معرفی اساتید اخلاق و عرفان در قید حیات شیعه
رفتن به کانال در Telegram
جهت همکاری در معرفی اساتید و برای معرفی کردن اساتید اخلاق و عرفان و ادرس و مکان جلساتشان ، جهت معرفی در کانال، میتوانید به آیدی زیر پیام بدهید: @shia12shia ⛔️کپی بدون ذکر منبع ، مطالب کانال معرفی اساتید اخلاق و عرفان در قید حیات شیعه ،حرام است.
نمایش بیشتر6 643
مشترکین
-224 ساعت
-17 روز
+530 روز
در حال بارگیری داده...
کانالهای مشابه
ابر برچسبها
اشارات ورودی و خروجی
---
---
---
---
---
---
جذب مشترکین
ژوئیه '26
ژوئیه '26
+109
در 0 کانالها
ژوئن '26
+148
در 2 کانالها
Get PRO
مه '26
+66
در 1 کانالها
Get PRO
آوریل '26
+28
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '26
+11
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '26
+104
در 5 کانالها
Get PRO
ژانویه '26
+37
در 2 کانالها
Get PRO
دسامبر '25
+125
در 2 کانالها
Get PRO
نوامبر '25
+134
در 4 کانالها
Get PRO
اکتبر '25
+127
در 5 کانالها
Get PRO
سپتامبر '25
+132
در 4 کانالها
Get PRO
اوت '25
+144
در 2 کانالها
Get PRO
ژوئیه '25
+130
در 3 کانالها
Get PRO
ژوئن '25
+77
در 2 کانالها
Get PRO
مه '25
+150
در 3 کانالها
Get PRO
آوریل '25
+175
در 2 کانالها
Get PRO
مارس '25
+296
در 5 کانالها
Get PRO
فوریه '25
+159
در 4 کانالها
Get PRO
ژانویه '25
+283
در 7 کانالها
Get PRO
دسامبر '24
+212
در 2 کانالها
Get PRO
نوامبر '24
+192
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '24
+236
در 3 کانالها
Get PRO
سپتامبر '24
+184
در 6 کانالها
Get PRO
اوت '24
+174
در 2 کانالها
Get PRO
ژوئیه '24
+286
در 6 کانالها
Get PRO
ژوئن '24
+292
در 4 کانالها
Get PRO
مه '24
+252
در 2 کانالها
Get PRO
آوریل '24
+298
در 4 کانالها
Get PRO
مارس '24
+388
در 2 کانالها
Get PRO
فوریه '24
+302
در 3 کانالها
Get PRO
ژانویه '24
+403
در 4 کانالها
Get PRO
دسامبر '23
+259
در 7 کانالها
Get PRO
نوامبر '23
+218
در 6 کانالها
Get PRO
اکتبر '23
+186
در 6 کانالها
Get PRO
سپتامبر '23
+149
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '23
+151
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '23
+150
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '23
+170
در 0 کانالها
Get PRO
مه '23
+120
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '23
+160
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '23
+88
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '23
+129
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '23
+138
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '22
+167
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '22
+98
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '22
+136
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '22
+68
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '22
+142
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '22
+120
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '22
+112
در 0 کانالها
Get PRO
مه '22
+144
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '22
+154
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '22
+104
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '22
+87
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '22
+171
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '21
+64
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '21
+170
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '21
