fa
Feedback
3imar سیمار

3imar سیمار

رفتن به کانال در Telegram

...

نمایش بیشتر
629
مشترکین
+524 ساعت
+807 روز
+8530 روز
آرشیو پست ها

‌‌... آدم‌های بی‌موقع یک چیز را می‌خواهم به آدم‌های "بی‌موقع" بگویم؛ اگر امروز، اینجا به کسی که خیلی‌وقت است می‌شناسیش مهر دادی و آن را بهت برنگرداند؛ اگر بغلش کردی و شبیه چوب خشک بود بین دستانت؛ اگر بوسیدیش و حسی که ازش گرفتی حس بوسیدن اتوبوس دوطبقه بود؛ یک لحظه به خودت برگرد، خودت را مرور کن... این مِهری که داری می‌دهی مهرِ بی‌وقتی نیست؟ شبیه اذان بی‌موقع نیست که بیشتر از حی‌علی‌الصلوة، دلشوره می‌آورد؟ شبیه غذای وقتِ سیری نیست؟ این همان مهری نیست که سال‌ها پیش، وقتی به آن نیاز داشت دریغ کردی؟ وقتی گرسنه‌ی آن بود دِپو کردی؟ مهربانی‌ای که جایی که باید بدهی نداده‌ای، اینجا که دیگر مهربگیر، بگیرِ آن نیست، برای گَلِ دار خوب است! حواستان باشد که اگر وقتی که آدم‌ها به شما نیاز داشتند حواستان به‌ آ‌ن‌ها نبوده، اگر مهربانی را احتکار کرده‌اید، اگر ندیده‌اید، اگر نبوده‌اید، اگر نداده‌اید؛ سال‌ها بعد در جواب آن توجهِ کادوپیچ، در جواب آن لبخند بناگوش تا بناگوش، فقط یک انگشت شست تحویل می‌گیرد که اتفاقا به‌معنای تایید نیست! آدم‌ها برّه‌ی دست‌آموز شما نیستند که هر وقت خواستید نباشید و هر وقت عشقتان کشید سرِ طناب دور گردنشان را بگیرید و پیِ خودتان بکشیدشان. #سودابه_فرضی_پور @simar50

... **‌‌آدم‌های بی‌موقع** یک چیز را می‌خواهم به آدم‌های "بی‌موقع" بگویم؛ اگر امروز، اینجا به کسی که خیلی‌وقت است می‌شناسیش مهر دادی و آن را بهت برنگرداند؛ اگر بغلش کردی و شبیه چوب خشک بود بین دستانت؛ اگر بوسیدیش و حسی که ازش گرفتی حس بوسیدن اتوبوس دوطبقه بود؛ یک لحظه به خودت برگرد، خودت را مرور کن... این مِهری که داری می‌دهی مهرِ بی‌وقتی نیست؟ شبیه اذان بی‌موقع نیست که بیشتر از حی‌علی‌الصلوة، دلشوره می‌آورد؟ شبیه غذای وقتِ سیری نیست؟ این همان مهری نیست که سال‌ها پیش، وقتی به آن نیاز داشت دریغ کردی؟ وقتی گرسنه‌ی آن بود دِپو کردی؟ مهربانی‌ای که جایی که باید بدهی نداده‌ای، اینجا که دیگر مهربگیر، بگیرِ آن نیست، برای گَلِ دار خوب است! حواستان باشد که اگر وقتی که آدم‌ها به شما نیاز داشتند حواستان به‌ آ‌ن‌ها نبوده، اگر مهربانی را احتکار کرده‌اید، اگر ندیده‌اید، اگر نبوده‌اید، اگر نداده‌اید؛ سال‌ها بعد در جواب آن توجهِ کادوپیچ، در جواب آن لبخند بناگوش تا بناگوش، فقط یک انگشت شست تحویل می‌گیرد که اتفاقا به‌معنای تایید نیست! آدم‌ها برّه‌ی دست‌آموز شما نیستند که هر وقت خواستید نباشید و هر وقت عشقتان کشید سرِ طناب دور گردنشان را بگیرید و پیِ خودتان بکشیدشان. #سودابه_فرضی_پور @simar50

