دکتر فریبا بشر دوست
رفتن به کانال در Telegram
1 074
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-37 روز
-630 روز
آرشیو پست ها
1 074
🔹انیمیشن کوتاه آره حقیقت
🔸داستان انیمیشن درباره افرادی است که در کارخانه ای توسط یک دستگاه، احساس های منفی درون آنها تخلیه میشود و ...
https://t.me/DrBashardoost
1 074
@drbashardoost
❤️فضلیت شادمانی در باعیات خیام
برگرفته از یادداشت چند سال پیش در روزنامه شرق
عبدالرحمن نجل رحيم - مغز پژوه
خیام فیلسوفی طبیعت گرا و دهری است که تن و جان یا مغز و ذهن را ازهم جدا نمی داند. بنظر او انسان از طبیعت آغاز می شود و به طبیعت می پیوندد.
خیام به خودش و مخاطب ش هشدار می دهد که می بایست شادمانه به استقبال لحظات حال به چنگ آمده رفت و از شراب زندگانی لبریز شد. بنظرمی رسد این خیام است که فضیلت زندگانی کوتاه این جهانی را نیروی شادمانی پیش برنده آن می داند که بعدها اسپینوزا آن را در فلسفه خود «کوناتوس» نامید.
@drbashardoost
بدیهی است که این شادمانی مدنظر خیام فیلسوف، بسی عمیق تر و انسانی تر از آن نوع شادمانی است که به خوشگذرانی سبک سرانه و لذت جویی های هوسبازانه ختم شود که به مدارهای کوتاه لذت جویانه مغز محدود می شود. شادمانی خیامی از نوع شادمانی انسانی است که بیشترین مدارهای مغزی خود را برای اندیشه و خیال و خلاقیت فعال می کند. شادمانی آن انسانی است که لبریز از دانش زمانه خود است. خیام آن طور که خود می گوید تا سن هفتاد و دو سالگی نیز ازپرسش و جستجو در طلب کسب دانش دست برنداشته، حتی اگر هنوز به پاسخی نرسیده باشد.
بدین ترتیب او خرد و زیبایی را در کنار یکدیگر برای لحظات رسیدن به فضیلت شادمانی زندگی انسانی خود طلب می کند. بنظر خیام این طبیعت است که این فضیلت شادمانی، حاصل خرد و زیبایی، یعنی خیال و خلاقیت را در مغز پرورش می دهد و به انسان ارزانی می دارد.
خیام می داند که چه راه دشوار و ناممکنی برای شناخت جان در جسم در پیش است که ریشه در خاک دارند .
خیام می داند زیستن در ترس و اضطراب دایمی زائیده آگاهی از مرگ است و از طرف دیگر، یقین و باور به دنیای مکافات در دنیای دیگر، می تواند چنان پر هیمنه و ترسناک باشد که خشکاننده تخیل، تفکرو خلاقیت مغزی موجد شادی در لحظات کوتاه زندگی و فضیلت زاینده آن باشد. به همین دلیل خیام در رباعیات خود برای رهانیدن مغز از غلبه فرهنگی امپراطوری ترس از عذاب، با ترفند شک و تردید، به مبارزه بر می خیزد.
@drbashardoost
1 074
@drbashardoost
....❤️توهمات در انسان را نمی توان نفی یا مخفی کرد، بلکه می بایست به علل پیدایی ذهنی آن در کارکرد مغز و بدن مان پرداخت و آن را پیامی از دنیای ناشناخته بیرون از زندگی زمینی ندانست.
بنظر میرسد در پس هرنوع فشار محیطی از جمله جنگ، قحطی، شیوع بیماریهای مهلک، سرکوب و ارعاب، آوارگی و بی خانمانی، زندان و شکنجه، توهمات امکان بروز دارد.
در این شرایط توهم شاید نوعی وسیله دفاعی و نشانه ای از ابراز مقاومت در برابر فشارهای ناسازگار روزگار باشد.
در نهایت اینکه وجود توهمات گذرا و غیر مسلط بر انسان و تجلی آن در هنر و ادبیات، نفی کننده واقعیات بر پایه حواس نیست، بلکه در رابطه ای دیالکتیکی، اثبات کننده آن است. توهمات خوش خیم، می توانند چون رویا نوعی فضای مجازی تمرینی درون مغزی برای آماده شدن و رویارویی با واقعیات روزمره باشند. بدین ترتیب ماورا زدایی و راز گشایی از هر نوع توهم امری عاجل و ضروری است.
