fa
Feedback
من از خودم شروع می‌کنم

من از خودم شروع می‌کنم

رفتن به کانال در Telegram

ما در پی زیبایی، دانایی و نیکویی هستیم ما ز بالاییم و بالا می‌رویم ما ز دریاییم و دریا می‌رویم مولانا ✅ لطفا در اینستاگرام هم همراه ما باشید: https://www.instagram.com/maerefat_ 🌹

نمایش بیشتر
904
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-37 روز
-930 روز
آرشیو پست ها
شراب خواستم و عمرم شرنگ ریخت به کام من فریبکار دغل‌ پیشه بهانه‌اش نشنیدن بود! چه سرنوشت غم‌ انگیزی که کرم کوچک ابریشم تمام عم
شراب خواستم و عمرم شرنگ ریخت به کام من فریبکار دغل‌ پیشه بهانه‌اش نشنیدن بود! چه سرنوشت غم‌ انگیزی که کرم کوچک ابریشم تمام عمر قفس می‌بافت ولی به فکر پریدن بود #حسین_منزوی @FirstStartFromMyself 🟠 instagram : @maerefat_

‌ ‌‎࿐჻ᭂ⸙🌸🕊🌸⸙჻ᭂ࿐ الله، به فریاد من بی‌کس رس فضل و کرمت یار من بی‌کس بس هر کس به کسی و حضرتی می‌نازد جز حضرت تو ندارد این بی‌کس کس #ابوسعید_ابوالخیر ‌ ‌‎࿐჻ᭂ⸙🌸🕊🌸⸙჻ᭂ࿐ ای جمله‌ی بی‌کسان عالم را کس یک جو کرمت تمام عالم را بس من بی‌کسم و تو بی‌کسان را یاری یارب تو به فریاد من بی‌کس رس #ابوسعیدابوالخیر #استاد_شجریان #شجریان ‌ ‌‎@FirstStartFromMyself 🟠 instagram : @maerefat_

ای فصل با باران ما بر ریز بر یاران ما چون اشک غمخواران ما در هجر دلداران ما ای چشم ابر این اشک‌ها می‌ریز همچون مشک‌ها زیرا که داری رشک‌ها بر ماه رخساران ما این ابر را گریان نگر وان باغ را خندان نگر کز لابه و گریه پدر رستند بیماران ما ابر گران چون داد حق از بهر لب خشکان ما رطل گران هم حق دهد بهر سبکساران ما بر خاک و دشت بی‌نوا گوهرفشان کرد آسمان زین بی‌نوایی می‌کشند از عشق طراران ما این ابر چون یعقوب من وان گل چو یوسف در چمن بشکفته روی یوسفان از اشک افشاران ما... #حضرت_مولانا @FirstStartFromMyself 🟠 instagram : @maerefat_

‌ دلم خون شد از این افسرده پاییز از این افسرده پاییز غم‌انگیز غروبی سخت محنت‌بار دارد همه درد است و با دل کار دارد #فریدون_مش
‌ دلم خون شد از این افسرده پاییز از این افسرده پاییز غم‌انگیز غروبی سخت محنت‌بار دارد همه درد است و با دل کار دارد #فریدون_مشیری ‌ ‌@FirstStartFromMyself 🟠 instagram : @maerefat_

غم آمده، غم آمده، انگشت بر در می‌زند هر ضربهٔ انگشت او بر سینه خنجر می‌زند ای دل بکش یا کشته شو؛ غم را در این‌جا ره مده ‌گر غم در این‌جا پا نهد، آتش به جان در می‌زند از غم نیاموزی چرا ای دلربا رسم وفا؟ غم با همه بیگانگی هر شب به ما سر می‌زند! #فریدون_مشیری @FirstStartFromMyself 🟠 instagram : @maerefat_

عزم دیدار تو دارد جانِ بر لب آمده باز گردد یا برآید؟ چیست فرمان شما؟ بخت خواب‌آلود ما بیدار خواهد شد مگر زان که زد بر دیده آب
عزم دیدار تو دارد جانِ بر لب آمده باز گردد یا برآید؟ چیست فرمان شما؟ بخت خواب‌آلود ما بیدار خواهد شد مگر زان که زد بر دیده آبی، روی رخشان شما... #حضرت_حافظ @FirstStartFromMyself 🟠 instagram : @maerefat_

ای دل بیا که ما به پناهِ خدا رویم زآنچ آستین کوته و دست دراز کرد #حافظ @FirstStartFromMyself 🟠 instagram : @maerefat_
ای دل بیا که ما به پناهِ خدا رویم زآنچ آستین کوته و دست دراز کرد #حافظ @FirstStartFromMyself 🟠 instagram : @maerefat_

