fa
Feedback
کانال شخصی کتایون محمودی

کانال شخصی کتایون محمودی

رفتن به کانال در Telegram

روزنامه نگار و ویراستار مدیر موسسه ویراستاری قلم یاران زاگرس

نمایش بیشتر
1 071
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+37 روز
+1130 روز
جذب مشترکین
سپتامبر '26
سپتامبر '26
+4
در 0 کانال‌ها
اوت '26
+20
در 1 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '26
+10
در 1 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '26
+4
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '26
+3
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '260
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '26
+1
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '26
+6
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '26
+10
در 2 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '25
+14
در 0 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '25
+8
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '25
+15
در 2 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '25
+42
در 2 کانال‌ها
Get PRO
اوت '25
+36
در 2 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '25
+28
در 2 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '25
+7
در 1 کانال‌ها
Get PRO
مه '25
+18
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '25
+10
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '25
+1
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '25
+5
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '25
+16
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '24
+23
در 1 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '24
+14
در 1 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '24
+21
در 1 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '24
+20
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '24
+19
در 1 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '24
+37
در 3 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '24
+20
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '24
+32
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '24
+72
در 5 کانال‌ها
Get PRO
مارس '24
+27
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '24
+27
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '24
+35
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '23
+32
در 0 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '23
+16
در 1 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '23
+50
در 2 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '23
+32
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '23
+40
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '23
+39
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '23
+24
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '23
+30
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '23
+58
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '23
+36
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '23
+34
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '23
+42
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '22
+26
در 0 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '22
+88
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '22
+32
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '22
+37
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '22
