fa
Feedback
3imar سیمار

3imar سیمار

رفتن به کانال در Telegram

...

نمایش بیشتر
549
مشترکین
+124 ساعت
+37 روز
+830 روز
آرشیو پست ها

‌‌... لذت مارشمالو یا موفقیت؟! آقای والتر میشل با هدف کشف رابطه بین تأخیر در چشیدن طعم لذت، با میزان موفقیت در آینده این آزمایش را طراحی کرد. او میخواست ببیند که آیا «لذت تاخیری یا خشنودی تاخیری» می‌تواند با میزان احتمال موفقیت رابطه داشته باشد یا خیر. او کودکان چهار تا شش ساله را در اتاقی قرار داد که در آن اتاق یک عدد کلوچه یا ژله (مارشمالو) روی میز مقابل آن‌ها قرار گرفته بود. آقای میشل قبل از ترک اتاق و تنها گذاشتن کودک به او می‌گفت: «اگر 15 دقیقه بعد از ترک اتاق و بازگشت من، مارشملو همچنان روی میز باشد، علاوه بر همان مارشملو، یک مارشملو دیگر هم جایزه می‌گیری و می‌توانی هر دو را با هم بخوری» نتیجه آزمایش مارشمالو چه بود؟ گروهی از بچه‌ها می‌توانستند مقاومت کنند و از دست زدن به کلوچه خودداری نمایند، و گروهی نه، اما والتر میشل با زیر نظر گرفتن هر دو گروه این بچه‌ها در سال‌های آینده نشان داد آن دسته از بچه‌ها که به کلوچه دست نزدند، با این تفسیر که اراده‌ای قوی تر دارند و می‌توانند کنترل بیشتری بر روی رفتارشان داشته باشند، در آینده هم موفق تر، سالم‌تر و حتی در ازدواجشان موفق تر هس کمی بیشتر در مورد این آزمایش؟ آقای میشل تایمی که هر کودک برای خوردن مارشمالو مقاومت می‌کرد را می‌نوشت. سپس تلاش می‌کرد ارتباط بین آن با موفقیت کودک در بزرگ‌سالی را مشخص کند. 600 کودک بلافاصله پس از خروج والتر میشل از اتاق، مارشمالوی روی میز را خوردند و تنها یک سوم آن‌ها لذت حاصل از خوردن آن مارشمالو را تا زمان دریافت دومین مارشملو به تأخیر انداختند. در مطالعات تکمیلی، والتر میشل فهمید که کودکانی که لذت خوردن مارشملو را به زمان دیرتری موکول کرده بودند، کودکانی شایسته‌تر و به احتمال زیاد موفق‌تری خواهند بود. آن‌ها همچنین نمرات بالاتری نسبت به همکلاسی‌هایشان دریافت می‌کردند. (البته نه لزوما)  چرا ما هم نباید مارشمالوهایمان را زود بخوریم؟ متاسفانه ما نیز در حرکت به سمت اهداف و در کارهایمان دقیقا شبیه بچه هایی عمل می کنیم که مارشمالو را زود خوردند. آن قدر عجول و آن قدر کم تحمل که می خواهند یک شبه به موفقیت برسند یکباره پولدار شوند و نتیجه کاملا معلوم است .این افراد موفق نمی شوند. روند موفقیت یک روند تدریجی است .کسی که صبر داشته باشد و رنج رسیدن به هدف را تحمل کند به آن می رسد.(کسی که مارشمالو را دیرتر میخورد). @simar50 #روانشناسی #لذت‌های_زندگی #صبر #موفقیت #مرگ

