روانشناسی-احساس خوب
رفتن به کانال در Telegram
ادمین ن.اوحدی روانشناس بالینی سکس تراپ زوجدرمانکر دارای پروانه از سازمان نظام روانشناسی Admin: @OHADIpsychologist
نمایش بیشتر585
مشترکین
-724 ساعت
-717 روز
+15730 روز
آرشیو پست ها
Repost from درمانگران(تخصصي)Barahimi
اگر به هر دلیلی "تک فرزندی" را انتخاب کرده اید، این کتاب راهنمای خوبی برای تربیت صحیح تک فرزندتان خواهد بود.مرکز فروش کتاب
استان اصفهان👇👇👇
-اصفهان، خیابان سجاد،مرکز مشاوره آسنا؛ تلفن 03136605127
Repost from جهان فرزانگان
🌾
شروع سال نو چینی در ماه بهمن (فاصله ۲۱ ژانویه تا ۲۰ فوریه) است. در این بازه زمانی حلول ماه جدید (روز نخست ماه قمری) روز اول سال نو چینی است.
چینیهای بودایی، در این روز از خوردن گوشت پرهیز میکنند. بودائیان بر این باورند که روشن کردن آتش و استفاده از کارد در روز اول سال نو، خوش یمن نیست؛ بنابراین معمولاً غذای این روز، از قبل پخته میشود. چینیها در این روز از عدد 4 استفاده نمیکنند زیرا معتقدند این عدد، عدد مرگ است.مردم چین در این روز دربارهٔ سال گذشته صحبت نمیکنند، بلکه دربارهٔ سال جدید و شروعی دوباره صحبت میکنند. همچنین در این روز، چینیها به دیدار و بازدید بزرگترهای خانواده میروند. رقص شیر یکی از کهنترین آیینهای چینی است که در این روز انجام میپذیرد. برخی خانوادهها برای از بین بردن شرّ ارواح خبیثه، این گروههای عروسک گردان را به خانه دعوت میکنند تا با آهنگها و رقصهای خاص، بدیمنی این روز را از بین ببرند. از دیگر آداب و رسوم این جشن، هدیه پاکت سرخ است
@Farzaneh_3dr
ذهن شما شبیه به استاد قصهگویی است که هیچوقت دست از صحبت کردن نمیکشد. قصههایی که می¬گوید را بهعنوان "افکار" میشناسید. بعضی از این داستانها یا افکار درست هستند که به آنها "حقایق" میگوییم اما بیشتر داستانهایی که ذهن میگوید شامل عقاید، قضاوتها، تخیلات، ایدهها، مفاهیم، مدلها، مفروضات و ارزیابی میباشند. چنین قصههایی را نمیتوان بهعنوان درست یا غلط دستهبندی کرد. آنها انعکاس جهانبینی شما هستند. ذهنتان تلاش میکند که شما را جذب این داستانها نماید. ذهن شما خاطرات دردناک گذشته را بیرون میکشد، سناریوهای ترسناک آینده را به کار میگیرد و به تمام عیوب و نقاط ضعف همسرتان اشاره میکند، به شکایت، قضاوت، مقایسه و انتقاد می پردازد.
اگر سفت و سخت به این افسانهها بچسبید، شما را به تاریکی خواهند کشید. رها کردن به این معناست که دست از سر این قصه ها بردارید. درمان پذیرش و تعهد به شما آموزش میدهد که چگونه خشم، عدالت، سرزنش، نگرانی، قضاوت، نقد و درخواست را رها کنید.
منبع: درمان پذیرش و تعهد با عشق، نوشته راس هریس،
ترجمه پیمان دوستی و همکاران.
اگر روی صندلی قربانی نشستهاید
و علت بدبختیهایتان را
همسر نادان، رئیس بداخلاق،
عوامل بد ژنتیکی، سياسی و اجتماعی میدانید،
و مسئولیتهای خود را به گردن دیگران میاندازید،
شما در وضعیتی هستید که از آن رهایی نخواهید داشت و به بن بست رسیدهاید،
مگر اینکه صندلی خود را عوض کرده
و روی صندلی مسئول بنشینید!
مردی بودا را دشنام داد، هیچ نگفت و آن ده ترک نمود.
مرد را گفتند که دانی چه کس را ناسزا گفتی؟
گفت: ندانم.
گفتند که بودا بود، عارفی بزرگ است.
پس مرد بر زندگی اش بیمناک گشت. در پی اش رفت و روزی دیگر او را یافت. بر پایش افتاد و بخشش طلبید.