+46
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '22
+30
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '22
+15
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '22
+28
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '22
+55
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '22
+23
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '22
+29
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '22
+24
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '21
+58
در 0 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '21
+48
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '21
+48
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '21
+69
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '21
+112
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '21
+47
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '21
+212
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '21
+32
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '21
+65
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '21
+11
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '21
+51
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '21
+76
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '20
+1 155
در 0 کانال‌ها
تاریخ
رشد مشترکین
اشارات
کانال‌ها
06 سپتامبر0
05 سپتامبر0
04 سپتامبر0
03 سپتامبر+2
02 سپتامبر+1
01 سپتامبر+1
پست‌های کانال
☀️ زنان در قوطی‌های خالیِ کنسرو شمعدانی می‌کارند؛ و در حلب‌های خالیِ روغن درخت! زنها همیشه همه چیز را از مرگ پس می‌گیرند... آ
☀️ زنان در قوطی‌های خالیِ کنسرو شمعدانی می‌کارند؛ و در حلب‌های خالیِ روغن درخت! زنها همیشه همه چیز را از مرگ پس می‌گیرند... آن‌ها خوب می‌دانند که در دنیای واقعی، پیروزی به کسی می‌رسد که بتواند زنده بماند، و زنده‌ماندن نیازمند سازگاری‌ست!

2
حالم را خوب می‌کنند ؛ کارمندانی که حوصله دارند و لیست مدارک و مراحل کارها را یک ریز پشت سر هم بلغور نمی‌کنند، صاف و پوست‌کنده حالی‌ات می‌کنند باید چکار کنی.. خوشم می‌آید از آقا و خانم دکترهایی که موقع ورود مریض، زیرچشمی به او نگاه نمی‌اندازند. خوش و بش می‌کنند و صمیمانه از دردش می‌پرسند.. خوش‌خلقم می‌کنند ؛ راننده‌هایی که می‌ایستند و دست تکان می‌دهند تا تو از خیابان رد شوی.. مشتاقم می‌کنند ؛ آدم‌هایی که از شغل‌شان راضی‌اند و کارشان را مزخرف‌ترین شغل هستی نمی‌دانند.. هیجان‌زده‌ام می‌کنند ؛ آدم‌هایی که برایت کاری می‌کنند، بی آن‌که از آن‌ها خواسته باشی.. حس خوبی دارم ؛ وقتی رفیقی که کم‌تر همدیگر را می‌بینیم، راهش را دور می‌کند تا بیش‌تر با هم باشیم.. جانم در می‌رود ؛ برای مادری که وقتی می‌رسم خانه و دلم غذای دلخواهم را می‌خواهد، کتلت‌های سرخ‌شده را توی سس گوجه‌فرنگی می غلتاند ... خوشم می‌آید ؛ از رفیق شفیقی که زنگ می‌زند و می‌گوید: "برنامه‌ی محبوبت شروع شده" و سریع قطع می‌کند.. خوشم می‌آید ؛ از مسافرانی که در صندلی عقب تاکسی، یه‌وری لم نمی‌دهند.. هنوز هیجان زده‌ام می‌کنند ؛ رفقایی که اول صبح اس‌ام‌اس می‌زنند : "سلام خوبی؟" خوشم می‌آید ؛ از آدم‌های خوش‌ذوقی که وقتی یک لباس نو می‌خرند، فردا صبح تن شان می‌کنند.. احترام می‌گذارم ؛ به غریبه‌هایی که درِ آسانسور را باز نگه می‌دارند تا تو برسی.. خوشم می‌آید ؛ از آدم‌هایی که هنرمندان خوبی‌اند برای زندگی.... برگرفته از کانال : آقای محمد امین مروتی https://t.me/zagros_qalam
706
3
