|•حَرفآی مَنطقی•|
رفتن به کانال در Telegram
311
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-27 روز
-730 روز
آرشیو پست ها
دوست دارم خیلی محو و کمرنگ شم. عاشق اینم که هیچکس بهم توجه نکنه و همه منو نادیده بگیرن، انقدر که وقتی یکی از روبهرو میاد بجای اینکه مسیرشو عوض کنه و از کنارم رد شه یه راست از توی بدنم عبور کنه.
زمانِ درستِ رها کردن، از ایستادن تووی جای اشتباه نجاتمون میده .. گاهی ناامیدی نجاتبخشه! از جایی که چشمه نمیجوشه، انتظارِ زمینِ حاصلخیز داشتن اشتباهه!
موفقیتهام توی هر ابعادی به چشم خودم نمیاد. شاید لحظهی اول خوشحالم کنه ولی بعدش اینطوری میشم که هنوز خیلی کارها مونده، هنوز خیلی عقبم و باید جمع کنم بساط بیخیالی رو.
نمیشه یقهی آدما رو گرفت و گفت قدر بدون؛
جوونی رو، سلامتی رو، عشق رو، کار رو، شهر رو، قهوه رو، وافل شرکتی روی لیوان چایی رو، تخت گرم و نرم رو، هوای بارونی رو، ریه رو، رفیق رو، لبخند رو، ادبیات و فیلم رو، سرما رو، آتیش رو، آب رو، گل نرگس رو، اسفناج رو، چایی رو، ادویهها رو، پیراهن چهارخونه و جین رو، من رو، من رو، من رو...
هنوز اونقدر آدم خوب وجود داره که مجبور نباشی رفتار زشت کسی رو تحمل کنی.
اونقدر احساس خوب وجود داره که نیازی نباشه بیتوجهی یا تنفر کسی رو انتخاب کنی.
اونقدر اندیشه های مثبت وجود داره که مجبور نباشی افکار منفی و سیاه کسی رو همراهی کنی.
فقط کافیه که شجاعت تصمیم گیری، ترک کردن و تغییر رو داشته باشی.
وقتی از نظر روانی و ذهنی خودتو رشد بدی و برای مشکلاتت دنبال راهحل بگردی و بدونی هرچی هم باشه از پسشون بر میای، اون موقعس که زندگی دیگه چیزی توی مشتش نداره که بتونه از پا درت بیاره!
شماها که غریبه نیستید همه انتظار دارن قوی باشم ولی تنها کاری که میتونم کنم خودمو خوب نشون بدم که مبادا کسی بفهمه تو تخمی ترین بگاییام غرق شدم نه فاز چصناله میگیرم نه فاز انگیزشی
تو هرکاری هم کنی باز قضاوت میشی. چون زاویهی دید هرکسی به زندگی از موقعیت خودشه!
نصیحت به خودم