گفت: تو که هستی و چه می خواهی؟ طلب عفو از چه روی است؟
گفت: دیروز تو را دشنام دادم، حال نادم هستم و طلب بخشش دارم.
گفت: از امروز بگو، من از دیروز هیچ نمی دانم.
هیچ فردایی به زیبایی و قشنگی امروز نیست ☘
آدم نمی داند در درون قلب دیگران چه می گذرد. وقتی كسی می گوید «دوستت دارم!» مشخص نیست كه چرا و چگونه دوستت دارد .دلیل به وجود آمدن این حس كه او دوست داشتن فرض كرده ، كدام خصوصیت توست . و خود این حس در قلب او چقدر با چیزی كه تو «دوست داشتن» قلمداد می كنی متفاوت است.
یادم می آید بچه بودم (شش-هفت ساله).. یك نقاشی ساده از دو تا بچه (یك دختر، یك پسر) كه داشتند با هم حرف می زدند توی یکی از کتابای خواهر بزرگترم دیدم! دختر به پسر گفته بود: «من ماهی خیلی دوست دارم!» و توی ابر فكر بالای كّله اش ، یك ماهی قرمز داشت توی تُنگ شنا می كرد. بعد پسر گفته بود: «من هم همینطور!» ... و توی كله ی او یك ماهی بود كه داشت توی ماهیتابه جلزو ولز میكرد!
یادم می آید تا مدتها هر وقت می خواستم بگویم فلان چیز را "دوست دارم" ، به تته پته می افتادم كه حالا نوع دوست داشتنم را چطور توضیح بدهم تا اشتباه نشود! تا همین امروز هم فكر می كنم به هر كس گفته ام «دوستت دارم!» نفهمیده چطوری دوستش داشته ام ، واگر كسی جایی پیدا شده كه خیال کرده مرا دوست دارد در نهایت به شیوه ی خودش دوست داشته..!
🔹سیمین بهبهانی
🌹
❄️مهر طنازان سر آوردست از خاور برون ❤️
❄️با سلامی روح افزا بر گروه ارغنون ❤️
بهزاد ۳۰ دی ماه ۱۴۰۱
❄️ســلام
صبح جمعه تون بخیر
پیر شدن کمی شبیه خسته شدن است، اما خستگی ای که با هیچ مقداری از خواب جبران نمی شود. هر سال کمی اوضاع بدتر می شود. عکس مثلا بد امروز می شود عکس خوب سال بعد. این ترفند محبت آمیز طبیعت است که همه چیز آنقدر تدریجی اتفاق می افتد که آنقدری که باید تعجب نکنیم. هیچ کس را گریزی نیست. روزی دستان او هم کک و مکی خواهد شد مثل دستان عموهای پیرش که در کودکی می شناخت هر آنچه برای دیگران اتفاق افتاده برای او هم اتفاق خواهد افتاد.
او مجموعه ای از سلولها و بافتهاست که با ظرافت و به طوری پیچیده به هم پیوسته اند و در یک لحظه حیات یافته اند. فقط برخوردی محمم یا یک سقوط لازم است تا دوباره بی جان شود. تمام جدیت و اهمیت برنامه های او وابسته است به یک جریان ثابت خون به مغزش از طریق شبکه حساسی از مویرگ ها. اگر هر یک از آن ها کوچک ترین مشکلی برایش پیش بیاید، احساس لطیفی که به زندگی پیدا کرده است به ناگهان از بین می رود. او تنها مجموعه ای اتفاقی از اتمهاست که خواسته اند چند لحظه ای در ابدیت عالم هستی در برابر آنتروپی یا بی نظمی مقاومت کنند …
🍃
#سير_عشق
🍃
#آلن_دوباتن
⭕️ زن......
از منظر یونگ
🔴👌 یک زن ۴ نقش اصلی یا ۴ بعد شخصیتی دارد که هر زنی آن را با خود به دنیا می آورد. یونگ روانشناس بزرگ آنها را“Archetype” یا “کهن الگو” می نامد.
💢💢💢💢 چهار الگوی کهن زن :
۱) معشوقه
۲) مادر
۳) آمازون
۴) مادونا(بانو)
.
“معشوقه”
بخش جذاب و زیباگرای درون یک زنمیل به زیبایی و زیبا بودن، توجه به جنبه های جنسی، عاشقانه ها و….همه از تجلیات این جنبه درونی هستند.
کم بودن معشوقه در زن، باعث کاهش جذابیت او در نظر مرد شده وحتی در بسیاری موارد باعث طلاق می شود.
افراط در معشوقه باعث می شود دختر دستاویزی برای تفریح پسر شود!
