fa
Feedback
قلم سرخ

قلم سرخ

رفتن به کانال در Telegram

نمایش بیشتر
9 675
مشترکین
-624 ساعت
-37 روز
-4130 روز
آرشیو پست ها
در دیدار برابر فجر، براجعه در پست دفاع راست نمایشی کم‌اثر و همراه با ضعف‌های مشهود داشت. مهم‌ترین نقطه ضعف او در ارسال‌ها است؛ چه در لحظات حضور در یک‌سوم هجومی و چه در هنگام ارسال از مناطق میانی. کیفیت سانترهای او، به‌ویژه از نظر دقت، جهت و سرعت، مطلوب نبود و همین باعث شد پرسپولیس در سمت راست عملاً فاقد تغذیه مؤثر مهاجمان باشد. سبک بازی او – حرکت موازی با خط طولی زمین و تمرکز بر بازی در لب خط – شباهت زیادی به مدل کلاسیک علیرضا محمد در سال‌های حضورش در پرسپولیس دارد، با این تفاوت که در فوتبال امروز، یک مدافع کناری باید علاوه بر رفت‌وبرگشت، توانایی نفوذ به داخل، پاس در عمق و ایجاد برتری عددی در مرکز حمله را هم داشته باشد. این محدودیت تاکتیکی، پرسپولیس را در جناح راست به تیمی با الگوی تکراری و قابل پیش‌بینی تبدیل می‌کند. سانترهای ناقص یا کُند نه‌تنها موقعیت‌سازی را از بین می‌برد، بلکه در برگشت توپ ،تیم را در معرض حملات سریع حریف از همان سمت قرار می‌دهد. تداوم این وضعیت، می‌تواند هم مانع رشد فردی براجعه شود و هم برنامه‌های هجومی تیم را مختل کند. در چنین شرایطی، آماده‌سازی سریع اوریه یا استفاده از گزینه‌ای با توان بازی ترکیبی و ارسال هوشمندانه، برای برطرف‌کردن این ضعف سیستماتیک در دفاع راست پرسپولیس ضروری است.

در سیستم چهار دفاعه، پست مدافع کناری نه‌تنها به بازیکنی نیاز دارد که توانایی دفاع فردی و پوشش فضا را داشته باشد، بلکه باید در انتقال سریع از دفاع به حمله و بالعکس نقش فعالی ایفا کند. فرشاد احمدزاده ذاتاً بازیکنی با ویژگی‌های وینگر است؛ تمایل طبیعی وینگرها به حرکت رو به جلو، حمل توپ در عرض و ورود به نیم‌فضاها باعث می‌شود بازیکنی مثل احمدزاده در انجام وظایف تدافعی تخصصی مانند مهار وینگر حریف، حفظ خط دفاع و بازگشت سریع به موقعیت پایه، دچار مشکل شود. استفاده از بازیکنی با چنین پروفایلی در دفاع چپ، عملاً باعث به‌هم ریختن توازن دفاعی و ایجاد فضاهای خالی در پشت خط میانی می‌شود. مشکل زمانی جدی‌تر می‌شود که حتی پس از تعویض میلاد محمدی، بازیکن تخصصی این پست، تغییر جایگاه به‌طور معکوس انجام شود و احمدزاده همچنان در دفاع چپ باقی بماند و محمدی به عنوان وینگر بازی کند. این جابه‌جایی، نه‌تنها جریان هماهنگی فاز دفاعی را برهم می‌زند، بلکه باعث افت کیفیت در حمله نیز می‌شود، زیرا هر دو بازیکن خارج از پست تخصصی خود قرار می‌گیرند. در فوتبال سطح بالا، استفاده از ایده‌های پرریسک پست‌سازی بدون پشتوانه تمرینات طولانی‌مدت و هماهنگی تاکتیکی، ریسک فلج‌شدن تاکتیکی تیم را به همراه دارد؛ پرسپولیس برای مدعی‌ماندن نیازمند چینشی بر اساس تخصص و کارکرد واقعی بازیکنان است، نه آزمون ایده‌های آزمایشگاهی در مسابقات رسمی. هاشمیان اگر این را متوجه نشود روزهای سختی مقابل او قرار خواهد داشت.