‌‌من انتخاب کردم که اهلی نشود قلبم یک چیز را می‌خواهم به آدم‌های "بی‌موقع" بگویم؛ اگر امروز، اینجا به کسی که خیلی‌وقت است می‌شناسیش مهر دادی و آن را بهت برنگرداند؛ اگر بغلش کردی و شبیه چوب خشک بود بین دستانت؛ اگر بوسیدیش و حسی که ازش گرفتی حس بوسیدن اتوبوس دوطبقه بود؛ یک لحظه به خودت برگرد، خودت را مرور کن... این مِهری که داری می‌دهی مهرِ بی‌وقتی نیست؟ شبیه اذان بی‌موقع نیست که بیشتر از حی‌علی‌الصلوة، دلشوره می‌آورد؟ شبیه غذای وقتِ سیری نیست؟ این همان مهری نیست که سال‌ها پیش، وقتی به آن نیاز داشت دریغ کردی؟ وقتی گرسنه‌ی آن بود دِپو کردی؟ مهربانی‌ای که جایی که باید بدهی نداده‌ای، اینجا که دیگر مهربگیر، بگیرِ آن نیست، برای گَلِ دار خوب است! حواستان باشد که اگر وقتی که آدم‌ها به شما نیاز داشتند حواستان به‌ آ‌ن‌ها نبوده، اگر مهربانی را احتکار کرده‌اید، اگر ندیده‌اید، اگر نبوده‌اید، اگر نداده‌اید؛ سال‌ها بعد در جواب آن توجهِ کادوپیچ، در جواب آن لبخند بناگوش تا بناگوش، فقط یک انگشت شست تحویل می‌گیرد که اتفاقا به‌معنای تایید نیست! آدم‌ها برّه‌ی دست‌آموز شما نیستند که هر وقت خواستید نباشید و هر وقت عشقتان کشید سرِ طناب دور گردنشان را بگیرید و پیِ خودتان بکشیدشان. #سودابه_فرضی_پور @simar50

من انتخاب کردم که اهلی نشود قلبم یک چیز را می‌خواهم به آدم‌های "بی‌موقع" بگویم؛ اگر امروز، اینجا به کسی که خیلی‌وقت است می‌شناسیش مهر دادی و آن را بهت برنگرداند؛ اگر بغلش کردی و شبیه چوب خشک بود بین دستانت؛ اگر بوسیدیش و حسی که ازش گرفتی حس بوسیدن اتوبوس دوطبقه بود؛ یک لحظه به خودت برگرد، خودت را مرور کن... این مِهری که داری می‌دهی مهرِ بی‌وقتی نیست؟ شبیه اذان بی‌موقع نیست که بیشتر از حی‌علی‌الصلوة، دلشوره می‌آورد؟ شبیه غذای وقتِ سیری نیست؟ این همان مهری نیست که سال‌ها پیش، وقتی به آن نیاز داشت دریغ کردی؟ وقتی گرسنه‌ی آن بود دِپو کردی؟ مهربانی‌ای که جایی که باید بدهی نداده‌ای، اینجا که دیگر مهربگیر، بگیرِ آن نیست، برای گَلِ دار خوب است! حواستان باشد که اگر وقتی که آدم‌ها به شما نیاز داشتند حواستان به‌ آ‌ن‌ها نبوده، اگر مهربانی را احتکار کرده‌اید، اگر ندیده‌اید، اگر نبوده‌اید، اگر نداده‌اید؛ سال‌ها بعد در جواب آن توجهِ کادوپیچ، در جواب آن لبخند بناگوش تا بناگوش، فقط یک انگشت شست تحویل می‌گیرد که اتفاقا به‌معنای تایید نیست! آدم‌ها برّه‌ی دست‌آموز شما نیستند که هر وقت خواستید نباشید و هر وقت عشقتان کشید سرِ طناب دور گردنشان را بگیرید و پیِ خودتان بکشیدشان. #سودابه_فرضی_پور @simar50