ز حد بگذشت مشتاقی و صبر اندر غمت یارا به وصل خود دوایی کن دل دیوانه ما را علاج درد مشتاقان طبیب عام نشناسد مگر لیلی کند درمان، غم مجنون شیدا را گرت پروای غمگینان نخواهد بود و مسکینان نبایستی نمود اول به ما آن روی زیبا را چو بنمودی و بربودی ثبات از عقل و صبر از دل بباید چاره‌ای کردن، کنون آن ناشکیبا را مرا سودای بت‌رویان نبودی پیش ازین در سر ولیکن تا تو را دیدم گزیدم راه سودا را مراد ما وصال توست از دنیا و از عقبی وگرنه بی‌شما قدری ندارد دین و دنیا را چنان مشتاقم ای دلبر به دیدارت که از دوری برآید از دلم آهی بسوزد هفت دریا را بیا تا یک زمان امروز خوش باشیم در خلوت که در عالم نمی‌داند کسی احوال فردا را سخن شیرین همی گویی به رغم دشمنان سعدی ولی بیمار استسقا چه داند ذوق حلوا را؟ #حضرت_سعدی #همایون_شجریان @FirstStartFromMyself 🟠 instagram : @maerefat_

یا رب سببی ساز که یارم به سلامت باز آید و بِرهانَدَم از بند ملامت خاک ره آن یار سفر کرده بیارید تا چشم جهان بین کُنَمَش جای ا
یا رب سببی ساز که یارم به سلامت باز آید و بِرهانَدَم از بند ملامت خاک ره آن یار سفر کرده بیارید تا چشم جهان بین کُنَمَش جای اقامت #حافظ @FirstStartFromMyself 🟠 instagram : @maerefat_

در دامنه‌ی کوه‌های پیر و مُندرسِ خُرد شده از بارِ قرون، ستون‌های تخت جمشید برپاست، چون ساعدهای سترگی که به دعا برداشته شده باشند. هیچ خرابه‌ای در سـراسرِ کره‌ی خاک به عظمت و حشمت و عبرتِ این چند ستون و چند دیوارِ فرو ریخته نیست. در هیچ نقطه‌ی کره‌ی خاک، خرابه‌ای با این غربت و حشمت، و تا این حد گویا از خاموشی چون [تخت جمشید] دیده نشده است. ما در اعتباری که هنوز داریم، نانِ تمدّنِ باستانیِ خود را می‌خوریم. ✍️🏻 دکتر محمّد‌علی اسلامی نُدوشن ✅ ۷ آبان روز بزرگداشت #کوروش بزرگ گرامی باد @FirstStartFromMyself 🟠 instagram : @maerefat_

#موسیقی ترانه‌ای بسیار زیبا و تأثیرگذار از خواننده #فرانسوی و با زیرنویس فارسی برای #ایران و #کوروش بزرگ، پدر حقوق بشر ✅ Cyrus The Great (Song) @FirstStartFromMyself 🟠 instagram : @maerefat_

هرچند که ویران شده‌ی پاییزیم هرچند که از غصه و غم لبریزیم سوگند به برگ برگ افتاده به خاک یک روز دوباره سبز برمی‌خیزیم روز ابر
 هرچند که ویران شده‌ی پاییزیم هرچند که از غصه و غم لبریزیم سوگند به برگ برگ افتاده به خاک یک روز دوباره سبز برمی‌خیزیم روز ابرمرد ایران‌زمین #کوروش بزرگ گرامی باد @FirstStartFromMyself 🟠 instagram : @maerefat_

