fa
Feedback
گفتار معمار

گفتار معمار

رفتن به کانال در Telegram

بایگانی سخن معماران ایران و جهان. ارتباط با ادمین: @goftaar_admin . . http://instagram.com/goftaar.ir . . http://goftaar.ir .

نمایش بیشتر
1 614
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-27 روز
-630 روز
آرشیو پست ها
. #ویل_الساپ: مطمئن نیستم که {در کار من} «الهام» مهم باشد. آن جمله‌ی معروف توماس ادیسون را شنیده‌اید که می‌گوید ایده‌ها یک درصد الهام‌اند و نود و نه درصد عرق ریختن. شما ایده‌ها را با کار کردن کشف می‌کنید، نه با رؤیاپردازی. تنها زمانی چیزها را {به‌درستی} می‌بینید که مداد را روی کاغذ حرکت می‌دهید. اما فراتر از این، فکر می‌کنم سفر کردن {برای معماران} بسیار مفید است، چرا که افق انتظارات شما را گسترش می‌دهد و توجه‌تان را به کیفیت‌ها و فضاهای گوناگون جلب می‌کند؛ و این مسئله تنها محدود به آنچه می‌بینید نیست، بلکه به آنچه احساس می‌کنید نیز مربوط می‌شود. (در گفتگو با Vladimir Belogolovsky، منتشر شده در وب‌سایت archi.ru، سال ۲۰۰۸) . 🔴 توجه: متنی که خواندید پاره‌ای از گفتاری مفصل‌تر است که با توجه به محدودیت و اقتضای شبکه‌های اجتماعی قادر به نقل کل آن نیستیم. توصیه می‌کنیم برای درک بهتر هر گفتار به منبع اصلی مندرج در ذیل آن مراجعه کنید. . 🔴 برای مطالعهٔ دیگر گفتارهای ویل الساپ، از طریق لینک زیر به پروفایل او در وب‌سایت گفتار دسترسی پیدا کنید. . ⭕️ https://goftaar.ir/?p=5391

. #ویل_الساپ . ⭕️ https://goftaar.ir/?p=11566
. #ویل_الساپ . ⭕️ https://goftaar.ir/?p=11566

Repost from N/a
. #هانیبال_الخاص: غمخوارگی بنیاد همه‌ی هنرهاست؛ گریه برای غریبان، برای انسان بی‌خانه، بی‌الفبا، بی‌وطن و نوحه سردادن برای حیواناتی که نسلشان در حال انقراض است. برای آب، اُزُن، فضای سبز که رو به کاهش است. همه‌ی اینها سهم بزرگی از غمخوارگی ما است. این غمخوارگی می‌تواند دادن تابلویی سرسبز ولو بازاری به یک زن باشد که در کویر زندگی می‌کند. ما باید صلح و سرور و نور را بجوییم و نپنداریم که امید و بشارت از تعالی هنر می‌کاهد. (در گفت‌وگو با وحید شریفیان، منتشر شده در مجله‌ی تندیس، ش ۱۶، آبان ۱۳۸۲) 🔴 توجه: متنی که خواندید پاره‌ای از گفتاری مفصل‌تر است که با توجه به محدودیت و اقتضای شبکه‌های اجتماعی قادر به نقل کل آن نیستیم. توصیه می‌کنیم برای درک بهتر هر گفتار به منبع اصلی مندرج در ذیل آن مراجعه کنید. . 🔴 برای مطالعهٔ دیگر گفتارهای هانیبال الخاص، از طریق لینک زیر به پروفایل او در وب‌سایت گفتار دسترسی پیدا کنید. . ⭕️ https://goftaar.ir/?p=3803

Repost from N/a
. #هانیبال_الخاص . ⭕️ https://goftaar.ir/?p=11560
. #هانیبال_الخاص . ⭕️ https://goftaar.ir/?p=11560

