fa
Feedback
قلم سرخ

قلم سرخ

رفتن به کانال در Telegram

نمایش بیشتر
9 675
مشترکین
-624 ساعت
-37 روز
-4130 روز
آرشیو پست ها
پروین و آرزوی شکست پرسپولیس؟ وقتی عاشق لجباز می شود! مصاحبه اخیر امیر عابدینی و بازگویی خاطره ای از روز بازگشت پروین ، در فضای مجزی بازتاب یادی داشته و البته قصد تایید یا رد آن را نداریمبلکه صرفا بر پایه همان خاطره باید به تحلیل آن دوران پرداخت.بی‌تردید ماجرای بازگشت علی پروین، اسطوره جاودان باشگاه پرسپولیس پس از پنج سال کناره‌گیری و خانه‌نشینی، رخدادی است فراتر از فراز و فرودهای صرف فوتبال؛ بلکه رخدادی است ناظر بر ژرفناهای روح آدمی در ساحت «عشق»، «دوری»، و «لجبازی عاشقانه». گفتار مشهور پروین، آنجا که می‌گوید: «من به عشق پرسپولیس برگشتم، اما تا دیروز دوست داشتم پرسپولیس ببازد»، فقط صدای صریح یک چهره فوتبالی نیست؛ بلکه تجلی نوعی تناقض عاطفی و غلیان درونی است که ریشه‌های روان‌شناختی و جامعه‌شناختی عمیقی دارد. پروین، در این عبارت، تعارف را کنار می‌گذارد و با بیانی بی‌پرده، هم خاستگاه هویت عاطفی خود را عیان می‌کند و هم بحران جدایی و محرومیت از «معشوق» را می‌نمایاند. او، همان عاشق بزرگی است که دوری طولانی از خانه‌اش، او را به جایی می‌رساند که آرزوی شکست پرسپولیس را در دل می‌پروراند؛ تا شاید، هم یاد معشوق در ذهنش کمرنگ‌تر شود و هم بزرگان و هواداران «جای خالی او» را بهتر دریابند. این واکنش، سطحی و صرفاً عاطفی نیست؛ بلکه نوعی «تمرد عاشقانه» یا «قهر عاشق با معشوق» است که ریشه در پیچیدگی رابطه‌ی عشق و رنج دارد. در ادب کلاسیک، این ساحت متناقض، بارها به تصویر کشیده شده است. نظامی گنجوی در «لیلی و مجنون»، این جدال را به نیکویی ترسیم می‌کند:گهی بر سر زلف می‌گیرم او را /گهی در دل افکند خشم و شورا /بدانسان مرا عشق تعلیم دادست /که از صبر و آرام بی‌بهره بادست. در روایت عاشقان شرقی، عاشق رانده‌شده اغلب آرزوی شکست معشوق بی‌خود را دارد؛ اما در ژرفا، تمنای وصال مجدد و امید به بازگشت همچنان زنده است. در جامعه‌شناسی عشق، تعلق هویتی به یک نماد جمعی (همچون پرسپولیس برای پروین)، هنگامی که با طرد و کناره‌گیری توأم می‌شود، مکانیسم‌های دفاعی عاطفی را فعال می‌سازد. عاشق به حاشیه رانده‌شده، گاه آرزوی ضعف معشوق را می‌کند تا خلأ وجودی‌اش رخ بنماید و خویشتن دوباره به مدار تعلق بازگردد. این همان واکنش نمادین است که در حافظه جمعی ایرانیان، لایه‌ای دائمی دارد.تعارف نداریم. همه مان یک پروین درون داریم. در روان‌شناسی عمقی، همان‌گونه که فروید در «سوگواری و مالیخولیا» شرح می‌دهد، این بازتاب جدایی، گاه صورت «عزلت و افسردگی» و گاه «خشم و قهر و تمرد» می‌گیرد؛ تا سرانجام، در صورتِ بازگشت معشوق، به آشتی و وصال بدل شود. در مرثیه‌های ادبی، حتی ایوب کتاب مقدس نیز در کشاکش بلا، زبان به شکایت می‌گشاید اما مهر باطنی‌اش را از خداوند قطع نمی‌کند؛ که این خود صورت حاد و متناقض عشق است. در نهایت، سخن پروین، عصاره‌ی روان‌شناسی و جامعه‌شناسی عشق ایرانی است: بی‌رنگی قهر و تلخی لجبازی، در ژرفا جز صورتی دیگر از امیدِ برگشت و وصال نیست. او، به‌رغم همه لجبازی‌ها و آرزوی شکست، در بطن دل هنوز با پرسپولیس زیسته و بازگشته تا داستان دیرپای عشق و قهر ایرانی را باری دیگر بازنماید. به سلطان خرده نباید گرفت؛ او چندی از عزیزترین خویش دور مانده بود و بعد ـ به رسم اسطوره‌ها ـ که به «خانه» بازگشت ممکن است صراحت لهجه اش را عیان کرده و چنان گفته است که عابدینی می گوید. اینها خاصیت عشق است و وای بر روزی که عاشق لجباز شود. پ.ن:هیچکس اندازه پروین به پرسپولیس خدمت نکرده است.

