fa
Feedback
آثار خوشنویسی حمید حاتمی

آثار خوشنویسی حمید حاتمی

رفتن به کانال در Telegram

ارتباط با مدیر کانال 👇👇 @hatami1366

نمایش بیشتر
إيران624 221دسته بندی مشخص نشده است
188
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
اطلاعاتی وجود ندارد30 روز
آرشیو پست ها
اجرای قلم ۲ سانت بجهت سفارش خط: حمید حاتمی تذهیب همسر عزیزم: حدیث فروزان @hamidhatami1366
اجرای قلم ۲ سانت بجهت سفارش خط: حمید حاتمی تذهیب همسر عزیزم: حدیث فروزان @hamidhatami1366

به پادشاهی عالم نظر نیندازیم گدای درگه عشقیم و عشق افسر ماست # فریدون_مشیری @hamidhatami1366
به پادشاهی عالم نظر نیندازیم گدای درگه عشقیم و عشق افسر ماست # فریدون_مشیری  @hamidhatami1366

20210301_153137.jpg1.10 MB

قطعه بندی نهایی و آماده برای قاب 😍 📣 فروش اثر به قیمت پیشنهادی شما @hatami1366 @hamidhatami1366
قطعه بندی نهایی و آماده برای قاب 😍 📣 فروش اثر به قیمت پیشنهادی شما @hatami1366 @hamidhatami1366

آهسته باز از بغل پله ها گذشت در فكر آش و سبزی بیمار خویش بود اما گرفته دور و برش هاله ای سیاه او مرده است و باز پرستار حال ماست در زندگی ما همه جا وول می خورد هر كنج خانه صحنه ای از داستان اوست در ختم خویش هم به سر كار خویش بود بیچاره مادرم هر روز می گذشت از این زیر پله ها آهسته تا به هم نزند خواب ناز من امروز هم گذشت در باز و بسته شد با پشت خم از این بغل كوچه می رود چادر نماز فلفلی انداخته به سر كفش چروك خورده و جوراب وصله دار او فكر بچه هاست هرجا شده هویج هم امروز می خرد بیچاره پیرزن ، همه برف است كوچه ها او از میان كلفت و نوكر ز شهر خویش آمد به جستجوی من و سرنوشت من آمد چهار طفل دگر هم بزرگ كرد آمد كه پیت نفت گرفته به زیر بال هر شب در آید از در یك خانه فقیر روشن كند چراغ یكی عشق نیمه جان او را گذشته ای است ، سزاوار احترام : تبریز ما ! به دور نمای قدیم شهر در ( باغ بیشه ) خانه مردی است باخدا هر صحن و هر سراچه یكی دادگستری است اینجا به داد ناله مظلوم می رسند اینجا كفیل خرج موكل بود وكیل مزد و درآمدش همه صرف رفاه خلق در باز و سفره پهن بر سفره اش چه گرسنه ها سیر می شوند یك زن مدیر گردش این چرخ و دستگاه او مادر من است انصاف می دهم كه پدر رادمرد بود با آنهمه درآمد سرشارش از حلال روزی كه مرد ، روزی یكسال خود نداشت اما قطارهای پر از زاد آخرت وز پی هنوز قافله های دعای خیر این مادر از چنان پدری یادگار بود تنها نه مادر من و درماندگان خیل او یك چراغ روشن ایل و قبیله بود خاموش شد دریغ نه ، او نمرده ، میشنوم من صدای او با بچه ها هنوز سر و كله می زند ناهید ، لال شو بیژن ، برو كنار كفگیر بی صدا دارد برای ناخوش خود آش می پزد او مرد و در كنار پدر زیر خاك رفت اقوامش آمدند پی سر سلامتی یك ختم هم گرفته شد و پر بدك نبود بسیار تسلیت كه به ما عرضه داشتند لطف شما زیاد اما ندای قلب به گوشم همیشه گفت : این حرفها برای تو مادر نمی شود . پس این كه بود ؟ دیشب لحاف رد شده بر روی من كشید لیوان آب از بغل من كنار زد ، در نصفه های شب . یك خواب سهمناك و پریدم به حال تب نزدیك های صبح او زیر پای من اینجا نشسته بود آهسته با خدا ،‌ راز و نیاز داشت نه ، او نمرده است . نه او نمرده است كه من زنده ام هنوز او زنده است در غم و شعر و خیال من میراث شاعرانه من هرچه هست از اوست كانون مهر و ماه مگر می شود خموش آن شیرزن بمیرد ؟ او شهریار زاد هرگز نمیرد آنكه دلش زنده شد به عشق او با ترانه های محلی كه می سرود با قصه های دلكش و زیبا كه یاد داشت از عهد گاهواره كه بندش كشید و بست اعصاب من بساز و نوا كوك كرده بود او شعر و نغمه در دل و جانم بخنده كاشت وانگه به اشك های خود آن كشته آب داد لرزید و برق زد به من آن اهتزاز روح وز اهتزاز روح گرفتم هوای ناز تا ساختم برای خود از عشق عالمی او پنج سال كرد پرستاری مریض در اشك و خون نشست و پسر را نجات داد اما پسر چه كرد برای تو ؟ هیچ ، هیچ تنها مریض خانه ، به امید دیگران یك روز هم خبر : كه بیا او تمام كرد . در راه قم به هرچه گذشتم عبوس بود پیچید كوه و فحش به من داد و دور شد صحرا همه خطوط كج و كوله و سیاه طومار سرنوشت و خبرهای سهمگین دریاچه هم به حال من از دور می گریست تنها طواف دور ضریح و یكی نماز یك اشك هم به سوره یاسین من چكید مادر به خاك رفت . آنشب پدر به خواب من آمد ، صداش كرد او هم جواب داد یك دود هم گرفت به دور چراغ ماه معلوم شد كه مادره از دست رفتنی است اما پدر به غرفه باغی نشسته بود شاید كه جان او به جهان بلند برد آنجا كه زندگی ،‌ ستم و درد و رنج نیست این هم پسر ، كه بدرقه اش می كند به گور یك قطره اشك ، مزد همه زخم های او اما خلاص می شود از سرنوشت من مادر بخواب ، خوش منزل مباركت . آینده بود و قصه بی مادری من ناگاه ضجه ای كه بهم زد سكوت مرگ من می دویدم از وسط قبرها برون او بود و سر به ناله برآورده از مغاك خود را به ضعف از پی من باز می كشید دیوانه و رمیده ، دویدم به ایستگاه خود را بهم فشرده خزیدم میان جمع ترسان ز پشت شیشه در آخرین نگاه باز آن سفیدپوش و همان كوشش و تلاش چشمان نیمه باز : از من جدا مشو می آمدیم و كله من گیج و منگ بود انگار جیوه در دل من آب می كنند پیچیده صحنه های زمین و زمان بهم خاموش و خوفناك همه می گریختند می گشت آسمان كه بكوبد به مغز من دنیا به پیش چشم گنهكار من سیاه وز هر شكاف و رخنه ماشین غریو باد یك ناله ضعیف هم از پی دوان دوان می آمد و به مغز من آهسته می خلید : تنها شدی پسر . باز آمدم به خانه چه حالی ! نگفتنی دیدم نشسته مثل همیشه كنار حوض پیراهن پلید مرا باز شسته بود انگار خنده كرد ولی دلشكسته بود : بردی مرا بخاك كردی و آمدی ؟ تنها نمی گذارمت ای بینوا پسر می خواستم به خنده درآیم ز اشتباه اما خیال بود ای وای مادرم

