماید؛ اما نمیتواند برای همیشه معنای نمادها، آیینها و ارزشها را در ذهن جامعه ثابت نگه دارد. اروپا نمونه روشنی از این فرایند است. در دوران شارلمانی، شاید تصور میشد نظم مسیحی تثبیت شده و بیرقیب است؛ اما آنچه اکنون نماد اروپاست، رشد فردیت، تحول در فهم اقتدار و تغییر در رابطه انسان با دین است. دگرگونی که نه در سطح توافقات نوشته شده سیاسی؛ بلکه از لایههای عمیقتر جامعه و توافقات نانوشته فرهنگی و اجتماعی ظاهر شد.
⬅️ لذا می توان گفت، آنانی که سرنوشت یک جامعه را تنها با یک توافق، یک انتخابات، یک بحران یا یک تصمیم دیپلماتیک توضیح میدهند، معمولاً تصویر ناقصی از تاریخ ارائه میکنند. توافقها به ویژه با قدرت های بزرگ اهمیت دارند، گاه میتوانند عمر یک نظم سیاسی را طولانیتر یا کوتاهتر کنند؛ اما آنها به تنهایی تعیینکننده سرنوشت فرهنگی و حتی سیاسی یک جامعه نیستند. دگرگونی واقعی زمانی رخ میدهد که مردم به تدریج معنای زندگی خوب، اقتدار مشروع، امر مقدس، هویت جمعی و آینده مطلوب را بازتعریف کنند، آنچه که در ایران امروز آغاز شده و توقف ناپذیر است.
⬅️ تاریخ نشان داده قدرت سیاسی میتواند در برابر دگرگونی مقاومت یا آن را کند نماید؛ اما قادر نیست جلوی دگرگونی عمیق فرهنگی و اجتماعی را بگیرد، آنچه که مقدمه دگرگونی نظم سیاسی مشروع به ویژه دینی است؛ زیرا دولتها بر نهادها حکومت میکنند؛ اما معنا در میان مردم تولید میشود. فرآیندی که بسیار عمیقتر از سیاست روزمره و هر تفاهم و توافقی است؛ ولو توافقی دیگرگون، نه توقف دگرگونی.
مرضیه حاجی هاشمی
https://t.me/darvishane49 | 3 267 |
| 16 | ♻️ رسیدن به صلح، ماندن در بحران
ایران در آستانۀ دورۀ صلحی ولو موقت بیش از هر زمان دیگری با مسئلۀ بنیادین همیشگیاش مواجه است: بحران نمایندگی. اگر جنگ چهلروزه شکافها را میپوشاند و همهچیز را به نام بقا توجیه میکرد، دورۀ صلح اما چنین پوششی را کنار میزند و پرسش اصلی را به صحنه بازمیگرداند: چه کسی به نام جامعه سخن میگوید؟ جامعه هست، مطالبات هست، اما هیچ نیرویی نیست که بتواند واقعگرایانه به نام جامعه سخن بگوید.
در دوران جنگ یا وضعیت شبهجنگی اصولاً اولویت با بقاست. در چنین شرایطی، تعلیق سیاست امری «طبیعی» جلوه میکند. نیروهای اجتماعی عقب مینشینند، مطالبات به حاشیه میرود، حکومت مستقر نیز میتواند خود را یگانه ضامن بقا معرفی کند. اما این تعلیق نه حل مسئلۀ نمایندگی بلکه بهتعویقاندازیاش است.
اکنون، با نزدیکشدن به امضای تفاهمنامه برای پایان جنگ، این تعویق به پایان میرسد. صلح، اگر واقعاً محقق شود، نقطۀ نه پایان که آغاز است: آغاز بازگشتِ سیاست. بازگشتِ سیاست نیز یعنی بازگشت بحران نمایندگی.
خطر اصلی در این نقطه عبارت است از ظهور توهمی فراگیر: تلقی از صلح همچون حل مشکل. حاکمیت خواهد کوشید دورۀ صلح را دورۀ عبور موفق از بحران معرفی کند. تعاملگرایانِ درونحکومتی دورۀ صلح را نشانۀ درستیِ مسیر خود خواهند خواند. بخشی از جامعه نیز، خسته از فشار، چهبسا پذیرای چنین روایتی باشد. اما این خوانش دقیقاً همان چیزی است که مشکل تاریخی نمایندگی را دوباره پنهان میکند.
