fa
Feedback
قلم سرخ

قلم سرخ

رفتن به کانال در Telegram

نمایش بیشتر
9 671
مشترکین
+224 ساعت
-127 روز
-3430 روز
آرشیو پست ها
جناب درویش فرصت ها دارد از دست می رود برای نیمکت گزینه مناسب پیدا کنید

منع تعقیب در پرونده شکایت خانی از مدیران استقلال صادر شد

اگر چه از وضعیت دقیق پرونده های مالی استقلال در فیفا اطلاعات خاصی از سوی باشگاه درز نکرده ولی بر اساس آنچه در سامانه فیفا منتشر شده این تیم از جذب بازیکن جدید در سه پنجره محروم شده است. چنانچه این روند پایدار باشد استقلال برای مجوز حرفه ای هم با مشکلات جدی مواجه خواهد شد.

کمی دور از فوتبال، از نوشته هم استانی عزیزم احسان عبدی پور لذت ببریم👆

قصه جنگو و شجریان https://t.me/daastaanehsanoo

در غیاب بزرگترین لژیونر تاریخ فوتبال ایران.....
در غیاب بزرگترین لژیونر تاریخ فوتبال ایران.....

درویش در شوک، پرسپولیس در کما هر اتفاقی رخ می دهد باشگاه در بیانیه ای اعلام می کند شوکه شدیم. گل محمدی استعفا می دهد، درویش شوکه می شود. برانکو مذاکره می کند باز شاهد شوکه شدن مدیرعامل هستیم. برانکو جواب رد می دهد باز شوکه می شوند. دلیل این همه شوک چیزی نیست جز ناکارآمدی مدیریت. پرسپولیس دارد به کما می رود. یک فکری به حال تیم کنید.

اسکوچیچ در پرسپولیس ؟ بر اساس تحلیل های شخصی معتقدم در دراز مدت به مشکل می خورد.

طی روزهای اخیر به دوستانم که درباره برانکو می پرسیدند گفتم باور اینکه برانکو در این شرایط به ایران بیاید سخت است. او روی کارنامه و سابقه اش در پرسپولیس حساس است و نمی خواهد آن را خراب کند. پرسپولیس الان در بالای جدول است و شانس جذب بازیکن زیادی هم در نیم فصل ندارد. این شرایط با شرایط قبلی که برانکو جانشین درخشان شد متفاوت است. آن زمان پرسپولیس شرایط بدی در جدول داشت و برانکو می دانست هر نتیجه ای کسب کند چندان به پای او نوشته نمی شود .الان ولی ماجرا فرق می کند و سطح توقعات از گزینه بعدی بالاست. هر کس بیاید از او انتظار فوتبالی بالاتر از سطح بازی تیم گل محمدی و نتایج بهتر می رود و این باعث می شود برانکو در محاسباتش تردید کند. البته که باید مسائل شخصی که خودش گفته را هم در نظر داشت ولی در مجموع احتمالا باید شانس نیامدن این مربی را نسبت به آمدنش بیشتر دانست. باز منتظر می مانیم شاید هم تغییری در تصمیم او رخ داد.شاید

لیست خرید نکونام جوریه که ۱۸ ساعت بعد از رسانه ای شدن اسامی آن ، بدون هیچ مذاکره ای خود بازیکنان گفته اند به استقلال نمی روند. در این حد فضایی

اولین باره می بینیم یکی استعفا میده بعد مذاکرات برای اقاله قرارداد -جدایی توافقی-هم صورت میگیره و این مذاکرات طولانی هم میشه. جالبه بعضی مسائل.مگه میشه ؟ خب وقتی یکی استعفا میده یعنی از خداش بوده که جدا بشه. چرا باید جدا شدن رسمی اش نیاز به جلسات متعدد داشته باشه؟ یه جای کار نمی لنگه بنظرتون؟

زحماتت را نمی شود نادیده گرفت. تو برای پرسپولیس زحمت کشیدی و در پایان این راه سزاوار تقدیر هستی. اشتباه جزئی از زندگی است و ا
زحماتت را نمی شود نادیده گرفت. تو برای پرسپولیس زحمت کشیدی و در پایان این راه سزاوار تقدیر هستی. اشتباه جزئی از زندگی است و اشتباهاتی را هم مانند هر مربی داشتی . شاید پایان مسیر فعلی اگر همین راه ادامه می یافت می توانست تلخ باشد و این جدایی به نفع هر دوطرف باشد. برایت آرزوی موفقیت داریم.

دایی همسر فتح الله زاده جانشین خانی شد علی آقا محمدی عضو مجمع تشخیص مصلحت به عنوان جانشین خانی در هیات مدیره استقلال منصوب شد. وی دایی همسر علی فتح الله زاده است.