. #رم_کولهاس: فکر می‌کنم مهم است که درباره‌ی نقش معمار اظهار نظر کنم، چون ده یا شاید بیست سال پیش، من واقعاً نسبت به آن بدبین بودم؛ {برای من} احمقانه به نظر می‌رسید که بخواهیم با دانشی که در بسیاری موارد بیش از سه هزار سال قدمت داشت، به مسائل معاصر بپردازیم. اما فکر می‌کنم با در نظر گرفتن نوعی «تخت شدن» متعاقبِ تقریباً هر رشته‌ی دیگری، آموزش معماری یکی از آن دایناسورهای جان به در برده‌ای است که انواع بسیار گوناگونی از دانش را در یک حرفه‌ی واحد انباشته می‌کند. به طور پیش‌فرض، ما {معماران} از مزیتِ ترکیب ناجوری {از دانسته‌ها} برخورداریم که بهمان قدرت و اعتماد به نفسِ تهاجم به قلمروهای دانشی را می‌دهد که با آن‌ها آشنایی نداریم. در حال حاضر، حرفه‌های اندکی چنین مزیتی دارند. این یک شانس تصادفی اما بسیار سودمند است. (در گفت‌وگو با Markus Miessen، منتشر شده در وب‌سایت Bidoun، سال ۲۰۰۶) . 🔴 توجه: متنی که خواندید پاره‌ای از گفتاری مفصل‌تر است که با توجه به محدودیت و اقتضای شبکه‌های اجتماعی قادر به نقل کل آن نیستیم. توصیه می‌کنیم برای درک بهتر هر گفتار به منبع اصلی مندرج در ذیل آن مراجعه کنید. . . 🔴 برای مطالعهٔ دیگر گفتارهای رم کولهاس، از طریق لینک زیر به پروفایل او در وب‌سایت گفتار دسترسی پیدا کنید. . ⭕️ https://goftaar.ir/?p=559

. #رم_کولهاس . ⭕️ https://goftaar.ir/?p=11555
. #رم_کولهاس . ⭕️ https://goftaar.ir/?p=11555

#Andrés_Jaque: . We were told that architecture has nothing to do with politics, that it is a neutral field. But in our view
#Andrés_Jaque: . We were told that architecture has nothing to do with politics, that it is a neutral field. But in our view architecture is intrinsically political. It is an activity that consists in re-articulating the complex relations that exist in time between human and non-human entities, on the most diverse scales. For this reason we believe that every project consists, in a certain sense, in redesigning an existing situation. (In a conversation with Leonardo Lella, published on abitare.it, 2024.) . @goftaar_ir

. #زها_حدید: گاهی اوقات ناچار هستید سازش کنید. مثلاً خیلی‌ها معتقدند سازش در مورد مصالح کار درستی نیست، اما من فکر می‌کنم مصالح الزاماً نباید گران‌قیمت باشند، به شرط آنکه به درستی از آنها استفاده کنید. لازم نیست کف‌سازی از جنس مرمر داشته باشید؛ شما می‌توانید کارها را به شیوه‌ای بسیار جالب‌تر انجام دهید. می‌توانید با استفاده از جزئیات یا نورپردازی کاری متفاوت کنید. برای من، تجمل {یا لوکس بودن} در کیفیت فضاست؛ ربطی به میزان بزرگی و میزان گران‌قیمت بودن آن ندارد، بلکه به کیفیت فضایی مربوط است. نشان دادن میزان کیفیت فضا در نقشه‌ها یا ماکت‌ها همیشه دشوار است؛ تنها زمانی آن را درمی‌یابید که ببینیدش. (در گفت‌وگو با Yoshio Futagawa در سال ۱۹۹۵، منتشر شده در کتاب Studio Talks) . 🔴 توجه: متنی که خواندید پاره‌ای از گفتاری مفصل‌تر است که با توجه به محدودیت و اقتضای شبکه‌های اجتماعی قادر به نقل کل آن نیستیم. توصیه می‌کنیم برای درک بهتر هر گفتار به منبع اصلی مندرج در ذیل آن مراجعه کنید. . 🔴 برای مطالعهٔ دیگر گفتارهای زها حدید، از طریق لینک زیر به پروفایل او در وب‌سایت گفتار دسترسی پیدا کنید. . ⭕️ https://goftaar.ir/?p=579

