[ Cafe Dialectic ]
رفتن به کانال در Telegram
نمایش بیشتر
📈 تحلیل کانال تلگرام [ Cafe Dialectic ]
کانال [ Cafe Dialectic ] (@dialectic_cafee) در بخش زبانی فارسی بازیگری فعال است. در حال حاضر جامعه شامل 144 520 مشترک است و جایگاه 89 را در دسته کتب و رتبه 1 927 را در منطقه إيران دارد.
📊 شاخصهای مخاطب و پویایی
از زمان ایجاد در невідомо، پروژه رشد سریعی داشته و 144 520 مشترک جذب کرده است.
بر اساس آخرین دادهها در تاریخ 30 اکتبر, 2026، کانال فعالیت پایداری دارد. در ۳۰ روز گذشته تغییر اعضا برابر -2 265 و در ۲۴ ساعت گذشته برابر -101 بوده و همچنان دسترسی گستردهای حفظ شده است.
- وضعیت تأیید: تأیید نشده
- نرخ تعامل (ER): میانگین تعامل مخاطب 4.69% است و در ۲۴ ساعت نخست پس از انتشار، محتوا معمولاً 1.97% واکنش نسبت به کل مشترکان کسب میکند.
- دسترسی پستها: هر پست به طور میانگین 6 774 بازدید دریافت میکند. در اولین روز معمولاً 2 841 بازدید جمعآوری میشود.
- واکنشها و تعامل: مخاطبان بهطور فعال حمایت میکنند؛ میانگین واکنش به هر پست 0 است.
- علایق موضوعی: محتوا بر موضوعات کلیدی مانند سعدی, کس, مولانا, آغوش, جانم تمرکز دارد.
📝 توضیح و سیاست محتوایی
توضیحی برای کانال ارائه نشده است.
به لطف بهروزرسانیهای پرتکرار (آخرین داده در تاریخ 31 اکتبر, 2026)، کانال همواره بهروز و دارای دسترسی بالاست. تحلیلها نشان میدهد مخاطبان بهطور فعال با محتوا تعامل دارند و آن را به نقطه اثرگذاری مهم در دسته کتب تبدیل کردهاند.
144 520
مشترکین
-10124 ساعت
-5247 روز
-2 26530 روز
آرشیو پست ها
144 520
دوستان را در دل رنجها باشد که آن
به هیچ دارویی خوش نشود!
نه به خفتن،
نه به گفتن و
نه به خوردن؛
الا به دیدار دوست…
مولانا
144 520
خصم بسی طعنه زد، دوست بسی پند داد
چشم بهسوی تو بود، گوش بدیشان نرفت
امیرخسرو دهلوی
144 520
دلم میخواد این روزها هرکس حالم رو میپرسه مثل حسین دهلوی جوابش رو بدم که میگه:
«حال مرا هر کس که میپرسد بگو: خوب است.
اشکش روان،
اندوه جاری،
زخمها کاریست...»
hanieh35
144 520
مرا هر شب چو دزدان خواب گردِ چشمِ تر گردد
دلم را با غمت بيدار بيند باز برگردد
نشانی دهلوی
144 520
بیدل چه مشکل است زِ دنیا گذشتنم
یک ناله داشتم که زِ هفتَآسمان گذشت
بیدل دهلوی
144 520
دوستان را در دل رنجها باشد که آن
به هیچ دارویی خوش نشود!
نه به خفتن،
نه به گفتن و
نه به خوردن؛
الا به دیدار دوست…
مولانا
144 520
سرایی را که صاحب نیست،
ویرانی ست معمارَش
دلِ بی عشق می گردد خراب،
آهسته آهسته...
صائب تبریزی
144 520
آسوده خاطرم که تو در خاطر منی
گر تاج میفرستی و گر تیغ میزنی
ای چشم عقل خیره در اوصاف روی تو
چون مرغ شب که هیچ نبیند به روشنی
شهری به تیغ غمزه خون خوار و لعل لب
مجروح میکنی و نمک میپراکنی
ما خوشه چین خرمن اصحاب دولتیم
باری نگه کن ای که خداوند خرمنی
گیرم که برکنی دل سنگین ز مهر من
مهر از دلم چگونه توانی که برکنی
حکم آن توست اگر بکشی بیگنه ولیک
عهد وفای دوست نشاید که بشکنی
این عشق را زوال نباشد به حکم آنک
ما پاک دیدهایم و تو پاکیزه دامنی
سعدی
144 520
ای وای بر اسیری کز یاد رفته باشد
در دام مانده باشد صیاد رفته باشد
از آه دردناکم سازم خبر دلت را
روزی که کوه صبرم بر باد رفته باشد
آواز تیشه امشب از بیستون نیامد
گویا به خواب شیرین فرهاد رفته باشد
شادم که از رقیبان دامنکشان گذشتی
گو مشت خاک ما هم بر باد رفته باشد
پر شور از «حزین» است امروز کوه و صحرا
مجنون گذشته باشد فرهاد رفته باشد
حزین لاهیجی
144 520
➰
برای زیستن دو قلب لازم است.
قلبی که دوست بدارد، قلبی که دوستش بدارند.
شاملو