اینکه در صورت جدایی گل محمدی الزاما جانشین او برانکو باشد قابل بررسی است. تکیه روی یک گزینه ، خطایی فاحش است که ممکن است به نتیجه نامطلوبی منجر گردد.مدیران بیشتر بیاندیشند و وسیع تر نگاه کنند. در دام هر پیشنهاد مربی جدیدی هم گرفتار نشوند‌ .

تخلفات سپاهان در باب عبور از سقف در جای خود باید رسیدگی شود اما توجه آنها به پایه ها و جوانان شایسته تحسین است

پرسپولیس و جایگاه‌های خراب شده گلر اول پرسپولیس معمولا در مصاحبه ها هر چه در ذهنش باشد را می گوید. به درست و غلط بودنش هم خیلی فکر نمی کند. آخرین حرفهایش، صرف نظر از درست بودن یا نبودن ولی نکته ای کلیدی داشت. او که حالا در زمره کاپیتان های پرسپولیس است گفته" ما بین خودمان صحبت کردیم که پچ پچ همیشگی مان بود که چرا اصلا با ما صحبت نمی‌کند؟ این اتفاق افتاده و چرا اصلاً قبل از اعلام آن با ما صحبت نکرد؟ او استعفا داد ولی من خودم این را نمی‌پذیرم چون دوست دارم با ما ادامه بدهد. اگر استعفا داد چرا نیامد در رختکن یک جلسه ۵ دقیقه‌ای برگزار کند و صحبتی کند یا تشکری کند؟ ما خودمان هم نمی‌دانیم که می‌خواهد چه تصمیمی بگیرد. شاید به قول آقای درویش عصبی بوده. به قول آقای درویش هنوز نامه‌ای به باشگاه نداده است. دو هفته استراحت به بازیکنان تیم پرسپولیس داده و انشالله در این تعطیلات بتواند تصمیم خوبی بگیرد" این حرفها را هزار بار بخوانید.‌ در پچ پچ های رختکنی، قهر و رفتن های یحیی مورد نقد بازیکنان بوده. بازیکن هم به خودش حق می داده که سرمربی برای استعفایش با آنها قبل از رفتن مشورت کند.قبل از بیان حرفها، به آنها بگوید و مهمتر اینکه با وجود اعلام رفتن از سوی سرمربی، بازیکن ملی پوش و کاپیتان می گوید نمی دانیم او چه تصمیمی دارد. یعنی این رفت و برگشت های مکرر باعث شده کسی رفتن را جدی نگیرد. این ها یعنی جایگاه سرمربی در ذهن بازیکنان خراب شده و بازیکن به خودش حق می دهد یحیی ، قبل از مطرح کردن بحث استعفا ، اول با آنها مشورت می کرد. یحیی لازم است هزار و یک بار این حرفها را بخواند. او به عنوان یک مربی حرفه ای بالاخره در پرسپولیس یا هر تیم دیگری می خواهد کار کند. برای ادامه راه حرفه ای خود باید از اشتباهات گذشته فاصله بگیرد.

مدیر ورزشی خارجی، گمشده فوتبال ایران سالهاست بازیکن خارجی و سرمربی خارجی و دستیار و تمرین دهنده و بدنساز و مربی گلر خارجی در این فوتبال آمده و رفته اند. برخی موفق و عده ای ناموفق بوده اند. هیچکس اما خلا یک مدیر ورزشی خارجی را حس نکرده یا اگر کرده در پی رفع آن نبوده است. یک مدیر ورزشی با رزومه که بین مدیریت باشگاه و تیم قرار بگیرد و ساختار را بنویسد و اجرا کند. چیزی شبیه مدیر فنی با جایگاه مشخص و تعریف شده که "کشک" لقب نگیرد. کسی که پست ها را به دوستانش تعارف نکند و امربر هیات مدیره و مدیرعامل نباشد. کسی که فوتبال روز دنیا را بشناسد و بشود روی سابقه اش حساب کرد. خط مشی باشگاه در امور کلی فنی را ترسیم کند و آرام آرام هیات مدیره را هم با فوتبال روز دنیا همراه سازد. کسی که اگر به کادر فنی نقر داشت، نگویند سابقه اش چیست و خودش چه کرده و چه کارنامه ای دارد. کسی که اگر مانع از تصمیمات هیات مدیره شد نتوانند او را و تصمیمش را سلاخی کنند. کسی که آلترناتیو سرمربی نباشد و برای صندلی او دندان تیز نکند و مایه عذاب نیمکت نباشد. این رده میانی اما در ایران ولی هیچگاه نه جدی گرفته می شود و نه به آن فکر می کنیم. چرا؟ چون مدیران فوتبال ما همه پرز هستند و سرمربی ها پپ. پرز" و پپ ها ی ما

