fa
Feedback
Artistic Murders

Artistic Murders

رفتن به کانال در Telegram

Art is consciousness... ارتباط: @Jeykow

نمایش بیشتر
705
مشترکین
-124 ساعت
-47 روز
-1130 روز
آرشیو پست ها
چگونه فراموش کنم جوانی من چطور گذشت؟ چگونه زندگی روزمره جای همه چيز را گرفت! و عمرم مثل دعای يکشنبه‌ی کليسا يکنواخت و خسته کنند سپری شد؛ چه راهها دوشادوش آن کس رفتم که اصلا دوستش نداشتم! حالا ديگر راز فراموشکاری را از همه فراموشکاران بهتر آموخته ام؛ ديگر به گذشت زمان اعتنايی نمي کنم ! اما .... آن بوسه های نگرفته و نداده ؛ آن نگاه های نکرده و نديده را که به من باز خواهد داد؟
#آنا_اخماتووا
@ArtisticMurders

من می‌دانستم نومیدی هست٬ اما نمی‌دانستم یعنی چه. من هم مثل همه خیال می‌کردم که نومیدی بیماری روح است. اما نه٬ بدن زجر می‌کشد. پوست تنم درد می‌کند٬ سینه‌ام٬ دست و پایم. سرم خالی است و دلم بهم می‌خورد. و از همه بدتر این طعمی است که در دهنم است. نه خون است٬ نه مرگ٬ نه تب٬ اما همهٔ اینها باهم کافی است زبانم را تکان بدهم تا دنیا سیاه بشود و از همهٔ موجودات نفرت کنم. چه سخت است٬ چه تلخ است انسان بودن! ‌ ‌
#آلبر_کامو کالیگولا
@ArtisticMurders

#گریزی_به_کتاب چه به سرم خواهد آمد، سرنوشتم چیست؟ بدتر از همه این است که هیچ یقینی ندارم، آینده‌ای ندارم، و حتی نمي‌توانم حدس بزنم چه به سرم خواهد آمد. به گذشته هم می‌ترسم نگاه کنم. گذشته چنان پر از بدبختی است که فقط یادش کافی است تا دلم را پاره پاره کند...
#داستایوفسکی بیچارگان
@ArtisticMurders

#گریزی_به_کتاب حالا دیگر من مانده ام و من، چون وقتی به آن تنهایی پرهیاهو رسیدم، دیگر به آخر خط رسیدم، به آن درون پوک و تهی که چون آینه‌ای تصویر تمامی دردهای دنیا را باز می‌تاباند و تشدید می‌کند، هرچند که اغلب با شعرهای یسنین خودم را افسون می کنم. "باید به خانه باز گردم، از روحیه پرنشاط دیگران ذوق کنم بعد به غروب سبز رنگ زیر پنجره بزنم و خودم را حلق‌آویز کنم ..."
#بهومیل_هرابال تنهایی پر هیاهو
@ArtisticMurders

‌‍ ‌‌مشاورم می‌گفت «سوگواری‌ها تا پایان عمر ادامه می‌یابند.» شکل و شمایل و شدتِ سوگواری عوض می‌شود، اما آدم‌ها تا پایان عمر برای آدم‌ها و روابطِ از دست‌رفته‌شان سوگواری می‌کنند. درست است که آخرین مرحلهٔ سوگواری «پذیرش» است، اما پذیرش به معنای «پایان» نیست، به معنای «پذیرشِ واقعیتی انکارناپذیر» است؛ به معنای «هم‌زیستیِ مسالمت‌آمیز با سوگ» است. چینی نازکِ تنهاییِ آدم‌ها در طول عمرشان تَر‌َک می‌خورد. عمرِ درخت‌ها را از روی تعدادِ شیارها حدس می‌زنند، عمر ِ آدم‌ها را از روی تعدادِ ترک‌ها... #ابراهیم_سلطانی @ArtisticMurders

‌‌مشاورم می‌گفت «سوگواری‌ها تا پایان عمر ادامه می‌یابند.» شکل و شمایل و شدتِ سوگواری عوض می‌شود، اما آدم‌ها تا پایان عمر برای آدم‌ها و روابطِ از دست‌رفته‌شان سوگواری می‌کنند. درست است که آخرین مرحلهٔ سوگواری «پذیرش» است، اما پذیرش به معنای «پایان» نیست، به معنای «پذیرشِ واقعیتی انکارناپذیر» است؛ به معنای «هم‌زیستیِ مسالمت‌آمیز با سوگ» است. چینی نازکِ تنهاییِ آدم‌ها در طول عمرشان تَر‌َک می‌خورد. عمرِ درخت‌ها را از روی تعدادِ شیارها حدس می‌زنند، عمر ِ آدم‌ها را از روی تعدادِ ترک‌ها...
#ابراهیم_سلطانی
- Artistic Murders‌ ‌‌

‌‌مشاورم می‌گفت «سوگواری‌ها تا پایان عمر ادامه می‌یابند.» شکل و شمایل و شدتِ سوگواری عوض می‌شود، اما آدم‌ها تا پایان عمر برای آدم‌ها و روابطِ از دست‌رفته‌شان سوگواری می‌کنند. درست است که آخرین مرحلهٔ سوگواری «پذیرش» است، اما پذیرش به معنای «پایان» نیست، به معنای «پذیرشِ واقعیتی انکارناپذیر» است؛ به معنای «هم‌زیستیِ مسالمت‌آمیز با سوگ» است. چینی نازکِ تنهاییِ آدم‌ها در طول عمرشان تَر‌َک می‌خورد. عمرِ درخت‌ها را از روی تعدادِ شیارها حدس می‌زنند، عمر ِ آدم‌ها را از روی تعدادِ ترک‌ها... #ابراهیم_سلطانی - Artistic Murders‌ ‌‌

Artistic Murders
+5
Artistic Murders

#گریزی_به_کتاب من به تنهایی معتاد شده بودم! اگر تنهایی رو اَزم می‌گرفتند، عین آدمی میشدم که آب و خوراکش رو ازش گرفته باشند. اگر هر روز یک کمی با خودم خلوت نمی‌کردم، مثل این بود که ضعیف تر میشدم. چیزی نبود که فکر کنید بِهِش افتخار میکردم؛ اما بدجوری وابسته اش شده بودم! تاریکی تویِ اتاق، برایم مثل نور آفتاب بود!
#چارلز_بوکوفسکی هزارپیشه
- Artistic Murders