نشانههای بحران نمایندگی بس پرشمارند. دولتی که با حداقلی از آرا به قدرت رسیده با نارضایتی حتی در میان رأیدهندگان خود مواجه است. بخش وسیعی از جامعه اساساً کلیت حکومت را نمیپذیرد. مجلسی که با آرایی شکننده شکل گرفته در سایۀ شرایط جنگی عملاً به حاشیه رفته است. حتی بخشی از پایگاه اجتماعی تندروِ نظام نیز که در تجمعات شبانۀ خیابانی حضور مییابد با تصمیم اصلی حاکمیت برای امضای تفاهمنامه مطلقاً همدل نیست. درعینحال، جابهجایی موقعیت رهبری در میانۀ جنگ چهلروزه نیز به شکل ناشفافی رخ داد که خود بر ابهامها افزوده است. اینها جملگی نه نشانههای مسئلهای جدید بلکه صورتهای تازهای از همان بحران قدیمیاند.
اگر صلح لحظۀ آشکارشدنِ دوبارۀ بحران نمایندگی است، این بحران پیش از هر چیز در آرایش نیروهای سیاسی جلوه مییابد. جابهجاییهایی رخ میدهد اما نه ازآنرو که مشکل حل شده بلکه دقیقاً به این دلیل که هیچ نیرویی قادر به تصاحب کامل این لحظه نیست. حاکمیت با اتکا به روایت عبور از بحران دستبالا را میگیرد. تعاملگرایانِ درونحکومتی امکان یک احیای موقت پیدا میکنند بیآنکه تغییری واقعی در بنیانهای قدرت رخ دهد. در مقابل، نیروهای سلطنتطلب که افق خود را بر جنگ و تهاجم خارجی بنا کرده بودند تضعیف میشوند. تجزیهطلبان بیشازپیش به حاشیه میروند. نیروی چپ نیز در ایران امروز مطلقاً یک بازیگر سیاسیِ بالفعل نیست که بتواند این خلأ را پر کند. بنابراین کماکان با تداوم همان وضعیت فقدان نمایندگی مواجهایم اما با آرایشی تازه.
در همین چارچوب فقدان نمایندگی است که نقش نیروهای نظامی برجستهتر میشود. نظامیان که در عبور کشور از بلایای جنگ حقیقتاً نقش تعیینکننده داشتهاند خود را ذیحقِ دورۀ پس از جنگ خواهند دانست. اگرچه پیش از این نیز سهم قابلتوجهی از قدرت را در اختیار داشتند اما در دورۀ صلح علیالقاعده خواهان سهمی بیشتر و نقشی پررنگتر در تعیین جهتگیریهای کلان خواهند بود. این امر قطعاً یکی از عوامل بازتولید یا حتی تشدید همان بحران نمایندگی خواهد بود.
مشکل در ایران امروز نه کمبود نیرو بلکه این است که نیروهای سیاسی و اجتماعی به هم وصل نمیشوند و هیچ بیان مشترکی ندارند و ازاینرو پراکنده و بیاثر باقی میمانند. صلح، گرچه میتواند از شدت بحرانهای بیرونی بکاهد، اما در درون عیناً همان مشکل قدیمی را بهشکلی عریانتر پیش میکشد.
مشکل را در چنین شرایطی باید بیپرده طرح کرد: چه کسی نمایندگی میکند؟ نمایندگیِ چه کسانی را بر عهده دارد؟ و این نمایندگی به چه افقی از آینده گره خورده است؟
صلح، بهخودیِخود، هیچیک از این پرسشها را پاسخ نمیدهد. اگر نیرویی نتواند این لحظه را به فرصتی برای بازسازی نمایندگی تبدیل کند، دورۀ صلح فقط به وقفهای در یک فرسایشِ طولانی بدل خواهد شد. اما اگر این پرسشها بهدرستی طرح شوند و پاسخی واقعی بیابند، همین لحظه میتواند به نقطۀ عزیمت مسیری متفاوت تبدیل شود.