چالشی برای قضات استیناف! به احترام قضا، کناره‌گیری کنید عدالت، پیش از آن‌که در کلمات و آرا تجلی یابد، باید در رفتار و زمان نمایان باشد. کمیته استیناف، نهادی است که شأن آن قضاوت در عالی ترین مرتبه فدراسیون است؛ و قضاوت، بی‌طرفی در زمان و تصمیم را می‌طلبد. اما اکنون، بیش از یک ماه از صدور رأی در پرونده گلر تراکتور گذشته و هنوز این رأی به صورت رسمی ابلاغ نشده است. این تعلل نه یک غفلت ساده، بلکه نوعی جفای آشکار به شأن قانون، عدالت و نهاد قضایی فوتبال است. آیا سکوت در برابر حق، شیوه‌ی نوین قضاوت است؟ آیا ارجاع دادنِ زمان به فراموشی، راهی برای حل اختلافات شده است؟ اعضای محترم کمیته استیناف؛ رأیی که صادر شده و ابلاغ نمی‌شود، اگر نگوییم بی‌ارزش است، دست‌کم مشکوک است. سکوت شما در قبال عدم ابلاغ رأی، سکوتی رضایت‌آمیز تلقی می‌شود؛ و این برای نهادی که باید مرجع عدل باشد، نه تنها پذیرفتنی نیست، که تاسف‌برانگیز است. عدالت، نه در کتمان، که در شفافیت معنا دارد. و قضا، نه در تعلل، که در جسارت به اجرای حکم، منزلت می‌یابد. اگر ساختار اداری فدراسیون توان یا اراده‌ی ابلاغ رأی را ندارد، و اگر سکوت مصلحت‌اندیشانه بر کرسی حکم‌فرما شده، لااقل شما، به احترام عدالت، قانون، و مسند قضاوتی که بر آن تکیه زده‌اید، کناره‌گیری کنید. استعفای شما در این شرایط، نه نشانه‌ی ضعف، که اثبات صداقت و احترام به خویش است.احترام به رایی که صادر کرده اید و حالا کاغذ باطله ای بیش نیست انگار. امروز، آنچه جریحه‌دار شده، فقط حق پرسپولیس نیست؛ بلکه عزت عدالت است. و آن‌که عدالت را عزیز می‌دارد، در چنین زمانه‌ای، باید یا فریاد بزند، یا کنار بکشد. بگذارید روی کلاه قصاوت ، پشمی باقی بماند.

پرسپولیس فقط با وینگر قهرمان نمی‌شود؛ فکری به حال پشت‌ سرشان کنید پرسپولیس در نقل و انتقالات تابستانی مسیر جذابی را پیش گرفته؛ وینگرهای متعدد، با توانایی تهاجمی و سرعت بالا یکی‌یکی جذب می‌شوند. تنوع گزینه‌ها در فاز حمله، بی‌تردید خبر خوبی برای کارتال و هواداران است، اما پرسشی اساسی در سایه‌ی این هجمه هجومی پنهان مانده: چه کسی قرار است از این وینگرها پشتیبانی کند؟ فوتبال امروز، جنگِ کناره‌هاست؛ و پشت هر وینگر موفق، یک مدافع کناری کارآمد ایستاده. پرسپولیس اما در پُست دفاع کناری، به‌ویژه سمت راست، عملاً بدون گزینه مطمئن است. نه تنها دفاع راست تخصصی در تیم وجود ندارد، بلکه در سمت چپ نیز میلاد محمدی با نوسانات فنی در فصل گذشته، نیازمند یک رقیب جدی و باکیفیت است؛ کسی که هم جایگزین بالقوه باشد و هم باعث ارتقای او. بازی‌هایی که با حملات سریع حریف، به‌خصوص در ضدحمله، از دست رفتند کم نبودند. پرسیدن اینکه «وینگرها چه کسی را در پشت خود دارند؟» پرسشی استراتژیک است، نه صرفاً ترکیبی. پرسپولیس اگر می‌خواهد در کورس قهرمانی فصل بعد باقی بماند، باید فکری اساسی به حال دفاع‌های کناری کند. خرید دو مدافع کناری با توان فنی و سرعت بالا، نه فقط لازم، که حیاتی است. در فوتبال حرفه‌ای، تهاجم بدون تکیه‌گاه، در بهترین حالت یک ریسک زیباست؛ اما برای تیمی که دنبال جام است، زیبایی بدون امنیت، کافی نیست.