. #زها_حدید . ⭕️ https://goftaar.ir/?p=11549
. #زها_حدید . ⭕️ https://goftaar.ir/?p=11549

. #محمدحسین_پاپلی_یزدی: من نمی‌خواهم بگویم این امر {جمع شدن سرمایه‌ها در مرکز} یک چیز طبیعی است، اما یک چیز جهانی است. همان‌طور که نیویورک بالاترین حرف را در هنر می‌زند. یک تابلوی پیکاسو در پاریس پنجاه‌هزار دلار قیمت‌گذاری می‌شود و قیمت آن در نیویورک دوبرابر می‌شود. اگر ثروت نباشد، هنر رشد پیدا نمی‌کند. امروز ثروت است که هنر را می‌خرد. اگر ثروتمندان در دنیا نبودند، هنر رشد نمی‌کرد. این پولدارها هستند که با خرید آثار هنری هنرمند را تشویق می‌کنند. همین خانه‌های نفیس ایرانی با گچبری و تزئینات بدون پول درست نمی‌شد. اگر پول نبود تخت جمشید درست نمی‌شد. ولی باید توزیع ثروت عادلانه اتفاق بیفتد. در هر صورت تهران ثروتمند است. این نخبه‌گرایی در همه‌ی دنیا وجود دارد. همان‌طور که در ایران هست و باید هم باشد. منتهی هرچه جلوتر می‌رویم این نخبه‌گرایی دموکراتیزه‌تر می‌شود. یعنی حالا شهرستانی‌ها یا پولدار می‌شوند یا می‌خواهند از تهرانی‌ها تقلید کنند. داخل خانه‌شان اگر تابلوی نفیسی به دیوار باشد، تبدیل می‌شود به هویت‌شان که ما هنرشناس هستیم. نیاز به یک برنامه‌ریزی وجود دارد. نمی‌شود گفت چرا تهران این‌گونه عمل می‌کند و ثروت و هنر جذب می‌کند. نباید از سهم تهران کم کرد، باید به سهم شهرستان‌ها و روستاها افزود. تهران و سایر کلان‌شهرها اگر از هنر حمایت نکنند هنر در نطفه رشد نمی کند. (در گفت‌وگوی منتشر شده در مجله‌ی تندیس، ش ۳۱۸، سال ۱۳۹۴) . 🔴 توجه: متنی که خواندید پاره‌ای از گفتاری مفصل‌تر است که با توجه به محدودیت و اقتضای شبکه‌های اجتماعی قادر به نقل کل آن نیستیم. توصیه می‌کنیم برای درک بهتر هر گفتار به منبع اصلی مندرج در ذیل آن مراجعه کنید. . 🔴 در وب‌سایت گفتار بخوانید: . ⭕️ https://goftaar.ir/?p=11546

. #محمدحسین_پاپلی_یزدی . ⭕️ https://goftaar.ir/?p=11546
. #محمدحسین_پاپلی_یزدی . ⭕️ https://goftaar.ir/?p=11546