محمد مالجو✍
https://t.me/darvishane49 | 2 965 |
| 17 | ♻️ کشورهای حاشیه خلیج فارس توافق با ایران را چگونه میبینند؟
با آشکار شدن جزئیات تفاهمنامه میان آمریکا و ایران، کشورهای حاشیه خلیج فارس احتمالاً از این توافق با ترکیبی از آسودگی خاطر و نگرانی عمیق استقبال خواهند کرد. اگر این تفاهمنامه امضا شود، همراه با آتشبس ۶۰ روزه، تصویر روشنتری از نظم در حال شکلگیری در خاورمیانه ارائه خواهد داد.
آسودگی خاطر: جلوگیری از یک فاجعه
نزدیک به سه ماه درگیری و جنگ آسیب شدیدی به شهروندان کشورهای حاشیه خلیج فارس زده است. حتی برخی اقدامات حفاظتی دولت، مانند اپلیکیشن تلفن همراهی که برای هشدار درباره حملات ورودی طراحی شده بود، خود موجب افزایش نگرانی مردم شد.
در مجموع، تلاشها برای کاهش آثار جنگ به تقویت تابآوری کمک کرده است، اما افزایش قیمتها و کمبود برخی کالاها همچنان ادامه دارد. فراتر از آسیبهای انسانی، بیشتر کشورهای خلیج فارس با تهدیدی حیاتی برای اقتصاد خود نیز مواجه بودهاند؛ تهدیدی ناشی از بسته شدن تنگه هرمز و حملات مستقیم به زیرساختهای انرژی. همه کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس بخشی از زیرساختهای انرژی خود اعم از تأسیسات ذخیرهسازی، حملونقل، پالایش یا تولید را در حملات ایران از دست دادهاند.
اگر ترامپ تصمیم میگرفت تهدیدهای مکرر خود مبنی بر حمله به زیرساختهای انرژی و غیرنظامی ایران را عملی کند، مرحله بعدی جنگ میتوانست برای کشورهای خلیج فارس فاجعهبار باشد. تولید انرژی که ستون فقرات اقتصاد این کشورهاست، پیش از این نیز دچار اختلال شده بود. علاوه بر آن، برنامههای بلندپروازانه تنوعبخشی اقتصادی این کشورها نیز به خطر افتاده بود. ادامه جنگ چشمانداز سرمایهگذاری مستقیم خارجی نیز به شدت تضعیف میکرد.
نگرانی: همزیستی با ایران
توافق احتمالی، حکومتی جسورتر را در تهران بر جای میگذارد که خود را پیروز این رویارویی میداند. اکنون منطقه باید با ایرانی کنار بیاید که همچنان از طریق حفظ توانمندیهای موشکی و پهپادی خود قادر است هر زمان که بخواهد تنگه هرمز را مختل کند. این کشورها همچنین نگران آن هستند که ایران، هرچند با شبکهای تضعیفشده، همچنان روابط خود را با گروهها و شرکای منطقهای حفظ کرده باشد. مهمترین مطالبه کشورهای عضو شورای همکاری، بازگشت وضعیت تنگه هرمز به شرایط پیش از جنگ است؛ اما بر اساس مفاد گزارششده تفاهمنامه، تحقق این هدف چندان محتمل به نظر نمیرسد.
چشمانداز آینده
در حالی که کشورهای خلیج فارس هنوز در حال هضم پیامدهای گسترده تحولات جنگ با ایران هستند، اکنون تلاشهای خود را برای مدیریت «وضعیت جدید» تشدید خواهند کرد.
در مواجهه با ایرانی که همچنان قادر به تهدید منطقه است و همچنین در شرایطی که تردیدهایی درباره قابلیت اتکای آمریکا بهعنوان ضامن امنیتی وجود دارد، کشورهای خلیج فارس احتمالاً بر سه محور اصلی تمرکز خواهند کرد: تقویت توان دفاعی داخلی، گسترش همکاریهای امنیتی درونمنطقهای و متنوعسازی شرکای امنیتی و اقتصادی برای تکمیل روابط با آمریکا و مدیریت چالش ایران.
برای بسیاری از این کشورها، تقویت دفاع ملی از طریق ایجاد مشارکتهای متنوع اهمیت ویژهای خواهد داشت. انتظار میرود کشورهای خلیج فارس توافقهای دفاعی جدیدی با کشورهای اروپایی و شرق آسیا منعقد کنند.
