🖤قاف عشق🖤
و "قاف" حرف آخر عشق است آن جا که نام کوچک من آغاز می شود... #قيصر_امين_پور
نمایش بیشتر📈 تحلیل کانال تلگرام 🖤قاف عشق🖤
کانال 🖤قاف عشق🖤 (@ghaffeeshgh) در بخش زبانی فارسی بازیگری فعال است. در حال حاضر جامعه شامل 20 978 مشترک است و جایگاه 3 728 را در دسته دین و مذهبی و رتبه 16 251 را در منطقه إيران دارد.
📊 شاخصهای مخاطب و پویایی
از زمان ایجاد در невідомо، پروژه رشد سریعی داشته و 20 978 مشترک جذب کرده است.
بر اساس آخرین دادهها در تاریخ 26 ژوئیه, 2026، کانال فعالیت پایداری دارد. در ۳۰ روز گذشته تغییر اعضا برابر 999 و در ۲۴ ساعت گذشته برابر 67 بوده و همچنان دسترسی گستردهای حفظ شده است.
- وضعیت تأیید: تأیید نشده
- نرخ تعامل (ER): میانگین تعامل مخاطب 3.75% است و در ۲۴ ساعت نخست پس از انتشار، محتوا معمولاً 2.25% واکنش نسبت به کل مشترکان کسب میکند.
- دسترسی پستها: هر پست به طور میانگین 787 بازدید دریافت میکند. در اولین روز معمولاً 473 بازدید جمعآوری میشود.
- واکنشها و تعامل: مخاطبان بهطور فعال حمایت میکنند؛ میانگین واکنش به هر پست 0 است.
- علایق موضوعی: محتوا بر موضوعات کلیدی مانند روز, کس, حافظ, طوفان, چیز تمرکز دارد.
📝 توضیح و سیاست محتوایی
نویسنده این فضا را محل بیان دیدگاههای شخصی توصیف میکند:
“و "قاف"
حرف آخر عشق است
آن جا که نام کوچک من
آغاز می شود...
#قيصر_امين_پور”
به لطف بهروزرسانیهای پرتکرار (آخرین داده در تاریخ 27 ژوئیه, 2026)، کانال همواره بهروز و دارای دسترسی بالاست. تحلیلها نشان میدهد مخاطبان بهطور فعال با محتوا تعامل دارند و آن را به نقطه اثرگذاری مهم در دسته دین و مذهبی تبدیل کردهاند.
در حال بارگیری داده...
| تاریخ | رشد مشترکین | اشارات | کانالها | |
| 27 ژوئیه | +1 | |||
| 26 ژوئیه | +80 | |||
| 25 ژوئیه | +34 | |||
| 24 ژوئیه | 0 | |||
| 23 ژوئیه | +107 | |||
| 22 ژوئیه | +125 | |||
| 21 ژوئیه | +74 | |||
| 20 ژوئیه | +2 | |||
| 19 ژوئیه | +104 | |||
| 18 ژوئیه | +37 | |||
| 17 ژوئیه | 0 | |||
| 16 ژوئیه | +89 | |||
| 15 ژوئیه | +144 | |||
| 14 ژوئیه | +64 | |||
| 13 ژوئیه | +1 | |||
| 12 ژوئیه | +113 | |||
| 11 ژوئیه | +79 | |||
| 10 ژوئیه | +2 | |||
| 09 ژوئیه | 0 | |||
| 08 ژوئیه | +96 | |||
| 07 ژوئیه | +66 | |||
| 06 ژوئیه | 0 | |||
| 05 ژوئیه | +53 | |||
| 04 ژوئیه | +53 | |||
| 03 ژوئیه | +2 | |||
| 02 ژوئیه | +74 | |||
| 01 ژوئیه | +100 |
| 2 | ♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡
دست عشق از دامن دل دور باد!
میتوان آیا به دل دستور داد؟
میتوان آیا به دریا حکم کرد
که دلت را یادی از ساحل مباد؟
موج را آیا توان فرمود: ایست!
باد را فرمود: باید ایستاد؟
آنکه دستور زبان عشق را
بیگزاره در نهاد ما نهاد
خوب میدانست تیغ تیز را
در کف مستی نمیبایست داد....