+119
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '21
+185
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '21
+295
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '21
+250
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '21
+329
در 0 کانالها
Get PRO
مه '21
+184
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '21
+312
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '21
+173
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '21
+215
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '21
+310
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '20
+2 988
در 0 کانالها
| تاریخ | رشد مشترکین | اشارات | کانالها | |
| 25 ژوئیه | +2 | |||
| 24 ژوئیه | +3 | |||
| 23 ژوئیه | +5 | |||
| 22 ژوئیه | +2 | |||
| 21 ژوئیه | +10 | |||
| 20 ژوئیه | +3 | |||
| 19 ژوئیه | +4 | |||
| 18 ژوئیه | +2 | |||
| 17 ژوئیه | +7 | |||
| 16 ژوئیه | +9 | |||
| 15 ژوئیه | +5 | |||
| 14 ژوئیه | +2 | |||
| 13 ژوئیه | +4 | |||
| 12 ژوئیه | +5 | |||
| 11 ژوئیه | +4 | |||
| 10 ژوئیه | +4 | |||
| 09 ژوئیه | +3 | |||
| 08 ژوئیه | +5 | |||
| 07 ژوئیه | +6 | |||
| 06 ژوئیه | +6 | |||
| 05 ژوئیه | +2 | |||
| 04 ژوئیه | +5 | |||
| 03 ژوئیه | 0 | |||
| 02 ژوئیه | +5 | |||
| 01 ژوئیه | +6 |
پستهای کانال
🔹 خبر دادن اساتید عرفانی از وفات خود
✍️ ظاهراً اساتید عرفانی شما مدتی قبل از اینکه از دنیا بروند از مرگشان خبر دادهاند، لطفاً در این زمینه مطلبی را بیان بفرمایید؟
👤 آیت الله مبشرکاشانی :
بله، همینطور است. چند سال، قبل از فوت مرحوم آیتالله بهاءالدینی، جمعی از دوستان، خدمت ایشان بودند وی مریض بود و علاقهمندان نگران حال او بودند، محل دیدار، منزل مرحوم آقا فخر تهرانی بود که مقابل منزلش باغی بود و در کنار باغ، جوی آبی، آنجا فرشی گستردند و آیتالله بهاءالدینی و علاقهمندان و مرحوم حاج آقا فخر تهرانی حضور داشتند. مرحوم آیتالله بهاءالدینی فرمودند: «نگران نباشید. هر زمانی که مقدّر باشد من و این آقا فخر از دنیا برویم، یک مدتی قبل خبر خواهیم داد». اتفاقاً حدود یک ماه قبل از فوت مرحوم آقا فخر تهرانی اینجانب و مرحوم حجتالاسلام والمسلمین حاج شیخ حسن معزی به دیدار مرحوم آقا فخر تهرانی رفتیم. مرحوم آقا فخر تهرانی بدون مقدمه فرمود: به قول بابا طاهر که زیر این آسمان، عریان واقعی او بود:
🌸 عزیزان قـدر یکدیگـر بـدانیـد
اجل سنگ است و آدم مثل شیشه 🌸
حقیر پس از شنیدن این شعر دانستم که آخر عمر مرحوم آقا فخر است و با این شعر به من خبر از رفتن خود میدهد. خیلی ناراحت شدم و به آقای معزی و بعضی از دوستان گفتم عمر آقا فخر به پایان رسیده است.
📸تصویر مزار ایشان
📌لوکیشن مزار حاج آقا فخر تهرانی :
قم ، جاده قم کاشان ، نزدیکی جمکران ، قبرستان بقیع (امامزاده جمال غریب) ، بخش 5
https://maps.app.goo.gl/2MxPtuHWprHP3eFM8
@shia12t
| 2 | ✍️آشنایی اجمالی با سید ذبیح الله قوامی مشهور به حاج آقا فخر عبا دوز تهرانی
📙شرح حال
🔸جوان بود و بسیار خوشسیما و شیکپوش و برای خودش کسی بود و رفت و آمدی داشت هوش بالایی داشت و تحصیل را با جدیت دنبال میکرد تمام هدفش این بود که بتواند بورسیه اعزام به خارج را دریافت کند و در یکی از کشورهای اروپایی ادامه تحصیل دهد
🔸 در آن زمان فقط عده کمی میتوانستند بورسیه تحصیلی بگیرند بالاخره نام این جوان از قرعه فال بیرون آمد میگویند روز اعزام، به عللی که فقط خدا میداند کمی دیر به فرودگاه رسید هواپیما پرواز کرد و این جوان جویای نام از پرواز جا ماند تا چند روز بعد در یکی از خیابان های تهران و در حالیکه غرق در تفکر بود با یکی از مقرّبان الهی روبه رو شد و او شیخ مرتضی زاهد بود
