fa
Feedback
SevenHells

SevenHells

رفتن به کانال در Telegram

زندگی کوتاهه ولی نه به‌اندازهٔ کافی.

نمایش بیشتر
468
مشترکین
-124 ساعت
-27 روز
-630 روز
آرشیو پست ها
من این ام‌اس و این دارو و این مملکت و این زندگی و عاقبتم رو، با هم، یه‌جا، گاییدم. همین‌جا که وایسادم حاضرم هفتصدتا پلاک یک‌دفعه تو مغزم ظاهر بشه و مغزم یادش بره چجوری نفس می‌کشید ولی یک ثانیهٔ دیگه این روند تخمی رو دنبال نکنم. همین‌جا، همین لحظه، همینننننن موقعیت. بزنید روی دور تند، من همین‌جا بمیرم.

کسی هست عباس ولی‌زاده رو بشناسه اینجا؟ 😶 می‌خوام یه دوره‌ش رو بخرم ولی خیلی دودل شدم. بیاید بگید خوبه بخرم. 😶😶😶

تا حالا لوبیاشاه دمش روباهی دیده بودین؟ 😌
تا حالا لوبیاشاه دمش روباهی دیده بودین؟ 😌

photo content

اینقد زنگ‌خورم کمه که سه روزه گوشی‌م نه زنگ می‌زنه و نه زنگ می‌خوره و من تازه امروز فهمیدم مسئله آنتن و این چیزا نیست و گوشی‌م مشکل داره. این هم از زندگی پر مهر و محبت جوان ایرانی. ❤️

با هرکی حرف می‌زنی می‌گه حوزهٔ من خوبه. ما خوب پول درمی‌آریم. بعد نگاهش می‌کنی می‌بینی داره مثل خودت مفلسانه زندگی می‌کنه. عزیزم مدیرت خوب درمی‌آره. مدیرای همه خوب درمی‌آرن. تمومش کن این بازی کثیف رو. تو مدیرت نیستی. تو هم خوب درنمی‌آری. همه‌مون با هم بدبختیم. از این هذیان خارج شو. 😭😭😭😭

«نمی‌شه این داستان رو بدون سختی گذروند آلما.»

The answer was not. Fuck life. Fuck it all.

To tiramisu or not to tiramisu. That's the question for today.

photo content

تکلیف چهل‌دقیقه‌ای، بعد از ۲۰ ساعت تلاش بنده، در این لحظه به پایان رسید. تبریک می‌گم به خودم. پایداری خاصی نشون دادم. 🧌 (اگر نمره‌م زیر ۱۰۰ بشه، یه چند تا آدم باید بمیرن. حداقل چندتا آدم.)

داشتم فکر می‌کردم برم تراپی. بعد دیدم اینقد معضل بی‌پولی برام پررنگه که اصلا برم اونجا فقط گریه می‌کنم که پول ندارم و به تراماهای اصل‌کاری نمی‌رسیم. :)))

روز سوم کار روی تکلیف چهل دقیقه‌ای 🙏 امروزم تموم نمی‌شه. 🤡

ز غوغای جهان فارغ
ز غوغای جهان فارغ

من وقتی محبت هیچ‌کس به‌جز لوبیا بدون شرط نیست
من وقتی محبت هیچ‌کس به‌جز لوبیا بدون شرط نیست

الان که فکر می‌کنم شاید همه‌ش هم زن‌بودن نباشه. من آدم حقیری‌ام که قدرتش رو ندارم جلوی همه بایستم. وقتی زندگی‌ت وابسته به نظر لطف همه، حتی اره و اوره و شمسی‌کوره، باشه، زبونتم کوتاهه. مجبوری فقط بگی چشم. حالا اینکه زن‌بودن چقدر بیرون‌اومدن از حقارت رو سخت می‌کنه بحث جداییه که جوابش رو نمی‌دونم. مهم اینه که این واقعیت رو بپذیرم که وضعیت حاصل ذلیل‌بودن خودم هم هست.

امروز یکمی مرگم می‌آد که زنم. مردای زندگی‌م رو می‌بینم که هرجور که هستن پذیرفته می‌شن. همه می‌پذیرنشون. هرررجورررر که هستن. اون‌وقت من باید همه رو راضی نگه دارم. از مامان و بابا و دوست و آشنا بگیر تا اره و اوره و شمسی‌ کوره. هرچی طغیان می‌کنی، داد می‌زنی، می‌گی من می‌خوام اینجوری زندگی کنم، من از زندگی‌م اینو می‌خوام. همه می‌گن نه عزیزم. تو حق نداری اینو بخوای چون کون فلانی کج می‌شه. مهم نیست چقدر و چند بار بگی. همیشه همینه و همیشه یه نفر جدید باهات مشکل داره.

آینهٔ ما نجات‌دهنده اینا نداره چرا؟ یه دلقک می‌بینم فقط. 🤡