رأی "دکتر گلر " در سایه‌ی سکوت فدراسیون هفته‌هاست که ماجرای ابلاغ پرونده دروازه‌بان تراکتور به یکی از مهم‌ترین موضوعات فوتبال ایران بدل شده، اما هنوز هیچ خبری از آن نیست. سکوت سنگین فدراسیون فوتبال در قبال این موضوع، پرسش‌های جدی را در افکار عمومی و رسانه‌ها ایجاد کرده است: چرا رأی صادر نمی‌شود؟ اگر طبق گفته مهدی دادرس ،صادر شده، چرا ابلاغ نمی‌شود؟ و اگر هنوز صادر نشده، چه چیزی مانع این روند قانونی و بدیهی شده است؟روزی که پرونده استارت خورد، گلر فاسخ دیپلمه بود، حالا دارد از رساله دکتری خود دفاع می کند و همچنان از رای خبری نیست. می آید در تلویزیون به ریش همه -و ریش تاج بدتر- می خندید و می رود. در دنیای فوتبال حرفه‌ای، «تاخیر» در اعلام رأی، خود یک «نوع رأی» است.رای بر صحت بی عدالتی. وقتی بازیکنی مدعی است فسخ قراردادش موجه بوده رای را صادر کنید تا برای دفاع از حق خود به CAS مراجعه کند و تا سیه روی شود هر که در او غش باشد. گویا در فوتبال ایران، گاه روندها آن‌قدر پیچیده می‌شوند که اصل ماجرا فراموش می‌شود. هدف مرور زمان است لابد. در سال‌هایی نه‌چندان دور، همین فدراسیون – با همان امضای آشنای مصطفوی– احمدرضا عابدزاده را به خاطر خطایی ناکرده، دو سال محروم کرد. آن روزها، «عقاب آسیا» را قربانی خصومت شخصی کردند؛ امروز اما، در روزهای افول تاریخی "دکترگلر" در فوتبال ایران، کسی تاج هنوز ایستاده و ترجیح داده پشت تراکتور بایستد. خجالت هم نمی کشد. چه شد که این پرونده تا این حد پیچیده شد؟ آتا از شماها چه آتویی داشت و چه می‌دانست که در اولین واکنش‌ها با کنایه از «تاج» سخن گفت و بعد ناگهان همه چیز به سکوت رفت؟ آیا اظهارات او درباره برخی مناسبات باعث تأخیر شد؟ فدراسیون فوتبال اگر رأی صادر شده، ابلاغ کند؛ اگر نشده، توضیح دهد چرا روند قانونی معطل مانده و چرا استیناف می گوید یکماه قبل رای داده. سکوت، راهکارِ هیچ نهادی برای عبور از مسئولیت نیست. وقت آن رسیده که بپذیریم در فوتبال حرفه‌ای، عدالت فقط در زمین معنا ندارد؛ در اطراف میزها هم باید جریان داشته باشد. منتظر ابلاغ رأی هستیم. نه فقط برای روشن شدن سرنوشت یک دروازه‌بان، بلکه برای روشن شدن جایگاه قانون.دکتر تکلیفش را زودتر بداند بهتر است.

آنچه گلر تراکتور درباره تحصیل و متعاقب آن معافیت تحصیلی گفته و تکدیب شده اگر ریشه یابی شود به عدم جواز فعالیت ورزشی مربوط می شود. مجوز هر بازیکنی اگر با مدارک مجعول باشد مصداق بازیکن غیر مجاز است. جعل شامل مرور زمان شکایت نمی شود.

تصمیم فدراسیون درباره رای فسخ گلر تراکتور این است که به نحوی بین دو باشگاه توافق ایجاد شود و پرسپولیس شکایتش را پس بگیره بعد مثل قضیه شجاع خلیل زاده و چادرملو ، به استناد رضایت شاکی ، موضوع را حل و فصل کنن. به درویش کدهایی داده شده اما درویش که قبلا گفته بود اگه گلر محروم نشه من از پرسپولیس میرم ، این درخواست را نپذیرفته‌. حضرات منتظرن درویش شاید بره و با نفر بعدی بشه توافق کرد.