مرا یادت هست؟؟ 📓 @caffeeshno

عید فقرا ✍ رحیم قمیشی امروز بعدازظهر طبق سنت همه ساله رفتم مقداری سمنو بگیرم برای سفره هفت‌سین عیدمان. عجیب بود سمنو فروش مشتری نداشت. پرسیدم هر سال چنین روزهایی ظهر نشده سمنویت تمام می‌شد، گفت سال به سال فروش سمنو هم کم می‌شود، مردم ندارند. آجیل فروشی هم بسیار خلوت‌تر بود. البته خودم هم امکان خریدش را نداشتم. لباس فروشی‌ها خیلی خلوت‌تر. امسال حتی ماهی‌های قرمز در تنگ آب هم خیلی کم بودند. به‌جایش صفی بود بیشتر از دویست نفره برای گوشتی که می‌گفتند از کنیا آمده! نیمی از آن دنبه و حق نداشتی بگویی چه می‌خواهی، ران می‌خواستی گردن می‌دادند و می‌گفتند این را بگیر و خدا را شکر کن! می‌دانم در شهرهای کوچک‌  همین هم نمی‌رسد. نه شمعی کسی می‌خرید، نه سکه‌ای که بگذارند در کاسه آب، تا برکت‌شان زیاد شود. پیرمرد دمپایی فروش تلاشش را می‌کرد دمپایی بفروشد برای عید. چه آمد بر سر کشورمان... می‌گویند امام جمعه تهران چند هزار متر زمین در شمال تهران تصاحب کرده. می‌گویند معاون اول قوه قضاییه با پسرانش میلیاردها تومان رشوه گرفته‌اند. می‌گویند پرونده چای دبش، به دستور مقامات بالا قرار شده در پشت درهای بسته رفع و رجوع و بسته شود! می‌گویند سال ۱۴۰۳ مالیات‌ها افزایش می‌یابد. می‌گویند اگر تورم سال بعد بیشتر از پنجاه درصد نشود باید خدا را شکر کنیم. کارگرها با کدام حقوق می‌توانند عید بگیرند. معلم‌ها؟ بازنشسته‌ها؟ آنها که شش ماه است حقوق‌شان واریز نشده! مشاغل آزادی که در حال ورشکستگی هستند. سمنو فروش می‌گفت با چند صد هزار تومان سود سهام عدالت که دیشب واریز شده، امروز چند مشتری داشته! ملت فقیری ساختیم از مردمی که عزت داشتند. امروز، در بازار دقیقاً وضعیت آن روز هند فقیر را می‌دیدم. ملتی فقیرِ فقیرِ فقیر. موزهای گندیده بیشتر خریدار داشت تا موزهای خوب، میوه‌های درجه یک اصلا خریدار نداشت! جز در اتوبان که چند گدا لباس حاجی فیروز پوشیده بودند، در بازار اصلا خبری از شادی عید نبود. همه نگران بودند اندک پول باقیمانده آخر ماه‌ در کارت‌شان، تمام نشود. از کجا باید عیدی بدهند؟ از کجا باید سفره عید بیندازند؟ چه کردیم با این مردم!؟ دوست دندانپزشکم می‌گفت الان رسیدگی به دندان شده یک هزینه لاکچری و اکثر مردم ترجیح می‌دهند دندان‌های پوسیده‌شان را بکشند. بی‌دندانی را می‌توانند تحمل کنند اما بدهی را نه. مسافرت رفتن و رزرو هتل هم شده یک اقدام لاکچری. خرید یکدست لباس نو هم... می‌ترسم انداختن سفره عید نوروز هم بزودی بشود یک رسم لاکچری!! نیم کیلو سمنو گرفتم ۴۰ هزار تومان. بقیه سین‌ها هم حتماً جور می‌شوند. ما ملت شادی هستیم، یادم هست در اسارت با سوزن و سیم خاردار و ساعت هم جشن نوروز را می‌گرفتیم. نکند قرار است باز مثل اسارت سفره را بچینیم؟؟ آن وقت می‌گفتیم عید اسرا حالا بگوییم عید فقرا... @simar50

عسلن لامصب امید اسلامی @simar50 #آهنگ_بندری_زیبا #موسیقی_شاد

Repost from 3imar سیمار
آنجا که همیشه بهار است چه کسی می‌داند شاید ماه بالنی‌ست مملو از آدم‌های زیبا که از شهری با شکوه در آسمان نمایان می‌شود و ای کاش من و تو وارد آن شویم و ای کاش مرا و تو را به بالن‌شان راه دهند چه می‌شود اگر با آن مردم زیبا به اوج رویم بر فراز خانه‌ها، مناره‌ها و ابرها پرواز کنیم، دور شویم و دور شویم به سوی شهری باشکوه آن‌جا که چشم احدی رنگ‌اش را هم ندیده آن‌جا که همیشه بهار است و تمام آدم‌ها عاشق و گل‌ها خودشان، خودشان را می‌چینند #ای_ای‌_کامینگز #مانی_مظاهری @simar50 #شعر_جهان #کنسرت_رضا_صادقی #جان_شیفته‌ام #دلیل_حال_خوب_هم_باشیم #سرزمین_آرزوها #رقص_بندری