معشوقه برای زن، شادی و شادابی به همراه می آورد.
مهمترین شاخص درمان افسردگی زنان، این نیروی درونی شان است.
معشوقه جنبه ای از زن است که مردان همواره آنرا ستایش و تحسین کرده اند.
.
“مادر”
حامی و سرپرست است.
زنی است که با وابستگیاش به دیگران کامیاب میشود، او نه تنها فرزندانش را بزرگ میکند، بلکه سایرین و خویشاوندان، دوستان مؤنث و همسر را هم میپرورد.
✔️جزئی از نقش زنانهء زن این است که مرد را میپرورد، او را حمایت و تشوق میکند تا رشد یابد و خود را به واقعیت در آورد، به تواناییهای عظیم خود پی ببرد. زمانیکه جنبهء مادری به حد افراط برسد مرد را خفیف و خوار کرده و مادام العمر او را پسر بچه وحشتزده و فاقد اعتماد به نفس نگه میدارد.
نگران بودن ، بخشیدنِ افراطی و مادری کردن بیش از حد، مرد را کلافه می کند.
.
“آمازون”
ویژگی های مردانه ی درون یک زن
✔️زن آمازون دارای تمرکز حواس بالا و فزون خواه است، ابراز وجود میکند، هدفدار و متکی به نفس و خودکفا است، ارتباط او با مردان زندگیاش در قالب همکار، رفیق و رقیب است.
زن امروزی شدیداً به سوی جنبه آمازون شخصیتش متمایل شده است، او به سوی قدرت و در ضدیت با عشق جهتگیری کرده است. مادری را به تعویق میاندازد، با مادونا که از مد افتاده، در تماس نیست و از معشوقه فقط به قصد کامجویی جنسی استفاده میکند.
✔️زن مردانه، مردها را می ترساند. استقلال و برخورد ستیزهجویانهء زنان، در مردان احساس عجز و ناتوانی به وجود میآورد. اشتیاق مرد به ادامهء رابطه، وقتی صادقانه و خالصانه احساس نکند که زن به او نیازمند است، رو به زوال میگذارد.
زنی که فقط مردانگی خود را زندگی کند، کم کم از هویت اصلی خود فاصله می گیرد.
رفتارهای زنانه از یکسو سبب تقویت حس آسیبپذیرى، پذیرندگی و جذابیت زنان میگردد و از سوی دیگر میل به سطوح بالایی از سرسپردگی و حمایت را در مردان بر میانگیزد.
در مقابل، زنی که آمازون نداشته باشد به شخصیتی وابسته (به مرد) و بی اراده تبدیل می شود.
.
“مادونا”
متانت، دید عمیق، خلاقیت، معنویت، قدرت تحلیل.
✔️سرشتی الهام بخش است و معیارها و ارزشها و ایدهها را منتقل میکند. بازتابنده و تجسم محسّنات کامل زنانه از لحاظ بردبارى، وقار و وفای به عهد است. این نوع زن در پی کسب عظمت برای خود نیست، او ترجیحاً مرد را در زندگی به سوی عظمت میکشاند و بی هیچ قید و شرطی از تلاش وی در جستجوی کسب خرسندی و موفقیت حمایت میکند.
✔️مهمترین بخش غالب مادونای زن، وفای به عهد اوست. او مرد را در ثروت یا تنگدستى، در خوشی یا ناخوشی میپذیرد.
💢 کم بودن مدونا باعث رفتارهای بچگانه می شود. تصمیمات عجولانه و بچگانه که در امتداد تفکرات بچگانه قرار دارد. زود احساساتی شدن، بی صبری، کوته فکری و…
افراط در مادونا، از معشوقه می کاهد و رابطهء زناشویی را دچار مشکل می کند.
*مدونای افراطی در اصطلاح خودمونی یعنی خیلی بچه مثبت! به شدت خانوم و متین و متعهد.
💢 به نظرم مادر و مدونا خیلی جاها همپوشانی دارند و نمیشود تفکیکشان کرد.
