روانشناسی-احساس خوب
رفتن به کانال در Telegram
ادمین ن.اوحدی روانشناس بالینی سکس تراپ زوجدرمانکر دارای پروانه از سازمان نظام روانشناسی Admin: @OHADIpsychologist
نمایش بیشتر425
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-47 روز
-430 روز
آرشیو پست ها
✅مشاوره پیش از ازدواج
✅زوج درمانی
✅سکس تراپی
✅درمان خیانت زناشویی
و
✳️افسردگی
✳️وسواس فکری
✳️ اضطراب
✳️ فوبی های خاص
با تکنیک های:
✅CBT
✅Schema therapy
✅paradoxical
✅DBT
❇️ و به زودی با دستگاه واقعیت مجازی
💢 حضوری
💢تلفنی
💢آنلاین ( ایران و خارج از کشور)
🅰 آدرس
خیابان شریعتی .جنب مترو دکتر شریعتی . ساختمان پزشکان نیکان. طبقه پنجم . کلینیک کوشان
☎️۰۲۱-۲۶۷۰۵۷۳۴
📱۰۹۱۲۴۸۸۷۲۷۸
📱۰۹۱۹۶۰۵۰۶۰۲
@OHADIpsychologist
شماره نظام 4949
✅ تجربیات اولیه هر فردی در روابطی که داره به ویژه با والدینش باعث شکلگیری یه سری الگوهای رفتاری در بزرگسالی میشه!
📌مثلا شما فرض کن کودکی که در یک محیط پر از تنش، ناراحتی و سخت مورد غفلت واقع شده و کلا کودکی آرومی نداشته، ممکنه در روابط آینده خودش الگوهای ناسالمی رو که یاد گرفته رو تکرار کنه!
❌️در واقع آسيبهای دوران کودکی باعث میشه افراد از #صمیمیت گریزان باشن، #اعتماد_به_نفس و #عزت_نفس پایینی داشته باشن، #سبک_دلبستگی ناایمن دارن و در ایجاد ارتباطات سالم با دیگران به مشکل میخورن و نمیتونن رابطه خوبی داشته باشن.
💭فردی با کودکی سخت، #ناخودآگاه ممکنه فردی رو به عنوان همسر خودش انتخاب کنه شبیه به والدین خودش باشه و یا الگوهای رفتاری نامناسبی داشته باشه.
پس بستر ازدواج به عنوان یک پیوند و رابطه عمیق به شکلی خیلی جدی میتونه این مشکلات رو تحریک کنه🌱
#ازدواج
#تروما
یکبخش کامل گبور مته با انیتا مورجانی درمورد بیماری سرطان که مبتلا شده بود و بهبود پیدا کرده بود که حتی به کما هم رفته بود صحبت میکنه
آنیتا مورجانی در سال ۲۰۰۲، متوجه غدهای روی شانه راست خود میشود، اما این موضوع را نادیده میگیرد، بعد از چند هفته متوجه میشود که به سرطان دستگاه لنفاوی مبتلا شده است. او برای درمان بیماریاش از روشهای درمانی طبیعی مانند طب کلنگر، پزشکی جایگزین و طب سنتی و روش درمانی آیورودا استفاده مینماید. اما در نهایت پزشکان اعلام میکنند که برای نجات دادن او دیر شده است و غدد سرطانی تمام بدن او را گرفته.
آنیتا مورجانی کیست ؟ و چه تجربه خاصی را از سر گذرانیده ؟
آنیتا مورجانی در سنگاپور متولد شد. والدینش هندیالاصل بودند. او در سن دو سالگی همراه با خانواده و برادرش به هنگ کنگ رفت. و تحصیلاتش را در مدارس بریتانیایی آغاز کرد.
آنیتا مورجانی، در هنگکنگ با همسرش دنی مورجانی که او نیز هندی الاصل است آشنا شد و در دسامبر ۱۹۹۵ زندگی مشترکشان را شروع کردند. او به جز مواقعی که برای ارائه کنفرانسهایش به نقاط مختلف جهان سفر میکند، باقی اوقاتش را در کالیفرنیا به سر میبرد
آنیتا مورجانی در سال ۲۰۰۲، متوجه غدهای روی شانه راست خود میشود، اما این موضوع را نادیده میگیرد، بعد از چند هفته متوجه میشود که به سرطان دستگاه لنفاوی مبتلا شده است. او برای درمان بیماریاش از روشهای درمانی طبیعی مانند طب کلنگر، پزشکی جایگزین و طب سنتی و روش درمانی آیورودا استفاده مینماید. اما در نهایت پزشکان اعلام میکنند که برای نجات دادن او دیر شده است و غدد سرطانی تمام بدن او را گرفته.
در دوم فوریه ۲۰۰۶ به حالت کمای عمیق فرو میرود. در حالی که پزشکان ساعتهای آخر عمرش را انتظار میکشیدند. بعد از سه روز از کما خارج میشود و به خانوادهاش میگوید که در این سه روز از تمام اتفاقاتی که در اطرافش رخ میداده باخبر بوده است. بعد از انجام آزمایشهای متعدد پزشکان متوجه میشوند که هیچ اثری از سرطان در بدنش وجود ندارد و بیماریاش کاملاً بهبود یافته است.