‌‌.... زاویه منفجره! نمی‌دانم تاکنون کسی نشسته یک حساب سرانگشتی کند ببیند در چهار‌دهه حکومت اسلامی چقدر برای اجرای احکام هزینه شده و چه مقدار برای اجرای عدالت؟! فکر می کنم  تحقیق خوبی از کار دربیاید. تا آنجا که من به یاد دارم، بر خلاف شعارهای رهبرانمان برای اجرای عدالت در حکومت اسلامی مد نظرشان، پس از پیروزی، اول از همه رفتیم سر اجرای احکام. حکم اعدام تعداد زیادی از سران رژیم قبل! حکم شلاق و سنگسار بی ناموسها! حکم زندان و حبس هر کس در رژیم قبل کاره‌ای بود! حکم مصادره اموال سرمایه‌داران و کارخانه‌داران کلان! و پس از آن اجرای فروع و منع از هر چیزی که تشخیص دادیم رنگ و بوی دینی ندارد! در این راستا، کاباره‌ها و مشروب‌فروشی‌ها را بستیم. سینماها هم به طور گسترده‌ای سانسور شدند. حکم حجاب هم یکی از این احکام بود، هرچند در زمره‌ی فروع دین نبود اما مگر می‌شد بگوییم حکومتمان دینی است اما زنانمان با چهره‌ی غیردینی در جامعه دیده شوند؟! پس از آن رفتیم سراغ دینی‌کردن ادارات و مدارس. نماز جماعت در ادارات و مدارس اجباری شد! در تمام اماکن، تبلیغ و ترویج شعائر دینی کردیم. حراست را درست کردیم تا مراقب باشند نکند کارمندی در اداره ای یا دختر و‌ پسری در دانشگاهی، خدای نکرده پایش را کج بگذارد و از صراط مستقیم خارج شود. سعی کردیم با شدت و حدت این اوامر را اجرا کنیم. حتی اگر زن و مرد یا دختر و پسر جوانی را در کنار هم در خیابان می‌دیدیم باید محرم بودنشان را اثبات می‌کردند وگرنه...! به عده‌ای مجوز دادیم با تشخیص و متر و معیار خودشان دینداری مردم را اندازه بگیرند و مراقب باشند سانتی متری از آن عدول نشود. حتی رفتار اقلیت‌های دینی هم باید با معیارهای ما اندازه گیری میشد! در دوران ۸ ساله‌ی جنگ با عراق، مردم خوب با ما همراهی کردند و تقریبا سرپیچی عمده‌ای از اوامرمان صورت نگرفت البته به جز تظاهرات هزاران نفری زنان مخالف اجبار‌ حجاب که به حول و قوه الهی آن را هم سرکوب کردیم! از همان روز باید می‌فهمیدیم نیروی زنان را نباید دست کم گرفت! گذشت و گذشت تا اینکه جنگ تمام شد. مانور تجمل برپا کردیم و به انقلابیون و دیندارانمان گفتیم، چه کسی گفته مومنین نباید از مواهب دنیا برخوردار باشند؟ چرا نباید خانه شان در شمال شهر باشد؟ برعکس! ظاهر یک مومن باید زیبا و آراسته باشد به نعمات دنیایی! و این قدم اولمان بود در دینداری کردن به سبک از ما بهتران! سبکی که از آراستگی ظاهر و‌ پوشش تمیز و مرتب، رسید به کاخ نشینی و تجمل! پس از آن بود که حاتم بخشی‌ها از جیب بیت‌المال آغاز شد و شد، آنچه نباید می‌شد! واگذاری اموال مصادره‌ای طواغیت به متدینین انقلابی و سهم بخشی از بودجه به نهادهای مجری احکام دین و تخصیص آن برای امور دینی و مناسکی!  این قصه سر درازی دارد که از آن میگذریم، اما فقط بگویم، مسیری را که از آن روز آغاز کردیم همچنان ادامه دارد و زاویه ای که باز کردیم از حد زاویه منفجره (ببخشید منفرجه!) هم گذشته و می‌رود تا به کلی صاف شود و دو سر آن به استخراج تمام ثروتهای خدادادی در اعماق زمین  برسد! خدایی، ریاضیدانان قابلی بودیم! اگر بیاییم به‌جای اصرار بر احکامی که تقریبا تمام آنها در حوزه شخصی آدمیان است و پاداش و جزای آن با خداوند رحمان،  برای اجرای عدالتی هزینه کنیم که فلسفه ارسال تمام رسل بوده است: "لقد ارسلنا رسلنا بالبینات و انزلنا معهم الکتاب و المیزان لیقوم الناس بالقسط به تحقیق پیامبرانمان را با نشانه‌های روشن فرستادیم و با آنها کتاب و‌ میزان را نازل کردیم تا در میان مردم قسط و عدالت را به پا دارند.. #فرشته_مزینانی @simar50

photo content
+1

photo content
+1

شب...... آوازی در مایه اصفهان شعر:اسحاق انور پیانو:امیر مسعود هراتیان بهناز @simar50 کانال سیمار #آهنگ