SevenHells
رفتن به کانال در Telegram
468
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-27 روز
-730 روز
آرشیو پست ها
468
کاشکی میشد تمام درد و بلاها را از تنت بکشم بیرون و توی قلب خودم بریزم تا چشم مهربانت دوباره تو چشم هام بخندد و من تمام دنیا را فراموش کنم. کاش میشد عمرم را کم میکردم اما تو مثل همیشه میخندیدی. کاشکی دست هام کیلومترها کش می آمدند تا لب هات را کش بیاورم و تو لبخند بزنی و دل نازک من همانجا کنار لبخندهات آرام میگرفت.
468
کاشکی میتوانستم گنجشکی کوچک باشم در میان قلب بزرگت تا در کرانه آسمان آبی اش لانه بسازم و برات آواز بخوانم و کاشکی دست های مهربانت سر کوچک مرا نوازش میکردند تا قلب پرتلاطمم به آرامش برسد. کاشکی میشد توی آغوشت بمانم تا وقتی که بتوانم پر بگیرم توی آسمان. کاشکی میشد ستاره ها را با نوک کوچکم از شب برات بدزدم تا چشم هات پر از ستاره بشوند و من برایشان بمیرم. کاشکی...
468
یه بار داشتم با یه مته صحبت میکردم که یه دفعه گفت حاجی حتی منم نمیتونم اینقد برم تو مخ یکی، ترو خدا ببند دهنتو.
468
یه لیوان گنده قهوه خوردم. با این وجود تمام سلول های چشمم دارن به مولکول های قهوه زبون درازی میکنن و خودشونو برای لحظه ای خواب جر میدن.
468
پاییز چه نارفیق شده. یهو از پشت خنجر میزنه آدم اشکش درمیاد، دلش میگیره، معتاد میشه میفته تو جوب میمیره.
468
تنها کسی که تا الان ناامیدش نکردم خودمم. چون یه آدم ناامیدو نمیشه ناامید کرد. اوه. چی گفتم. چه دارک. برید دستاتونو کات کنید.
468
حتی اگه با یه قارچ صحبت کنین میگه من از این دختره بیشتر ریسک کردم تو زندگیم. البته صحبت کردن با یه قارچ ممکنه یکم سخت باشه. قارچا معمولا از صحبت کردن خوششون نمیاد.
468
فک کنم بالاخره در سن ۱۸ سالگی، با سه تار موی سفید پیر شدم. جوری از هر اتفاق و تصمیم گیری ای به سمت روزمرگی هام فرار میکنم که به جرات میتونم بگم زندگی یه گلسنگ یا خزه از پویایی و هیجان بیشتری برخورداره.
468
هوا باز هم سرد شده. روحم تمایل زیادی داره به اینکه چند نفرو تسخیر کنه و مجبورشون کنه همو بغل کنن، برن زیر یه پتوی بزرگ و تا آخر زمستون همونجا بمونن.
468
باید یکیو استخدام کنم ک همیشه میزان و شرایط هورمونیمو بهم گوشزد کنه که دلیل عاشق شدنمو بدونم.