💢 روز بزرگداشت #کوروش بزرگ گرامی باد به گهنامه تا هفت آبان رسید یکی کودک آمد به گیتی پدید در آنگاه کو پا به هستی گشود به میل
💢 روز بزرگداشت #کوروش بزرگ گرامی باد به گهنامه تا هفت آبان رسید یکی کودک آمد به گیتی پدید در آنگاه کو پا به هستی گشود به میلاد شش‌صد خزان مانده بود پدر پارس بود و شهی از شهان هم او را تو کمبوجیه باز خوان چو این شیر میهن چو شهزاده زاد پدر نام فرزند #کوروش نهاد تو گویی فلک هدیه کرد این پسر که بنیان گذارد #حقوق‌بشر جهاندار کوروش ورا نام شد جهان در رکابش سرانجام شد به مهر کیان میهن #آباد کرد چه بسیار غمگین‌دلان شاد کرد چو فرنام او گشت قانونگذار بسی خواندنش یاور تاجدار دگرگون جهان شد به دستور او همی جاودان است منشور او زمین زیر پایش بهشتی برین نژاد هخامنشیان برترین ز هندوستان مرز #ایران گذشت زبانزد به گیتی چو افسانه گشت بیاراست تا مهد دنیا به #مهر درخشنده گردید با وی سپهر ستاینده شد زیر پایش زمین ز ایران زمین تا به دریای چین چنان شاه شاهان شدی #دادگر که دشمن بر او بست نام پدر از او زندگانی چو آزاده شد نکویی به راه بشر زاده شد ز آبان چنین یادگاری از اوست به دل ها ورا بازگشت آرزوست به جان زادروزش همی شاد باد که ایران ما #شاد و #آزاد باد @FirstStartFromMyself 🟠 instagram : @maerefat_

💢 روز بزرگداشت #کوروش بزرگ گرامی باد به گهنامه تا هفت آبان رسید یکی کودک آمد به گیتی پدید در آنگاه کو پا به هستی گشود به میل
💢 روز بزرگداشت #کوروش بزرگ گرامی باد به گهنامه تا هفت آبان رسید یکی کودک آمد به گیتی پدید در آنگاه کو پا به هستی گشود به میلاد شش‌صد خزان مانده بود پدر پارس بود و شهی از شهان هم او را تو کمبوجیه باز خوان چو این شیر میهن چو شهزاده زاد پدر نام فرزند #کوروش نهاد تو گویی فلک هدیه کرد این پسر که بنیان گذارد #حقوق‌بشر جهاندار کوروش ورا نام شد جهان در رکابش سرانجام شد به مهر کیان میهن #آباد کرد چه بسیار غمگین‌دلان شاد کرد چو فرنام او گشت قانونگذار بسی خواندنش یاور تاجدار دگرگون جهان شد به دستور او همی جاودان است منشور او زمین زیر پایش بهشتی برین نژاد هخامنشیان برترین ز هندوستان مرز #ایران گذشت زبانزد به گیتی چو افسانه گشت بیاراست تا مهد دنیا به #مهر درخشنده گردید با وی سپهر ستاینده شد زیر پایش زمین ز ایران زمین تا به دریای چین چنان شاه شاهان شدی #دادگر که دشمن بر او بست نام پدر از او زندگانی چو آزاده شد نکویی به راه بشر زاده شد ز آبان چنین یادگاری از اوست به دل ها ورا بازگشت آرزوست به جان زادروزش همی شاد باد که ایران ما #شاد و #آزاد باد @FirstStartFromMysel @maerefat_

بی‌تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم شدم آن عاشق دیوانه که بودم‌   در نهان‌خانه جانم گل یاد تو درخشید باغ صد خاطره خندید عطر صد خاطره پیچید یادم آید که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم پر گشودیم و در آن خلوت دل‌خواسته گشتیم ساعتی بر لب آن جوی نشستیم تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت من همه محو تماشای نگاهت آسمان صاف و شب آرام بخت خندان و زمان رام خوشه ماه فرو ریخته در آب شاخه‌ها دست برآورده به مهتاب شب و صحرا و گل و سنگ همه دلداده به آواز شباهنگ یادم آید تو به من گفتی از این عشق حذر کن! لحظه‌ای چند بر این آب نظر کن آب آیینه عشق گذران است تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است باش فردا که دلت با دگران است! تا فراموش کنی چندی از این شهر سفر کن با تو گفتم حذر از عشق ندانم سفر از پیش تو هرگز نتوانم روز اول که دل من به تمنای تو پر زد چون کبوتر لب بام تو نشستم تو به من سنگ زدی من نرمیدم نگسستم باز گفتم که تو صیادی و من آهوی دشتم تا به دام تو درافتم همه جا گشتم و گشتم... استاد #فریدون_مشیری @FirstStartFromMyself 🟠 instagram : @maerefat_

تا دست به اتفاق بر هم نزنیم، پایی ز نشاط بر سر غم نزنیم، خیزیم و دمی زنیم پیش از دمِ صبح، کاین صبح بسی دمد که ما دَم نزنیم! جامی است که عقل آفرین می‌زندش صد بوسه ز مهر بر جبین می‌زندش این کوزه‌گر دهر چنین جام لطیف می‌سازد و باز بر زمین می‌زندش در کارگه کوزه‌گری رفتم دوش دیدم دو هزار کوزه گویا و خموش ناگاه یکی کوزه برآورد خروش کو کوزه‌گر و کوزه‌خر و کوزه فروش؟ #خیام گروه #کامکارها ✅ خیام همیشه زنده و جاوید است @FirstStartFromMyself 🟠 instagram : @maerefat_

