fa
Feedback

فریب کلاهبرداران را نخورید! تل‌متریو این کانال‌ها را شناسایی و برچسب‌گذاری می‌کند 👉 برای مشاهده برچسب، اشتراک تهیه کنید

کانال کتاب و کتابخوانی

کانال کتاب و کتابخوانی

رفتن به کانال در Telegram

📖✏ این کانال بمنظور توسعه فرهنگ کتاب و کتابخوانی ایجادشده و تلاش دارد قشرهای مختلف جامعه را ترغیب به کتابخوانی نماید.

نمایش بیشتر
405
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-17 روز
-230 روز
آرشیو پست ها
کلاه تان را در مقابل کارگری از سر بردارید که با داشتن چهار پنی، دخترش را شوهر می‌دهد! حداقل او به جای پول در رگ‌ هایش خون دارد. #جورج_اورول 📕همه جا پای پول در میان است

همه امراض از عدم بخشایش ناشی می شوند. هرگاه که بیماریم باید در دل خود جست وجو کنیم و ببینیم که چه کسی را باید ببخشاییم. هرگاه عفو و بخشایش هر کس را دشوارتر می یابیم، هم اوست که بیش از هر کس دیگر باید رهایش کنیم. بخشایش یعنی دست برداشتن و رها کردن، این به معنای تأیید رفتار آنها نیست.این به معنای دست برداشتن از سر آن کس و آن مسأله است. لازم نیست که بدانیم چگونه عفو کنیم.تنها کاری که باید بکنیم این است که مشتاق عفو و بخشایش باشیم. کائنات،خود از «چگونه ها»مراقبت میکند. کتاب #شفای_زندگی #لوییز_هی

تو فکر می‌کنی چرا برای من شنیدن مشکلات دیگران تا این حد مهم است؟  مگر من به حد کافی درد و رنج ندارم؟ مگر من به درد خودم گرفتار نیستم؟ البته که به درد خودم گرفتارم. اما سهیم شدن با دیگران من را مجبور می‌کند احساس کنم زنده هستم، نه اتومبیل یا خانه ام. نه قیافه‌ام در آینه. وقتی برای کسی وقت می‌گذارم، وقتی مجبورش می کنم که پس از حس کردن غم و غصه اش بخندد، سلامتی فوق العاده‌ای را احساس می‌کنم. کتاب : #سه_شنبه_ها_با_موری  نویسنده: #میچ_البوم ترجمه: #ماندانا_قهرمانلو انتشارات: #نشر_قطره

‏« و دیگر هیچ... اندکی خورشید، کمی جریان هوا، تعدادی درخت، که فاصله را قاب می‌کند، آرزوی خوشبخت بودن، به اضافه‌ی غم، روزها سپری می‌شوند، علم کماکان نامشخص و حقیقت هنوز قابل کشف است... دیگر هیچ، دیگر هیچ... آری دیگر هیچ...» #کتاب_دلواپسی #فرناندو_پسوا

خداوند هیچ عملی را مانند شاد کردن دیگران دوست ندارد . . .! #امام_باقر

نگاه خدا از هرچی که داریم باارزش تره خدایا نگاه ت رو از ما نگیر

سینمایی مردی به نام اوتو دوبله فارسی فیلم دیدنی و با معنی با هنرمندی هانکس https://www.aparat.com/v/p276vrk

پسر فقیری که از راه فروش خرت و پرت در محله های شهر، خرج تحصیل خود را بدست میآورد یک روز به شدت دچار تنگدستی شد. او فقط یک سکه ناقابل در جیب داشت. در حالی که گرسنگی سخت به او فشار میاورد، تصمیم گرفت از خانه ای تقاضای غذا کند. با این حال وقتی دختر جوانی در را به رویش گشود، دستپاچه شد و به جای غذا یک لیوان آب خواست. دختر جوان احساس کرد که او بسیار گرسنه است. برایش یک لیوان شیر بسیار بزرگ آورد. پسرک شیر را سر کشیده و آهسته گفت: چقدر باید به شما بپردازم؟ دختر جوان گفت: هیچ. مادرمان به ما یاد داده در قبال کار نیکی که برای دیگران انجام می دهیم چیزی دریافت نکنیم. پسرک در مقابل گفت: از صمیم قلب از شما تشکر می کنم. پسرک که هاروارد کلی نام داشت، پس از ترک خانه نه تنها از نظر جسمی خود را قویتر حس می کرد، بلکه ایمانش به خداوند و انسانهای نیکوکار نیز بیشتر شد. تا پیش از این او آماده شده بود دست از تحصیل بکشد. سالها بعد... زن جوانی به بیماری مهلکی گرفتار شد. پزشکان از درمان وی عاجز شدند. او به شهر بزرگتری منتقل شد. دکتر هاروارد کلی برای مشاوره در مورد وضعیت این زن فراخوانده شد. وقتی او نام شهری که زن جوان از آنجا آمده بود شنید، برق عجیبی در چشمانش نمایان شد. او بلافاصله بیمار را شناخت. مصمم به اتاقش بازگش ت و با خود عهد کرد هر چه در توان دارد، برای نجات زندگی وی بکار گیرد. مبارزه آنها بعد از کشمکش طولانی با بیماری به پیروزی رسید. روز ترخیص بیمار فرا رسید. زن با ترس و لرز صورتحساب را گشود. او اطمینان داشت تا پایان عمر باید برای پرداخت صورتحساب کار کند. نگاهی به صورتحساب انداخت. جمله ای به چشمش خورد: همه مخارج با یک لیوان شیر پرداخته شده است. امضا دکتر هاروارد کلی زن مات و مبهوت مانده بود. به یاد آنروز افتاد. پسرکی برای یک لیوان آب در خانه را به صدا در آورده بود و او در عوض برایش یک لیوان شیر آورد. اشک از چشمان زن سرازیر شد. فقط توانست بگوید: خدایا شکر... خدایا شکر که عشق تو در قلبها و دستهای انسانها جریان دارد.