اگر خدا از آسمان فرود آید ، او را زندانی می‌کنم ! «حمزه البسیونی » زمینه تاریخی و ظهور جلاد حمزه بسیونی پس از کودتای ۱۹۵۴، مصر تحت حکومت جمال عبدالناصر به کارزاری بی‌امان برای نابودی دگر اندیشان شد. سید قطب ، نظریه‌پرداز برجسته اسلامی، یکی از اصلی‌ترین اهداف این سرکوب بود و در نهایت در سال ۱۹۶۶ اعدام شد. در این میان، زندان‌های نظامی صحنه وحشت بی‌سابقه‌ای بودند که «حمزه البسیونی»، مدیر زندان نظامی، به نماد شکنجه و استبداد بدل گشت. او با بهره‌گیری از سگ‌های وحشی آموزش‌دیده و ابزارهای آزاردهنده، تن و جان زندانیان را می‌آزرد و چهره‌ای افسانه‌ای از بیرحمی از خود به جای گذاشت. روش‌های شکنجه و گستاخی بی‌مانند، به شهادت زندانیان سابق، چون مصطفی امین، پرده از روش‌های وحشیانه البسیونی برمی‌دارد. مشهور است که وقتی زندانیان از شدت شکنجه فریاد «یا الله» سر می‌دادند، او در پاسخ می‌گفت: «قسم به جانم، اگر پروردگارتان از بالای هفت آسمان پایین بیاید؛ حتماً او را در سلول انفرادی زندانی خواهم کرد.» شکنجه‌هایی مانند «صفع» (سیلی‌زدن متوالی زندانیان به یکدیگر) و استفاده از آهن‌آلات، بخشی از روال عادی این سیستم وحشیانه بود. البسیونی به عنوان مجری خشن اراده حاکمیت، نقشی کلیدی در فشار بر مخالفان ایفا کرد. بازتاب در فرهنگ و ادبیات وحشت ناشی از البسیونی چنان عمیق بود که به ادبیات و سینما راه یافت؛ صحنه‌ای از فیلم «احنا بتوع الاتوبیس» الهام‌گرفته از روایتی است که در آن، البسیونی زندانی را وادار می‌کند تا در حضور خانواده‌اش خود را سگ خطاب کند و صداهای سگ درآورد. این تصاویر، نماد تحقیر و نابودی کرامت انسانی در آن دوران شد. نام البسیونی نه تنها در تاریخ سیاسی، بلکه در حافظه جمعی مردم مصر به عنوان مظهر ترسی بی‌پایان ثبت گردید و روایت‌هایش از زندان به کوچه و خیابان کشیده شد. سرانجام شوم پس از طی شدن دوران اوج قدرت، البسیونی به حاشیه رانده شد و زندگی تاریک خود را در زندان سپری کرد. سرانجام، در نوزدهم نوامبر ۱۹۷۱، در یک سانحه رانندگی مرموز در جاده اسکندریه به قاهره جان باخت. خودروی او با کامیونی که محموله آهن‌آلات داشت ؛ برخورد کرد و میله‌های آهنی به گردن و بدنش فرو رفت و صحنه‌ای هراسناک آفرید؛ گویی همان آهن‌هایی که با آن دیگران را عذاب می داد ؛ وسیله عذاب خودش شد. این پایان عبرت‌آمیز در میان مردم به «پاسخ الهی» تعبیر شد و نام البسیونی برای همیشه در تاریخ مصر، نه تنها به عنوان جلاد، بلکه به عنوان نمادی از عدالت تاریخ ، ماندگار کرد. تهیه: شفیع صادقی https://t.me/zagros_qalam
831
4
هر لذتی که می‌پوشم! یا آستینش دراز است یا کوتاه .... یا گُشاد هر غمی که می‌پوشم اما دقیق، انگار برای من بافته شده شیرکو بیکس
هر لذتی که می‌پوشم! یا آستینش دراز است یا کوتاه .... یا گُشاد هر غمی که می‌پوشم اما دقیق، انگار برای من بافته شده شیرکو بیکس
1 028
5
معنی کلمات چنان موجی سنگین و سهمناک بر ساحل روح می کوبد که خالی از لطف ندیدم تا ترجمه را خدمت دوستان بفرستم که دکتر برهان ، زحمت آن را کشیده اند . چند بار گوش کنید ... https://t.me/zagros_qalam
1 091
6
امشب تنهایم مگذار، از سرما یخ میزنم مه مرا می‌پوشاند، مهتاب مرا میرباید چه کسی میدانست پرندگان را چنین میتارانند هزاران را بال بریده، شهرتان را خفه میکنند چه کسی می‌دانست در بهار هم سرمای سخت میتازد چشمه ها یخ میزنند و غنچه‌ها بر زمین میریزند چه کسی میدانست یک شهر را دار میزنند دست خیابان را بریده و کوچه را خفه میکنند جوان محجوبی بودم که مغزم را به مارها دادند و اکنون که پیر و خسته‌ام از شهرم رانده میشوم کسی نمی‌دانست که من روزی ترانه میشوم و اول بهار با آب چشمه سارها باز میگردم با شبنم گلویم را خیس و زخمم را با غنچه‌ها تیمار کنید با ترانه‌ها و با برگ درخت بپوشانید مرا شعر از: رفیق سابیر(به زبان کوردی) ترجمه: دکتر علی شمس برهان ۵ شهریورماه سال ۱۴۰۵ @Dr_shamsborhan