🔸بر کسی معلوم نشد که در آن دقایق سرنوشتساز چه سخنانی بین آشیخ مرتضای زاهد و آقا فخر تهرانی رد و بدل گشت اما در همان ملاقات نخست فخر تهرانی یک باره به انسانی دیگر تبدیل شد تمام لباسهای شیک و مدّ روز را کنار گذاشت عبایی بر دوش انداخت و حال و هوایی دیگر پیدا کرد
🔸وی مدتها از درس اخلاق بزرگان مخصوصا شیخ مرتضای زاهد بهره برد سپس به قم جهت اقامت سف. کردند و تا آخر عمر خویش دراین شرح زندگی کردند و با نفس حق خویش و رهنمودهایی طلبه ها را راهنمایی می کردند
🔸موقعی كه از حاج آقا فخر سوال می شود كه چه كرده ای كه مورد عنایت حضرت، واقع گشته ای؟جواب می دهد كه: كاری نكرده ام جز این كه مدت هاست خدمتگزار مادر پیر و زمین گیرم شده ام و تمام امور، حتی حمام و دستشویی او را خود به عهده گرفته ام.گمان می كنم خدمتم به مادر، مرا مورد عنایت آقا قرار داده است
🔸اطرافیان آیت الله بهاء الدینی برای یک سیدی در قم خبر اوردند که فلانی خوش به حالت آیت الله بهاء الدینی فرمودند: خوش به حال تو که امام زمانت از تو راضیست گریه کرد و خیلی خوشحال شد از او راز این موفقیت و این عظمت را پرسیدند؟؟
و ایشون این جواب را دادند که من به دو دلیل این را می بینم و عرض می کنم من احقر برای شما:
۱_ تا آخر عمر ازدواج نکرد و فقط و فقط به خدمت مادرش پرداخت خودش موهای مادر را شانه میزد و خودش او را تمیز می کرد و خودش ناخن های مادر را می گرفت و بوسه باران می کرد کف پای مادرش راو تا اخر عمر مادر خود را وقف خدمت به مادرش کرد
۲- نخوردن مال حرام ایشون تنها کسی بود که میشد بگویید یه لقمه نان حرام نخورد
نانوا خیایبان صفائیه قم نی گفت: این سید (آقا فخر تهرانی) خودش می رفت از دور و بر قم و از روستاهایی که یقین داشت زمین هایشان از خودشون هست گندم می خرید و آرد می کرد و کم کم آن آرد را برای ما می آورد و ما برایش نان سنگک می پختیم و آن را می خشکاند و یه ماهی را با آن سر می کرد و قسم خورد که یک لقمه نان حرام نخورد و او کسی نیست.
📙توصیه ها
🔸توسلات خیلی مهم است همه جا کارت با حسین باشد سرالله الاعظم وجود مقدس اباعبدالله الحسین است اگر از ته دل برای اباعبدالله گریه کردی حضرت عزرائیل خود را تلقین می دهد
🔸هیچ کس به جایی نرسید مگر از نوافل و عزاداری امام حسین ، اقرب نوافل است
🔸در آخرالزمان دین و ایمان به کم خوردن ،کم گفتن و کم خفتن محفوظ می ماند در آخرالزمان به احدی نمی توانید تکیه کنید بهترین راه در این زمان ، معاشرت نکردن است مسافرت کمتر داشته باشید و بیشتر صله ارحام را چون احتمال گناه می رود با نامه و تلفن انجام دهید
در این دوران اخبار و روایات اهل بیت را زیاد بخوانید تا تکلیفتان مشخص شود زمان ، زمان عمل به واجبات و ترک محرمات است عمل به واجبات و ترک محرمات ، خودش عرفان و معرفت می آورد
🔸بعد از هر نماز دعای اللهم عرفنی نفسک… را بخوانید
در جمکران دعای «الهی عظم البلاء»را بخوانید
🔸صبح های دو شنبه و پنج شنبه خطاب به امام زمان بگویید:
یٰا أَیُّهَا اَلْعَزِیزُ مَسَّنٰا وَ أَهْلَنَا اَلضُّرُّ وَ جِئْنٰا بِبِضٰاعَةٍ مُزْجٰاةٍ فَأَوْفِ لَنَا اَلْكَیْلَ وَ تَصَدَّقْ عَلَیْنٰا إِنَّ اَللّٰهَ یَجْزِی اَلْمُتَصَدِّقِینَ (سوره یوسف آیه ۸۸)
🔸سیره عملی حاج آقا فخر تهرانی این بود که ساعتی به طلوع و ساعتی به غروب آفتاب با کسی حرف نمی زد و فقط جواب سلام را می داد درصحن حیاط رو به قبله می ایستاد و زیارت سلام الله کامل التام یا زیارت امین الله و یا دعاهای دیگر را می خواند.
برگرفته از نشانی از مزار اولیا
@shia12t | 14 |
| 3 | آقافخر به استاد فاضلی فرمودند
از امام زمان خودش را طلب کن...