پرسپولیس کارتال چگونه خواهد بود؟ اظهارنظر سرمربی پرسپولیس بعد از بازی با آلومینیوم مبنی بر اینکه «اگر وینگری داشتم که می‌توانست دریبل بزند و ارسال کند، قطعاً بازی سردار این نبود»، به روشنی گرایش فنی و استراتژیک کارتال را نمایان می‌کند. او با تاکید بر ضرورت بهره‌گیری از وینگرهای سرعتی، دریبل‌زن و دارای قابلیت ارسال‌های دقیق و تیز، فلسفه تاکتیکی خود را پایه‌گذاری کرده است. از منظر فنی، سبک مطلوب کارتال مبتنی بر بازی جناحی و ایجاد برتری عددی در کناره‌هاست؛ جایی که وینگرها با استفاده از سرعت و مهارت فردی، مدافع مستقیم‌شان را پشت سر گذاشته و با ارسال‌های زمینی یا هوایی، مهاجمان را در موقعیت گلزنی قرار دهند. انتخاب و جذب بازیکنان نیز با این معیار انجام شده، تا تیم بتواند در موقعیت‌های انتقال سریع و ضدحملات، بیشترین بهره‌وری را از فضاهای کناره‌های زمین داشته باشد. این رویکرد در مقابل خط دفاعی متراکم و بسته تیم‌ها، می‌تواند ساختار دفاعی حریف را دچار اختلال کرده و موقعیت‌های خطرناکی ایجاد کند. در عین حال، موفقیت این استراتژی نیازمند وینگرهایی است که علاوه بر سرعت، هوش تاکتیکی بالا، توانایی عبور از مدافع، و کیفیت لازم در ارسال‌های نهایی را داشته باشند. کارتال به درستی بر این نکته واقف است و روند یارگیری و چیدن تاکتیک‌های فصل بعد خود را نیز منطبق با این فلسفه دنبال می‌کند. در مجموع، تغییر رویکرد تیمی بر اساس استفاده از وینگرهای توانمند، نه تنها باعث افزایش پویایی در خط حمله می‌شود، بلکه تنوع راه‌های نفوذ به دفاع حریف را نیز افزایش می‌دهد و می‌تواند کیفیت و خروجی فنی تیم را ارتقا دهد.اگر دورسون آقای گل فصل بعد شد نباید تعجب کرد.

عالیشاه را به خاطر پرسپولیس حفظ کنید پس از دیدار جام حذفی مقابل سپاهان، رابطه بین کارتال و امید عالیشاه دچار تنش شد. سرمربی تیم، کارتال، پس از بازی، عالیشاه را به دلیل اخراج ،مقصر اصلی شکست معرفی کرد و این موضوع واکنش کاپیتان را در پی داشت. امید عالیشاه نیز در میکسدزون اظهار داشت: «من کلاس طی‌الارض نرفته‌ام که روی هوا قدم بردارم»، تا به اشتباه داور در اخراج خود اشاره کند. در ادامه، به نقل از یک منبع موثق، مطلع شدیم که کارتال تصمیم ندارد فصل آینده امید عالیشاه را حفظ کند. این موضوع، با توجه به نقش کلیدی عالیشاه چه از نظر فنی و چه به عنوان وزنه روحی تیم، نگران‌کننده است.لیست پر و پیمان وینگرها هم احتمال جدایی امید را افزایش داده است. در چنین شرایطی، انتظار می‌رود مدیران باشگاه با وساطت و تدبیر، زمینه لازم برای ماندن کاپیتان را فراهم کنند؛ زیرا او همواره درون زمین بازیکنی مؤثر بوده و از نظر روحی نیز تأثیرگذاری غیرقابل انکاری بر تیم دارد. تصمیم‌گیری شتاب‌زده درباره آینده عالیشاه می‌تواند بر ثبات و موفقیت فصل آتی تیم تأثیر منفی بگذارد.به خاطر تیم، باید کارتال را مجاب کرد تصمیم بهتری بگیرد. درست است که سرمربی اختیار کامل در انتخاب بازیکنان را دارد، اما این بدان معنا نیست که همواره تصمیمات او عاری از خطا خواهد بود. مربی نیز ممکن است دچار اشتباه شود و به همین دلیل، لازم است با ارائه مشورت و همفکری، به او در اتخاذ بهترین تصمیمات کمک کرد. تعامل و تبادل نظر می‌تواند در نهایت به سود تیم و نتیجه‌گیری مطلوب‌تر منجر شود.