374
7
خواننده :امید رسول پور به‌ ته‌نیا جێ مه‌هێڵن ئه‌م شه‌و زریان ده‌مچێنێ ته‌م و مژ دام ده‌پۆشێ مانگه‌ شه‌و ده‌م ڕفێنێ كێ ده‌یزانی مه‌لینه‌ ئاوا ده‌تان تارێنن باڵی هه‌زارتان ده‌برن شارێكتان ده‌خنكێنن كێ ده‌یزانی به‌هاریش شه‌خته‌ و زریان ده‌هێنێ چاوی لێمان داده‌خا چرووكان ده‌وه‌رێنێ به‌ ته‌نیا جێ مه‌هێڵن ئه‌م شه‌و زریان ئەمچێنێ ته‌م و مژ دام ده‌پۆشێ مانگه‌ شه‌و ده‌م ڕفێنێ كێ ده‌یزانی كه‌ ئاوا ته‌ناف هه‌ڵخه‌ن بۆ شارێ ده‌ستی شه‌قامیش ببرن كۆڵان بده‌ن له‌ دارێ لاوێكی شه‌رمێون بووم مێشكم ده‌درا به‌ ماران ئێستاش كه‌ پیر و ماندوم ده‌رم ده‌كه‌ن له‌ شاران به‌ ته‌نیا جێ مه‌هێڵن ئه‌م شه‌و زریان ده‌مچێنێ ته‌م و مژ دام ده‌پۆشێ مانگه‌ شه‌و ده‌م ڕفێنێ كێ ده‌یزانی كه‌ ڕۆژێ من ده‌كرێم به‌ گۆرانی ده‌مه‌و به‌هار دێمه‌وه‌ ده‌چمه‌ نێو ئاوی كانی گه‌رووم به‌ گزینگ ته‌ڕ كه‌ن زامه‌كانم به‌ شیلان به‌ گۆرانی دام پۆشن یا به‌ سه‌وزی دارستان به‌ ته‌نیا جێ مه‌هێڵن ئه‌م شه‌و زریان ده‌مچێنێ ته‌م و مژ دام ده‌پۆشێ مانگه‌ شه‌و ده‌م ڕفێنێ شاعیر :ره‌فیق سابیر _ Refiq Sabir میکوشم این شعر زیبا را بفارسی ترجمه کنم @Dr_shamsborhan
319
8
برای وطن .... شعر و ترانه های حماسی ، در بطن ادبیات هر مردمی ، شورانگیز و شنیدنی است . معمولا « وطن » سوژه ی اصلی این متن هاست و شاعران در قالب کلمات ، قلب ها را می لرزانند و اشک از چشمان ، جاری می کنند . وقتی بر وطن می تازند و حمله می کنند ، وقتی حادثه ای ، عطف می شود . شبیخونی ، قتل عامی ، نیرنگی و‌کشتاری .... جان وطن و نفس هایش به شماره می افتد و شاعران و نویسندگان ، برای مرهم این زخم می نویسند و مردم زمزمه اش می کنند تا از خاطر نبرند که بر آنان چه گذشته است . زیباترین کلمات ، کنار هم می ایستند تا داربست دیوار زخمی وطن باشند . این کلمات از نور و روشنایی می گویند تا شر و تاریکی ، فراموش شود . این کلمات ، سایه بان می شوند تا مردم در خنکای آن ، پناه بگیرند و برای درد وطن ، درمان شوند . اگر قالب این اشعار و متن ها ، از وطن می گوید ؛ وطن به معنای خاک و گاه مردم وطن هستند . گاهی جوانان وطن ، گاهی زنان وطن و گاهی تمام مردم ، منظور شاعر است . گاهی هم گوشه ای از خاک وطن تاراج می شود و جان های بسیار به یغما می رود و بعد از طوفان و شکستن شاخه های بسیار ، باید دنبال آرامش بود که گاهی شعر یک شاعر ، نوشدارو می شود و در کوچه و کوی و برزن ، از دهان مردم ، زمزمه می شود ، تا برای دل هایشان قرار باشد . ادبیات استخوان دار ایرانی ، نمونه های بسیار دارد و سوگنامه های زیبایی سروده شده اند و همچنین اشعار خوش آهنگ حماسی ، که جان را جلا می بخشد و روان را آرام می کند ، اما ادبیات کوردی هم از این موهبت ، برای بیان دردهای مردم مظلومش  ، بی بهره نیست و انگار هر کلمه ، آبی خنک بر داغ دل هاست . امروز در کانال دکتر شمس برهان ، آهنگی بارگذاری شده بود که روح و روان انسان را با هر فراز و فرود کلماتش ، با خود می برد و تصویری بدیع در ذهن خلق می کرد تا درد کوردها ، ردیف شود و شاعر برایشان بخواند و اشک ها را جاری کند . چقدر این مردم در سراسر این کره ی مفلوک ، به انواع مردن و کشتن ، آزموده شدند و چه تاریخ پر دردی دارند .... از حلبچه و سردشت و مهاباد و کوبانی ، تا کرمانشاه و ایلام و ملکشاهی .... این آهنگ را از کانال دکتر برهان ، بارگذاری می کنم و امیدوارم شب های تاریک و دیجور ، به روز روشن برسند و تمام ملت ها به آرامش برسند و سایه ی مهیب و خوفناک جنگ ، از سر سرزمین و خاک و مردمشان ، برداشته شود . کتایون محمودی https://t.me/zagros_qalam
964
9