📓 دستورزبان عشق
✍ قیصر_امین_پور♥️
https://t.me/joinchat/AAAAAEB5NG_FVJeSCAlGiA
| 210 |
| 3 | ☕️🍫☕️
میخواهم در یک عصر گرم تابستانی ، جای خالیات را به فنجانی قهوه
و تکهای از یک کیک شکلاتی مهمان کنم...
قهوهای با طعم معمولی برای تو ...
و قهوهای تلخ برای خودم...
که در برابر دوری تلخت هیچ مزهای ندارد!!
عصرتون به خیر💕
https://t.me/joinchat/AAAAAEB5NG_FVJeSCAlGiA
| 203 |
| 4 | زندگی فاصله آمدن و رفتن ماست؛
شاید آن خنده که امروز،
دریغش کردیم،
آخرین فرصت خندیدن ماست
هر کجا خندیدیم،
زندگی هم آنجاست
زندگی شوق رسیدن به خداست
خنده کن بی پروا
خنده هایت زیباست ....
https://t.me/joinchat/AAAAAEB5NG_FVJeSCAlGiA
| 258 |
| 5 | ساعت دروغ میگوید -
زمان دور یک دایره نمیچرخد!
زمان بر روی خطی مستقیم میدود و هیچگاه، هیچگاه، هیچگاه باز نمیگردد.
ایده ساختن ساعت به شکل دایره، ایده جادوگری فریبکار بوده است!
ساعتِ خوب، ساعت شنی است!
هر لحظه به تو نشان می دهد که دانهای که افتاد دیگر باز نمیگردد.
و بهیادمان میآورد که زمان «خط» است نه «دایره»
و زمان رفته دیگر باز نمیگردد.
نه افسوس، نه اصرار، بر اين خط بیانتها تاثيری ندارد.
تفسيرش بماند برای اهلش. همين!
فریبی که ما را خرسند میکند بیش از صد حقیقت برای ما ارزش دارد.
📕 تمشک تیغدار
✍🏽 #آنتوان_چخوف
https://t.me/joinchat/AAAAAEB5NG_FVJeSCAlGiA
| 262 |
| 6 | 🎼🎼
زندگی با همه وسعت خویش،
محفل ساكت غم خوردن نیست!
حاصلش تن به قضا دادن و افسردن نیست!
اضطراب و هوسِ دیدن و نادیدن نیست!
زندگی خوردن و خوابیدن نیست!
زندگی جنبش جاری شدن است!
زندگی کوشش و راهی شدن است
از تماشاگهِ آغاز ِحیات،
تا به جایی كه خدا می داند
سهراب_سپهری
https://t.me/joinchat/AAAAAEB5NG_FVJeSCAlGiA
| 423 |
| 7 | -2147483648_-220303.webp | 1 |
| 8 | مینل سیل_آمد (انصاف نیست)
#Ai | 1 |
| 9 | مینل _ سیل آمد (انصاف نیست)
بعضی رفتنها فقط رفتن نیست…
مثل سیلی که تمام رویاهایی که ساختی رو با خودش میبره. 🖤 | 1 |
| 10 | Your life is your canvas.
Every choice you make paints a new stroke,
every dream adds color,
every risk shapes the picture.
Others may not understand the art you’re creating, and that’s okay.
Because this masterpiece belongs only to you.
your path,
your lessons,
your legacy.
زندگی تو مثل یه بوم نقاشیه.
هر انتخاب یه خط تازهست،
هر رویا رنگی بهش میده،
هر ریسک شکلی بهش میبخشه.
شاید دیگران هنری که خلق میکنی رو درک نکنند،
اما اشکالی نداره. چون این شاهکار فقط از آنِ توست .
مسیر تو،
درسهای تو،
میراث تو...
https://t.me/joinchat/AAAAAEB5NG_FVJeSCAlGiA
| 356 |
| 11 | 🟡طنز ورزشی(پلانک) | 326 |
| 12 | صبح به نور 🌞 | 359 |
| 13 | بدون متن... | 393 |
| 14 | FLAMENCO DANCE ALL NIGHT, Audia visual by Orega Degati!
رقص فلامنکو تمام شب
اثر اورگا دگاتی!
https://t.me/joinchat/AAAAAEB5NG_FVJeSCAlGiA
| 503 |
| 15 | ❣❣❣❣
من به عنوان یک زن ،
نمیگویم که میز آرایش نداشته باشی ،
امامیگویم حداقل ازمیز تحریرت بزرگتر نباشد !
