احســاس💕 زیبـــا 🎵
رفتن به کانال در Telegram
« ازدل شعـرتاعمق نغمه، احسـاس زیـبا جاری است.» تو بیش کنی کم را، از دل ببری غم را 🍂 مولانا
نمایش بیشتر717
مشترکین
+324 ساعت
-17 روز
-330 روز
آرشیو پست ها
دریغ و درد که در جست و جوی گنجِ حضور
بسی شدم به گدایی بَرِ کِرام و نشد
هزار حیله برانگیخت حافظ از سرِ فکر
در آن هوس که شود آن نگار رام و نشد
🍂حافظ
همچنان در دل من مهر و وفای تو بود
غایت آنست که ما در سر کار تو رویم
مرگ ما باک نباشد چو بقای تو بود
من پروانهصفت پیش تو ای شمع چگل
🍂سعدی
شهره.....
امروز چه قشنگه
خورشید چه میخنده.
صبح است و بساط و
دم صبحانه قشنگ است ،
آواز پـرندہ به دم لانه قشنگ است
هر روز نفس میکشم
از پنجرہ او را
هر روز هوای تو
در این خانه قشنگ است.....
🍂🌺🍂
@ehsasezibaa💤
💞
.
قومی متفکرند اندر ره دین
قومی به گمان فتاده در راه یقین
میترسم از آن که بانگ آید روزی
کای بیخبران راه نه آنست و نه این
🍂خیام
🫧
من چه در پای تو ریزم که خورای تو بود؟ سر نه چیزیست که شایستهٔ پای تو بود خرم آن روی که در روی تو باشد همه عمر وین نباشد مگر آن وقت که رأی تو بود 🍂سعدی
در وصل هم ز عشق تو ای گل در آتشم
عاشق نمی شوی که ببینی چه می کشم
با عقل آب عشق به یک جو نمی رود
بیچاره من که ساخته از آب و آتشم
🍂شهریار
صبح امروز خدایا چه مبارک بدمید
که همی از نفسش بوی عبیر آید و عود
رحمت بار خدایی که لطیفست و کریم
کرم بندهنوازی که رحیمست و ودود
گر کسی شکرگزاری کند این نعمت را
نتواند که همه عمر برآید ز سجود
شرط عقلست که حاجت بر هر کس نبرند
که نه از هر دل و دستی کرم آید به وجود
نام نیکو طلب و عاقبت نیک اندیش
این دو بنیاد همی ماند و دیگر مهدود
🍂شیخ اجل سعدی
🫧
شانهات را دیر آوردی سرم را باد برد
خشت خشت و آجر آجر، پیکرم را باد برد
من بلوطی پیر بودم پای یک کوه بلند
نیمم آتش سوخت، نیم دیگرم را باد برد
از غزلهایم فقط خاکستری مانده به جا
بیتهای روشن و شعلهورم را باد برد
با همین نیمه، همین معمولی ساده بساز
دیر کردی نیمهی عاشقترم را باد برد
بال کوبیدم قفس را بشکنم عمرم گذشت
وا نشد بدتر از آن بال و پرم را باد برد
🍂حامد عسکری
سر تسلیم من و خشتِ درِ میکدهها مدعی گر نکند فهمِ سخن، گو سر و خشت ناامیدم مکن از سابقهٔ لطفِ ازل تو پسِ پرده چه دانی که که خوب است و که زشت 🍂حافظ
🍂دُرِ دُردانه
خواننده. همایون شجریان
آهنگساز. پویا سرائی
شاعر. سمیرا عاطفی
در دامت افتادم برده ای از یادم ای جان و جانانه بازآ
در غمت جان دادم بشنو این فریادم ای دُر دردانه بازآ