پرسپولیس در مسیر خطرناک ۱-یحیی گل محمدی که کمی قبل از آخرین بازی نیم فصل در تدارک برنامه ریزی برای تعطیلات و تمرینات تیم بود در کنفرانس بعد از بازی با مس برای چندمین بار نغمه رفتن سر داد.این یعنی آنکه او قبل از آن بازی تصمیمی برای رفتن نداشت. ۲-بلافاصله بعد از آن صحبت ها ، قیاس یحیی و برانکو و بررسی بازیکنان این دو شروع شد. اگر چه این قیاس ها همواره غلط است اما کسی هم نمی پرسد که برانکو پرسپولیسی را تحویل گرفت که سالها موفقیتی نداشت و یحیی میراث دار قهرمانی های قبل بود و تیمی در اوج را در اختیار گرفت. امثال طارمی و نوراللهی جوانان جویای نام تیم برانکو بودند که ستاره شدند و تلقی آنها به عنوان شاه مهره آن زمان غلط است. با این وجود ، بگوییم قبول. یحیی از برانکو بهتر است. در مورد افول سطح بازی های پرسپولیس چه می توان نوشت؟ تفاوت امتیاز با صدر-صدری که در اختیار استقلال است و زشت ترین بازی های فصل را انجام داده- را باید ملاک قرار داد یا نمایش پرسپولیس در آسیا که بدترین چهره سال های اخیر سرخ ها در آسیا بود؟ ۳-هواداران یحیی حتی بحث را فرا فوتبالی می بینند و علت رفتن او را حضور وی کنار مردم در ماجراهای مربوط به اعتراضات قبلی می دانند. که حکومت مخالف ماندن گل محمدی بوده است. اولا اگر اینگونه باشد آیا حذف یحیی مانند کنار رفتن کریم باقری یا مسائل مربوط به دایی برای حکومت کار سختی بود؟ به چهار خط نوشتن رسانه های وابسته به دولت نگاه نکنیم.تکلیف آنها معلوم است اما اصلا این فرض را هم بپذیریم.یحیی یک چریک مبارز است، یک بهزاد نبوی خسته در درون او فعالیت شعار نویسی دارد.دو در حصر بن بست اختر، همان یحیی هستند. پرسپولیس ولی مربی فوتبال می خواهد نه چریک سیاسی. یک مربی که بتواند در تنگناها تیمش را از به قهقرا رفتن خارج کند. یک مربی که تماشاگر سه بار رفتن خطاهای دفاع تیمش به var نباشد و هیچ کاری هم نکند. یادمان باشد می شود در میدان "آزادی " لیدر سیاسی بود ولی باید در ورزشگاه "آزادی" هم اجازه نداد دربی ها در دقیقه آخر از دست برود. همراه مردم بودن عالی است اما تیم مردم را هم باید درست هدایت کرد. یحیی افتخار آفرینی کرده. دمش گرم. بالاترین دستمزدها را گرفته تا افتخار آفرینی کند ولی آیا او از نمایش این فصل تیم خودش راضی است؟ همان برانکو هم سال آخر وقتی دید تیمش از اوج دور شده و خوب بازی نمی کند رفت. به افتخارات قبل باشد که جام های علی پروین از همه اینها بیشتر است. ۴- بلد باشیم بین یکسری مسائل تفاوت قائل شویم. یک انسان خوب یا همراه مردم لزوما سرمربی خوبی نبست. یک سرمربی خوب لزوما همیشه در یک تیم موفق نیست و گاهی به بن بست تاکتیکی می رسد و دستش را می خوانند. اینها به منزله نفی وجه خوب آن فرد و پاک کردن گذشته اش نیست ولی آینده را نمی شود در سایه دیروزها دفن کرد. پرسپولیس دارد زیر بازی های هستم و نیستم ، نقل و انتقالات را از دست می دهد. این یک مسیر خطرناک است.

از لحن صحبت های درویش می شود فهمید باشگاه هم این بار بی میل نیست که گل محمدی برود. گل محمدی هم مشخص نیست چرا امروز با وجود اصرار به رفتن، استعفای کتبی اش را به باشگاه نداده اما همه اینها به کنار، فرصت نقل و انتقالات نباید از دست برود. در صورت رفتن گل محمدی ، ضمن تقدیر از زحمات او و آرزوی موفقیت برایش، لطفا به گزینه خارجی فکر کنید.