علی علیپور بی‌تردید از چهره‌های محبوب و اثرگذار پرسپولیس است؛ بازیکنی که سال‌ها با تلاش، تعصب و گل‌های مهم در قلب هواداران جای گرفته است.دیروز هم گل زد، با این حال، جایگاه و محبوبیت همراه با مسئولیت بیشتری در حوزه رفتار رسانه‌ای می‌آید. وقتی تیم عملکرد مطلوبی ندارد، انتظار طبیعی از یک بازیکن باتجربه این است که با پذیرش ضعف‌ها و تأکید بر عزم برای جبران، پیام آرامش و همبستگی به هواداران منتقل کند. ورود به فاز دفاع بی‌قید و شرط از عملکرد ضعیف برخی هم‌تیمی‌ها نه‌تنها نتیجه معکوس دارد، بلکه می‌تواند موج تازه‌ای از حاشیه‌ها را ایجاد کند. اظهار این‌که «هر کس علیه تیم شعار دهد هوادار پرسپولیس نیست» پیام درستی به جامعه هواداری منتقل نمی‌کند. مرزبندی میان «هوادار واقعی» و «هوادار غیرواقعی» حق و مسئولیت هیچ بازیکنی نیست، زیرا هواداران حتی با وجود اعتراض به تیم و نفرات نیز بخشی جدانشدنی از هویت باشگاه‌اند. یک بازیکن حرفه‌ای، به‌ویژه کسی که نماد تجربه و بزرگتری در تیم است، باید بداند رسالتش در مقابل رسانه، حفظ احترام متقابل، درک فضای عمومی و تقویت پل‌های ارتباطی بین تیم و هواداران است، نه ایجاد شکاف و سوءبرداشت.

پرسپولیس در دیدار برابر فجر عملاً در قلب زمین با مشکل ساختاری مواجه بود. سروش رفیعی که باید نقش کلیدی در هدایت بازی و حفظ ریتم تیم را ایفا می‌کرد، این‌بار فاصله محسوسی از روزهای اوجش داشت و نتوانست جریان بازی را به سود سرخپوشان تغییر دهد. در غیاب یک هافبک خلق‌کننده ایده و پاس‌های عمقی، میانه میدان عملاً از دست پرسپولیس خارج شد. باکیچ به عنوان هافبک دفاعی عملکردی قابل‌اعتنا ارائه داد و بخش‌هایی از بار تفسیم توپ را به دوش کشید، اما سبک بازی کم‌تحرک و کم‌اثر رفیعی، گره تاکتیکی تیم را نه‌تنها نگشود بلکه کورتر کرد و حتی واکنش منفی سکوها را به همراه داشت. درنگ پرسپولیس در جذب یک بازیساز مؤثر، خطری است که فراتر از یک مسابقه عمل می‌کند. حتی با بازگشت بازیکنان خط حمله و وینگرهایی که به دلیل مشکلات مجوز بازی از هفته اول دور مانده‌اند، ساختار تیم در نبود یک مغز متفکر در میانه میدان ناقص خواهد ماند. تیمی که فاقد فردی برای تغییر ریتم، توزیع اصولی توپ و باز کردن خطوط دفاعی رقباست، محکوم به اتکا به حرکات فردی و ارسال‌های بلند می‌شود؛ روشی که در فوتبال امروز به‌سختی منجر به موفقیت پایدار خواهد شد.برای میانه میدان باید دنبال بازیساز بود.

درویش نه نگو، برو با آغاز دیدار پرسپولیس مقابل فجر، فضای سکوها به سرعت تحت تأثیر شعارهای اعتراضی علیه درویش، مدیرعامل باشگاه قرار گرفت. این واکنش هواداران نشان از نارضایتی گسترده و فقدان همراهی عمومی با مدیریت کنونی دارد؛ امری که می‌تواند بر تمرکز تیم، کادر فنی و بازیکنان در ادامه فصل تأثیر منفی بگذارد. استمرار چنین شرایطی، ناگزیر به ایجاد فضای ملتهب و دور از آرامش در باشگاه منجر خواهد شد. در فضای حرفه‌ای ورزش، تداوم مدیریت در شرایطی که بدنه هواداری اعتماد و حمایت خود را از دست داده است، نه تنها کارآمدی تصمیمات را کاهش می‌دهد بلکه زمینه‌ساز شکاف و دو دستگی بیشتر می‌شود. اگر دغدغه اصلی مدیرعامل، منافع و موفقیت پرسپولیس باشد، اتخاذ تصمیمی فوری و کناره‌گیری داوطلبانه می‌تواند به بازگشت آرامش، تمرکز و یکپارچگی در باشگاه یاری برساند و مسیر را برای همگرایی و اتحاد مجدد فراهم سازد. زودتر لطفا. اینجا جایی برای ماندن نیست.