🎙شیخ حسین گنجی
@shia12t | 27 |
| 4 | بعضیها همهچیز را میدانند،
اما انتخاب میکنند در گمنامی بمانند…
حاج آقافخر از همانها بود...
🎙به روایت سید محمد ابوترابی
منزل حاج آقا فخر تهرانی
@shia12t | 26 |
| 5 | بعضیها همهچیز را میدانند،
اما انتخاب میکنند در گمنامی بمانند…
حاج آقافخر از همانها بود...
🎙به روایت سید محمد ابوترابی
منزل حاج آقا فخر تهرانی
@shia12t | 1 |
| 6 | 🔹 مکاشفه حاج آقا فخر در عصر عاشورا
یکی از دوستانِ «حاجآقا فخر» نقل میکند:
حاجآقا فخر فرموده بودند:
«روز عاشورایی در مکاشفهای، حضرت صاحبالزمان(عج) را دیدم؛ دیدم که دو چشمانِ مبارکشان پر از خون بود…»
همان لحظه، این فرازِ جانسوز از زیارت ناحیه مقدسه به یادم آمد:
🥀 «وَلَأَبْكِيَنَّ عَلَيْكَ بَدَلَ الدُّمُوعِ دَمًا»
(و در سوگ تو، به جای اشک، خون از دیده خواهم گریست)
بعضی از دوستان حاج آقا فخر بیان کردند که
بعد از این قضیه و آن مشاهدهی جانسوز، آقا فخر دیگر خیلی دوام نیاورد و…
@shia12t | 34 |
| 7 | مرحوم حاجآقا فخر میفرمودند:
اگر مردم از اهمیت و آثار عریضهنویسی آگاه بودند، جویهای قم از عریضهها پر میشد.
گاهیگاه عریضهای نوشته شود تا انسان با آن، دلتنگی و دوری خود را اظهار کند…
مطالب مربوط به عریضهنویسی در کانال قرار داده شده است. در این روزگار فوقالعاده حساس، از این توسل بسیار مجرب غافل نمانید.
خدا رحمت کند آیتالله سید محمدباقر ابطحی، آن ولیّ خدا را؛ که همیشه ملتزم بودند هر عصر جمعه، خدمت حضرت صاحبالزمان(عج) عریضهای بنویسند.
@shia12t | 33 |
| 8 | مرحوم حاجآقا فخر میفرمودند:
اگر مردم از اهمیت و آثار عریضهنویسی آگاه بودند، جویهای قم از عریضهها پر میشد.
گاهیگاه عریضهای نوشته شود تا انسان با آن، دلتنگی و دوری خود را اظهار کند…
مطالب مربوط به عریضهنویسی در کانال قرار داده شده است. در این روزگار فوقالعاده حساس، از این توسل بسیار مجرب غافل نمانید.
خدا رحمت کند آیتالله سید محمدباقر ابطحی، آن ولیّ خدا را؛ که همیشه ملتزم بودند هر عصر جمعه، خدمت حضرت صاحبالزمان(عج) عریضهای بنویسند.
@shia12t | 1 |
| 9 | 🔹علمِ تکلیف ؛ حاجآقا فخر تهرانی
مرحوم حاجآقا فخر تهرانی از کسانی بود که به مرتبهای از «تشخیص تکلیف» رسیده بود؛
تشخیصی که نه صرفاً حاصل درس و بحث، بلکه نوری الهی برای فهم وظیفهی واقعی انسان در هر لحظه است.
او باور داشت مهمترین مسئله در زندگی، فهمیدن «وظیفهی الآن» است؛
نه سلیقه، نه احساس، نه عادت… بلکه تکلیف.
این نگاه فقط در امور بزرگ نبود؛
حتی در کارهای سادهی روزمره نیز بدون تکلیف اقدامی نمیکرد:
رفتن یا نرفتن به مهمانی،
قبول یا رد یک دعوت،
انتخاب مسیر سفر،
و حتی انتخاب همسفر…
منتظر میماند تا وظیفهاش روشن شود.
برای او معیار، صرف علاقهی شخصی نبود؛
ملاک فقط رضای الهی و انجام وظیفه بود.
در یکی از سفرهای زیارتی، با نگاهی کوتاه به چهرهی افراد، نیازمند واقعی را شناخت و فرمود:
«به همین شخص کمک کن.»
در حالی که اطرافیان هیچ نشانهای از نیاز در او نمیدیدند.