من انتخاب کردم که اهلی نشود قلبم یک چیز را می‌خواهم به آدم‌های "بی‌موقع" بگویم؛ اگر امروز، اینجا به کسی که خیلی‌وقت است می‌شناسیش مهر دادی و آن را بهت برنگرداند؛ اگر بغلش کردی و شبیه چوب خشک بود بین دستانت؛ اگر بوسیدیش و حسی که ازش گرفتی حس بوسیدن اتوبوس دوطبقه بود؛ یک لحظه به خودت برگرد، خودت را مرور کن... این مِهری که داری می‌دهی مهرِ بی‌وقتی نیست؟ شبیه اذان بی‌موقع نیست که بیشتر از حی‌علی‌الصلوة، دلشوره می‌آورد؟ شبیه غذای وقتِ سیری نیست؟ این همان مهری نیست که سال‌ها پیش، وقتی به آن نیاز داشت دریغ کردی؟ وقتی گرسنه‌ی آن بود دِپو کردی؟ مهربانی‌ای که جایی که باید بدهی نداده‌ای، اینجا که دیگر مهربگیر، بگیرِ آن نیست، برای گَلِ دار خوب است! حواستان باشد که اگر وقتی که آدم‌ها به شما نیاز داشتند حواستان به‌ آ‌ن‌ها نبوده، اگر مهربانی را احتکار کرده‌اید، اگر ندیده‌اید، اگر نبوده‌اید، اگر نداده‌اید؛ سال‌ها بعد در جواب آن توجهِ کادوپیچ، در جواب آن لبخند بناگوش تا بناگوش، فقط یک انگشت شست تحویل می‌گیرد که اتفاقا به‌معنای تایید نیست! آدم‌ها برّه‌ی دست‌آموز شما نیستند که هر وقت خواستید نباشید و هر وقت عشقتان کشید سرِ طناب دور گردنشان را بگیرید و پیِ خودتان بکشیدشان. #سودابه_فرضی_پور @simar50

‌‌من انتخاب کردم که اهلی نشود قلبم یک چیز را می‌خواهم به آدم‌های "بی‌موقع" بگویم؛ اگر امروز، اینجا به کسی که خیلی‌وقت است می‌شناسیش مهر دادی و آن را بهت برنگرداند؛ اگر بغلش کردی و شبیه چوب خشک بود بین دستانت؛ اگر بوسیدیش و حسی که ازش گرفتی حس بوسیدن اتوبوس دوطبقه بود؛ یک لحظه به خودت برگرد، خودت را مرور کن... این مِهری که داری می‌دهی مهرِ بی‌وقتی نیست؟ شبیه اذان بی‌موقع نیست که بیشتر از حی‌علی‌الصلوة، دلشوره می‌آورد؟ شبیه غذای وقتِ سیری نیست؟ این همان مهری نیست که سال‌ها پیش، وقتی به آن نیاز داشت دریغ کردی؟ وقتی گرسنه‌ی آن بود دِپو کردی؟ مهربانی‌ای که جایی که باید بدهی نداده‌ای، اینجا که دیگر مهربگیر، بگیرِ آن نیست، برای گَلِ دار خوب است! حواستان باشد که اگر وقتی که آدم‌ها به شما نیاز داشتند حواستان به‌ آ‌ن‌ها نبوده، اگر مهربانی را احتکار کرده‌اید، اگر ندیده‌اید، اگر نبوده‌اید، اگر نداده‌اید؛ سال‌ها بعد در جواب آن توجهِ کادوپیچ، در جواب آن لبخند بناگوش تا بناگوش، فقط یک انگشت شست تحویل می‌گیرد که اتفاقا به‌معنای تایید نیست! آدم‌ها برّه‌ی دست‌آموز شما نیستند که هر وقت خواستید نباشید و هر وقت عشقتان کشید سرِ طناب دور گردنشان را بگیرید و پیِ خودتان بکشیدشان. #سودابه_فرضی_پور @simar50

من انتخاب کردم که اهلی نشود قلبم یک چیز را می‌خواهم به آدم‌های "بی‌موقع" بگویم؛ اگر امروز، اینجا به کسی که خیلی‌وقت است می‌شناسیش مهر دادی و آن را بهت برنگرداند؛ اگر بغلش کردی و شبیه چوب خشک بود بین دستانت؛ اگر بوسیدیش و حسی که ازش گرفتی حس بوسیدن اتوبوس دوطبقه بود؛ یک لحظه به خودت برگرد، خودت را مرور کن... این مِهری که داری می‌دهی مهرِ بی‌وقتی نیست؟ شبیه اذان بی‌موقع نیست که بیشتر از حی‌علی‌الصلوة، دلشوره می‌آورد؟ شبیه غذای وقتِ سیری نیست؟ این همان مهری نیست که سال‌ها پیش، وقتی به آن نیاز داشت دریغ کردی؟ وقتی گرسنه‌ی آن بود دِپو کردی؟ مهربانی‌ای که جایی که باید بدهی نداده‌ای، اینجا که دیگر مهربگیر، بگیرِ آن نیست، برای گَلِ دار خوب است! حواستان باشد که اگر وقتی که آدم‌ها به شما نیاز داشتند حواستان به‌ آ‌ن‌ها نبوده، اگر مهربانی را احتکار کرده‌اید، اگر ندیده‌اید، اگر نبوده‌اید، اگر نداده‌اید؛ سال‌ها بعد در جواب آن توجهِ کادوپیچ، در جواب آن لبخند بناگوش تا بناگوش، فقط یک انگشت شست تحویل می‌گیرد که اتفاقا به‌معنای تایید نیست! آدم‌ها برّه‌ی دست‌آموز شما نیستند که هر وقت خواستید نباشید و هر وقت عشقتان کشید سرِ طناب دور گردنشان را بگیرید و پیِ خودتان بکشیدشان. #سودابه_فرضی_پور