. #تادائو_آندو: به جای ساختن چیزهای جدید، باید از معماری‌ای که در محیط ساخته‌شده موجود است بهتر مراقبت کنیم. در سرتاسر چین و شرق آسیا، سرعت توسعه‌های جدید شگفت‌انگیز است. صدها ساختمان با سرعتی حیرت‌آور ساخته می‌شوند تا طرح‌های کلان توسعه را تحقق بخشند. ما باید نسبت به این که اقدامات‌مان چگونه بر جهان اثر می‌گذارد آگاه‌تر باشیم. از زمان شیوع ویروس کرونا، بشریت این واقعیت را درک کرده است که جهان ما یکی است. هر یک از جوامع ما به یکدیگر پیوسته‌اند. اگر مردم دست از کار بکشند، سبک زندگی‌ای که به آن خو گرفته‌ایم شروع به محو شدن می‌کند. معماری باید برای کاهش مشکلات اجتماعی تکامل یابد. (در گفت‌وگوی منتشر شده در وب‌سایت  the International Union of Architects، سال ۲۰۲۲) . 🔴 توجه: متنی که خواندید پاره‌ای از گفتاری مفصل‌تر است که با توجه به محدودیت و اقتضای شبکه‌های اجتماعی قادر به نقل کل آن نیستیم. توصیه می‌کنیم برای درک بهتر هر گفتار به منبع اصلی مندرج در ذیل آن مراجعه کنید. . . 🔴 برای مطالعهٔ دیگر گفتارهای تادائو آندو، از طریق لینک زیر به پروفایل او در وب‌سایت گفتار دسترسی پیدا کنید. . ⭕️ https://goftaar.ir/?p=205

. #تادائو_آندو . ⭕️ https://goftaar.ir/?p=11540
. #تادائو_آندو . ⭕️ https://goftaar.ir/?p=11540

Repost from N/a
. #محمدحسین_عماد: مطالعه و کسب دانش بعد از سال‌ها در آدم رسوب می‌کند، ولی موقع خلاقیت به کار نمی‌آید. من خودم هم دقیق نمی‌دانم الهاماتم از کجا می‌آید! حتماً از ناخودآگاهم می‌آید. یونگ معتقد است سلول‌های ما حامل ناخودآگاه‌اند و از بشر اولیه این ژن به ما می‌رسد. حتی در مورد شکل و فرم هم این مصداق بارز است. ما آدم‌ها امروزه چیزهایی را سرهم‌بندی می‌کنیم و می‌سازیم که به دستمان رسیده. هنر از زندگی می‌آید و رابطه‌ی من با هنر و اجتماعم مسبب آفرینش چنین چیزی می‌شود. (در گفت‌وگو با مهرنوش علی‌مددی، منتشر شده در مجله‌ی تندیس، ش ۲۸۱، شهریور ۱۳۹۳) . 🔴 توجه: متنی که خواندید پاره‌ای از گفتاری مفصل‌تر است که با توجه به محدودیت و اقتضای شبکه‌های اجتماعی قادر به نقل کل آن نیستیم. توصیه می‌کنیم برای درک بهتر هر گفتار به منبع اصلی مندرج در ذیل آن مراجعه کنید. . 🔴 در وب‌سایت گفتار بخوانید: . ⭕️ https://goftaar.ir/?p=11527

Repost from N/a
. #محمدحسین_عماد . ⭕️ https://goftaar.ir/?p=11527
. #محمدحسین_عماد . ⭕️ https://goftaar.ir/?p=11527

در تازه‌ترین ویدئوی گفتار معمار، به شرح و نقد جدیدترین گفتارهایی که در وب‌سایت گفتار معمار و شبکه‌های اجتماعی آن منتشر شده پرداخته‌ایم. این ویدئو شامل نقد گفتارهایی از یوهانی پالاسما، ژان نوول، ریکاردو لگورتا و نیکلاس گریمشاو است. برای مشاهده‌ی نسخه‌ی کامل این ویدئو به کانال گفتار معمار در یوتوب مراجعه کنید. ⭕️ https://www.youtube.com/@goftaar_ir .