نمیگویم لوازم آرایش نخر،
اما میگویم حداقل کتاب هم بخر
من نمیگویم دل نبند ، عاشق نشو ، به خاطر عشقت فداکاری نکن ،
بلکه میگویم عاشق خوب کسی شو به کسی دل ببند که عشق را
این صمیمت روحانی
راخوب بفهمد و بشناسد
نمیگویم هرماه رنگ موهایت رابه روز نکن ، اما یادت نرود ، دانش و سوادت راهم به روز کنی ،
مقاله بخوانی و بدانی در دنیا چه میگذرد .
من نمیگویم کمدت پراز لباسهای رنگارنگ نباشد ،
اما میگویم کتابخانه ات بزرگتر باشد .
نگذار هیچ ابزاری را مثل اسباب بازیهای کودکی اطرافت بریزند، تا سرت گرم شود
و نفهمی در جهان چه میگذرد .
اصلا هرکاری خواستی بکن ،
اما ، اندیشه ات را نفروش ،
برای خودت اندیشه داشته باش!
| 518 |
| 16 | عصرتون خنک خوشمزه🍋🍋🟩🍏🍇 | 557 |
| 17 | 💅💅
من صندوقدار یک فروشگاه مواد غذایی هستم. شیفت شب کار میکنم؛ از ساعت ۱۰ شب تا ۶ صبح. وقتی شبها کار میکنی، آدمهای ثابتی را میبینی؛ بیخوابها، کارگرهای شیفت شب، آدمهایی که شاید نمیخواهند به خانههای خالیشان برگردند.
هفته گذشته، مردی ساعت ۲ بامداد از صف من رد شد. ۱۷ دلار و ۲۳ سنت خرید کرد و با یک اسکناس ۲۰ دلاری پرداخت کرد. وقتی رسیدش را به او دادم، یک دقیقه کامل به آن خیره شد. بعد به من نگاه کرد و گفت: «میتونم یه چیز عجیب ازت بخوام؟»
گفتم: «حتماً.»
گفت: «میتونی چیزی روی این رسید بنویسی؟... هر چیزی. فقط چیزی که یک انسان برای یک انسان دیگر نوشته باشه.»
گیج شده بودم. گفتم: «مثلاً چی؟»
گفت: «هر چیزی؛ اسمت، وضعیت هوا، یه شکلک لبخند... فرقی نمیکنه. فقط به یک نشون نیاز دارم که بفهمم امروز یه نفر منو دیده.»
این حرف را خیلی معمولی زد، انگار درخواست عجیبی نبود. یه خودکار برداشتم و روی رسیدش نوشتم:
«امیدوارم شب خوبی داشته باشی!
مارکوس»
رسید را با دقت تا کرد و داخل کیف پولش گذاشت. گفت: «ممنونم. تو شش روز گذشته، تو تنها آدمی هستی که با من حرف زده.»
بعد رفت. نمیتوانستم از فکر آن اتفاق بیرون بیایم. شش روز بدون یک گفتوگوی انسانی... چطور ممکن بود؟
شروع کردم بیشتر دقت کردن. زنی که ساعت ۳ صبح غذای گربه میخرد، هیچوقت حرف نمیزند. مردی که ساعت ۴ صبح قهوه و دونات میگیرد، همیشه هدفون در گوشش است. دختر نوجوانی که غذای تکنفره میخرد، همیشه نگاهش پایین است.
همه اینجا هستیم؛ همان فروشگاه، همان ساعتها، اما هر کدام در تنهایی خودمان. پس شروع کردم کاری انجام دادن؛ نوشتن پیامهای کوچک روی رسیدها:
«تو مهم هستی!»
«یک نفر تو را میبیند!»
«امیدوارم فردا روز بهتری باشد.»
این کار را دو هفته ادامه دادم. هیچکس چیزی نگفت. فکر کردم دارم کار عجیبی انجام میدهم. تا اینکه یک شب همان زنِ غذای گربه آمد. ساعت ۳ صبح بود. رسیدش را گرفت، خواند و سرش را بلند کرد. برای اولین بار بعد از هشت ماه، چشم در چشم شدیم.