تیم کامل نیست اما با همین ترکیب هم نباید اینقدر بی برنامه بازی کنند. نیمه اول اصلا خوب نبودیم و در خلق موقعیت مشکل داشتیم

به امید برد اول
به امید برد اول

رای پرونده گلر تراکتور ۱۱ مرداد ابلاغ شد. برای رفتن به cas هم ۲۱ روز از زمان ابلاغ فرصت وجود دارد.‌جهت اطلاع.....

اگه پرونده را ببرید cas ما هم به فیفا میگیم چه فحش هایی دادید. با احترام آتا 😂😂😂😂😂😂 خیلی خوبه این تهدید تراکتور اول فکر کردم طنزه.

ترجمه بند ۲ ماده ۱۷ مقررات نقل و انتقالات فیفا: حق دریافت غرامت قابل انتقال به شخص ثالث نیست. در صورتی که با توجه به اوضاع و
ترجمه بند ۲ ماده ۱۷ مقررات نقل و انتقالات فیفا: حق دریافت غرامت قابل انتقال به شخص ثالث نیست. در صورتی که با توجه به اوضاع و احوال و ویژگی‌های هر پرونده محرز گردد که باشگاه جدید بازیکن او را به نقض قراردادش ترغیب کرده است، باشگاه جدید به طور مشترک با بازیکن نسبت به پرداخت غرامت مسئول خواهد بود. تحلیل:وقتی در رای بدوی و استیناف ، تراکتور به پرداخت غرامت تضامنی محکوم شده یعنی اغوا به اثبات رسیده است.گاف تراکتور آنجایی بود که نسبت به این محکومیت که در رای بدوی آمده بود تجدیدنظر خواهی کرد اما هزینه دادرسی را پرداخت ننمود تا نشان دهد که پذیرفته که باید محکوم شود.

نکته مهم، جایگاه و نقش قواعد داخلی ایران در داوری CAS است. دیوان داوری ورزش معمولاً هنگام رسیدگی به اختلافات ناشی از نقل و انتقالات بازیکنان، علاوه بر مقررات فیفا (FIFA RSTP)، به مقررات داخلی کشور مربوطه – که در زمان وقوع فسخ و انتقال و تشکیل پرونده نزد مرجع داخلی لازم‌الاجرا بوده‌اند – توجه ویژه مبذول می‌دارد. طبق رویه مستقر، در صورتی که باشگاه یا فدراسیون مزبور دعاوی خود را نخست بر اساس مقررات داخلی نزد مراجع ملی مطرح کرده باشند یا اقامتگاه قراردادی بازیکن و باشگاه در کشور متبوع باشد، مقررات آن کشور از حیث ماهوی و شکلی مبنای رسیدگی قرار می‌گیرد؛ مگر آنکه آن مقررات صراحتاً با قواعد الزام‌آور فیفا تعارض ـ و نه صرفاً تفاوت ـ داشته باشند. در خصوص پرونده حاضر، مقررات نقل و انتقالات فدراسیون فوتبال ایران در بحبوحه انتقال، اصل را صراحتاً بر فرض اغوا توسط باشگاه مقصد گذاشته است. به موجب مقررات داخلی، هرگاه بازیکنی قرارداد فعلی خود را فسخ و بلا‌فاصله به تیم دیگری ملحق شود، مفروض است که تیم دوم اقدامات مؤثر جهت جذب بازیکن و ترغیب به فسخ انجام داده است، مگر خلاف آن اثبات شود. این تصریح در قواعد ملی، وزن و اعتبار استدلال باشگاه شاکی مبنی بر اغوا را نزد CAS به نحو محسوسی افزایش می‌دهد؛ چرا که داوران، در مقام رسیدگی، ضمن تطبیق با اصول بین‌المللی، ناگزیرند به رویه و مقررات خاص محل وقوع اختلاف و عرف و عادت حرفه‌ای فوتبال ایران نیز توجه داشته باشند. بنابراین، در این پرونده با استناد به صراحت مقررات آمره داخلی که فرض اغوا را بر عهده می‌گیرد و برعهده باشگاه مقصد اثبات خلاف می‌گذارد، شانس موفقیت دعوای پرسپولیس علیه تراکتور، نزد CAS بسیار تقویت می‌شود و بار اثباتی سنگینی بر دوش تراکتور قرار خواهد گرفت. نتیجتاً، در صورت طرح دعوی نزد دیوان داوری ورزش (CAS)، بستر تحقق فرض اغوا نسبت به باشگاه تراکتور به وضوح فراهم بوده و احتمال صدور رأی بر محکومیت این باشگاه و اعمال محرومیت‌های ورزشی و مالی، امری محتمل و قوی است. نظر به فاصله کوتاه و محدودیت زمانی بایسته برای اعمال چارچوب‌های دفاعی و تنظیم دادخواست، توصیه می‌شود اقدامات حقوقی باشگاه فوراً و در اسرع وقت به منصه اجرا گذاشته شود تا از ورود تبعات غیرقابل جبران جلوگیری گردد. با لحاظ مجموعه قرائن و اوضاع و احوال حاکم بر جدایی و انتقال مزبور و اقتضائات حقوقی حاکم بر مقوله اغوا، باشگاه تراکتور در معرض احتمال جدی محکومیت نزد CAS، قرار گرفته و ضرورت پیگیری سریع و مستدل پرونده، از اهم واجبات است.