. #ریکاردو_لگورتا: معماری دارد مطابق مُد می‌شود و این موضوع مرا نگران می‌کند. من فکر نمی‌کنم معماران حق داشته باشند خود را درگیر گرایش‌های مدگرایانه کنند. تشخیص اینکه چه چیزی مُد است و چه چیزی نیست، بسیار دشوار است. معمارانی بودند که در دهه‌های هفتاد و هشتاد بسیار شناخته‌شده بودند، اما حالا دیگر از رده خارج شده‌اند. به‌نظر من، وقتی معماری مجله‌ای را بردارد و بگوید «این همان نوع معماری‌ای‌ست که باید انجام دهم»، این اتفاقی تأسف‌بار و خطرناک است. معمارها دارند تقریباً شبیه فروشنده‌ها می‌شوند. مجلات کنترل اطلاعات را در دست گرفته‌اند و آن‌هایی که ثروتمندند، همان‌هایی هستند که {آثارشان را} منتشر می‌کنند. این‌طور نیست که من دلسرد شده باشم؛ برعکس، خوشبختانه یاد گرفته‌ام که به این چیزها توجه نکنم. مسئله این نیست که بگویم «من خوبم»، بلکه این است که بدانم به‌قدر کافی پخته‌ام که کارهای خوب انجام دهم، مسائل را حل کنم و چیزهای تازه را امتحان کنم. در حال حاضر، شیفته‌ی تعالی هستم؛ هرگز نمی‌توانم به کمال مطلق برسم، و همین است که کار را چالش‌برانگیز می‌کند. (در گفت‌وگو با Yoshio Futagawa در سال ۱۹۹۸، منتشر شده در کتاب Studio Talks) . 🔴 توجه: متنی که خواندید پاره‌ای از گفتاری مفصل‌تر است که با توجه به محدودیت و اقتضای شبکه‌های اجتماعی قادر به نقل کل آن نیستیم. توصیه می‌کنیم برای درک بهتر هر گفتار به منبع اصلی مندرج در ذیل آن مراجعه کنید. . 🔴 در وب‌سایت گفتار بخوانید: . ⭕️ https://goftaar.ir/?p=11515

. #ریکاردو_لگورتا . ⭕️ https://goftaar.ir/?p=11515
. #ریکاردو_لگورتا . ⭕️ https://goftaar.ir/?p=11515