**‌‌مانتخاب کردمدکه اهلی نشود قلبمبم** . یک چیز را می‌خواهم به آدم‌های "بی‌موقع" بگویم؛ اگر امروز، اینجا به کسی که خیلی‌وقت است می‌شناسیش مهر دادی و آن را بهت برنگرداند؛ اگر بغلش کردی و شبیه چوب خشک بود بین دستانت؛ اگر بوسیدیش و حسی که ازش گرفتی حس بوسیدن اتوبوس دوطبقه بود؛ یک لحظه به خودت برگرد، خودت را مرور کن... این مِهری که داری می‌دهی مهرِ بی‌وقتی نیست؟ شبیه اذان بی‌موقع نیست که بیشتر از حی‌علی‌الصلوة، دلشوره می‌آورد؟ شبیه غذای وقتِ سیری نیست؟ این همان مهری نیست که سال‌ها پیش، وقتی به آن نیاز داشت دریغ کردی؟ وقتی گرسنه‌ی آن بود دِپو کردی؟ مهربانی‌ای که جایی که باید بدهی نداده‌ای، اینجا که دیگر مهربگیر، بگیرِ آن نیست، برای گَلِ دار خوب است! حواستان باشد که اگر وقتی که آدم‌ها به شما نیاز داشتند حواستان به‌ آ‌ن‌ها نبوده، اگر مهربانی را احتکار کرده‌اید، اگر ندیده‌اید، اگر نبوده‌اید، اگر نداده‌اید؛ سال‌ها بعد در جواب آن توجهِ کادوپیچ، در جواب آن لبخند بناگوش تا بناگوش، فقط یک انگشت شست تحویل می‌گیرد که اتفاقا به‌معنای تایید نیست! آدم‌ها برّه‌ی دست‌آموز شما نیستند که هر وقت خواستید نباشید و هر وقت عشقتان کشید سرِ طناب دور گردنشان را بگیرید و پیِ خودتان بکشیدشان. #سودابه_فرضی_پور

**‌‌منانتخاب کردمدکه اهلی نشود قلبمبم** یک چیز را می‌خواهم به آدم‌های "بی‌موقع" بگویم؛ اگر امروز، اینجا به کسی که خیلی‌وقت است می‌شناسیش مهر دادی و آن را بهت برنگرداند؛ اگر بغلش کردی و شبیه چوب خشک بود بین دستانت؛ اگر بوسیدیش و حسی که ازش گرفتی حس بوسیدن اتوبوس دوطبقه بود؛ یک لحظه به خودت برگرد، خودت را مرور کن... این مِهری که داری می‌دهی مهرِ بی‌وقتی نیست؟ شبیه اذان بی‌موقع نیست که بیشتر از حی‌علی‌الصلوة، دلشوره می‌آورد؟ شبیه غذای وقتِ سیری نیست؟ این همان مهری نیست که سال‌ها پیش، وقتی به آن نیاز داشت دریغ کردی؟ وقتی گرسنه‌ی آن بود دِپو کردی؟ مهربانی‌ای که جایی که باید بدهی نداده‌ای، اینجا که دیگر مهربگیر، بگیرِ آن نیست، برای گَلِ دار خوب است! حواستان باشد که اگر وقتی که آدم‌ها به شما نیاز داشتند حواستان به‌ آ‌ن‌ها نبوده، اگر مهربانی را احتکار کرده‌اید، اگر ندیده‌اید، اگر نبوده‌اید، اگر نداده‌اید؛ سال‌ها بعد در جواب آن توجهِ کادوپیچ، در جواب آن لبخند بناگوش تا بناگوش، فقط یک انگشت شست تحویل می‌گیرد که اتفاقا به‌معنای تایید نیست! آدم‌ها برّه‌ی دست‌آموز شما نیستند که هر وقت خواستید نباشید و هر وقت عشقتان کشید سرِ طناب دور گردنشان را بگیرید و پیِ خودتان بکشیدشان. #سودابه_فرضی_پور