✔️زن باید نهایتاً در طول دورهء حیاتش تمام چهار جنبهء روان خود را تجربه کند و در هم بیامیزد. باید به درون خویشتن خود بنگرد و آن جوانبی از شخصیتش را که هنوز نیازمند رشد است، کشف کند. و بین اینها تعادل برقرار سازد. زیرا افراط در یکی، تفریط در دیگری را به دنبال دارد.
https://t.me/ehsasekhooob
وقتی زمین زراعی را برای کشت محصول آماده میکنیم، باید بردبار بوده و ابتدا همه علفهای هرز را وجین کنیم. گرچه زمین لم یزرع به نظر میرسد اما منتظر میشویم تا دانههای پنهان جوانه زده و رشد کنند. برای پالایش حوزه هشیاری نیز که علفهای هزرهی وابستگی به لذات حسی در آن رشد میکند و ریشهکن کردن آنها بسیار دشوار است، به بردباری بیشتری نیاز است. با این حال زمانی که حوزهی هشیاری پالایش یافت، دانههای خوش کیفیت در آن افشانده شد، گیاهان فعالیتهای الهی جوانه میزند و با میوههای شادمانی واقعی بارور میشود، بالاتر از همه این که از طریق مراقبه عمیق و برای این که با روح فناناپذیر خود که در درون بدن خاکی و فناپذیر شما پنهان است آشنا شوید برای یکی شدن با خداوند بردباری بسیاری لازم است.
شری شری پراماهانسا یوگاناندا "جناس"
خداوندا سپاسگزارم 🙏
❣#سپاسگزاری_قبل_از_وقوع
✨شکرگویی وسپاسگزاری ازهرچه نعمت ریزودرشتی که دردست داریم امری پسندیده ست.
🎗اما گاهی خواسته یاهدفی درنظر و آرزوی ماهست که آنرا بسیاردوست داریم ولی هنوز محقق نشده.
✨شکری هست که قبل از داشتن یارسیدن نعمتی به دل وزبان جاری میشودبه گونه ای که گویی آن نعمت دردست ماست همین اکنون.
🎗این شکرگویی را باهمان هیجان وخوشحالی که گویی در همین زمان حال میان خواسته و آرزویی که داریم غوطه ور هستیم به زبان میرانیم.ساده و روان با افعال مضارع همچون دارم...هستم ... شکری زیبا که نمادیست از باور و ایمان به نادیده هایی غیبی که ازچشمهامان پنهانند فعلا.
✨بدین معنا که گرچه هنوز ندیدم هدف مدنظرم را ولی ایمان دارم که
از آن من است این نعمت به لطف خدا.
🎗فرکانسی که بااین شیوه سپاسگویی ازسوی ما ساطع میشودهمچون جریانی فشارقویست که عالم هستی را موظف میکندتاخواسته ی گوینده را باسرعتی حیرت انگیزمحقق کند و می کند.
✨بسیاری از مردم این گونه سپاسگزاری راکه درحقیقت نوعی دعاست بلدنیستند و زبانهابیشتربه گلایه و شکایت از این و آن اعتیاد پیدا کرده .🍃🍃🍃🍃
https://t.me/ehsasekhooob
👍تأییدطلبی تا کجا پیش میرود؟
🔥تا جایی که شما تمام زندگی خود را در قاب تأیید تعریف میکنید. رشتهتان، همسرتان، کارتان، اخلاقتان، خلقتان، منشتان، رفتارتان، دستاوردتان، همه را باهم. فقط در این چهارچوب تعریفش میکنید. بنابراین یک روزی متوجه میشوید شما از آدمهایی که تأییدتان میکنند و متوجه میشوید با تأییدشان دارند تصرف تان میکنند. کمکم این را میفهمید که با تأییدشان تصرفتان کردند. یعنی هر جا تأییدشان را از شما بگیرند، نابودتان میکنند و شما یک روزی متوجه میشوید علیه حامیان خودتان خشم عظیمی دارید. علیه کسانی که حامی شما شدند، شما را تا خود اینجا آوردند. تا خود بلندترین مرتبه آوردند و شما متوجه میشوید هر زمان آنها تأییدشان را از شما میگرفتند، شما به یک هیچستانی تبعید میشدید. بنابراین برای اینکه تأییدشان را بگیرید، همهی سفر را اینطوری طراحی کردید. چون یکی از نشانههایی که از آن فاصله داشتید میگرفتید، عدمتأیید بود. میدانید چرا؟ چون آدمی که در درون خودش از خودش تأییدی ندارد، اگر بخورد به پست عدمتأیید دیگران یعنی فاجعه. پس بنابراین تأیید را نگه میدارند. چون آرکیتایپ مادر در درون من زنده نیست، پس من از طرف خودم حمایت نمیشوم. من از طرف خودم اصلاً آغوش گرفته نمیشوم، تغذیه نمیشوم، امنیتی نمیگیرم. پس من باید در یک میدان بیرونی امنیت بگیرم و شما یک روزی متوجه میشوید جواب یک سؤال اساسی را ندارید...
✳️✳️✳️✳️