این همان نگاهِ باطنی و تکلیفمحور است؛ نگاهی فراتر از ظاهر.
حالتِ زندگی در چنین مرتبهای را «مقام وصال» مینامند؛
جایی که حتی سادهترین تصمیمها نیز زیر سایهی هدایت خداوند گرفته میشود.
@shia12t | 37 |
| 10 | استغفار در هر لحظهای
یکی از علمای تهران خاطرهای از حاجآقا فخر (رحمتاللهعلیه) نقل میکرد.
میگفت:
روزی ایشان را در خیابان ری دیدم. وقتی از کنارم رد شدند، ناگهان با نگاهی دلسوزانه برگشتند و پرسیدند:
«تو چرا اینطور شدهای؟»
انگار حال درونی و وضعیت برزخی مرا درک کرده بودند و متوجه شده بودند که وضع روحم خوب نیست.
حاجآقا فخر دیده بود قیافه برزخی ام خوب نیست و پرسیده بود دلیلش چیست؟
من هم گفته بودم: «تازه ازدواج کردهام و در ماه عسل هستم. کار حرامی هم انجام ندادهام، اما ذهنم خیلی درگیر مسائل مختلف شده.»
حاجآقا فخر به من گفتند: «چرا ذهنت را اینقدر مشغول و درگیر میکنی؟»
و چند جمله راهنمایی کردند.
موقع خداحافظی پرسیدند:
«الان حالت بهتر شد؟ چه کار کردی؟»
من جواب دادم: «همین الان، در همین دیدار، استغفار کردم.»
@shia12t | 35 |
| 11 | 🔹علم لدنی و تشخیص تکلیف
👤یکی از دوستان حاج آقا فخر بیان می کنند:
حاج آقا فخر تهرانی از نمونههای روشن افرادی بود که به مرتبهی علم لدنی و تشخیص تکالیف جزئی رسیده بودند.
علمی که نه از کتاب به دست میآید و نه از درس و بحث معمول؛
بلکه نوری است الهی برای شناخت وظیفهی واقعی انسان در هر لحظه.
📚تشرفات و خاطرات آقا فخر تهرانی
@shia12t | 28 |
| 12 | 🔹ملاقات با امام زمان در مراسم اعتکاف
یکی از دوستان حاجآقا فخر نقل میکند:
حاجآقا فخر به شرکت در مراسم اعتکاف بسیار مقیّد بودند؛ هم خودشان حتماً در این مراسم شرکت میکردند و هم دوستان را به حضور در اعتکاف تشویق مینمودند.
در یکی از مراسمهای اعتکاف مسجد امام حسن عسکری علیه السلام قم، حاج آقا فخر تهرانی پس از نیمهشب وارد حیاط مسجد شدند و توفیق زیارت حضرت ولیعصر عجل الله تعالی فرجه الشریف را پیدا کردند.
📚تشرفات و خاطرات آقا فخر تهرانی
@shia12t | 29 |
| 13 | 🔹شرح مختصری از زندگینامه معنوی حاج آقا فخر تهرانی
🔸حکایت زیبایی از خدمت به "مادر" !
🎙حجت الاسلام هاشمی نژاد
@shia12t | 27 |
| 14 | 🔹آقافخر با دید باطنی گفت نرو ....!
خاطره یکی از دوستان حاج آقا فخر :
یک روز تصمیم داشتم به تهران بروم آمدم خدمت آقا فخر اجازه بگیرم و خداحافظی کنم ، اما آقا فخر به من گفت: «نرو».
من هم اطاعت کردم و گفتم: «چشم».
یکی از دوستان (مرحوم آقای مصطفیزاده) از من پرسید: «چرا نمیروی؟».
در پاسخ گفتم: «من آقا فخر را میشناسم و میدانم که حرف بیحکمت نمیزند».
آقا فخر که این حرف را شنید، گفت: «حالا که شخص غریبهای در اینجا نیست، اجازه بدهید دلیلش را بگویم. اگر به تهران بروی، در خیابان مَلِک ترورت میکنند».
من که این حرف را شنیدم، گفتم: «باشد، نمیروم. اما اجازه دهید به دوستانم اطلاع دهم».
به آنها تلفن زدم و گفتم که نمیآیم .
همان شب، آقای مصطفیزاده به منزل ما آمد و گفت: «به تهران زنگ زدی؟».