با وجود اختلافات شناختهشده میان برخی اعضای شورای همکاری، برخی مقامها تأکید میکنند که همکاریهای اطلاعاتی، امنیتی و نظامی میان اعضا نه تنها کاهش نیافته، بلکه عمیقتر نیز شده است. انتظار میرود این روند در سالهای آینده ادامه یابد و شامل توسعه امنیت دریایی، افزایش تواناییهای مینروبی برای حفظ آزادی کشتیرانی و همچنین تقویت سامانههای مقابله با پهپادها باشد.
در نهایت، بخشی از مدیریت این «وضعیت جدید» به نحوه مواجهه با ایران مربوط میشود. هر میزان اعتماد متقابلی که پیشتر وجود داشته، اکنون تقریباً از میان رفته است. با این حال، همانگونه که تقریباً تمامی افرادی که نویسندگان در قطر با آنها گفتوگو کردند تأکید داشتند: «ایران آمده است که بماند».
بازدارندگی موثر مقابل ایران
از نگاه قطر و برخی دیگر از کشورهای خلیج فارس، ایجاد روابط اقتصادی متقابل و وابستگیهای اقتصادی میان ایران و کشورهای منطقه میتواند مؤثرترین ابزار بازدارندگی باشد. بر اساس این دیدگاه، ادغام ایران در یک الگوی اقتصادی مبتنی بر ثبات منطقهای شاید بهترین امید برای مهار رفتارهای بیثباتکننده آن در آینده باشد.
نزدیک به سه ماه جنگ نشان داده است که الگوهای سنتی بازدارندگی نظامی در برابر ایران کارایی محدودی دارند. کشورهای خلیج فارس اکنون به این جمعبندی رسیدهاند که برای مواجهه با ایران، نیازمند راهبردی متفاوت و بلندمدت هستند.
منبع: اندیشکده تهران
https://t.me/darvishane49 | 3 283 |
| 18 | ♻️تفکر دلفینی چیست؟
این پستانداران آبزی باهوش، دارای روحیه همکاری هستند و در ارتباطات خود شیوه برنده–برنده را برگزیدهاند.
دلفین هیچ کمبودی ندارد و میخواهد که همه چیز را با همگان تقسیم کند. . اگر یک دلفین زخمی شود دلفینهاى دیگر او را همراهی میکنند ، تا خود را به گروه برساند.
پژوهشگران تعداد ۹۵ کوسه و ۵ دلفین را به مدت یک هفته در استخر بزرگ رها کرده و به مطالعه حالات رفتاری آنها پرداختند.
کوسهها به یکدیگر حمله کردند و در این تهاجم تعداد زیادی از آنها نابود شدند، سپس به دلفینها حملهور شدند. دلفینها فقط میخواستند با آنها بازی کنند ولی کوسهها بیوقفه به آنها حمله میکردند.
سرانجام دلفینها به آرامی کوسهها را محاصره کرده و هنگامی که یکی از کوسهها حمله میکرد آنها به ستون فقرات پشت یا دندههایش میکوبیدند و آنها را میشکستند.
به این ترتیب کوسهها یکی پس از دیگری کشته میشدند. پس از یک هفته ۹۵ کوسه مرده و ۵ دلفین زنده در حالی که با هم زندگی میکردند در استخر دیده شدند.
در دنیای کوسهای، برای برندهشدن؛ دیگران یا باید بمیرند و یا ببازند. اما در دنیای دلفینی، انعطاف وجود دارد و سر شار از تشخیصهای پربار است.
نتیجهگیری:
دنیای زیباتری داشتیم اگر که ما انسانها نیز دارای چنین تفکر زیبایی میبودیم؛
تفکر دلفینی یعنی اینکه:
غیر از خود به دیگران هم بیاندیشیم
با دیگران در زمان بروز مشکلات همذاتپنداری کنیم
از خوشحالی دیگران شاد شویم
و از ناراحتی و درد دیگران ما هم احساس درد کنیم
با دیگران همدلی و همراهی کنیم
دست در دست هم و برای موفقیت هم تلاش کنیم.