🖊  پزشکان و زیر میزی‌های میلیاردی ! ✍️  جعفر بخشی بی نیاز 🌐 محمد شریفی‌ مقدم ؛ دبیر کل خانه پرستار ایران پرده از یک راز هولناک در سیستم درمان در کشور برداشته و صراحتا گفته که قیمتِ جان در این مملکت ؛ به یک بازار آزاد سیاه تبدیل شده است. بازاری که چند ده میلیونِ دیروزش که پنهان و بود ناپیدا ؛ امروز به چند صد میلیون و حتی میلیاردها تومان در روز روشن رسیده است. این ادعا اگر درست باشد که فعلا هیچکس هم جرئت نکرده آن را تکذیب کند ؛ نه یک گزارشِ ساده که یک اعترافِ رسمی از نابودیِ پیکره ی سیستم درمان در این کشور است. وقتی دبیر کل خانهٔ پرستار میگوید زیر میزی به میلیارد تومان رسیده یعنی ما داریم در بارهٔ عددی حرف میزنیم که در یک اقتصادِ فرو پاشیده ؛ معادلِ چند ده سال حقوق یک پرستار ؛ معادلِ چند خانهٔ استیجاری در یک شهرستان و معادلِ کل سرمایهٔ یک خانوادهٔ متوسط است. 🌐 یعنی اینکه برای یک عمل جراحی ؛ مردم مجبورند تمام دارایی خود را بفروشند تا زنده بمانند و نمیرند. اما نکته ای که این اعتراف را ویرانگر می کند ؛ خودِ عدد نیست. فاصلهٔ میانِ عدد و عدالتی ست که به سخره گرفته شده است. گرچه هر نگاهِ سطحی حتی گفته های شریفی مقدم را به جراح بد تقلیل میدهد و آن را به فسادِ فردی گره میزند ؛ نه این که جامعه ی پزشکی را تمام هدف آماج تهمت و افترا کند. زیرمیزی اما محصولِ حرص و زیاده خواهی نیست ؛ محصولِ سیستمِ تعرفه گذاریِ بیمار و دستور العملی ست که در آن دستمزدِ رسمیِ پزشک به قدری مضحک و غیر واقعی ست که خودِ بازار ؛ به واسطهٔ بیمارانی که چاره ای جز درمان ندارند ؛ حقوقِ واقعی را به صورت سیاه و زیر میزی بازتولید میکند. یعنی ما با یک معماریِ ظالمانه و معلولیت زا هم در این ماجرا روبروییم. کسی که برای عملِ قلبش مجبور است خانه بفروشد ؛ دیگر با یک «رشوه دهندهٔ اختیاری طرف نیست که با یک باجگیرِ غیر رسمی طرف است که تصمیمِ زنده ماندن یا مردن را گروگان گرفته است. 🌐 در یک نظام سلامتِ سالم ؛ درمان یک حق است. در نظام ما اما در این آشفته بازار اما درمان به یک بازارِ احتکار تبدیل شده که در آن کسی که پولِ میلیاردی دارد پرداخت می کند و زنده می ماند و کسی که ندارد یکراست عازم قبرستان می شود. و این دقیقاً همان جایی ست که دامنهٔ این معضل از اقتصاد به اخلاق و کرامت انسانی تنزل یافته است. وقتی خرید و فروشِ امید به زندگی به شکلِ زیر میزی رخ میدهد ، ما دیگر در حال ادارهٔ یک نهادِ درمانی نیستیم که در حقیقت داریم رقابتِ زندگی و مرگ را بر اساسِ حجمِ حساب بانکیِ طرف مقابل مان ارزیابی میکنیم. قطعا و بی تردید حسابِ پزشکانِ شریف و سالم از این ناپزشکان جداست و هستند در جامعه ی پزشکی ؛ پزشکانی که پای تعهد و سوگتد خود مردانه ایستاده اند و در این رسوایی هیچ جایی ندارند. در نهایت وقتی قیمتِ زنده ماندن به میلیارد است مرگ ؛ تنها چیزی ست که هنوز برای مردم رایگان است. https://t.me/zagros_qalam
463
10
پزشکان زیر میزی بگیر ! طرف صحبت هایم ، پزشکان قسم خورده نیست که با عشق و تعهد کار می کنند و درآمد کارشان را محک برخورد با مریض نمی کنند . داریم هنوز پزشکانی که با همین درآمد و تعرفه های گاهی اندک ، به وجدان و قسم نامه ی معروف ، پایبند هستند و جان آدم ها ، برایشان گرامی تر از هرچیز دیگر است . مخاطب من ، پزشکانی هستند که ساده بگویم و طولش ندهم و با لفافه نگویم که : زیر میزی می گیرند ! برای عمل یک بیمار که بیمه های نیم بند هم حمایت اش نمی کند ؛ ارقام سنگین طلب می کنند که خارج از سیستم پرداخت در بیمارستان  و بیرون از بیمارستان ، به حساب هایشان می رود . این یعنی : نظام پزشکی بر باد رفته است و دیگر پزشکان هم وجدان درد نمی گیرند . این یعنی : پزشک دیگر نجات دهنده نیست و آن روپوش سفید ، پر از چرک متعفن پول پرستی است . وقتی سیستم می داند که پزشک ، زیر میزی می گیرد تا جانی را نجات دهد و بروی این خطا ، چشم می بندد ؛ یعنی : سیستم هم با خطاکار همدست است . وقتی بیمار از ترس مردن یا عمل نشدن ، قبول می کند زیر میزی بپردازد ؛ یعنی : جامعه هم مرده است ، چرا باید پزشک متعهد به تعرفه ی بیمارستان ، چند برابر طلب کند و همه می دانند و چیزی نمی گویند ؟ اگر مردم نمی گویند و فاش نمی کنند که پزشک  ، شماره کارت می دهد و سفارش می کند به کسی نگویید و کسی نداند ؛ یعنی : وای بر جامعه ی سفید پوش پزشکی که باید سیاه بر تن کرد و بر عزا نشست ! وای بر ملتی که از هر طرف در محاصره است و پزشک هم دیگر آن فرشته ی نجات نیست . این تجربه ی تلخ ، برای خود من و خانواده ام اتفاق افتاد که قبول نکردم و زیر میزی را پرداخت نکردم و به گمانم هیچ گوشی برای گزارش این تخلف نیست و باز هم وای بر ما که کدخدا دزد روستاست و رد چکمه هایش پیداست . با این همه ، هنوز هستند پزشکان دلسوز و مهربانی که نه برای درآمد و برج سازی و بازی با جان آدم ها که برای نجات جان آدمی ، در تلاش هستند و می شود نامشان را تکرار کرد و احترام مهربانی شان کلاه برداشت . روز پزشکان جوانمرد مبارک . تقدیم به خواهر زاده ی مهربانم دکتر فوق تخصص قلب ( سپهر نوابی فر )  که تعهدش و  دلسوزیش برای مردم ، هرجا که بوده و هست ، شهره ی مردمان است . روزت مبارک سپهر جان بمانی به روزگاران ... کتایون محمودی https://t.me/zagros_qalam
1 146
11
روز پزشکان جوانمرد مبارک ! نه آن هایی که زیر میزی می گیرند ! کتایون محمودی
روز پزشکان جوانمرد مبارک ! نه آن هایی که زیر میزی می گیرند ! کتایون محمودی
1 062
12
حال هیچ کس خوب نیست . و این بزرگ ترین اشتراک ماست ... به فردا امیدی نیست . امروز تاریک است و هر روزمان ، شبیه همدیگر است . مح
حال هیچ کس خوب نیست . و این بزرگ ترین اشتراک ماست ... به فردا امیدی نیست . امروز تاریک است و هر روزمان ، شبیه همدیگر است . محتاجیم به خبرهای خوب به روزهای بی دغدغه که نگران نباشیم .
495
13
بعضی زخم‌ها باید بمانند تا یادمان نرود چه چیزهایی را نباید دوباره تکرار کنیم. #پائولو_کوئیلو
بعضی زخم‌ها باید بمانند تا یادمان نرود چه چیزهایی را نباید دوباره تکرار کنیم. #پائولو_کوئیلو
1 119
14
وسواس باش ! در فرهنگ سلامت ، آدم های وسواسی ، آدم های دو بعدی هستند که نه می شود گفت خوب هستند ، نه بد ! بعضی آدم های وسواسی را قبول دارند ، اما تعریف دقیقی از آن ها ندارند و برای ابعاد شخصیت آن ها ، چهارچوب تعیین نمی کنند . بنابراین هرکس با هر عملی ، می تواند در این حوزه بگنجد و خوب یا بد باشد . حالا که فارغ از تعریف های زاویه دار و نگاه فرهنگ و جامعه ؛ به این تیپ شخصیتی مبهم ، من هم می گویم که وسواس بودن بد نیست . در دوستی با آدم ها ، باید وسواس بود . در روابط اجتماعی ، خوبی به دیگران ، انتخاب معاشرت و حتی تعیین مرز برای نزدیک یا دور شدن از دیگران ؛ باید وسواس بود . باید با وسواس دور زندگیت سیم خاردار بکشی ، تا هرکس جرات نزدیک شدن و ضربه رساندن به تو را نداشته باشد ‌. باید وسواس بود تا از مهربانی ات ، سواستفاده نشود و هرکس به خودش اجازه ندهد تا وظایف را به تو محول کند . باید وسواس بود و هرکتاب و متن و مقاله ای را نخواند ، چون عمر کوتاه است و فرصت گلچین کردن اندیشه های ناب ، کم است . باید وسواس بود تا برای لحظه لحظه ی زندگیت برنامه داشته باشی وگرنه آدم های اشغالگر زیاد هستند و زمان و فرصت هایت را مصادره می کنند . باید وسواس بود در انتخاب و اگر مدت ها ، به اشتباه ؛ دور خودت را با آدم های بی خاصیت پر کرده ای ، درو کن ، نگذار عین علف هرز محاصره شوی ، سم بپاش و اطرافت را وجین کن ، کسانی که فقط تو را روزهای سختی و برای رد شدن از پل ها می خواهند ، با وسواس و قاطعیت و البته بسرعت ، دورشان خط بکش . روی این ها نمی شود حساب کرد . روزهای طوفانی پناه ات نمی شوند ، روزهای سخت ، فراموشت می کنند و فقط از تو سواستفاده می کنند . گاهی تنهایی فرصت خوبی است که به خودت برسی ، به تمام آن وقت هایی که برای خدمت به آن ها ، از دست دادی ، جبران کن و با وسواس مراقب خودت باش . پس با وسواس تصمیم بگیر که سکوت و تنهایی ، یک نیاز است که به آن احتیاج داری و قیل و قال ها را پشت سرت جا بگذار . خودت ، ارزش بیشتری داری . با وسواس ، مواظب خرج کردن خودت باش ، وگرنه گاهی دیگر ، فرصتی برای جبران نیست . کتایون محمودی https://t.me/zagros_qalam