گیسوان خویش را فرصتی بده تا بگردد دور زمین و دور من صدها هزار سال #نزار_قبانی 🍃🌸 چون به دست ما سپارد زلف مشک‌افشان خویش پیش
گیسوان خویش را فرصتی بده تا بگردد دور زمین و دور من صدها هزار سال #نزار_قبانی 🍃🌸 چون به دست ما سپارد زلف مشک‌افشان خویش پیش مشک‌افشان او شاید که جان قربان کنیم #حضرت_مولانا 🍃🌸 اگر به زلف دراز تو دست ما نرسد گناه بخت پریشان و دست کوته ماست #حضرت_حافظ @FirstStartFromMyself 🟠 instagram : @maerefat_

خلوت گُزیده را به تماشا چه حاجت است؟ چون کوی دوست هست به صحرا چه حاجت است؟ جانا به حاجتی که تو را هست با خدا کآخِر دمی بپرس ک
خلوت گُزیده را به تماشا چه حاجت است؟ چون کوی دوست هست به صحرا چه حاجت است؟ جانا به حاجتی که تو را هست با خدا کآخِر دمی بپرس که ما را چه حاجت است! ای پادشاهِ حُسن خدا را بسوختیم آخِر سؤال کن که گدا را چه حاجت است! اربابِ حاجتیم و زبانِ سؤال نیست در حضرتِ کریم، تمنا چه حاجت است؟ محتاج قِصه نیست گَرَت قصدِ خون ماست چون رَخت از آن توست، به یغما چه حاجت است؟ جامِ جهان نماست ضمیرِ منیرِ دوست اظهارِ احتیاج، خود آن جا چه حاجت است! آن شد که بارِ منتِ مَلّاح بردمی گوهر چو دست داد به دریا چه حاجت است؟ ای مدعی برو که مرا با تو کار نیست اَحباب حاضرند، به اَعدا چه حاجت است! ای عاشقِ گدا چو لبِ روح‌بخشِ یار می‌داندت وظیفه، تقاضا چه حاجت است؟ حافظ! تو خَتم کن که هنر خود عَیان شود با مدعی نزاع و مُحاکا چه حاجت است؟! #حضرت_حافظ @FirstStartFromMyself 🟠 instagram : @maerefat_

✴️ فیلم کوتاه دیدنی «قرار پنجشنبه» 🍃🌸 آشنایان ره عشق در این بحر عمیق غرقه گشتند و نگشتند به آب آلوده 🍃🌸 همه‌شب در این امیدم که نسیم صبحگاهی به پیام آشنایان، بنوازد آشنا را 🍃🌸 اگر آن ترک شیرازی به‌‌ دست‌ آرد دل ما را به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را بده ساقی می باقی که در جنّت نخواهی یافت کنار آب رکناباد و گل‌گشت مصلا را #حضرت_حافظ #فیلم_کوتاه #قرار_پنجشنبه کارگردان، تهیه‌کننده و نویسنده : سید #محمدرضا_خردمندان @FirstStartFromMyself 🟠 instagram : @maerefat_

چهره زرد مرا بین و مرا هیچ مگو درد بی‌حد بنگر، بهر خدا هیچ مگو دل پرخون بنگر، چشم چو جیحون بنگر هر چه بینی بگذر، چون و چرا هیچ مگو دی خیال تو بیامد به در خانه دل در بزد گفت: «بیا، در بگشا، هیچ مگو» دست خود را بگزیدم که فغان از غم تو گفت: «من آن توام، دست مخا، هیچ مگو تو چو سُرنای منی، بی‌لب من ناله مکن تا چو چنگت ننوازم، ز نوا هیچ مگو گفتم: «این جان مرا، گرد جهان چند کشی؟» گفت: «هر جا که کشم زود بیا، هیچ مگو» گفتم: «ار هیچ نگویم تو روا می‌داری؟ آتشی گردی و گویی که درآ، هیچ مگو؟» همچو گل خنده زد و گفت: «درآ تا بینی همه آتش سمن و برگ و گیا، هیچ مگو» همه آتش گل گویا شد و با ما می‌گفت: «جز ز لطف و کرم دلبر ما هیچ مگو» #حضرت_مولانا دکتر #امیرحسین_ماحوزی #سروش_صحت @FirstStartFromMyself 🟠 instagram : @maerefat_