توهمات در شرایط دشوار و پیچیده مقابله با واقعیت و تسلط دنیای مجازی امروزین، با ما هست و خواهد بود. نه می توان نفی اش کرد و نه تسلط و غلبه اش را پذیرفت.
در طول تاریخ، شهامت روبرو شدن، قدرت کنترل و بهره گیری از توهمات در مواجهه با واقعیات را ابتدا هنر و ادبیات به ما آموخت و حال نورولوژی و علم مغز پژوهی پدیداری ـ اجتماعی، ساز و کارهای پنهان و اسرار آمیز آن را برای ما نمایان می کند.
@drbashardoost
1 074
@drbashardoost
❤️مغز اجتماعي ١٦١
روزنامه شرق يكشنبه ١٩ ارديبهشت ١٤٠٠
توهمات
عبدالرحمن نجل رحیم ـ مغز پژوه
اگر دقت کنیم میبینیم که زندگی روزمره و سالم ما انسانها نمیتواند خالی از حالات توهمی باشد. ما در شبانهروز به طور طبیعی هفت تا هشت ساعت می خوابیم و در خواب، خواب میبینیم، رؤیاها و کابوس های ما در خواب ماهیتی توهمی دارند و آنها را مغز و بدن ما در غیبت محسوسات ما می سازد.
گاه وقتی که از خواب بلند میشویم, در حالت خواب و بیداری نیز ممکن است،لحظه ای توهم به سراغ ما بیاید. ولی اغلب سریعا خود را در عالم واقع باز می یابیم و لغزش های توهمی را به خود می بخشیم و یا فراموش می کنیم.
گاه حالات توهمی زود گذر، قبل از خوابیدن هم ممکن است به سراغ ما بیاید، ولی اغلب به آنها توجه نمیکنیم، یا زود فراموش میکنیم، که مبادا در زمره دیوانگان قرار گیریم. البته اغلب حساب رؤیاها و کابوس های خود را کاملاً از واقعیتهای زندگی مآن جدا میکنیم و برای آن پرونده جداگانه ای باز میکنیم و گاه نیز به اشتباه آن ها را متعلق به دنیای ماورایی تصور می کنیم.
@drbashardoost
افرادی که در حادثهای ناگوار تا دم مرگ میروند و به زندگی باز می گردند، حالاتی توهمی را در شرایط قبل از مرگ تجربه میکنند و یا عده ای در حالات خلسه عرفانی نیز دچار توهماتی خاص می شوند. با وجودی که گاه این نوع توهمات هیئت ماورایی و قدسی پیدا می کنند، اما دلایل علمی کافی در مغز پژوهی امروز وجود دارد که توهمات را ناشی از تظاهرات ذهنی فعل و انفعالات مغزی و بدنی در رابطه با شرایط زیست می داند.
وقتی که خبر مرگ یکی از عزیزان و نزدیکان را میشنویم ممکن است مغز ما چنان تحت استرس و فشار قرار گیرد که آن عزیز از دست رفته در توهم ما لحظاتی ظاهر شود و تصور کنیم که در کنار ما ایستاده و با ما حرف می زند. این نیز نوعی توهم ناشی از فشار ضربه عاطفی است.
وقتی شخصی یکی از اندامهای خود را ازدست می دهد، ممکن است به طور توهمی احساس کند که عضو از دست رفته سر جای خود باقی است و به شدت درد می کند. این درد خیالی نیز ریشه توهمی دارد.
سردرد میگرنی نیز گاه ممکن است با حالات توهمی دیداری گذرا آغاز شود.
توهمات گذرا یا پایدار متنوع به علت اختلال در مسیر اعصاب بینایی، شنوایی، بویایی، چشایی، لامسه و عمقی ـ عضلانی که ما را در تماس با عالم محسوسات قرار می دهند، امکان بروز دارند.
توهمات ناشی از مواد افیونی، الکل، گیاهان تخدیری، روانگردان ها، مدرک محکمی از دخالت مستقیم مغز و بدن در ساختن انواع توهمات ذهنی است.