گفتم: «بله ، دقیقاً همانچیزی که حاج آقا فخر گفته بود،اتفاق افتاد! در خیابان مَلِک تروری صورت گرفته و ضارب هم دستگیر شده است».
📚تشرفات و خاطرات آقا فخر تهرانی
@shia12t | 34 |
| 15 | 🎙خاطرهای از حاجآقا زهراپور در روز میلاد پیامبر رحمت
در روز میلاد پیامبر صل الله علیه و آله و در منزل آقافخر ، وقتی مداح اشعار مرحوم کمپانی را در مدح و ستایش پیامبر صلاللهعلیهوآله میخواند، به این بیت که رسید، حاجآقا فخر - با صدای بلند و با اینکه در حیاط نشسته بودند - گفتند: «اَعِد، اَعِد!» (یعنی تکرار کن)...
«مدح تو و من؟ خیال باطل
وصف تو و من؟ نتیجهٔ تعطیل
فرموده به شأنت ایزد پاک
لولاک لما خلقتُ الأفلاک
@shia12t | 33 |
| 16 | "ای همدم کسی که هیچ همدمی ندارد...!"
یکی از دوستان حاجآقا فخر نقل میکرد:
«وقتی تازه وارد مدرسهی آیتالله مجتهدی شده بودم، خیلی زود متوجه شدم که چقدر نسبت به احترام و توجه دیگران حساس هستم. اگر دوستی از کنارم رد میشد، سلام میکرد اما نمیایستاد و احوالپرسی نمیکرد، ناراحت میشدم و دلم میگرفت...
یه روز، حاجآقا فخر از کنارم عبور کرد... بیمقدمه، ایستاد، نگاهی انداخت و با صدای بلند گفت:
"یا رفیقَ مَن لا رفیقَ له!"
از اون روز به بعد دیگه اون حساسیت از بین رفت. حتی اگر بهترین دوستم هم بدترین رفتار یا ناسزا بهم میگفت دیگه اذیت نمیشدم...
📚تشرفات و خاطرات آقا فخر تهرانی
@shia12t | 29 |
| 17 | ⚫️ شیخ حسین حالا کمی فهمیدی داغ جوان یعنی چه ...
یکی از خوبان شهر قم و از شاگردان حاج آقا فخر تهرانی ، مرحوم حاج شیخ حسین کبیر بود؛
مرحوم حاج حسین کبیر در جوانی، به گفتهی خودش، همپیالهی طیب بود و از داشهای بنام تهران به شمار میآمد. اهل زورخانه بود، تنومند و پرهیبت؛ اما خداوند دستی به سرش کشید، دگرگونی عجیبی در زندگیاش رخ داد، مسیرش عوض شد. آمد، طلبه شد، روحانی شد، و چه طلبهی خوبی هم شد! بیریا، بیتظاهر، بیهیاهو. در عین سادگی، اهل دل و اهل معنا. اگرچه عارفمسلک بود، اما دلنشین و شوخطبع نیز بود.
تنها پسرش، غلامرضا، را در دفاع مقدس شهید شد. داغی که تا پایان عمر، آتش به جانش انداخت. خودش میگفت:
«نیمهشب بود. پسرم در جبهه بود. خوابیده بودم. یکباره دیدم قلبم تیر کشید، انگار قطرهای خون از دلم چکید. سوختم.
درد جانکاهی بود. صبحش فهمیدم اتفاقی افتاده... همان روز خبر آوردند که غلامرضا به شهادت رسیده.»
از آن پس، زمستانها زیر دوش آب سرد میرفت، جلو پنکه مینشست، آب یخ مینوشید؛ میگفت:
«این داغ دل با چیزی خاموش نمیشود...»
یکی از دوستان شیخ حسین می گفت بعد از مدتی من رفتم عیادت حاج آقا دیدم آروم نشسته ، در و پنجره بسته ، بخاری روشن آرام نشسته ، آهسته آهسته اشک می ریزه از اون جزع و فزع دیگه خبری نیست گفتم حاج آقا الحمدلله آرام شدید زمانه داغ را سرد می کنه
حاج حسین گفت:
«دیشب امام حسین علیهالسلام را در خواب دیدم. آقا به من فرمود:
"شیخ حسین! عمری روضهی من و علیاکبرم را خواندی، اما نمیفهمیدی داغ جوان یعنی چه...
حالا کمی میفهمی... حالا کمی میچشی..."»