زنوزی: پرونده را مطالعه کروم. حق با بیرانوند است. پ.ن: سوابق حضور ایشان در cas که سال‌ها داور بوده در آن دیوان بین المللی نشان دهنده اشراف وی به تمام زوایای حقوقی موضوع است. دمت گرم آتا. با مزه ای

جنگی به سود بانک شهر وقت رفتن است جناب درویش در روزهای اخیر، بحث‌های فراوانی پیرامون سرنوشت مدیریت باشگاه پرسپولیس و به‌ویژه بقای درویش به عنوان مدیرعامل باشگاه شکل گرفته است. نکته کلیدی اینجاست که بانک شهر به عنوان سهامدار عمده و عضو اثرگذار مجمع، نسبت به تداوم مدیریت فعلی نظر مثبتی ندارد. از منظر حقوقی و بر اساس قوانین تجارت، مدیرعامل زیرنظر هیئت مدیره فعالیت می‌کند و اصل بر آن است که سهامدار یا مجمع نباید در امور اجرایی باشگاه دخالت کند. این قاعده‌ای است که برای حفظ استقلال اجرایی و ثبات مدیریتی در شرکت‌ها و بنگاه‌ها وضع شده است. با این حال، در عمل و به ویژه در ساختار باشگاه‌های ایرانی که مالکیت دولتی یا شبه‌دولتی دارند، نظر و خواست سهامدار عمده عملاً تعیین‌کننده مسیر آینده مدیریت باشگاه است. از طرفی، بر هیچکس پوشیده نیست که منافع باشگاه ایجاب می‌کند هماهنگی و هم‌افزایی میان مدیرعامل و سهامدار عمده برقرار باشد. چرا که بروز تشتت و تضاد میان این دو، نتیجه‌ای جز تضعیف باشگاه، اخلال در برنامه‌ها و مخصوصاً ضربه به منافع هواداران نخواهد داشت. درویش اگرچه در نقل و انتقالات شروع نسبتاً خوبی داشته و برخی دغدغه‌های فنی هواداران را کاهش داده، اما طبیعی است که در صورت مخالفت جدی و موثر بانک شهر، ماندگاری او با چالش بسیار مواجه خواهد شد. بانک شهر نیز باید توجه داشته باشد که تغییر مدیرعامل نباید به تضعیف قدرت نقل‌وانتقالات و ساختار مدیریتی باشگاه منجر شود و لازم است تضمین کند هر مدیر جدیدی نیز با اختیار کامل و پشتیبانی تمام‌عیار وارد عمل شود. واقعیت این است که در کشمکش میان مدیرعامل و سهامدار عمده، این مدیرعامل است که معمولاً رفتنی خواهد بود و تجربه سال‌های گذشته در فوتبال ایران نیز همین را نشان می‌دهد. از این رو، حتی اگر از نظر حقوقی دست مدیرعامل باز باشد، منطق و منافع جمعی ایجاب می‌کند نظر سهامدار محترم شمرده شده و زمینه برای یک تصمیم هماهنگ و هدایت‌گر فراهم شود؛ چرا که در نهایت، باشگاه است که باید از این انسجام و ثبات بهره ببرد.

این سوتی خیلی با حال بود. حکایت یارو است که یکی آوند در خونه اش، به بچه اش گفت برو بگو بابام خونه نیست . رفت گفت بابام میگه خونه نیستم. سریع هم همه توجیهات اینه: هک شده

«آقای خلیل‌زاده! پرسپولیس نه ملک شخصی است، نه بی‌صاحب» آقای شجاع خلیل‌زاده! در برنامه "فوتبال برتر" مدعی شدید که درویش، مدیرعامل باشگاه پرسپولیس، بازیکنان را با مبالغ بالا جذب می‌کند چون می‌داند به‌زودی می‌رود و می‌خواهد باشگاه را بدهکار کند. این ادعا، نه‌تنها بی‌اساس، بلکه توهینی آشکار به ساختار مالی و نظارتی باشگاه و مجموعه بانک شهر است.وقتی اطلاعات و سوادت به چیزی قد نمی دهد بهتر است "کشاله ای" هم صحبت نکنی. پرسپولیس دیگر ملک شخصی وزارت ورزش نیست؛ مدتهاست که زیرمجموعه بانک شهر و تحت نظارت دقیق مجمع، کنسرسیوم بانکی، هیئت‌مدیره و نهادهای حسابرسی فعالیت می‌کند. هر قراردادی که بسته می‌شود، پشتوانه‌اش مصوبات رسمی، بودجه تعیینی و نظارت‌های مالی است. بانک شهر کور نیست که نبیند چه کسی، با چه عددی و بر چه اساسی قرارداد می‌بندد؛ آن هم در دوره‌ای که مدیرعامل باید برای هر ریال پاسخگو باشد. واضح است که ریشه این هجمه‌ها از کجاست: فصل قبل با منابع خاص، تیم بستید و گفتید "رقیبی نداریم". حالا که می‌بینید پرسپولیس بی‌سروصدا و حرفه‌ای در حال تقویت خود است، به‌جای تمرکز بر تیم خود، وارد فضای تخریب و جوسازی شده‌اید. نه، این‌جا خبری از هزینه‌های بی‌حساب نیست. نگران بودجه ما نباشید؛ شما فقط به تیم‌تان برسید. پرسپولیس، باشگاهی با ساختار مالی مشخص و قابل پیگیری است، نه جایی برای تسویه‌حساب‌های رسانه‌ای. حواس تان به تنها جام ویترین تان باشد. تنهایی دق نکند. ما اینجا حواس مان به دخل و خرج مان هست.