تفکر دلفینی یعنی:
همکاری، همدلی، همراهی، همفکری و تمام کارهایی که با انجامشان هم به خودمان کمک می کنیم، هم به دیگران.
#قلمـبیداری
https://t.me/darvishane49 | 3 808 |
| 19 | ♻️جامعه شناسی نفوذی ها
نفوذ ،غافلگیری و ترور فرماندهان رده بالا و دانشمندان عرصه هسته ای ...
تا راس قدرت بر کسی پوشیده نماند.
بدین جهت این شیوه از نفوذ در نوع خود کم نظیر بود بنابراین لازم دانستم خیلی کوتاه به موضوع نفوذ بپردازم.
شمایل نفوذ
یکم:جاسوسی ونفوذ سازمان یافته امری است معمول در عرصه رویارویی کشورها که ایران نیز از آن مستثنی نبوده است.
دوم : نفوذ و خرابکاری تعداد بی شماری از کسانی که نقش سرباز دشمن را در صفحه شطرنج وطن بازی کردند.
اینکه در این مقیاس یک کشور مورد هجمه نفوذی ها و جواسیس قرار بگیرد غیر قابل اغماض است.
اگر همراهی و همدلی مردم و اقدام به موقع نیروهای مسلح در مواجهه با این چالش نبود چه بسا در زمین سوخته تحقیر شده تاریخ باقی می ماندیم.
دسته یکم نفوذی ها و جواسیسی بودند که طی دهه های گذشته تحت تاثیر جوحاکم پس از دولت احمدینژاد بر لایه لایه های نهادهای حاکمیتی و دولتی رخنه نموده در حالی که نیروهای امنیتی و اطلاعاتی پیرامون مسائل حاشیه ای گرفتار آمده بودند.
و اما دسته دوم. نفوذی ها وخرابکارانی بودند که غالبا زخم خورده فقر ، اجحاف و تبعیض سالها گفتمان خودی ناخودی ها قرار گرفته بودند.
افرادی که به طمع پول هنگفت ویا رسیدن به قدرت دست در دست دشمن این مرز وبوم گذاشتند.
حاکمیت و نهادهای امنیتی در پدیدار شدن دسته دوم سهم بسزایی داشته اند.
مردم تحت فشار از هر حیث روی به دشمن می آورد در این رابطه بارها تذکر و توصیه های فراوانی شده است اما کو گوشی شنوا. تا امروز که بسیاری قربانی همین نفوذ شده و منابع بسیاری نیز منهدم شده است.
بخشی از مردم با ستم ستمگران، یا دست به مهاجرت می زنند و یا دست در دست دشمن می گذارند.
جنگ ۱۲ روزه نقاب بی کفایتی و بی مسئولیتی را کنار زد تا محصول تبعیض وظلم از آستین ریزپرنده ها و نفوذی ها بیرون بزند.
جنگ اخیر نشان داد هیچ توافق نامه راهبردی وغیر راهبردی با اجنبی نتوانست جلوی حملات دشمن صهیونیستی را بگیرد الا اتحاد و همدلی مردم که موجب عبور از این بحران فزاینده شد.
حاکمیت صدای دلسوزان را بشنود راهبردهای خود را تغییر دهد این هم فرصتی بود برای بازسازی و ترمیم رابطه خود با مردم ؛
فراموش نکنید، نمی شود با انگ وطن فروش ، خرابکاران ونفوذی ها را از میدان بدر کرد.
نیاز به دیده شدن ، سهم داشتن در قدرت و برطرف شدن نیاز مالی ازعوامل خودفروشی ویا وطن فروشی است که حاکمیت در پدید آمدن آن نقش داشته است.»
۱۴۰۴/۳/۲۱
پس از یکسال نصایح شنیده نشد و در بر همان پاشنه چرخید.تا آنچه پیش بینی می شد بر سر کشور آوار شد.
و اینک آثار جاسوسی و نفوذ را به چشم خود دیدید تار و پود جامعه از هم گسسته است اما زیر سایه جنگ این گسستگی چندان عیان نیست.
#ح_درویشی ✍
https://t.me/darvishane49 | 3 081 |
| 20 | ♻️برای دلگرمی و دمیدن روح زیستن،
چند باری به جنوب سفر کردم و سه بار از این سفرها را برای خلیج همیشگی فارس با دوچرخه سفر کرده ام.
