ABAR NOOR MEDITATION
رفتن به کانال در Telegram
ارتباط با مدیر کانال : @Abarnoormeditation آشنایی با ابر نور مدیتیشن و دیدن کلیپ های متفاوت در مورد مدیتیشن و انسان هایی با قدرت های مختلف و ابر انسانی https://telegram.me/ABARNOOR 🌹🌸 https://www.Instagram.com/abarnoor_federation/
نمایش بیشتر766
مشترکین
-124 ساعت
-67 روز
-630 روز
آرشیو پست ها
دوستان هفته آینده استاد به لرستان و کهمیلویه سفر دارند دوستانی که مایل به بازدید هستند به ایشان خبر بدهند .
دوستانی که در کانال پرسش و پاسخ هستند یک اشتباه پیش آمد و خواستم به یک سوال که استاد فرستاده بودند جواب بدم که متاسفانه اشتباها کانال حذف کردم من از همه اعضا عذرخواهی می کنم
لطفا این اسامی به استاد مرحمتی اس بدهند .
خانم دیو سالار ، آقای سیادتی ، آقای سعادت ، خانم نائیج ، آقای آریا منش . خانم بهروی
#336انسانیت ( انسانیت )
انسانیت مفهوم کلی است . این مفهوم بالاتر از آدم یا بشر بودن است . یک نفر می تواند آدم باشد اما می تواند انسان نباشد . انسانیت
در بر گیرنده مفهوم های مثبت یک انسان یا یک آدم است . در انسانیت ما باید فارغ از مذهب و نژاد و جنس به هر انسانی اول به عنوان انسان نگاه کنیم . به همدیگر تا جایی که باعث ضرر و سو۶ استفاده نشود کمک کنیم . انجام این کار سخت هست ولی شدنی هست فقط احتیاج به مقداری سعی و تلاش دارد . در انسانیت یاد میگیریم که به سگ ها یا گربه ها آزار نرسانیم . آدمی را تصور کنید که یک سگ را با سنگ میزند از این آدم چه توقعی می توان داشت که فردا با هم نوعان خود مهربان باشد . از این آدم چه توقعی می توان داشت که با زن و جنس مخالف خودش خوب برخورد کند و مهربان باشد . انسانیت یعنی احترام به حقوق همدیگر ، یعنی احترام به موجودات زنده ، یعنی در کمال والای آدم شدن قدم برداشتن .
پس سعی کنیم انسان باشیم نه آدم . هر وقت توانستیم در این مسیر قدم برداریم میتوانیم در رها سازی خود از مشغله ها ، در رسیدن به آرامش هم قدم برداریم . برای قدم برداشتن در این مسیر حتما لازم نیست که برویم و صد تا کتاب خودشناسی بخریم از همین لحظه حال شروع کنیم از همین لحظه ارتقا آدمیت داشته باشیم تا به انسان شدن برسیم . از همین لحظه فکر کنیم و کار درست انجام بدهیم . فکر کردن بهترین خودشناسی است . فکر کردن بهترین دوست است .
ارتباط با مدیر کانال :
لینک در بایو یا توضیحات آمده است .
آشنایی با ابر نور مدیتیشن و دیدن کلیپ های متفاوت در مورد مدیتیشن و انسان هایی با قدرت های مختلف و ابر انسانی
https://telegram.me/ABARNOOR
🌹🌸
https://www.Instagram.com/abarnoor_meditation/
سلام دوستان . استاد مرحمتی کرمان هستند دوستانی که مایل هستند از نزدیک با ایشان صحبت کنند با خود ایشان صحبت کنند
#335قصه ها ناقص نمی مانند
روزی شیوانا از مقابل مدرسه ای می گذشت. مدیر مدرسه را دید که کتاب های قصه را مقابل خود گذاشته و بعضی از صفحات آن را با قیچی می برد!! شیوانا با تعجب از مدیر مدرسه دلیل اینکار را پرسید. مدیر گفت:” این کتاب قصه ها را از سرزمین دوری آورده اند که فرهنگ و عقاید آنها با ما متفاوت است. آن بخش هایی که با فرهنگ بچه های این دیار همخوانی ندارد را پاره می کنم و از بین می برم تا بچه ها آنها را نبینند و چشم و گوششان باز نشود!!”
شیوانا یکی از کتاب ها را برداشت و ورق زد و گفت:” اما تو با اینکار باعث می شوی که بخش هایی از قصه ناقص شود و بچه ها خودشان در ذهن خود بخش های از بین رفته را بازسازی کنند. نویسنده این قصه ها اگر واقعا قصد تخریب ذهن و فکر کودکان این دیار را داشت ، تو در عمل با وادار سازی کودکان به بازسازی صحنه های حذف شده توسط خودشان ، به این تخریب و ویرانگری کمک می کنی!!! به جای پاره کردن و ناقص کردن این قصه ها و تحویل نسخه های ناقص و بریده به کودکان و ایجاد نفرت در وجود آنها و وادار سازی آنها به بازسازی بخش های ناقص در درون ذهن خود ، تمام این کتاب ها را به گوشه ای بریز و خودت برای بچه ها مناسب فرهنگ و عقاید سنتی این دیار کتاب قصه بنویس!! وقتی کسی در ذهنش قصه ناقصی را بازسازی و کامل می کند ، خود را در قصه سهیم می داند و به آن علاقه مند می شود. چرا با دست خودت علاقه به فرهنگ مخرب سرزمین دور را در کودکان این دیار ایجاد می کنی!!
( شیوانا )
ارتباط با مدیر کانال :
لینک در بیو یا توضیحات است .