دلایلی برای محکومیت تراکتور در CAS اغوا شاخ و دم ندارد! ✍عبدالصمد ابراهیمی باشگاه پرسپولیس اعلام کرده قرار است واحد حقوقی، شرایط مراجعه به cas را در پرونده فسخ گلر تراکتور بررسی کند. با عنایت به مقررات جاری نقل‌ و انتقالات فوتبال ایران و رویکرد ارکان قضایی فدراسیون فوتبال جمهوری اسلامی ایران در تطبیق مصادیق فسخ قرارداد توسط بازیکن با معیارهای بین‌المللی، خصوصاً مقررات فیفا، اصل بر آن است که در مواردی که بازیکن رأساً مبادرت به فسخ یک‌طرفه قرارداد می‌نماید و به فاصله‌ای کوتاه با باشگاهی دیگر به قرارداد متعهد می‌شود، فرض بر وجود عنصر اغوا و ترغیب توسط باشگاه مقصد است، مگر آن که طرف اخیر با ادله‌ای متقن خلاف این فرض را اثبات نماید. در پرونده حاضر، انتقال دروازه‌بان تیم ملی – که در عداد معدود گلرهای شاخص فوتبال کشور به شمار می‌رود – از باشگاه پرسپولیس به تراکتور، واجد شرایط و اوضاع و احوالی خاص است که نتیجه‌گیری بر وجود اغوا را تقویت می‌کند: ۱) محدودیت گزینه‌های پیش رو: نظر به سوابق و موقعیت خاص بازیکن، امکان پیوستن وی به سایر باشگاه‌های مدعی از جمله استقلال و سپاهان، عملاً متعذر بوده است. استقلال با توجه به ماجراهای فصل پیش و عکس‌العمل متقابل هواداران و مدیریت، پذیرای چنین ریسکی نبود. سپاهان نیز، به جهت جذب دروازه‌بان با مبلغ گزاف و تثبیت گلر اول، ظرفیت جذب گلر ممتاز دیگری را نداشت. ۲) فاصله زمانی کوتاه بین فسخ و انتقال: فسخ یک‌طرفه قرارداد توسط بازیکن با پرسپولیس، و عقد قرارداد جدید با تراکتور، در فاز زمانی بسیار کوتاه انجام پذیرفت؛ به گونه‌ای که فرض فقدان مذاکرات قبلی به دشواری قابل پذیرش است. اظهارات علنی و ویدئویی سرمربی تراکتور، مبنی بر حصور وی در تراکتور به واسطه تماسِ شجاع خلیل‌زاده و دروازه‌بان فعلی تیم، با لحاظ تقدم زمانی حضور سرمربی در تراکتور بر انعقاد قرارداد رسمی دروازه‌بان، مؤید آن است که مذاکرات و توافقات میان بازیکن و باشگاه تراکتور، پیش از فسخ قرارداد وی با باشگاه قبلی و پیشاپیش امضای عقد جدید به وقوع پیوسته است. این قرائن، دلالت آشکار بر وجود عنصر اغوا و جلب بازیکن توسط باشگاه مقصد در مقطع زمانی پیش از اتمام رابطه قراردادی با باشگاه سابق دارد که موجبات تحقق