fa
Feedback
Too Loud a Solitude

Too Loud a Solitude

رفتن به کانال در Telegram

اينجا تنهايى پُرهياهوى من است_ سُ.شاه

نمایش بیشتر
4 363
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-17 روز
+230 روز
آرشیو پست ها
اومدی اما دیدم دست تو سرده گفتی اون روزها دیگه برنمیگرده … https://t.me/ToooLoud

«هرگز، به سوی قلب‌هایی که تو را از خود راندند بازنگرد». https://t.me/ToooLoud

«‏تو آخرین حوصله و ذوق من، برای دوست داشتن یه آدم بودی.»
«‏تو آخرین حوصله و ذوق من، برای دوست داشتن یه آدم بودی.»

There's something beautiful about you but I just Can't explain I found it in the rain I found it in the rain So much Pain, so much Pain is coming down will you Hold me close again… https://t.me/ToooLoud

So this is it I say goodbye To this chapter of my ever-changing life And there's mistakes The path was long And I'm sure I'll answer for them when I'm gone When I'm gone… https://t.me/ToooLoud

برای اینکه ببینی جایگاهت تو زندگی آدم‌ها کجاست و براشون چقدر مهم و ارزشمندی فقط کافیه ببینی کجای ‘الویت‌”های زندگیشونی ! مثلا
برای اینکه ببینی جایگاهت تو زندگی آدم‌ها کجاست و براشون چقدر مهم و ارزشمندی فقط کافیه ببینی کجای ‘الویت‌”های زندگیشونی ! مثلا چندبار برای نبودنشون بهت گفتن شلوغن، وقت ندارن، درگیرن و… یا همیشه چقدر منتظر موندین تا جواب پیام یا تماس‌هاتون رو بدن، چندبار قرارهاتون کنسل شده_ چندبار بخاطر شما از کارش زده چندبار حتی تو شلوغیاش یا لحظه‌های خوشش یادتون افتاده، یا وقتی حالت بد بوده خودش بدون سوال رسونده بهت که فقط کنارت باشه، یا با هزارتا کار کوچیک نشون داده که شما الویت هستین تو هرشرایطی … بنظرم قشنگتر از دوست داشتن الویت داشتنه شایدم معنی دوست داشتن در الویت بودنه! آدم وقتی کسی رو داره که میدونه الویته براش قلبش گرم میشه انگار یه تکیه‌گاه هست که هروقت خسته شدی یکم بهش تکیه کنی… همه آدما چندنفر رو دارن که براشون تو الویتن و اینه که نشون میده جایگاه اونا با دیگران فرق داره نه نسبت خانوادگی و رابطه و تعهد و چیزای تعریف شده… همه مون آدم یا آدمهایی رو داریم که برامون تو الویتن، براشون آسمون و زمین بهم میدوزیم ؛ پس خودمون و دیگران گول نزنیم باقی نتونستن‌ها بهانه است فقط الویتت نبوده!همین... https://t.me/ToooLoud

از چیزی که درکش نمیکنی متنفر نباش_
از چیزی که درکش نمیکنی متنفر نباش_

I need some company I need you tonight You don't have to talk to me And don't be polite Take my body and soul I feel so old Down On the ground There's no one around And the snow is falling Just lay down beside of me You know what I like Take what you want from me We don't have to fight https://t.me/ToooLoud

تا به حال به معنی التیام‌بخش بودن فکر کردی؟ تابحال زخم و درد کسی رو بی انتظار التیام دادین؟ یا کسی تابحال التیام دردتون بوده
تا به حال به معنی التیام‌بخش بودن فکر کردی؟ تابحال زخم و درد کسی رو بی انتظار التیام دادین؟ یا کسی تابحال التیام دردتون بوده ؟ اصلا میدونین وقتی یه نفر داره از دردش، از زخمش حرف میزنه چطوری التیام بخش باشی نه اینکه نصحیت کننده یا تشدید کننده دردش یا سرزنشگر ضعفها و اشتباهاش بشی یا بدتر اینکه بری باهاش توی مسابقه‌ی من از تو زخمی‌ترم و مقایسه کردن یا بی‌اهمیت نشون دادن درد اون آدم … برای زخم آدمها التیام باشیم اگه نمی تونیم حداقل سکوت کنیم و شرایط رو با حرفهامون سختتر نکنیم براش ، ما هیچوقت نمیفهمیم درون اون آدم چی‌میگذره … توان و ظرف آدمها با هم فرق میکنه _

‏سخت ترین بخش زندگی روبه‌رو شدن با زخم‌هاییه که نقشی در به وجود اومدنشون نداشتی، اما مسئولیت ترمیم کردن‌شون با خودته.. تک و تنها … https://t.me/ToooLoud

i am both a healer and a harmer i fix everyone i can but in the end i have no strength left to heal myself.. https://t.me/Too
i am both a healer and a harmer i fix everyone i can but in the end i have no strength left to heal myself.. https://t.me/ToooLoud

Forget the heartache, Forget the past. All our escaping (Change me once again) Is all that lasts. Change me once again. https://t.me/ToooLoud

بارانی که روزها بالای شهر ایستاده بود عاقبت بارید تو بعدِ سالها به خانه‌ام می‌آمدی... تکلیفِ رنگ موهایت در چشمهایم روشن نبود
بارانی که روزها بالای شهر ایستاده بود عاقبت بارید تو بعدِ سالها به خانه‌ام می‌آمدی... تکلیفِ رنگ موهایت در چشمهایم روشن نبود تکلیفِ مهربانی، اندوه، خشم و چیزهای دیگری که در کمد آماده کرده بودم؛ تکلیفِ شمع‌های روی میز روشن نبود. من و تو بارها زمان را در کافه‌ها و خیابان‌ها فراموش کرده بودیم و حالا زمان داشت از ما انتقام می گرفت. در زدی باز کردم سلام کردی اما صدا نداشتی به آغوشم کشیدی اما سایه‌ات را دیدم که دستهایش توی جیبش بود. به اتاق آمدیم شمع‌ها را روشن کردم ولی هیچ چیز روشن نشد؛ نور تاریکی را پنهان کرده بود. بعد بر مبل نشستی در مبل فرو رفتی در مبل لرزیدی در مبل عرق کردی. پنهانی، بر گوشه‌ی تقویم نوشتم: نهنگی که در ساحل تقلا می‌کند برای دیدن هیچ‌کس نیامده است. گروس عبدالملکیان https://t.me/ToooLoud

دیگر منتظرت نبودم. این ترسناک‌ترین جمله‌ی تمام این مدتی بود که با تو‌ زیسته‌ام، حتی وقتی فقط در سرم تکرار می‌شد تا باورش کنم. حتی وقتی عقربه‌های ساعت با گستاخیِ تمام دورشان را کامل می‌کردند و از ساعت بیقراری می‌گذشتند، من منتظرت نبودم. تنها حس می‌کردم لحظه‌هایم بدجوری خالی‌ست و بی هیچ تلاشی، همان خالی را خوب نگاه می‌کردم. دیگر منتظرت نبودم. 🖋️خاطره *از صبح ۳۶۴ ام https://t.me/ToooLoud