547
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
+430 روز
آرشیو پست ها
547
...
چرا علیه کلیسا انقلاب شد؟
#یدالله_کریمیپور
تا آغازهای سده ۱۴ میلادی ، هنوز کل اروپا، بیاستثناء ، جامعهای دینی بود. مردم و فرمانروایان، پیرو کلیسای کاتولیک و شخص پدر مقدس بودند. طبقهی روحانی سرآمد و سرور همهی طبقات جامعه محسوب میشد و همهی امور تابع کتب مقدس، یعنی عهد عتیق(تورات) و عهد جدید(انجیل) و در کل تعالیم دینی بود.
ولی سه سدهی متعاقب، به ویژه از سدهی ۱۷، گرچه کلیسای کاتولیک و دیانت مسیح همچنان باقی مانده بود، ولی نخست آن که کلیسا پاره پاره شده بود. شمار فراوانی به ویژه در شمال اروپا به شاخههای گوناگون پروتستان پیوسته بودند.از جمله آلمانها، ملتهای اسکاندیناوی، سویس و شمال فرانسه. دوم آن که مردم اروپا زین پس دنیوی شدند؛ بدین معنا که غیر از دیانت عیسی ، به سایر چیزها مانند قانون ، فلسفه، دانش تجربی ، موزیک ، تئاتر و سایر هنرها و به ویژه اقتصاد و مادیات روی آوردند.
در واقع از دوران رنسانس به بعد، مردمان اروپا بر خلاف گذشته خواهان دستیابی به قدرت، دارایی، دانش تجربی، نظم و زیبایی و زندگی خوب این جهانی شده بودند.
ولی چرا چنین جرقهای زده شد و چرا به فوریت شعلهور گردید؟ چرا علیه دستگاه دینی پاپ، طغیان شد؟
در واقع یکی از بزرگترین رخدادهایی که ممکن است دامنگیر هر تمدنی گردد ، آن است که، خوب یا شوم، از بنیاد دین خود بگسلد؛ و به هر روی این حادثه در اروپا رخ داد.
مردم جانشان از دست روحانیون کلیسایی و دنیا پرستی، نفاق و دورویی و ابزاری شدن دین توسط آنان به لب رسیده بود.رابرت روزول پالمر، در این زمینه می نویسد:
" دستگاه پاپ تدریجا فاسد گردید. یعنی فریفته مال و منال دنیوی شد؛ بطر نعمت به آن راه یافت، روحانیان مزهی قدرت را چشیدند و به دام بوروکراسی افتادند. آنان از عقاید و آرای مردم بیخبر ماندند و بیشتر در صدد حفظ جلال و عظمت کلیسا و مقام خود بودند تا درک معنای واقعی دیانت. این دستگاه نه قادر بود که خود را اصلاح کند و نه حاضر بود که دیگران به اصلاحات دست بزنند".
البته در این میان اوضاع آشفته اجتماعی هم بر نارضایتی افزود. نتیجه آن شد که باورهای قدیمی سست گردید. اطمینان از میان رفت.
کوتاه آن که اروپا زین پس در مسیر دیگری افتاد. بی آنکه از بنیاد دین خود بگسلد اصلاحِ دین و باورهای مردم کار را یکسره کرد.
@simar50
#رنسانس
#فساد
#نفاق
#ریاکاری
#دنیاپرستی
547
...
نسل z
#علی_صاحبالحواشی
امروز نسلهای نو ایران با نسلهای متولدان دهه ۱۳۳۰ به اینسو مواجه است. اینها از بوتهای برآمدند که هژمونی جهانی روشنفکران "مارکسیستی" بود. مارکسیسم سوای همه چیز، "نگاهی دینواره" (ابراهیمی) به هستی داشت که در او ساحت بشری عرصه تجلی الوهیتی بود که "تاریخ" خوانده میشد. آدمها در این تجلی، باید که سمت درستِ تاریخ را برمیگزیدند و برایش میکوشیدند، والا "در زیر چرخهای تاریخ له میشدند".
همین نسلهای متولد دهه ۱۳۳۰ به بعد بودند که انقلاب ۱۳۵۷ را آفریدند و در سوانح بعدی آن بازیگریها کردند، و هزار البته "گند ببار آوردند!"
حالا نسلهای نو خودشان را با "افتضاح عظیم" حاصله از یکسو، و پیرمردها و پیرزنهای مخبطِ افسونیِ از رو نرفته، از سوی دیگر مواجه میبینند که نیمقرن کوشیدهاند تا خانمانی را که بنا بود جای رشد و بالیدن این نسلهای نو باشد را ویران و زمینسوخته کردند و هنوز "دو قورتونیمشان" هم باقیست!
این نسلهای نو، نه ایدئولوژیاندیشند، نه بقول مولانا مرگاندیشاند، نه دیندارند (و اقلیت کوچکی که برای دین دین تره خرد میکنند، آش و تره دینداریشان بشدت شخصی و خصوصی است)؛ از آنطرف چشمشان به "دنیا" باز شده و ترکیه و امارات و عربستان تا اروپا و آمریکا و چین و ژاپن را میبینند و رفاه و بهروزی و شادکامی و امید و بخت آنها را میخواهند، بحق هم میخواهند اما پیرزنها وپیرمردهای لبگور کفکرده پاکباخته و پررو را مانع این چشماندازهای خواستنیشان میبینند و میدانند.
در ستیزی که شروع شده است، پیشاپیش معلوم است که برد و باخت با کیست.
زوال نسل پیرمردان و پیرزنان مشرف به موتی که دست آخر خاک ایران را به توبره کشیدند، تنها زوال چندین نسل تباه و مخبطی نبود و نیست که آمدند و رفتند و خطی از ویرانی بر صحیفه ایران بجا نهادند، این زوال لاجرم همعنان ملکوک و منفور و مطعون شدنِ هرآنچه آنان عزیزش میداشتند نیز هست؛ وجه چرخشگاهی ماجرا اینجاست!
اما این بازیِخون هنوز تمام نشده است. در آن سو ما فرقههای بسیار کمشمار اما بشدت خطرناکی از مجانین بنیادگرا را داریم که در گرمخانهی افتضاحِ حکومت اسلامی به شرابی خردسوز تخمیر یافتهاند تا رویای کشتارگاههای انسانی داعش و گردهمآییِ سنگسار زنان را درسر میپرورند! روبیدن و به مزبله ریختن آنها کاریست که برای همین نسلهای نو مانده است، والا از آن پیرمردها و پیرزنها که بیشتر با این خونیان همسنخاند تا نسلهای نو و مردم متعارف - اگر به یاری این تبهکاران برنخیزند - کاری برنمیآید.
@simar50
#اجتماعی #سیاسی #اندیشه #انتقادات
547
...
زندگی یک آدم رو اینجوری نابود میکنن
رامین پرچمی از معدود بازیگرایی بود که در بین مردم بود.
در بین مردم شعار میداد وحقشو طلب میکرد،
اخر هم همراه مردم تو اعتراضات ۸۸ دستگیر شد.
بعد از آزادی از زندان،ممنوع الکار همیشگی شد.
وهیشکی هم سراغی ازش نگرفت!
اکنون در دسترس! پژوهش تلگرام ۲۰۲۵ — مهمترین بینشهای سال 