قلم ۸ میل شعر فوق العاده احساسی استاد شهریار در مقام مادر @hamidhatami1366 👇👇👇👇👇
قلم ۸ میل شعر فوق العاده احساسی استاد شهریار در مقام مادر @hamidhatami1366 👇👇👇👇👇

تعدادی قلم دزفولی و خودکار بیک ۱/۶ برای فروش موجود میباشد. تعداد محدود🖌 @hamidhatami1366
تعدادی قلم دزفولی و خودکار بیک ۱/۶ برای فروش موجود میباشد. تعداد محدود🖌 @hamidhatami1366

السلام علیک یا فاطمه الزهرا سلام الله علیها @hamidhatami1366
السلام علیک یا فاطمه الزهرا سلام الله علیها @hamidhatami1366

به رغم مدعیانی که منع عشق کنند/ جمال چهره تو حجت موجه ماست @hamidhatami1366
به رغم مدعیانی که منع عشق کنند/ جمال چهره تو حجت موجه ماست @hamidhatami1366

بیا ای شیخ و از خمخانه ما شرابی خور که در کوثر نباشد @hamidhatami1366
بیا ای شیخ و از خمخانه ما شرابی خور که در کوثر نباشد @hamidhatami1366

در جستجوی اهل دلی عمر ما گذشت... #رهی_معیری قلم هشت میل آموزش مجازی خط نستعلیق مقدماتی تا فوق ممتاز @hamidhatami1366
در جستجوی اهل دلی عمر ما گذشت... #رهی_معیری قلم هشت میل آموزش مجازی خط نستعلیق مقدماتی تا فوق ممتاز @hamidhatami1366

تاج سر انبیا محمد (ص) @hamidhatami1366
تاج سر انبیا محمد (ص) @hamidhatami1366

بداهه یکبار اجرا سفارش قلم یک سانت @hamidhatami1366
بداهه یکبار اجرا سفارش قلم یک سانت @hamidhatami1366

دیدار تو حل مشکلات است/ صبر از تو خلاف ممکنات است #سعدی @hamidhatami1366
دیدار تو حل مشکلات است/ صبر از تو خلاف ممکنات است #سعدی @hamidhatami1366

ای دل ار عشرت امروز به فردا فکنی/ مایه نقد بقا را که ضمان خواهد شد @hamidhatami1366

🔻فرصت امروز رو بچسب؛ کار خوب رو به فردا ننداز! ➖وقت بهتر وجود نداره ... #کلیپ_صوتی @Panahian_ir