مسئولیت انضباطی مطابق مقررات فیفا و آیین‌نامه‌های داخلی را فراهم می‌کند. ۳) شرایط قراردادی و دلایل اقتصادی: مبلغ قرارداد ارائه‌ شده توسط تراکتور، به وضوح بیش از رقم دریافتی بازیکن در پرسپولیس است. با احتساب جایگاه اجتماعی و حرفه‌ای و ملاحظات زندگی شخصی بازیکن، مهاجرت از تهران به شهر دیگر، جز با تضمین مالی قابل توجه و اطمینان قطعی از مقصد، فاقد منطق عرفی و اقتصادی است. ۴-پافشاری مکرر مالک و مدیران تراکتور بر صحت فسخ قرارداد دروازه‌بان، به جای اظهار بی‌اطلاعی از فرآیند فسخ و اعلام انعقاد قرارداد صرفاً پس از فسخ، مبین آگاهی و مداخله آنان در برنامه‌ریزی و ترغیب بازیکن به جدایی از باشگاه سابق است. علاوه بر این، انتشار اخبار متعدد رسانه‌ای درباره پیوستن قریب‌الوقوع وی به تراکتور پیش از رسمی‌شدن قرارداد، قرینه روشنی بر وجود مذاکرات مقدماتی و نقش‌آفرینی باشگاه مقصد در فرآیند فسخ و انتقال به حساب می‌آید. ۵) سابقه شکست انتقال خارجی: بازیکن پیش‌تر تجربه ناکام در امر انتقال به فوتبال خارج از کشور را داشته و مآلاً پذیرش ریسک مجدد لژیونر شدن برای وی فاقد توجیه است.ضمن اینکه باشگاه خارجی برای جذب بازیکن دارای قرارداد، با باشگاه اولیه حتما مکاتبه می کند. ۶)با عنایت به اینکه در رأی کمیته وضعیت فدراسیون ایران و نیز مرجع تجدیدنظر، باشگاه تراکتور به‌صورت تضامنی با بازیکن به پرداخت غرامت محکوم گردیده و با وجود اعتراض به رأی بدوی، هزینه دادرسی را نیز نپرداخته است، به‌وضوح هویداست که باشگاه به معنای واقعی کلمه نسبت به اثبات تقصیر خود وقوف کامل داشته است. به موجب بند ۲ ماده ۱۷ مقررات نقل و انتقالات فیفا، محکومیت تضامنی باشگاه مقصد منوط به احراز و اثبات عنصر اغواء است. بدین‌سان، صدور رأی به محکومیت تضامنی، دلالت بر احراز یقین‌آور اغواء دارد، و با تحقق آن، محرومیت باشگاه مذکور از دو دوره نقل‌وانتقالات نیز اجتناب‌ناپذیر خواهد بود. ۷) مبنای فرض اغوا طبق مقررات داخلی و فیفا:شرایط فوق عملاً منطبق بر قرائن و نشانه‌های اغوا از سوی باشگاه تراکتور است. مطابق مقررات هرگونه ترغیب به فسخ بی‌جهت قرارداد توسط باشگاه جدید، مشمول ضمانت اجراهای انضباطی و مالی خواهد بود. قواعد داخلی نیز بر همین رویکرد تأکید دارد.