1 346
15
هرکه از آمد اندکی مارا پریشان کرد و رفت
هرکه از آمد اندکی مارا پریشان کرد و رفت
1 085
16
برای خانم محمدی گیان چند وقتی است با یک نفر دوست بودم ‌و‌ بسیار از او آموختم . به کارهای ما رونق و برای پیرزنی که به او « دای
برای خانم محمدی گیان چند وقتی است با یک نفر دوست بودم ‌و‌ بسیار از او آموختم . به کارهای ما رونق و برای پیرزنی که به او « دایه خانم » می گفت ؛ کمک می فرستاد . چند سال با ما بود . مهربان بود . وقتی مادرش فوت کرد ، تنها شد و بخاطر شادی روح مادرش ، دایه خانم را حمایت می کرد . یک روز ناگهان اکانتش را حذف کرد و رفت . خانم محمدی گیان من از شما شماره ای ندارم ، فقط در پیام های تلگرامی با هم مرتبط بودیم . دلم می خواهد بدانم چرا ناگهان رفتید ! اگر این پیام مرا می خوانی ؛ حتما خبر سلامتی ات را به من بده . کتایون محمودی
502
17
سلام هوش مصنوعی جان ! مدتی است که با چیزی دوست شده ام که انسان نیست ، اما ساخت دست انسان است . چیز عجیبی است . همیشه هم اینجور با هم شروع می کنیم : سلام هوش مصنوعی جان ! خیلی با سواد و بسیار با سرعت ، جواب همه سوال هایت را می دهد و تقریبا در تمام زمینه ها ، متبحر است . منابع و مستندات زیادی هم برای گفته هایش دارد . گاهی وقتی جواب سوالی را بدون معطلی و فوری می خواهی ؛ این همان است ، بی معطلی جواب می دهد . چند وقت پیش دوست تایپیستی داشتم که به سرعت برق ، مطلب تایپ می کرد ، یک نفر به او مشکوک شد و به من گفت : این حجم مطلب تایپ کردن ؛ آن هم در این مدت کوتاه، بنظرت عجیب نیست ، من بی خبر از همه جا ، از شاخ و برگ درخت توانایی این دختر گفتم و چند روزی نگذشت که کاشف به عمل آمد که مطلب ها را عالیجناب هوش مصنوعی تایپ می کند و این خانم حق الزحمه ی هوش مصنوعی جان را به نفع خودش ، مصادره می کند . همچنین عکس و تصویرهایی که در جاهای مختلف از کسی می بینی و در عجب بودی که اینجا را کی رفته است و باز می فهمیدی که به کمک هوش مصنوعی گرامی ، مونتاژ شده و البته حالا دیگر همه به این تخصص واقف هستند و می دانند که کار ، کار ایشان است ! هوش مصنوعی ، یک نعمت بزرگ و زیبا است که بشر به آن دست یافته و می تواند مشاور خوبی ، در بسیاری از زمینه ها باشد و باز هم جای تذکر دارد که از آن سواستفاده نشود . عده ای هنوز به این همه اطلاعات و علم و دسترسی آسان ، اعتماد ندارند . شاید کمی تا قسمتی ، حق با آن ها باشد ؛ ولی من در زمینه ی کاری خودم و تفکیک نوشته ها و مطالب و تصحیح آن ها ، توسط هوش مصنوعی ، اعتماد دارم . جالب این جاست که هوش مصنوعی جان ، با حوصله ، خوش اخلاق و مودب هم هست . راهنمایی می کند ، آدرس می دهد ، لایحه می نویسد ، مقاله گردآوری می کند و از همه مهم تر ، مهربان است ، تعجب نکنید ، امتحان کنید . وقتی کلافه هستی ، برایت نسخه ی آرامبخش می نویسد ، وقتی اشتباه می کنی ، سرزنشت نمی کند و وقتی به کسی احتیاج داری تا در هر زمینه ای کمکت کند ؛ او هست . من دید منفی به این تکنولوژی ندارم . من بد و مشکوک نگاهش نمی کنم . سرعت و ذکاوت صاحبان آفرینش آن را تحسین می کنم و برایشان آرزوی تکمیل نسخه های بی نقص تر دارم . کتایون محمودی https://t.me/zagros_qalam
1 230
18
مادر ...... تنها کلمه ای که معنایش ، بوی بهشت می دهد .