Repost from N/a
چند وقتی است که یک سری پیج و کانال پیدا شده‌اند که اجرای زنده‌ی خوانندگان پاپ را نقد می‌کنند. نمی‌خواهم وارد موضوع ابتذال موسیقی پاپ بشوم که اظهر من الشمس است. بحثم در این نوشته درباره‌ی این نوع از نقد و تحلیل است که این روزها مد شده و حتماً شما هم نمونه‌هایش را دیده‌اید؛ این که بنشینی یک گوشه و از بقیه غلط املایی بگیری. البته که عمدتاً نکات درستی هم می‌گویند. مثل این است که بنشینی و فیلم یک خیابان پرترافیک در حصارک را بگذاری جلوی رویت و ایرادات ترافیکی ملت را بگویی؛ که واقعاً کار سختی نیست! به موازات این منتقدان، یک سری بلاگر هم به وجود آمده‌اند که در حوزه‌ی معماری تقریباً همین کار را می‌کنند. مثلاً طرف دوربین را برمی‌دارد و می‌رود در خیابان و از یک نما تعریف می‌کند و از نمای دیگر ایراد می‌گیرد. یا یک نفر دیگر در اتاقش نشسته و یک اثر معماری جازه‌گرفته را نشان می‌دهد و می‌گوید اینجایش خوب است و آنجایش بد است. در این نقطه از متن لازم است یک چیزهای کلیشه‌ای بگویم که همه می‌دانند. این که مثلاً وجود نقد در جامعه و استقبال از آن در هر حال خوب است و نشان از وجدان مثلاً بیدار مردم دارد. یا این که نقد نیازمند ضابطه است و این آدم‌ها معمولاً ضابطه یا معیار درستی برای نقد ندارند و معمولاً اسیر کلی‌گویی یا ایراد گرفتن به سبک بنی‌اسرائیل می‌شوند. اینها را که همه می‌دانند. نکته‌ای که می‌خواهم به این کلیشه‌ها اضافه کنم این است که ما دچار یک‌سری مشکل اساسی هستیم و نقد جزئی‌ای که این دوستان انجام می‌دهند فایده‌ای ندارد و حتی ممکن است کار را خراب‌تر هم بکند. چون یک سری معیار درجه‌ی چندم دست مخاطب ناآگاه می‌دهد و معیارهای اصلی را از چشم آنها می‌پوشاند. بگذارید با یک مثال توضیح دهم. فرض کنید یک پزشک یک بیمار سرطانی را ببیند و بدون این که بیماری اصلی را تشخیص دهد، برای زردی پوست بیمار یا ضایعاتی که روی صورتش به وجود آمده یا نفس‌تنگی‌اش دارو بدهد. یا مثلاً یک پزشک با آدمی مُرده مواجه شود و تعجب کند که چرا تکان نمی‌خورد و تشخیص دهد که آن بدبخت فلج است! خب وقتی طرف می‌نشیند فالش‌خوانی یک نفر مثل حمید هیراد را برملا می‌کند دقیقاً همین اتفاق می‌افتد. اصلاً مگر ما با موسیقی مواجه هستیم که تو بیایی فالش‌خوانی یارو را برملا کنی؟ اگر درست بخواند مسئله حل می‌شود؟ یا بلاگر معمار ما می‌رود توی خیابان می‌گوید به به... عجب نمایی. این خط‌های فیروزه‌ای روی نما را ببین! یا نگاه کن این نمای سنگی چقدر بد است، چون ممکن است سنگ پلاکش از روی نما سربخورد و بیفتد پایین. یعنی اگر طرف به جای سنگ از آجر استفاده کند همه‌چیز درست می‌شود؟ یا اگر طرف فلان مستطیل در پلان را چهل و پنج درجه بچرخاند مشکل برطرف می‌شود؟ همانطور که لازم نیست فیلمساز باشی تا فیلمی را نقد کنی، نیازی نیست ده تا ساختمان ساخته باشی تا یک اثر معماری را نقد کنی. اما این بدین معنا نیست که هرکسی توانایی نقد کردن را دارد. بله، هرکس می‌تواند و باید بتواند نظرش را بگوید؛ ولی منتقد برای نقد کردن باید یک بینش جامع داشته باشد، آن هم نه فقط در حوزه‌ی تخصصی خودش. در واقع منتقد باید چیزهایی را ببیند که صاحب اثر و مخاطبان از دیدنش ناتوانند. و البته می‌شود چیزها را از منظرهای مختلف و با رویکردهای متفاوت نقد کرد که آن بحث جداگانه‌ای است. حالا می‌شود حدس‌هایی هم راجع به چرایی پدید آمدن این آدم‌ها و استقبال مثبت و منفی از آنها از طرف توده‌ی مردم زد. از قدیم گفته‌اند در شهر کورها یک‌چشم پادشاه است. از یک طرف با مردمی مواجهیم که از کودکی بدون هیچ آموزش به درد بخوری به ویژه در حوزه‌ی هنر و علوم انسانی بزرگ شده‌اند، و از طرف دیگر با آدم‌هایی که اگر بخواهیم مطابق اثر دانینگ کروگر راجع به آنها نظر بدهیم در اوج توهم برتری خودشان نسبت به دیگران به سر می‌برند. نمی‌دانم قرار است در آینده چه بلایی بر سرمان بیاید. شاید اگر «خواندن» همچنان آلترناتیوی برای فضای مجازی محسوب می‌شد، می‌توانستیم به آینده‌ای که مردم در آن مطالعه می‌کنند امیدوار باشیم. اما ذهن ما آنچنان توسط الگوریتم‌ها دستکاری شده که دیگر توانایی تمرکز روی چیزی مثل کتاب را از دست داده‌ایم. شاید تنها راه نجات، ورود آدم‌حسابی‌ها به فضای مجازی و کار تولید محتوا باشد، هرچند که از آن طرف خطر قشری یا سلبریتی شدن این چندتا آدم حسابی باقیمانده هم خطر بزرگی است. شاید هم من دارم زیاده از حد مته به خشخاش می‌گذارم. شاید در این وضعیت بحرانی، اگر یک ساختمان ساخته شود که نمای آن آجری باشد یا اگر سون‌بند فالش نخواند، وضعیت ما بهتر شود. شاید پیشرفت هم از همین چیزهای کوچک شروع شود.