سایت باشگاه خبر زده که علیپور به خاطر برخورد استوک مصدوم شده و ۷۲ ساعت دور از تمرینات است! استوک مگه خود به خود می خوره تو صورت کسی؟ برخورد استوک ابرقویی در تمرینات باعث مصدومیت علیپور شد. خبر را کامل بنویسید

آسانی، تهدید یا فرصت برای استقلال؟ با توجه به تحرکاتِ نقل و انتقالاتی باشگاه استقلال در فصل جاری، جذب «آسانی» به عنوان وینگر راست، ساختار ترکیب تیم و نقش بازیکنان اصلی جناح راست را با چالش‌ها و الزامات جدیدی مواجه کرده است. در فصل پیش، حضور رامین رضائیان در پُست دفاع راست به واسطه تمایل ذاتی وی به شرکت فعال در عملیات هجومی، بارها باعث ایجاد خلأ در دفاع و بروز آسیب‌پذیری دفاعی برای استقلال شد؛ مشکلی که نهایتاً با انتقال رضائیان به پُست وینگر و جذب صالح حردانی از سپاهان به عنوان مدافع راست تا حدی مدیریت گردید. اکنون با حضور وینگر خارجی، فضای تاکتیکی سمت راست استقلال متراکم‌تر و پررقابت‌تر شده است. در نتیجه، رامین رضائیان ناگزیر است میان پذیرش نقش بازیکن نیمکت‌نشین یا بازگشت به پُست دفاع راست یکی را انتخاب کند. تجربه فصول گذشته نشان داده، صرفِ بازگرداندن رضائیان به پُست دفاع راست نمی‌تواند مشکلات سنتی او در انجام وظایف تدافعی را مرتفع کند، چرا که سبک بازی و ویژگی‌های فردی او، همچنان مخاطراتی برای سازمان دفاعی استقلال به همراه خواهد داشت. در جمع‌بندی، ورود بازیکن خارجی به خط جلو استقلال اگرچه فرصت‌های تازه‌ای ایجاد می‌کند، اما منتظر اتفاقات جدید باید بود.

کار پرسپولیس با تراکتور تمام نشده. بر اساس مقررات انضباطی که آخرین ورژن آن در تصویر بالا قرار دارد، فرض بر این است که باشگاه
کار پرسپولیس با تراکتور تمام نشده. بر اساس مقررات انضباطی که آخرین ورژن آن در تصویر بالا قرار دارد، فرض بر این است که باشگاه گیرنده بازیکن، او را تحریک به فسخ (اغوا) کرده است. اینکه می گویند این فرض ملغی شده و مقررات تغییر کرده صحت ندارد. برابر این مقررات ، پرسپولیس باید نسبت به آن شق رای که تراکتور تبرئه شده در cas اعتراض نماید. مماشات با تراکتور حکایت از مصالحه پنهان پشت پرده دارد و درویش باید پاسخگو باشد. اینکه باشگاهی، گلر اصلی و ملی پوش تیم رقیب را اغوا کند و هیچ مجازاتی شامل او نشود و دل خوش به ۲۷ میلیارد غرامت باشیم شوخی است. تعلل نکنید لطفا.