ما با وضعیتی در فوتبال کشورمان مواجه هستیم که در جهان بی نظیر است. مثل خیلی چیزهای دیگرمان که در جهان بی نظیر  است. شما با پدیده ای در فوتبال ایران مواجه هستید که برگزار کننده  یک رقابت ورزشی که نماد آن را در داوری مسابقات می بینید ابدا قادر نیست حس بی طرفی و عدالت را به هیچ یک از دو سوی یک مصاف، منتقل کند. نه پیش نه حین و نه پس از مسابقه. با هر سوت داور، یک سوی میدان شروع به داد و فریاد می کند. فرقی هم نمی کند که از سوت قبلی سود کرده باشد یا زیان، بلکه به شکل پیش فرض همه به سمت داور حمله ور می شوند. این وضعیت در کمتر کشور صاحب فوتبالی در قاره های پنج گانه، قابل مشاهده است‌. راست می گفت خوزه مورایس، مربی سپاهان، در نشست خبری بعد از مسابقه هفته چهاردهم که: "در فوتبال ایران هیچ کس خوشحال نیست". درست می گفت، ازین فوتبال هیچ کس لذت نمی برد. از یک رقابت ورزشی لااقل تیم برنده باید لذت ببرد اما وقتی دقیق باشید متوجه می شوید که حتی تیم برنده هم آن لذت ناب ناشی از یک پیروزی ورزشی را تجربه نمی کند. واقعا چرا؟ چرا برگزار کننده یک رویداد ورزشی نمی تواند حس عدالت و بی طرفی را به طرفین یک مسابقه ساده منتقل کند تا حداقل ورزشکاران از شهد شرکت در یک رقابت لذت ببرند؟ البته کار در سایر رشته های ورزشی خیلی هم بهتر از فوتبال نیست‌ آن جا هم همین بلبشو و چه بسا بدتر حاکم باشد‌. روزگاری ورزش‌های سالنی مثل والیبال و بسکتبال را ورزش دانشگاهیان و نخبگان و روشنفکران می گفتند اما آن جا هم ظاهرا اوضاع بی ریخت است.  آن جا هم  راه و بیراه با صحنه های زننده ای از دعوا و مشاجره و فحاشی روبروییم. در کشتی و فوتسال و... هم دیگر نپرس و نگو!! . واقعیت این که این وضعیت را می توان نماد و نشانه ای از یک‌ پدیده نگران کننده قلمداد کرد. آن جه این روزها در  فوتبال و به طور عام در ورزشمان مشاهده می کنیم نماد و نشانه ای از یک بحران بزرگ اجتماعی است که کارشناسان و جامعه شناسان از آن به کاهش سرمایه اجتماعی نام می برند. نازه با مسامحه می گویند کاهش چرا که برخی به راحتی آن را ریزش سرمایه اجتماعی قلمداد کرده اند‌. کاهش یا ریزش سرمایه اجتماعی، هرکدام که درست باشد، یعنی این که ما با وضعیتی روبرو شده ایم که برای مثال یک حاکمیت ورزشی حتی اگر تمام توانش را هم به کار گیرد باز هم نمی تواند حس اصیل بی طرفی را به طرفین یک رقابت ورزشی القا کند؛ به همین سادگی!! فوتبال را به راحتی می توان یکی از میزان الحراره های اجتماعی ایران و بلکه جهان معاصر نامید. این مستطیل سبز سحرانگیز بی تردید میدانی شبیه یک جامعه است با نخبگانی(ورزشکاران) که تماشگران(شما بخوانید آحاد جامعه)، نظاره گر هنرنمایی (نقش آفرینی)  آنها هستند. البته که جوامع، میزان الحراره های متعددی دارند که نمایشگر نوسان شاخص های اجتماعی توسعه اشان می باشد. مثل مصرف انواع کالاهای فرهنگی. تغییرات در سبک زندگی، مصرف انواع مواد غدایی، تغییرات در معماری داخلی و نمای خارجی ساختمان ها، تغییرات در مد ولباس و.... قطع به یقین متن و حواشی میدان های مسابقات فوتبال هم یکی از مهمترین نمایشگرهای اجتماعی جوامع است و فوتبال ما هم به یقین در حال به نمایش کشیدن مداوم پریشانی وضعیت اجتماعی امروز ماست. ورزشکار و مربی و داور و تماشاگر و برگزار کننده و مدیر ورزشی و مقام سیاسی ورزش و .. هیچ هیچ هیچ یک از این وضعیت رضایت ندارند و البته هیچ کس هم راه حلی برای خروج از این چرخه تباهِ شکست آفرین ندارد....! این وضعیت آشنا نیست؟ بیشتر باید گفت؟! بعید می دانم نیاز به توضیح اضافه داشته باشد! #وحید_دلپسند