خب نخستین باری که با دوچرخه به خلیج پارس رفتم و وارد بتدربوشهر شدم و بی قرار و شتابان به سمت ساحل رکاب می زدم بغض داشتم با دیدن پهنه نیلگون و فیروزه ای دریای پارس بغضم ترکید و چند دقیقه ای اشک شوق ریختم و پس از ساعتی پیش از هر چیز تنی به آب زدم و در آغوش جان جانان آرام گرفتم ....
القصه طی سفرهای قبلی یکی از آرزوهای کوچکم کمپ کردن زیر درحت نخل بود که میسر نشد.
اما این بار عهد کرده بودم به نخستین شهر یا روستایی که نخل داشت برسیم همانجا شب را اتراق کنیم.
در مسیر #فیروزآباد به #شهرجم پس از طی پستی و بلندی ها و گردنه، به روستای #احمدآباد رسیدیم .
روستایی که بین درختان نخل یکپارچه و بسیار منظم محصور شده بود.
یکساعت مانده بود که خورشید خانم غروب کند.
طبق معمول پیش از ورود به روستا عکس و فیلم از زیبایی های بی حد و حصر نخلستان گرفتیم.
وارد روستا شدیم پی نانوایی بودیم. نشانی را از اهالی پرسیدم راهنمایی کردند متوجه شدم از ترک های قشقایی هستند.
منتظر شدیم تا نانوایی پخت کند پر همین زمان جلو نانوایی برای استراحت نشستیم وکم کم اهالی روستا به ما نزدیک می شدند و حال و احوال پرسی و ... و دختران کوچک و بزرگی که با دیدن همسرم به وجد آمده بودند و با او هم کلام شدند.
با یکی از اهالی روستا که مرد کهنسالی بود عکسی به یادگار گرفتیم کلاه قشقایی او برایم ارزشمند بود.
جوانی هم نزدیک شد و حال ما را جویا شد من هم از او پرسیدم از عشایر قشقایی بود و سال دوم پزشکی تحصیل می کرد بسیار تحسینش کردم.
ما را به چادر خودشان دعوت کرد همسرم خیلی دوست داشت که شب را کنار عشایر بمانیم ...اما به دلیل شرایط جوی و اینکه ممکن بود سروصدای سگها و احشام خواب شبانه را از دستمان بربایند قبول نکردم ...البته ایشان خیلی لطف داشت و از اینکه یک جوان کوچ نشین در حال تحصیل عالیه بود برایم بسی جای افتخار داشت رویش را بوسیدم و به خدا سپردمش...
پشت نانوایی قصابی در حال کندن پوست گوسفندی بود با او نیز خوش و بشی کردم و عکسی به یادگار ؛
نان را گرفتم در حال رفتن بودیم که مردی میانسال و خوشرو نزدیک شد و ما را به منزلشان دعوت کرد.
گفتم:« ما قصد داریم زیر درخت نخل کمپ کنیم و...» گفت:« نه شما مهمان ما هستی باید بریم خونه ما ...خونه ما نخل داره. بزرگه. ...»
خلاصه با اصرار حسین آقا به منزلشان رفتیم خورشید خانم در حال غروب کردن بود دست بکار شدم و با اجازه حسین آقا از پشت شاخه های باطراوت نخل ها از غروب خورشید فیلم گرفتم.
با غروب خورشید طیف های نورانی دل را می برد عجب تصویری شد.
همسر حسین آقا برایمان آبگوشت بار گذاشت
پس از آغاز سفر نخستین آبگوشتی بود که می خوردیم خیلی چسبید و انگار به وقت بود😊
شب را در آرامش کامل خوابیدیم دوچرخه ها هم توی حیاط سبک بار آرام گرفته بودند.
بنا داشتیم زیر درخت نخل بخوابیم که مقدور نشد کنار نخل ها خوابیدیم... و صبح زود بیدار شدیم و عزم را جرم کردیم برای ادامه مسیر ...
درود بر مردمان مهرآفرین مهرافروز قشقایی
#ح_درویشی ✍️
http://t.me/darvishane49 | 3 198 |
اکنون در دسترس! پژوهش تلگرام ۲۰۲۵ — مهمترین بینشهای سال 