در افسردگی، افسردگی ـ شیدایی دوره ای، اسکیزوفرنی، صرع، پارکینسون، آلزایمر و بیماری های مغزی دیگر انواع توهمات امکان بروز پیدا می کنند.
@drbashardoost
با توجه به آنچه که امروز از نظر نورولوژیک در باره توهم میدانیم با نگاهی جدید باید به توهم نگریست و از این زاویه نیز به کاربرد توهم در هنر و ادبیات نگاه کرد. ادبیات و هنر در سرتاسر جهان پر از توصیف پدیداری توهمات در شرایط دشوار زیست در دوره های مختلف تاریخ است که خود مقاله جداگانه و مفصلی می طلبد.
در توهم، نوعی نفی هست. نفی اینجا و اکنون . توهم نوعی ادراک کاذب در غیاب ابژه ای برای درک است.
از قدیم توهم را نوعی تجسم خیال می دانستند که در آن خیالات و تصورات به جای ادراکات حسی می نشینند.
توهم، چیزی فراتر از تخیل در بیداری است، چون در تخیل هنوز چیزی به وقوع نپیوسته است. به عبارتی، تخیل طرح به اجرا در نیامده است، ولی توهم اجرایش را به طور خودکار با خود دارد.
توهم هم چون هر نوع ادراکی در انسان برای اینکه معنایی پیدا کند با عواطف و احساسات ما پیوند می خورد و رنگ تند عاطفی پیدا می کند. می تواند ما را به وجد و نشاط برساند و یا باعث رنج و عذاب ما شود.
به همین علت است که در طول تاریخ در افسانه ها، اساطیر، اعتقادات و باورهای باستانی یا ماورایی، به صور خیر و شر، دیو و فرشته، شیطان و خدا ، جهنم و بهشت، ارواح پلید و پاک، جن و پری تظاهر پیدا کرده است.
مهم اینجاست که شناخت توهم از واقعیت با وجود دیگری میسر است و در مقایسه با محسوسات دیگران ماهیت توهمی خود را برملا می کند. بنابراین، توهم نیز مثل هر پدیده ذهنی دیگر امری بینا بدنی و بینا سوژه ای است و در رابطه خود با دیگری اشکار می شود و بدین صورت جنبه اجتماعی پیدا می کند و از امر خصوصی به امری جمعی تبدیل می شود.
نورولوژی که در قرن نوزدهم در کنار روان پزشکی در اروپا رشد کرد، اسباب شناخت توهم به عنوان پدیده ای بدنی و مغزی را فراهم آورد.
الیور ساکس، نورولوژیست معروف، در کتاب توهمات (هالوسیناسیون ها) که در سال ۲۰۱۲ منتشر شده، تأکید می کند که شاید علت ماندگاری توهم در تمامی اعصار زندگی انسان، فایده مندی آن در تحولات زیستی انسان ها باشد.
@drbashardoost
1 074
ازسرِ ناچاری و تنهائی
هر کس و ناکسی را راه ندهید به حیاط خلوت زندگیتان..
گرسنگی هرگز دلیل موجهی برای خوردن غذای فاسدی که در نهایت مسمومتان میکند نیست
طاهره_اباذری_هریس
https://t.me/DrBashardoost
1 074
🍀 نکاتی برای غلبه بر تاخیر انداختن شروع کار
🌱 بر آنچه میتوانید امروز انجام دهید تمرکز کنید، نه بر آنچه که دیروز انجام ندادهاید. در گذشته غرق نشوید.
🌱 به یاد بسپارید، هنگامی که حرکت شروع میشود، تمایل به حرکت ادامه پیدا میکند. این به اولین قانون حرکت Sir Isaac Newton برمیگردد: جسم در حالت استراحت تمایل به استراحت دارد مگر اینکه توسط یک نیروی خارجی به آن نیرو وارد شود، در حالی که جسم در حال حرکت تمایل به حرکت دارد، مگر اینکه توسط یک نیروی خارجی متوقف شود. اگر جسم در حالت استراحت هستید، فقط با یک حرکت تبدیل میشوید به جسم در حال حرکت.
🌱 کارهای بزرگتر را به کارهای کوچک و قابل کنترلتر تقسیم کنید.