خدا قوت به فدراسیون این رای به این همه زمان نیاز داشت؟ ✍عبدالصمد ابراهیمی در تاریخ حقوقی فوتبال ایران، کم نیستند پرونده‌هایی که نه با پیچیدگی مقررات که با تأثیرپذیری از عوامل بیرونی، به تراژدی یا کمدی شباهت یافته‌اند. یکی از این نمونه‌ها، ماجرای گلر تراکتور است؛ بازیکنی که پس از فسخ با پرسپولیس، برای بررسی پرونده و رسیدن به محرومیتی ۴ ماهه به مدت ۴۰۰ روز سرگردان امید و اضطراب ماند، در حالی که حل و فصل حقوقی ماجرا نه نیاز به تفسیر کودکس داشت و نه مهارتی فراتر از اصول مقدماتی آیین‌نامه‌های فوتبالی. اصل اختلاف ساده و عینی بود: الف ـ طبق متمم قرارداد و ضوابط موجود، حق فسخ یکجانبه برای بازیکن فقط ۱۵ روز پس از پایان فصل رسمیت می‌یافت؛ و پرسش حقوقی دقیقا همین‌جا بود که «پایان فصل» به لحاظ حقوقی چه زمانی است؟ آیا آخرین بازی پرسپولیس معیار است یا آخرین مسابقه کل مسابقات رسمی فصل (یعنی فینال جام حذفی)؟ ب ـ علاوه بر آن هرگونه فسخ، منوط به ارائه اخطار کتبی به باشگاه مربوطه بود، حال آنکه در این پرونده چنین اخطاری از سوی بازیکن صورت نپذیرفته بود و حداقل شرایط قانونی جهت فسخ فراهم نگردید. آشکار است که تعریف پایان فصل در مقررات نقل و انتقالات با صراحت به آخرین بازی رسمی فصل، یعنی فینال جام حذفی، اطلاق می‌یابد و نه بازی پایانی پرسپولیس؛ و عدم ارائه اخطار کتبی نیز فقدان تشریفات فسخ را محرز می‌ساخت. مسیر رسیدن به این دو پاسخ، با یک مطالعه آیین‌نامه‌ای ساده و مرور مستندات و تقویم مسابقات، مجموعا بیش از ۷ دقیقه به طول نمی‌انجامید. انشای حقوقی این رأی، حداکثر ۱۸ دقیقه زمان می‌برد؛ تایپ متن ـ اگر فردی با سرعت متوسط دست به صفحه کلید ببرد ـ در نیم ساعت خاتمه می‌یافت. در واقع، مؤثر و مختصر می‌توان گفت: آنچه باید ظرف کمتر از یک ساعت جمع می‌شد، ۴۰۰ روز به درازا کشید. اما چرا این فاصله نجومی و رنج‌آور شکل گرفت؟ پاسخ صریح آن بخشی است که شاید امکان درج صریح و آشکارش فراهم نباشد، اما همه فعالان مطلع حوزه فوتبال و حقوق ورزشی، آن را می‌دانند: فشارهای غیر فوتبالی ـ جریانات خاص و افراد مؤثر، از جمله سیاست‌های تاج و ممبینی ـ موجبات تطویل و تزلزل رأی را فراهم ساختند. اگر اجازه می دادند ارکان قضایی با استقلال کامل عمل می‌کردند، این رأی می‌توانست مصداق یک تصمیم حقوقی چابک و عادلانه باشد. در این ماراتن بی‌دلیل، نه فقط شأن دادرسی آسیبی جدی دید، بلکه گلر تراکتور ۴۰۰ روز تمام آماج هجمه و فحاشی هواداران و رسانه‌ها بود. او در پی تعلل فدراسیون در صدور و ابلاغ رای ،تحت مجازات اجتماعی قرار گرفت؛ بی‌آنکه سازوکار دادرسی، ملهم از عدالت و سرعت باشد. در پایان، شاید تحقق عدالت در فوتبال ما، نه در آیین‌نامه‌ها که در جرأت ابلاغ یک رأی طی یک مدت متعارف، راه حلی فنی و اخلاقی می‌طلبد؛ نه ۴۰۰ روز آزمون و خطا و عبور از پیچ‌وخم فشارهای مرئی و نامرئی. انتهای قصه هم آن که مدعی بود "شیرینی" داده کامش تلخ شد.

همه آنچه نوشته بودیم گلر فسخ محروم شد. اگر اجازه می دادند و فشارهای غیر ورزشی نبود مدتها قبل و در مرجع بدوی هم همه چیز نهایی می شد. بماند.‌‌‌....

فدراسیون بیانیه داده تا زمان صدور آرا، گمانه زنی نکنید. خب الان که مدتها است رای صادره شده و دادرس رسما اینو اعلام کرد. پس با توجه به صدور رأی، بیانیه موضوعیت نداره

آقای مظفری زاده و گلر تراکتور به جای فرافکنی و حمله به جواد خیابانی، اگر حق با شماست چرا پیگیر ابلاغ رأی نمی شوید ؟ چرا به دنبال مصالحه هستید؟ فدراسیون ما که الحمدالله دبیرکل ندارد. همه چیز عیان است. دست بردارید لطفا. بقول حضرت مولانا: آن یکی پرسید اشتر را که هی از کجا می‌آیی ای اقبال پی گفت از حمام گرم کوی تو گفت خود پیداست در زانوی تو مار موسی دید فرعون عنود مهلتی می‌خواست نرمی می‌نمود

هواداران استقلال قبلا هر وقت به مشکل می خوردند می رفتند زیر پست های ساپینتو یا استراماچونی کامنت میزاشتن. الان ساپینتو هست و دیگه پیج و کامنت معنی نداره، میرن هلدینگ ، تجمع می کنند.