‌‌🟡 بوسه ای اسپانیا را به لرزه در آورد اما اعمال شنیع جنسی، حاکمیت انقلابی را شرمنده هم نکرد! #مهدی_نصیری همگی از بوسه جنجالی رئیس فدراسیون فوتبال زنان اسپانیا بر لبان کاپیتان این تیم مطلع شده ایم. این بوسه زلزله ای رسانه ای در اسپانیا ایجاد کرده است.  ۱۲ نفر از فدراسیون فوتبال استعفا داده اند.  ۱۲۰ نفر از بازیکنان فوتبال زنان اعتصاب و  فیفا رییس فدراسیون رو تعلیق کرده است. اما در جمهوری اسلامی تحت حاکمیت یکدست ولایی و انقلابی که اخیرا اخبار و ویدئوهایی شرم آور از روابط شنیع جنسی، در میان تعدادی از وابستگان به جریان انقلابی، افشا شده، هیچ اتفاقی نیفتاده و حتی عرق شرم هم بر پیشانی مقامات ننشسته است. یکی از استدلال‌های جریان انقلابیِ پی گیر قانون حجاب اجباری این است که بی حجابی مساوی با بی عفتی است و لذا باید در برابر آن ایستاد تا جامعه بی عفت نشود. حادثه بوسه در اسپانیای فاقد حجاب و زلزله پس از آن نشان داد که حفظ حریم زنان، در یک جامعه سکولار اروپایی از چه میزان اهمیتی برخوردار است و احدی نمی تواند در حد یک بوسیدن، به زنی دست درازی و تعرض کند. هم عرف و هم قانون اسپانیا و عموم کشورهای لیبرال و دموکرات، مدافع حریم  زنان است و به شهروندان اجازه نمی دهد حتی در کنشی کمتر از بوسیدن که بوی تعرض بدهد، به زنان آسیب برساند. این حادثه، ضمن آن که ملازمه و ارتباط اساسی بین حجاب و عفاف را رد کرده و مدافعان حجاب اجباری را خلع سلاح می کند اما همزمانی آن با انتشار اخبار روابط کثیف جنسی در سیستم اداری انقلابی ایران که واکنشی قابل اعتنا از شرم و خشم و پی گیری جدی قضایی را در پی نداشت، یک رسوایی تمام عیار دیگر در کنار دیگر رسوایی‌های مالی و غیر مالی را برای حاکمیت ولایی و انقلابی رقم زد. آنچه در این میان بسیار شرم آور است آویزان شدن این جریان انقلابی آغشته به انواع مفاسد، به مقدسات دینی چون غدیر و عاشورا و اربعین برای تداوم حاکمیت و سلطه خویش بر جامعه ایران است که بدون شک تاثیری در روند فروپاشی رو به شتاب آنان نخواهد داشت.. @simar50