بر هدفهای کوچک تمرکز کنید. نگران بقیه کارها نباشید.
🌱 برای هر کاری که امروز انجام میدهید، هرچند کوچک باشد، به خود افتخار کنید. خودتان را بخاطر کارهایی که انجام ندادید، سرزنش نکنید. فقط کارهای ناتمام را به روز بعد موکول و کامل کنید.
🌱 به ازای هر ساعت کار ده تا پانزده دقیقه به خودتان استراحت دهید.
🌱 اگر ذهن شما به سمت موضوع دیگری رفت، خود را تحقیر نکنید. فقط توجه خود را به وظیفهایی که قرار است به اتمام برسد، برگردانید.
🌱 در پایان روز، ۲ تا ۳ کاری را که در آن روز به اتمام رساندید و ۲ تا ۳ مورد دیگر را که قصد دارید فردا انجام دهید، یادداشت کنید.
🌱 استاندارد "به اندازه کافی خوب" را برای خود اعمال کنید. لازم نیست کامل و عالی باشید، شما فقط باید به اندازه کافی خوب باشید. تعیین استانداردهای غیر واقعی و بالا، شما را از تلاش، به دلیل ترس از برآورده نکردن انتظارات نامعقولی که از خود دارید، باز می دارد.
منبع:
✒️Jeffrey S. Nevid, Ph.D., ABPP
📄The Minute Therapist
https://t.me/DrBashardoost
1 074
پیش از اینکه خوبی بکنم با خودم میگفتم که اول باید خوبی را شناخت، و مدتها فکر کردم.
حالا به تو میگویم که من آن را میشناسم:
خوبی همان عشق و محبت به همنوع است ولی حقیقت اینست که آدمها همدیگر را دوست نمیدارند.
میدانی مانع دوستی چیست؟ اختلاف طبقاتی، فقر، مذلت. پس باید اینها را از میان برداشت.
من سردار جنگیام: من نبردِ نیکی را شروع میکنم و میخواهم آناً و بیخونریزی پیروز شوم.
✍🏻 ژان_پل_سارتر
https://t.me/DrBashardoost
1 074
مغز ما چگونه رنگ ها را به خاطر می آورد؟
پژوهش جدید محققان دانشگاه جانهاپکینز نشان داد، افراد نمیتوانند سایهرنگهای خاص را بیاد بیاورند زیرا مغزشان آنها را به رنگهای مشابه عمومیتر تبدیل میکند.
بسیاری از مردم به سادگی میتوانند تفاوت میان رنگهای لاجوردی، نیلی و آبی سیر را بگویند، اما وقتی نوبت به یادآوری این سایه رنگها میرسد، بیشتر مردم همه آنها را در ذهنشان به عنوان آبی دستهبندی میکنند. این تمایل به یکی کردن رنگها با هم میتواند توضیح دهد که چرا هماهنگ کردن رنگهای خانه با هم تنها با تکیه بر حافظه دشوار است.
بسیاری از فرهنگها واژگان مشابهی برای رنگها دارند و آنها را به طور مشابهی دستهبندی میکنند. محققان دانشگاه جان هاپکینز در بالتیمور اظهار کردند: با این وجود، در خصوص نقشی که این دستهبندیها در درک افراد از رنگها بازی میکنند، بحث زیادی وجود دارد.
در این پژوهش، محققان چهار آزمایش را بر روی چهار گروه مختلف انجام دادند. در اولین آزمایش، افراد به یک چرخ رنگی با ۱۸۰ رنگ مختلف نگاه میکردند و بعد از آنها خواسته میشد که بهترین نام را برای هر رنگ پیدا کنند. این آزمایش طراحی شد تا داوطلبان مرزهای دقیق میان رنگها را پیدا کنند. در آزمایش دوم، محققان همان رنگها را به افراد دیگری نشان میدادند، اما اینبار از آنها خواسته میشد که برای یک رنگ ویژه، بهترین نمونه را از داخل چرخ رنگی پیدا کنند.