🌻🌼🍀🌹🌷🌸🌺🍁🍂🌿
آشنایی با ابر نور مدیتیشن و دیدن کلیپ های متفاوت در مورد مدیتیشن و انسان هایی با قدرت های مختلف و ابر انسانی
https://telegram.me/ABARNOOR
Instagram : Abarnoor_meditation
#334مهربانی . مهربانی ( ارسالی از یک دوست عزیز از کالیفرنیا. بدجنس اسم من هم روش گذاشته و هر روز صداش می کنه علی 😁 . هر روز هم براش پسته یا آجیل می خره و میده بهش . ببینید چه قشنگ هم غذا میخوره و هم کل لپ خودش از غذا پر می کنه 😂)
سلام دوستان عزیز و گرامی . اسامی که در زیر آوردیم از افراد مجاز به آموزش هستند . اگر مایل بودید آموزش ببینید می تونید یا مستقیم با استاد کار کنید یا با معلم ها و اشخاص زیر .
آقای آریامنش : @Sorenaryamanesh
خانم دیو سالار : @SAHE5L
آقای سعادت : @Amir_saadat
خانم ملکی : @mabadedaron
آقای سیادتی : @seyed133_110
آقای محمدی : @Mohammadi_m13
آقای هادی : @hadiii_110
خانم نائیج : @daiana777
آموزش تخصصی نیروی چی یا کی به صورت تضمینی برای حس کردن و استفاده این انرژی . همچنین حاضر هستم به صورت حضوری و گرفتن لایو زنده با هر استادی که در زمینه کندالینی یا نیروی چی فعالیت دارد و (( ادعا آموزش کندالینی یا آجنا )) دارد تست بگیریم . حالا یا من حضورن می رم پیش ایشون یا ایشون بیان پیش ما و به صورت زنده از مسابقه تست می گیریم . اشخاصی که این ادعا دارند رک می گم ازشون در زمینه کندالینی و آجنا سخت ترین تست ها می گیرم از جمله ذهن خوانی و...
این هم پاسخ من به اشخاصی که ادعا دارند و فکر می کنند حرفی واسه گفتن دارند . موارد تست و امتحان به صورت حضوری همون لحظه می گم تا جذابیت بیشتری داشته باشه و مشخص بشه که چند مرده حلاج هستیم .
من در خدمتم.
سلام لطفا تمام هنرجویان سطح سه و کسانی که مجاز به آموزش هستند به واتس آپ استاد مرحمتی پیام دهند
سلام بر همه . پنجشنبه ساعت نه و نیم شب لایو با خانم دیو سالار در اینستا برگزار می شه .
#331حکایت8
*پادشاهی دستورداد افراد کهن سال رابه قتل برسانند. جوانی پدرش را دوست داشت.*
*هنگامیکه جوان با خبر شد*
*پدرش را در زیر زمین منزلش مخفی کرد*.
*هنگامیکه ماموران برای تفتیش آمدند . کسی را نیافتند . روزها گذشت و پادشاه ازطریق جاسوسان و خائنان مطلع شد . که جوان پدرش را پنهان نموده است. پادشاه تصمیم گرفت که قبل از حبس جوان وقتل پدرش او را بیازماید. ماموری دنبالش فرستاد.مامورنزد او رفت و به او گفت که پادشاه شمارا احضار نموده که وقت بامدادان درحال سوار و پیاده به نزد ایشان حضور یابید. جوان به حالت حیرت و سر درگمی فرو رفت و به سراغ پدرش رفت وماجرا راتعریف نمود.مردلبخندی زد وبه فرزند خود گفت: عصایی بزرگ بیاور وروی آن سوار شو و پیاده نزد پادشاه حاضر شو!*
*جوان درمجلس پادشاه حضور یافت. پادشاه به زکاوتش تعجب نمود. وبه جوان گفت: برو و صبح در حال پوشیده وعریان بر گرد ! جوان نزد پدربرگشت وماجرا راتعریف نمود پدر به فرزند خود گفت: کفش خودرابه من بده بخش پایین وپاشنه کفش رابرید وگفت: کفش خودرا بپوش و نزد پادشاه حضور بیاب!پادشاه از زیرکی او شگفت زده شد. به او گفت : برو وفردا با دوست ودشمن خود بیا! جوان نزدپدربرگشت وماجرا راتعریف نمود.پدرتبسمی کرد و به فرزندش گفت: همراه خود همسر وسگ خود را بردار و برو! وهریکی را نزدپادشاه بزن! جوان گفت: چگونه ممکن است؟ پدر گفت : شما انجام بده بزودی خواهی دانست. بامداد جوان نزدپادشاه حاضر شد و جلوی پادشاه همسرش را زد. همسرش فریاد برآورد وبه شوهرش گفت: بزودی پشیمان خواهی شد. وبه پادشاه اطلاع داد که شوهرم پدرش راپنهان نموده است.*
*سپس سگش را زد.سگ دوید.پادشاه تعجب نمود!*
*وگفت:دوست باوفا ودشمن چگونه است؟جوان :به سگ اشاره نمود. سگ بسویش شتافت و دور و برش از خوشی چرخید!*
*جوان گفت : این همان دوست ودشمن اند.*
*پادشاه تعجب نمود!وگفت :صبح همراه پدرتان بیایید.*
*جوان نزدپدربرگشت وماجرا راتعریف نمود.*
*صبح که نزد شاه حضور یافتند پادشاه پدر جوان را به عنوان مستشار خود انتخاب نمود.نهایتاجوان وپدرش به لطف وفضل الهی نجات یافتند.*
ارتباط با مدیر کانال :
لینک در بیو یا توضیحات آمده است.
آشنایی با ابر نور مدیتیشن و دیدن کلیپ های متفاوت در مورد مدیتیشن و انسان هایی با قدرت های مختلف و ابر انسانی
https://telegram.me/ABARNOOR
🌹🌸
https://www.Instagram.com/abarnoor_meditation/