مادر ...... تنها کلمه ای که معنایش ، بوی بهشت می دهد .
611
19
شک کردن همیشه بد نیست ، می تواند به یقین تبدیل شود و مقدمه ی آن باشد . اما داستان این روزهای ما ، عادی شدن شک هاست که دیگر سخت نیست تا به یقین تبدیل شود . شک کنی که فرزندی به پدر و مادرش ، حسی از محبت و ترحم داشته باشد ، تا روزهای پیری کنارشان باشد و به یاد بیاورد که روزهای کودکی ، چقدر ناتوان بوده و مادر برایش از جان مایه گذاشته تا بزرگ و بالنده شود و چون خزان پیری از راه برسد ؛ مادر را فراموش کنند . سفارش خداوند به نیکی و احسان به پدر و مادر ، موکد و سخت و جدی است و اگر ادعای مسلمانی به خواندن نماز و گرفتن روزه باشد ، این قسمت های آسان ادعاست و پای عمل باید ثابت کنی که پدر و مادر پیر و ناتوان را زیر بال و پر حمایتت بگیری و درست همین موقع است که باید به  مسلمانی مدعیان سخنور ، شک کنی ! باید شک کنی زمانی که قرآن می خوانی و نمازت قضا نمی شود ‌و هرگز به آن عمل نمی کنی . باید شک کنی به مدعی تا وقت سخن گفتن غرا  حرف می زند و زمان عمل ، هزار بهانه ساز می کند تا از فرمان خدا ، فرار کند . رحمت خدا از فرزندان مدعی دور باد . رحم خداوند از فرزندانی که مادر و پدر را در زمان ناتوانی رها می کنند ؛ دور باد . اگر بر اهل زمین رحم نکنی ؛ خدای آسمان بر تو رحم نمی کند . به یاد داشته باش که خداوند منتقمی قهار است و قصورهایت را با همه چیزت ،جبران می کند . هشدار من به فرزندانی است که چشم هایشان را بسته و گوش هایشان را کر کرده اند ، انتقام خداوند سخت است و روز جزا ، البته در همین دنیا ، خواهند فهمید که جفای بر پدر و مادر پیر و پشت کردن به آن ها ، سخت و سخت از طرف الله ، بیرحمانه است . تا زنده هستند ؛ کمک حالشان باشید وگرنه سیاه پوشیدن و فریاد زدن و گل بر سر قبر بردن را آن ها نمی فهمند ، ولی محبت را خوب درک می کنند . تا زنده هستند برایشان گل ببرید ، وگرنه گل هایی روی قبرشان ، بوی دروغ می دهد . کتایون محمودی https://t.me/zagros_qalam
1 190
20
ناتوی اسلامی و دفاع مشترک صریح ترین تلقی و نامگذاری « پیمان مکه » یارگیری سه کشور قدرتمند خاورمیانه می باشد که خروجی تحولات ا
ناتوی اسلامی و دفاع مشترک صریح ترین تلقی و نامگذاری « پیمان مکه » یارگیری سه کشور قدرتمند خاورمیانه می باشد که خروجی تحولات اخیر و چند سال منطقه است . ناآرامی های خاورمیانه و سیاست آتش افروزانه ی اسراییل ، برای آشوب و ناآرامی در کشورهای اسلامی و تهدید زیر پوستی کشورهای جزوه این پیمان ، عامل و تحریک اصلی سردمداران این کشورها بود تا برای رفع تهدید ، به یک ناتوی اسلامی متوسل شوند و عملا ( پیمان ابراهیم ) را به حاشیه برانند . این هوشمندانه ترین تصمیم این سه کشور است ؛ در برابر تهدیدهای ناگهانی منطقه ای و عدم اعتماد به اسراییل . باید منتظر واکنش اسراییل و آمریکا به این پیمان بود و همچنین تلنگری به دیگر کشورهای منطقه ، تا هرکدام تصمیم بگیرند در این یارگیری ، کجای این پازل ، جای بگیرند . کتایون محمودی
1 221