احســاس💕 زیبـــا 🎵
رفتن به کانال در Telegram
« ازدل شعـرتاعمق نغمه، احسـاس زیـبا جاری است.» تو بیش کنی کم را، از دل ببری غم را 🍂 مولانا
نمایش بیشتر715
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-27 روز
-430 روز
آرشیو پست ها
جان منست او هی مزنیدش
آن منست او هی مبریدش
آب منست او، نان منست او
مثل ندارد باغ امیدش
باغ و جنانش، آب روانش
سرخی سیبش، سبزی بیدش
متصلست او، معتدلست او
شمع دلست او، پیش کشیدش
🍂مولانا
ای نسیم سحر آرامگه یار کجاست
منزل آن مه عاشق کش عیار کجاست
بخت آیینه ندارم که در او مینگری
خاک بازار نیرزم که بر او میگذری
نه هر قسمت که پیش آید نشاطست
نه هر پایه که زیرافتد بساطست
چو روزی بخش ما روزی چنین کرد
گهی روزی دوا باشد گهی درد
خردمند آن بود کو در همه کار
بسازد گاه با گل گاه با خار
🍂نظامی گنجوی
با هرکه توانسته کنار آمده دنیا
با اهل هنر؟ آری! با اهل نظر؟ نه!
بدخلقم و بدعهد، زبانبازم و مغرور
پشت سر من حرف زیاد است مگر نه؟
یک بار به من قرعه عاشق شدن افتاد
یک بار دگر، بار دگر، بار دگر… نه!
🍂فاضل نظری
بریز ای ابر در گوشم طنین ساز باران را
برآور از دل این خاک تیره سبزه ی باغ بهاران را
زمستان آب شد از شرم نوروز
بهاران آمده امروز نوروز نوروز نوروز
بریز ای ماهی کوچک تمام حجم دریا را درون تُنگ فروردین
دلم موسیقی بی وزن میخواهد دلم موسیقی بی وزن میخواهد
🍂اسحاق انور
از من جدا مشو که توام نور دیدهای آرام جان و مونس قلب رمیدهای از دامن تو دست ندارند عاشقان پیراهن صبوری ایشان دریدهای از چشم بخت خویش مبادت گزند از آنک در دلبری به غایت خوبی رسیدهای 🍂حافظ
تو همانی که دلم لک زده لبخندش را
او که هرگز نتوان یافت همانندش را …
🍂کاظم بهمنی
سلام ای روشنای باور من چه قابل دارد ای ایران سر من؟ خزر را دوست دارم مثل بابا خلیج فارس اما مادر من!
🌊خليج پارس 🌊
با صدای. همایون شجریان
آهنگساز. علی قمصری
شاعر. حسین فرهنگمر
خرش خیز آب های نیلگون دریای پارس
بازتابی هست از نام غرور افزای پارس
تا به یاد آرد شکوه روزگار باستان
کی خلیج پارس از بیگانگان گیرد نشان
هم نوا خیزاب ها خوانند با من این سرود
باد بر هر چه نشان از پارس دارد بس درود
خبرت هست که بی روی تو آرامم نیست
طاقت بار فراق این همه ایامم نیست
خالی از ذکر تو عضوی چه حکایت باشد
سر مویی به غلط در همه اندامم نیست
میل آن دانه خالم نظری بیش نبود
چون بدیدم ره بیرون شدن از دامم نیست
🍂سعدی
ای حُسن تو آب زندگانی تدبیرِ وصالِ ما تو دانی از دیده برون مشو که نوری وز بنده جدا مشو که جانی پُرسی تو ز من که عاشقی چیست روزی که چو من شوی بدانی 🍂عطار نیشابوری
🍂بله جناب لنگرودی ما هم همینطور
صبور
مثل درختي كه در آتش مي سوزد
و توان گريختن ندارد.
حيرت زده چون گوزني
كه شاخ هاي بلند در شاخه گرفتارش کرده اند.
اين روزها چنینم.
🍃