یک بار به همه چیز پشت پا زدی.رفتی استقلال و رفتارها را دیدی .برگشتت به پرسپولیس معجزه بود. حالا تو وسوسه شو برو تبریز. خبری ن
یک بار به همه چیز پشت پا زدی.رفتی استقلال و رفتارها را دیدی .برگشتت به پرسپولیس معجزه بود. حالا تو وسوسه شو برو تبریز. خبری نیست اونجا. بپرس بهت میگن

پیام اقتدار چارچوب سرخ با جذب پیام نیازمند پرسپولیس "نیازمند" این "پیام" بود چالش جدید در دروازه تیم ملی فوتبال با جذب نیازمند توسط پرسپولیس حالا در ماه‌های پیش رو پست دروازه‌بانی در تیم ملی فوتبال ایران وارد مرحله‌ای حساس از رقابت و ماجراهای تازه خواهد شد که عمدتاً از دل رقابت‌های باشگاهی و حساسیت هواداران برمی‌خیزد. عملکرد دروازه‌بان تیم تراکتور نه تنها در ترکیب باشگاه، بلکه در عرصه ملی نیز محل بحث و تفسیرهای گوناگون قرار گرفته است. بر خلاف انتظار اهالی فوتبال، این دروازه‌بان در فصل اخیر چه در تراکتور و چه در دیدارهای ملی، آن درخششی که از یک گلر آماده و مطمئن انتظار می‌رود را به نمایش نگذاشت. برخورد تند تماشاگران در ورزشگاه آزادی و واکنش هواداران پرسپولیس به حضور او در چارچوب دروازه تیم ملی، به وضوح نشان داد که برای سکوهای پرسپولیسی، وی مانند یک نیروی بیگانه تلقی می‌شود و حمایت لازم را از آنان دریافت نخواهد کرد. از سوی دیگر، او به خوبی آگاه است که هواداران تبریزی فقط در ورزشگاه یادگار امام، پشتیبان اصلی او بوده‌اند و این توقع که هواداران تراکتور بتوانند در ورزشگاههای دیگر و بازی های ملی هم پشتیبان وی باشند برآورده نشد.اینها همه در حالی است که اکنون با محرومیت احتمالی چهار ماهه به دلیل فسخ غیرموجه قرارداد، آینده حضورش در ترکیب تراکتور نیز با ابهام روبه‌روست و شاید تمایل داشته باشد به گزینه‌هایی چون استقلال و عرصه رقابت با سیدحسین حسینی بیاندیشد.چنانکه گویی ورود به قلمرو حسینی می‌تواند فصلی تازه را برای او رقم بزند. حالا اما ماجرا متفاوت است. پیام نیازمند با پرسپولیس بست و حمایت جدی هواداران پرسپولیس را از امروز خواهد داشت. پرسپولیس به رغم تلاش های گندوز در فصلی که گذشت، به این "پیام" قطعا "نیازمند" بود. در شرایطی که آینده دروازه‌بانی تیم ملی تا این اندازه درگیر متغیرهای باشگاهی و حمایت‌ها یا مخالفت‌های تماشاگران شده است، به نظر می‌رسد حالا که رقیبی جدی از پرسپولیس هم قد علم کرده، چالشی تازه و جدی برای انتخاب نفر اول در چارچوب دروازه تیم ملی به وجود خواهد آمد. حمایت یکپارچه هواداران پرسپولیس از دروازه‌بان محبوب خود، وزنه تعیین‌کننده‌ای خواهد بود که حتی ممکن است در تصمیمات کادر فنی تیم ملی نیز اثر ملموسی بگذارد. این واقعیت نشانه‌ای از پیوند عمیق و گاه پیچیده میان فوتبال باشگاهی و ملی در ایران است؛ پیوندی که گاهی منافع و احساسات آن دو را در برابر هم قرار می‌دهد. با توجه به نزدیکی رقابت‌های بین‌المللی پیش‌رو، اتخاذ رویکردی حرفه‌ای و عاقلانه، برای مدیریت صحیح این چالش و تضمین عملکرد موفق تیم ملی، بیش از هر زمان دیگری ضرورت دارد. حالا پیام نیازمند گزینه ای جدی برای رسیدن به ترکیب فیکس تیم ملی است و رقابت ها دیدنی تر خواهد شد.قلعه نویی اینها را بهتر از هر کسی می داند که تیمش برای ادامه راه حمایت مردمی هم لازم دارد.باید منتظر فرداها ماند.