در سومین آزمایش، محققان مربعهای رنگی را به شرکتکنندگان نشان دادند و از آنها خواستند رنگی که بهترین همخوانی را با این مربع دارد، از روی چرخ رنگی پیدا کنند. در آزمایش چهارم، گروه دیگری از شرکت کنندگان این کار را تکمیل کردند، اما یک تاخیر ۹۰ میلیثانیهای بین نشان دادن هر مربع رنگی و انتخاب بهترین رنگ متناسب با آن از روی چرخ رنگی وجود داشت.
نتایج نشان داد، دستهبندیها در نحوه شناسایی و به یاد آوردن رنگها اهمیت زیادی دارد. شرکتکنندگانی که از آنها خواسته شده بود رنگها را نامگذاری کنند، پنج رنگ را طبقهبندی کرده بودند: آبی، زرد، صورتی، ارغوانی و سبز. بیشتر رنگها یک نام گرفتند، اما رنگهای مبهم مثل سبز و آبی دو نام گرفتهبودند که این نامگذاری دوگانه، نشاندهنده مرز بین رنگهاست. علاوه بر این مردم اغلب تمایل داشتند که سایههای یکسان و مشابهی را به عنوان بهترین نمونههای هر رنگ انتخاب کنند.
یافتهها نشان میدهد که مغز، رنگها را به صورت دستههای مجزا و همچنین به صورت سایههای پیوستهای از رنگها به خاطر میآورد و این دو نحوه تقسیمبندی را با هم ترکیب میکند تا حافظه رنگی را شکل دهد. دلایل زیادی برای این امر وجود دارد، اما به نظر میرسد که این روند، کارایی مغز را در به خاطر آوردن رنگها کاهش میدهد.
گزارش این تحقیق در ژورنال Journal of Experimental Psychology:
http://psycnet.apa.org/psycinfo/2015-22398-001/
https://t.me/DrBashardoost
1 074
صبر
🔸️برای خواستن یک چیز با تمام وجود، تنها یک راه وجود دارد و آن خواستنش با تمام وجود است. و این یعنی بیصبری تعطیل. غر تعطیل. نق تعطیل.
بیصبر شدن همان لحظه یأسی است که آوار میشود روی سر یک لوبیای سحرآمیزِ تنها، توی عمق دو سانتیِ مشتی خاک ساده و سبک.
لوبیاهای سحرآمیز، بیصبر که میشوند خيلی فراموشکار میشوند. یادشان میرود که توی خاکند، یعنی همانجایی که باید باشند. یادشان میرود که اگر آب بخواهند هست و اگر جایی برای نفس کشیدن هم میخواهند هست. یادشان میرود که دارند توی تختی از سنگهای ریز پادشاهی میکنند و هر چقدر هم جولان بدهند هیچکس هیچکاریشان ندارد. و فقط این یادشان میآید که آخ، همهجا تاریک است. و من، بیدفاع و تنها، زیر یک مشت خاک که آوار شده روی سرم گیر افتادهام.
و دست و پا زدن را از سر میگیرد. زور میزند که ریشههای نازکش را به ضرب و زور هم که شده از لای ذرههای خاک بکشد بیرون و سرش را هم هر طور شده بکشد بالا، اما نمیتواند. یادش میافتد که هزار جان شیرین داده تا جوانه بزند. زجر دو عالم را کشیده وقتی تمام تنش توی غربت خاک، دو شقه شده، تا از لابهلای پیکر پرپرش جوانه امیدی سر برآورده است.
شروع به دست و پا زدن میکند. هی ریشهاش را میکشد. هی سر شقه شدهاش را به سقف خاک میکوبد. و هی خودش را به سنگریزهها میمالد.
بیصبر شده و یادش رفته که سحرآمیز است. یادش رفته که چیزی نمانده تا قدش بلند شود و سرش از خاک بیاید بیرون. یادش رفته خاک دشمنش نیست. و لوبیاها زیر خاک خفه نمیشوند.
بیصبری همهچیز را از یاد آدم میبرد. حتی اینکه سحرآمیز است را. حتی اینکه سنگریزهها دشمنش نیستند را. توی بیصبری آدم فقط دست و پا میزند و میخواهد ریشهاش را بیرون بکشد.
بیصبری آدم را ریشهکن میکند. بیصبری آدم را با مخ میکوبد به زمین. حتی وقتی زمین دشمنت نیست.
#مصطفی_سلیمانی
https://t.me/DrBashardoost