از آن پس، وقتی حاج حسین کبیر روضهی علیاکبر میخواند، سوزی عجیب در صدایش بود. از عمق جان میسوخت. میگفت:
«من فقط اندکی چشیدم که داغ فرزند یعنی چه... آن هم در حالی که هنگام شهادت پسرم بالینش نبودم، دست و پا زدنش را ندیدم،اربا اربا شدنش را ندیدم اما بیچاره شدم...»
و بعد آهی میکشید و میگفت:
«فدای حسین، فدای آن پدری که کنار بدن پارهپارهی جوانش ایستاده بود، جان کندن فرزندش را دید و صدای نالهاش را شنید ، بدن اربا اربای فرزندش را در آغوش کشید ...
📚تشرفات و خاطرات آقا فخر تهرانی
@shia12t | 27 |
| 18 | 🔸عبد صالح مرحوم حاج آقا فخر تهرانی می فرمود: برای مداومت، زیارت وارث را انتخاب کنید.
@shia12t | 22 |
| 19 | 🌷 پول روضه را مسلم بن عقیل داد 🌷
حاجآقا فخر، شاگردی داشت به نام اکرم خانم زرندی؛ بانویی مؤمنه و اهل معرفت. ایشان در خیابان دور شهر قم سکونت داشت. فرزندانش همه تحصیلکرده بودند. کسانی که بر مزارش در باغ بهشت قم حاضر میشوند، گاه چنان حالی پیدا میکنند که میگویند: «انگار پا به حرم امام حسین (علیهالسلام) گذاشتهایم!»
خانهاش پر از نور اهلبیت بود. مجالس روضهاش صفای خاصی داشت و تخصصش، گریه برای سیدالشهدا (علیهالسلام) بود. حاجآقا فخر به منزلشان میرفت، مینشست، چای مینوشید و میرفت و پس از آن، مجلس روضه با همان صفای همیشگی آغاز میشد.
خانم زرندی برای یکی از روضهخوانهای امام حسین (علیهالسلام) نقل کرده است:
«روزی، پس از پایان برنامههای روضه در دهه محرم، رفتم سراغ کیفم تا پولی بردارم و به منبری و روضهخوان صله بدهم. اما با کمال ناباوری دیدم کیفم خالی است! نه پولی در آن بود و نه راهی برای تهیهاش. آن روز پنجشنبه بود و همهجا تعطیل. دلم شکست...
رفتم کنار در نشستم، بغضم ترکید و شروع کردم به بلندبلند گریه کردن...
ناگهان صدای در بلند شد. رفتم و در را باز کردم. مردی بلندقامت، نورانی و با لباسی به سبک قدیم ایستاده بود. با وقار سلام کرد و فرمود:
«من مسلم بن عقیل هستم. شنیدم کمکی از ما خواستهای... آمدهام.»
سپس مبلغی پول به من داد و قوطی چای خوشعطری را در دستم گذاشت و گفت:
«این چای را از مکه آوردهام. در مجلس روضه ات آن را دم کن.»
هر بار که این چای را دم میکردم، عطری از آن برمیخاست که همه خانه را پر میکرد؛ گویی عطر بهشت بود!
پولها را شمردم و دیدم دقیقاً به اندازه همان مبلغی است که میخواستم به روضهخوان، منبری و خادمان مجلس بدهم.
📚تشرفات و خاطرات آقا فخر تهرانی
@shia12t | 25 |
| 20 | سفر عاشقانه از قبرستان نو تا جمکران
یکی از دوستان حاج آقا فخر نقل میکرد:
روزی به زیارت مزار پدرم در قبرستان نو قم رفته بودم. ناگهان دیدم حاج آقا فخر کنار قبر پدرم، زیراندازی پهن کرده و با حالتی سراسر اخلاص، زیارت «امینالله» میخواند.
پس از پایان زیارت، به سمت من برگشت و با لبخند گفت: "آمادهای به جمکران برویم؟"
دیدم حاج آقا فخر بیکفش، با پای برهنه از قبرستان نو تا جمکران راه افتاد. آنقدر در شور و عشق امام زمان (عج) غرق بود که زخمی شدن کف پاهایش را اصلاً احساس نمیکرد؛ گویی درد جسم برایش هیچ بود در برابر شوق دیدار یار.
📚تشرفات و خاطرات آقا فخر تهرانی
@shia12t | 35 |