اینکه گفته می شود پرسپولیس قبلا از تراکتور شکایت نکرده بود و الان شکایت کرده صحیح نیست.در رای بدوی تراکتور خوانده بود و در بن
+1
اینکه گفته می شود پرسپولیس قبلا از تراکتور شکایت نکرده بود و الان شکایت کرده صحیح نیست.در رای بدوی تراکتور خوانده بود و در بند ۴ از بخش ۵ در همین رای هم گفته شد چون تراکتور اغوا نکرده ، از نقل و انتقالات محروم نمی شود. پس تراکتور خوانده دعوی در مرحله بدوی بوده و موضوع شکایت جدید صحیح نیست. در اینگونه پرونده ها اصل بر اغوا است مگر اینکه خلاف آن ثابت شود.

ارسال لایحه در پرونده فسخ گلر تراکتور آن هم بعد از ختم رسیدگی و اینکه استیناف گفته رای را صادر کردیم جای تعجب دارد. قاعده فراغ دادرس حاکم است. امیدوارم همین لایحه بهانه ای [غیر قانونی]نشود برای بازگشایی مجدد [و خلاف مقررات]پرونده و یک فصل معطلی دیگر.

با پذیرش اعمال ماده ۴۷۷ و رسیدگی مجدد پرونده شستا در شعبه اول دیوان عالی کشور، حکم اولیه که بر مبنای آن ساختمان فدراسیون و پر
با پذیرش اعمال ماده ۴۷۷ و رسیدگی مجدد پرونده شستا در شعبه اول دیوان عالی کشور، حکم اولیه که بر مبنای آن ساختمان فدراسیون و پرسپولیس به نفع شستا توقیف و بنام آن شرکت منتقل شده بود هم از مالکیت شستا خارج شد. خدا قوت به دکتر سید عباس موسوی که در این پرونده وکالت فدراسیون را عهده دار بود.

در شرایطی که باشگاه پرسپولیس بیش از هر زمان دیگری به ثبات مدیریتی، ساختار مشخص و برنامه‌ریزی بلندمدت نیاز دارد، بازگشت چهره‌هایی چون حمید گرشاسبی یا علی‌اکبر طاهری به‌عنوان مدیرعامل، نه‌تنها اقدامی عقلانی، بلکه پاسخ به مطالبه‌ای است که از عمق تجربه‌های موفق گذشته برمی‌خیزد. هر دو مدیر، کارنامه‌ای قابل دفاع نزد هواداران دارند؛ چه در زمینه حفظ آرامش درون باشگاه، چه در تامین منابع مالی، و چه در ایجاد نظم مدیریتی در شرایط پرتنش. گرشاسبی و طاهری برخلاف برخی مدیران گذرا که تنها به امروز می‌اندیشند، نگاهی برنامه‌محور و ساختارگرا به مدیریت داشته‌اند. طاهری با تأسیس ساختارهای اقتصادی و اداری و گرشاسبی با مدیریت هوشمندانه بحران‌ها و تثبیت جایگاه تیم در سطح آسیا، نشان داده‌اند که می‌توانند پرسپولیس را از روزمرگی برهانند. انتخاب چنین مدیرانی که هم مقبولیت عمومی دارند و هم تجربه‌ کار مستقیم در باشگاه را، می‌توان نقطه شروعی برای ساختن پرسپولیسی دانست که نه تنها برای قهرمانی فصل آینده، بلکه برای افق پنج‌ساله‌اش نیز آماده است. مدیریت باشگاه بزرگ، فقط جذب و حفظ ستاره‌ها نیست؛ ساختن افق و آینده است—و این هنر مدیرانی است که میراث می‌سازند، نه فقط عملکرد.