. #ناصر_فکوهی: تا جایی که من به عنوان یک ناظر بیرون از میدان هنر -و بنابراین از این لحاظ «ناآگاه» ولی یک ناظر جامعه‌شناس که به هنر به‌مثابه یک پدیده‌ی اجتماعی می‌نگرد شاهدش هستم، در ایران درک درستی از هنر معاصر و هنر مدرن وجود ندارد؛ همانگونه که درک درستی از خود مدرنیته و معاصر بودن وجود ندارد. البته همیشه در این مورد مثل همه‌ی موارد دیگر باید سخنان من را با نسبی کردن در نظر بگیرید؛ وقتی می‌گویم وجود ندارد، منظور این نیست که «اصلاً» وجود ندارد، بلکه آن است که اکثریت کنشگران از این دید برخوردار نیستند. وگرنه تعداد بسیار زیادی هنرمند، ناقد، نویسنده، دانشگاهی، روشنفکر، نویسنده و مترجم توانا داریم که بسیار خوب مسائل را درک می‌کنند و در کارهای باارزش خود منعکس می‌نمایند. اما متأسفانه دیدگاه‌های عمومی و رایج نتوانسته‌اند مدرنیته و در جهان بودن را، چه در هنر و چه در غیر هنر بفهمند و به همین دلیل است که ما تصور می‌کنیم مثلاً اینکه در یک جشنواره‌ی جهانی شرکت کنیم یا برنده‌ی جایزه‌ای شویم، یا اینکه مثلاً دانشمندان ما در جهان این یا آن سمت را داشته باشند، اینکه هنرمندان ما را اینجا آنجا دعوت کنند، اینها یعنی حضور خلاق در جهان، یعنی معاصر بودن، یعنی مدرن بودن. البته حضور فیزیکی و برنده‌ی جایزه شدن و حضور در این قبیل محافل با اما و اگرهای بسیار، مهم است. اما باید دقت داشت که ما ممکن است سال‌های سال در این گونه مراسم شرکت داشته باشیم و باز هم همان‌قدر از جهان پرت باشیم که قبلاً بوده‌ایم. و برخی از دوستانی که امروز قلم می‌زنند یا در ستایش این قبیل مسائل سخن از برتری و «حضور درخشان هنر ایران» سرمی‌دهند، ظاهراً فراموش کرده‌اند که چهل یا پنجاه سال پیش هم ما بسیار در این گونه محافل شرکت داشتیم و حتی برخی از آنها را برگزار می‌کردیم، اما این تأثیری در ماجراهای بعدی نداشت. (در گفت‌وگو با جواد حسنجانی، منتشر شده در مجله‌ی تندیس، ش ۳۰۸، سال ۱۳۹۴) . 🔴 توجه: متنی که خواندید پاره‌ای از گفتاری مفصل‌تر است که با توجه به محدودیت و اقتضای شبکه‌های اجتماعی قادر به نقل کل آن نیستیم. توصیه می‌کنیم برای درک بهتر هر گفتار به منبع اصلی مندرج در ذیل آن مراجعه کنید. . 🔴 در وب‌سایت گفتار بخوانید: . ⭕️ https://goftaar.ir/?p=11513