گفت: «اینها را تو مینویسی؟»
سرم را تکان دادم. شروع کرد به گریه کردن، همانجا پشت صندوق.
گفت: «دارم طلاق میگیرم. بعد از ۳۲ سال، برای اولین بار تنهایی را تجربه میکنم. این یادداشتها تنها حرفهای مهربانانهای هستند که در چند ماه گذشته شنیدهام. همهشان را نگه داشتهام. چهاردهتا از آنها را روی یخچالم چسباندهام.»
عکس را در گوشیاش نشانم داد. یخچالش پر بود از رسیدهای فروشگاه، با دستخط من روی همهشان.
گفت: «تو داشتی با من حرف میزدی. من فقط نمیدانستم چطور جواب بدهم.»
نمیدانم چطور، اما این موضوع پخش شد. مردی که قهوه میخرید، آن دختر نوجوان؛ آنها هم شروع کردند به حرف زدن؛ با من، با همدیگر.
فروشگاهِ ۳ صبح دیگر همان جای قبلی نبود. کمتر تنها بود. آدمها گاهی فقط برای حرف زدن میآمدند، نه برای خرید؛ فقط برای اینکه کنار آدمهایی باشند که آنها هم وقتی دنیا خواب است، بیدارند.
مدیرم متوجه شد. گفت: «چرا مردم ساعت ۳ صبح اینجا دور هم جمع میشوند؟»
گفتم: «تنها هستند. جایی میخواهند که بتوانند آنجا باشند.»
فکر کردم قرار است به دردسر بیفتم، اما کاری کرد که انتظارش را نداشتم. یک نیمکت جلوی فروشگاه گذاشت و روی آن نوشت:
«نیمکت ساعت ۳ صبح! برای هر کسی که جایی برای بودن میخواهد.»
فقط خواستم اینو بدونی. حالا آن نیمکت هر شب همانجاست. آدمها ساعت ۲، ۳ و ۴ صبح میآیند؛ وقتی خوابشان نمیبرد، وقتی تنهایی سنگین میشود، وقتی فقط نیاز دارند بدانند یک نفر آنها را میبیند. مینشینند، حرف میزنند، کنار هم هستند.
همهاش از جایی شروع شد که یک نفر خواست روی یک رسید، چیزی انسانی دریافت کند. چون تنهایی یک همهگیری است که خیلیها دربارهاش حرف نمیزنند. چون گاهی دیده شدن، فرق بین دوام آوردن و تسلیم شدن است.
من هنوز روی رسیدها مینویسم؛ تکتکشان را. چون هیچوقت نمیدانی چه کسی روزهاست منتظر شنیدن یک جمله از یک انسان دیگر است. نمیدانی یخچال چه کسی پر از دستخط توست. نمیدانی چه زمانی جملهٔ «شب خوبی داشته باشی»، تنها شب خوبی است که یک نفر تجربه میکند.
پس مینویسم؛ هر بار، برای هر کسی. چون دیده شدن مهم است. چون دیده شدن میتواند نجاتبخش باشد.
آرام بخش دلها باشیم 🤍💚 | 697 |
| 18 | Yanni The Storm
عنوان اثر: «قطعه طوفان»
آهنگساز و نوازنده: یانی
سبک پاپ
https://t.me/joinchat/AAAAAEB5NG_FVJeSCAlGiA
| 504 |
| 19 | مهار کننده های اشتها | 475 |
| 20 | When someone shows you their true colors, believe them the first time. See the good in them without ignoring the red flags. Let them be themselves without trying to change or "fix" them. Let your boundaries, their vibe, and their reciprocity tell you how much access to give them.
وقتی کسی رنگ واقعی خود را به شما نشان می دهد، اولین بار او را باور کنید. بدون نادیده گرفتن پرچم های قرمز، خوبی های آنها را ببینید.
اجازه دهید خودشان باشند بدون اینکه سعی کنید آنها را تغییر دهید یا "اصلاح" کنید.
اجازه دهید مرزهای شما، حال و هوای آنها و رفتار متقابلشان با شما را بگوید که چقدر باید به آنها دسترسی داشته باشید.
https://t.me/joinchat/AAAAAEB5NG_FVJeSCAlGiA | 490 |