اگر انسانی هستی که نمیتوانی به دادِ کسی برسی اقلاً  آدم باش و دادِ کسی را در نیاور! #یغما گلرویی

عصرها باید کنار یک فنجان گرم و شیرین نشست وخاطرات خوب زندگی را مرور کرد بی هیچ قضاوت و حسرتی همینکه خوبی‌ها یادمان مانده ،نعمت بزرگیست

"اگر که قسمتت بار سبک نیست برایت شانه‌هایی قوی اگر که سهمت زندگی آسان نیست برایت اراده‌ای محکم اگر که زمانه‌ات نامهربان است برایت دلی مهربان و اگر که روزگارت کم مداراست برایت سینه‌ای صبور آرزو می‌کنم

آدم‌های مهربون از سر احتیاج مهربون نیستند اون‌ها دنیا رو کوچکتر از اون ميبينن که بدی كنن! اون‌ها ، خودشون انتخاب کردن که نبينن ، نشنون و به روی خودشون نيارن نه اینکه نفهمن...!

پرسیدم چیست صورت عشق و زیبایی لیلایی که حسرت را بر دلها و امید نگاه را بر چشمها دارد، گفت بنگر بر خاک تیره که با بارش اشک عشق
پرسیدم چیست صورت عشق و زیبایی لیلایی که حسرت را بر دلها و امید نگاه را بر چشمها دارد، گفت بنگر بر خاک تیره که با بارش اشک عشق ابرها،   چنان صورت های می افریند که هر رنگش احساس زیبایی را بر دلها و شوق بوییدن را بر مشامها و شوق لمس را بر دستها می نشاند آري گلها هستند که زیباییها و احساسهای انسانی و عاطفی را به نمایش میگذارند.. می‌توان گل بود ... #ع_دباغ

گویند : مرغیست به نام « آمین » ! مرغی آسمانی در بلندترین نقطهٔ آسمان آنجا که بخدا نزدیکتر است می پَرَدو سخن می گوید او شنوا ترین موجود ِ جهان ِ هستی است هر چیز را که می شنود ، دوباره بنام فرد ِ گوینده آنرا تکرار می کند  و آمین می گوید این است که همهٔ آیین ها می گویند مراقب کلامت باش ! این است که می گویند تنها صداست که می ماند این است که می گویند دیگران را دعا کنید ! این است که اگر دیگرانی را نفرین کنیم روزی خود ِ ما دچار آن خواهیم بود مرغ آمین هر آنچه که بگوئیم را با اسم خود ِ ما ، جمع می کند و به خداوند اعلام می کند آنگاه در انتهای جمله آمیـن می گوید

من به پایان دنیا اهمیت نمی دهم، چون دنیای من بارها تمام شده و صبح روز بعد دوباره از نو آغاز شده است... #چارلز_بوکفسکی

-مادر تصور نمی کنی دراین سن و سال، اینهمه رقصیدن برای قلبت ضرر داشته باشد؟ -بچه جان! قوت قلب، فقط مربوط به جوانی نیست، یک زن سی ساله با تجربه های تلخ زندگی، قلبی بی نهایت قویتر از قلب تو دارد... #کارو 📕 سایه ظلمت

#در دیار مستان هر کس مستی ست ! یکی مست پول مست قدرت مست عیش مست خودخواهی مست مقام آری ای دوست مستی ست !! مست عشق عشق به انسان ها به کودکان خندان به لب به جوانان امیدوار به زندگی به نفس های گرم مانده در سرما به قلب های مهربان مانده در سینه ها به صداهای خفته بر بغض ها به نگاه های خوابیده بر چشم ها ما مستی م مستٍ روزهای گرم محبت شب های آرام دل بً ح چه مستی ست عشق ! #ع_دباغ

گاهی بی آنکه بفهمی در طول زمان آدم دیگری می‌شوی بیشتر سکوت می‌کنی دیرتر باور میکنی و کمتر رنج می‌بری