تمام آن را با چرم بپوشانید! #پما_چودرون #Pema_Chödrön این دنیای کثیف، این مردم کثیف، این دولت کثیف، همه‌ی چیزهای کثیف... هوای کثیف... فلان فلان و فلان كثيف. ما اندوهگینیم. اینجا خیلی گرم است. خیلی سرد است. این بو را دوست ندارم. قد فردی که جلوی ماست خیلی بلند است و فرد کناری‌ام خیلی چاق است. آن یکی عطر زده و مــن بــه آن آلرژی دارم... و فلان و فلان! مثل این است که با پای برهنه از روی شن داغ یا شیشه‌های شکسته رد می‌شویم یا در دشتی پر از خار هستیم. پاهای شما عریان است و میگویید: «خیلی سخته. واقعاً دردناکه! وحشتناکه! خیلی تیزه! خیلی درد داره! خیلی داغه!» اما یک ایده‌ی عالی دارید. می‌خواهید هرجا می‌روید، آنجا را با چرم بپوشانید تا پاهای شما دیگر زخمی نشود. اینکه هرجا می‌روید چرم پهن می‌کنید تا از درد در امان باشید، مثل این است که بگویید: «می‌خوام از دست اون زن و اون مرد خلاص شم. میخوام دمای درست رو تعیین کنم و استفاده از عطر رو تو دنیا ممنوع کنم. با این روش، دیگه هیچ چی تو هیچ جای دنیا نیست که آزارم بده. می‌خوام از شــر همــه چــی از جمله حشرات موذی تو همه جای دنیا خلاص شم. بعدش میشم یه فرد خیلی خوشحال و راضی.» ما می‌خندیم! ولی این کاری است که همه‌مان انجام می‌دهیم. ما با این شیوه به مسائل نزدیک می‌شویم. فکر می‌کنیم اگر بتوانم از شر هر چیزی خلاص شویم یا آن را با چرم بپوشانیم، درد ما هم از بین خواهد رفت. خب مطمئناً همین طور می‌شود؛ چراکه دیگر چیزی پاهایمان را خراش نمیدهد. این منطقی است؛ مگر نه؟ در واقعیت اصلاً منطقی به نظر نمی‌آید. اما چه می‌شود اگر چرم را دور پای خود بپیچید؟ به بیان دیگر، اگر کفش بپوشید پس می‌توانید از روی شن داغ و شیشه‌ی شکسته و تیغ‌ها رد شوید و اذیت هم نشوید. پس قیاس بـه ایــن صورت است که اگر به جای تلاش برای تغییر هر چیزی در دنیای خارج، روی ذهن خودتان کار کنید، غضب شما فروخواهد نشست. از کتاب «شجاعت در برهوت» اثر «برنه براون» #تفاوت #پذیرش @simar50 #مدرسه_توسعه

تمام آن را با چرم بپوشانید! #پما_چودرون #Pema_Chödrön این دنیای کثیف، این مردم کثیف، این دولت کثیف، همه‌ی چیزهای کثیف... هوای کثیف... فلان فلان و فلان كثيف. ما اندوهگینیم. اینجا خیلی گرم است. خیلی سرد است. این بو را دوست ندارم. قد فردی که جلوی ماست خیلی بلند است و فرد کناری‌ام خیلی چاق است. آن یکی عطر زده و مــن بــه آن آلرژی دارم... و فلان و فلان! مثل این است که با پای برهنه از روی شن داغ یا شیشه‌های شکسته رد می‌شویم یا در دشتی پر از خار هستیم. پاهای شما عریان است و میگویید: «خیلی سخته. واقعاً دردناکه! وحشتناکه! خیلی تیزه! خیلی درد داره! خیلی داغه!» اما یک ایده‌ی عالی دارید. می‌خواهید هرجا می‌روید، آنجا را با چرم بپوشانید تا پاهای شما دیگر زخمی نشود. اینکه هرجا می‌روید چرم پهن می‌کنید تا از درد در امان باشید، مثل این است که بگویید: «می‌خوام از دست اون زن و اون مرد خلاص شم. میخوام دمای درست رو تعیین کنم و استفاده از عطر رو تو دنیا ممنوع کنم. با این روش، دیگه هیچ چی تو هیچ جای دنیا نیست که آزارم بده. می‌خوام از شــر همــه چــی از جمله حشرات موذی تو همه جای دنیا خلاص شم. بعدش میشم یه فرد خیلی خوشحال و راضی.» ما می‌خندیم! ولی این کاری است که همه‌مان انجام می‌دهیم. ما با این شیوه به مسائل نزدیک می‌شویم. فکر می‌کنیم اگر بتوانم از شر هر چیزی خلاص شویم یا آن را با چرم بپوشانیم، درد ما هم از بین خواهد رفت. خب مطمئناً همین طور می‌شود؛ چراکه دیگر چیزی پاهایمان را خراش نمیدهد. این منطقی است؛ مگر نه؟ در واقعیت اصلاً منطقی به نظر نمی‌آید. اما چه می‌شود اگر چرم را دور پای خود بپیچید؟ به بیان دیگر، اگر کفش بپوشید پس می‌توانید از روی شن داغ و شیشه‌ی شکسته و تیغ‌ها رد شوید و اذیت هم نشوید. پس قیاس بـه ایــن صورت است که اگر به جای تلاش برای تغییر هر چیزی در دنیای خارج، روی ذهن خودتان کار کنید، غضب شما فروخواهد نشست. از کتاب «شجاعت در برهوت» اثر «برنه براون» @DevelopmentSc   #مدرسه_توسعه

asmn.mp3