پرسپولیس به ستون نیاز دارد، باشگاه پرسپولیس تا اینجا در فصل نقل‌وانتقالات عملکرد تقریبا قابل قبولی داشته و بازیکنانی چون فخریان، کاظمیان، شکاری و بیفوما را به خدمت گرفته است. اما نکته‌ای که نباید از آن غافل شد، این است که تیم قهرمان فقط با جذب بازیکنان مستعد و خوش‌نام ساخته نمی‌شود. یک تیم موفق، بیش از هر چیز به «ستون» نیاز دارد؛ بازیکنانی کلیدی که در لحظات حساس، مسئولیت را بر دوش بگیرند، گره‌ها را باز کنند و دیگران را در مسیر رشد قرار دهند. تجربه سال‌های گذشته پرسپولیس نشان داده حضور چهره‌هایی مانند سید جلال حسینی تا چه اندازه در تثبیت هویت تیم و هدایت جریان بازی تأثیرگذار بوده است. بازیکنانی که فراتر از توان فنی، در قامت یک رهبر ظاهر شدند.در کنار چنین بازیکنانی، دیگر نفرات هم آنها را شاخص قرار می دهند و تلاش می کنند در حد این چهره ها ظاهر شود. تیم اگر ستون نداشته باشد، بقیه هم نفراتی معمولی می شوند. در مقایسه، باشگاه استقلال با تکیه بر بازیکنی مثل روزبه چشمی ، او را ستون قرارداده و نه‌تنها در زمین، بلکه در ذهن هم‌تیمی‌ها نیز نقش تکیه‌گاه را ایفا می‌کند؛ هدفی که هر بازیکن جوان نهایتاً می‌خواهد به آن سطح برسد.به همین دلیل هم استقلال نتوانسته موفق باشد و ستاره هم که جذب کند تبدیل به مهره معمولی می شوند. پرسپولیس برای بازگشت به روزهای درخشان خود، باید فراتر از خریدهای متنوع، به داشتن دو سه ستون فکری و فنی شاید خارجی در زمین بیندیشد. در غیر این صورت، بازیکنان تازه‌وارد به‌جای آنکه رشد کنند و بدرخشند، ممکن است در غیاب یک چارچوب قوی، به بازیکنانی معمولی تبدیل شوند. حالا زمان آن است که مدیریت و کادر فنی پرسپولیس، با نگاهی عمیق‌تر به ترکیب تیم، نقشه‌ای برای جذب آن ستون محوری طراحی کند؛ پیش از آن‌که فرصت‌ها از دست برود.

بدون تردید، انتخاب مدیرعامل برای باشگاهی مانند پرسپولیس که میلیون‌ها هوادار دارد و در مرکز توجه رسانه‌ای کشور قرار دارد، نباید تصمیمی سلیقه‌ای یا لحظه‌ای باشد. درویش، با تمام انتقاداتی که به عملکرد او وارد است—از ضعف در تعاملات با بازیکنان گرفته تا برخی قراردادهای مبهم—دست‌کم در مقاطعی ثبات نسبی مدیریتی و برخی موفقیت‌های ورزشی را برای تیم به ارمغان آورد. هرچند بسیاری از هواداران و کارشناسان، او را فاقد قدرت چانه‌زنی و مدیریت بحران در تراز پرسپولیس می‌دانند، اما این به معنی پذیرش هر گزینه جایگزین نیست.درویش که در هر حال باید برود امابازگشت جعفر سمیعی، که دوران حضورش در پرسپولیس با حواشی مدیریتی، ضعف ارتباط با هوادار و کم‌رمقی در مواجهه با چالش‌ها همراه بود، یک عقب‌گرد واقعی است. اگر انتخاب‌ها تنها به قیاس میان «ضعیف» و «ضعیف‌تر» ختم شود، شاید نبود مدیرعامل، آن هم به‌طور موقت، ارجح‌تر از انتصاب چهره‌ای باشد که تجربه‌اش نه تنها دستاوردی نداشت، بلکه خاطره‌ای تلخ برای بدنه باشگاه بر جا گذاشت. پرسپولیس نیاز به مدیری دارد که فراتر از حفظ صندلی، بتواند هویت باشگاه را نمایندگی کند؛ مدیری در ترازِ نام پرسپولیس، نه صرفاً در تراز دفتر مدیریت. عاقلانه تصمیم بگیرید اگر بلدید البته.

قلم سرخ - آمار و تحلیل کانال تلگرام @ebsam