آنیتا مورجانی تجربه خاص خود را که تجربه NDE بوده به رشته تقریر در آورده ، او نویسنده کتاب کی زمردن کم شد(به انگلیسی: Dying to be me)
این کتاب پر فروشترین کتاب به انتخاب نیویورک تایمزاست. او به عنوان سخنران در دانشکده علوم رفتاری دانشگاه هنگهنگ درباره مسائلی از جمله نحو رویارویی با بیماریهای غیر قابل درمان یا مرگ و روانشناسی اعتقادات معنوی فعالیت میکند. و همچنین مشاوردتبادلات فرهنگی در شرکتهای چند ملیتی هنگ کنگ است.او در سال ۲۰۰۲ به لنفوم مبتلا شد و بعد از چهار سال مبارزه بیامان، در سال ۲۰۰۶ در کما فرو رفت و در دوران کما تجربه نزدیک به مرگ شگفتانگیزی داشت که به نحو خاصی نگرش او را به زندگی متحول کرد.. بعد از سه روز به طور غیرمنتظرهای از حالت کما بیرون آمد، و هیچ نشانهای از سرطان در او مشاهده نمیشد.
ترومای روانی
یک اتفاق وحشتناک و غیرقابل کنترل، روان زخم نامیده می شود. ضربه یا ترومای روانی به تأثیرات پس از یک رویداد وحشتناک مثل تصادف، تجاوز جنسی یا بلایای طبیعی بر روی روان انسان گفته میشود. واکنشهای اولیه به ضربهٔ روانی معمولاً به صورت شوک و انکار هستند.
ترومای روانی نتیجه حوادث فوق العاده استرس زاست که احساس امنیت شما را از بین می برد. هر وضعیتی که احساس خشم و انزوا را از خود نشان دهد، می تواند دردناک باشد، حتی اگر آسیب فیزیکی نباشد.
ترومای روانی (یا روان زخم) میتواند به عنوان یک اتفاق بد تعریف شود، چنانکه نمیتوانیم آن را درک و تحلیل کنیم. رویه منفی تروما آن است که نمیتوانیم آن را به درستی به خاطر بیاوریم یا مطابق اثری که بر ما میگذارد، به آن واکنش نشان دهیم. تروما در ما می ماند، اما از ما مخفی میماند و تنها از طریق برخی نشانهها و دردها حضور خود را نشان میدهد.
*ترومای دوران کودکی
جای تعجب نیست که بسیاری از تروماهای زندگی در کودکی اتفاق میافتد. بچهها نسبت به تجربه تروما بسیار حساسند، چون نمیتوانند دنیای اطراف خود را درک کنند و مجبورند تا حد زیادی بر پدر و مادرشان که چندان بالغ، صبور یا متعادل نیستند تکیه کنند. یک کودک ممکن است از سوی والدین، دچار تروما شود: مثلا از سوی مادری که پس از تولد نوزاد، دچار افسردگی پس از زایمان شده است، یا ممکن است کودک به خاطر خشونت والدین دچار تروما شود.
یک کودک ممکن است دچار ترومایی شود که روانشناسان آن را "ترومای غفلت" مینامند. معنای این تروما این است که کودک در سنین حساسی، بین تولد تا پنج سالگی (به ویژه در ۱۸ ماه اول زندگی)، به اندازه کافی نوازش دریافت نکند و احساس آرامش و محبت نبیند، به عبارت دیگر عشق دریافت نکند.
تروماهای دوران کودکی می تواند از هر چیزی که ایمنی کودک را مختل کند، اتفاق بیافتد، از جمله :
*محیط بی ثبات و ناامن
*جدایی از والدین
*بیماری جدی
*سو استفاده جنسی، فیزیکی
*سو استفاده کلامی
*خشونت خانگی
*بی توجهی
تجربه تروما در دوران کودکی می تواند یک اثر شدید و طولانی مدت داشته باشد؛ زمانی که ترومای دوران کودکی حل نشود، احساس ترس و بی کفایتی به بزرگسالی ادامه می یابد.
تروما این پتانسیل را دارد که یکی از مهمترین نیروها برای بیداری و تکامل روانی، اجتماعی و معنوی باشد. نحوه برخورد ما با تروما، کیفیت زندگیمان را به شدت تحت تاثیر قرار میدهد. در نهایت، این موضوع بر چگونگی و یا حتی این که آیا به عنوان یک گونه زنده خواهیم ماند، تأثیر میگذارد.
تروما زمانی ایجاد میشود که ما قادر به آزاد کردن انرژیهای مسدود شده نیستیم، تا به طور کامل از واکنشهای جسمی/احساسی به تجربهی دردناک عبور کنیم. تروما آن چیزی نیست که برای ما اتفاق میافتد، بلکه چیزی است که ما در درون خود و در غیاب یک شاهد همدل نگه میداریم.
ممکن است به نظر عجیب بیاید که دلبستگی و تروما به هم مرتبط باشند، اما وقتی بیشتر در مورد سیستم دلبستگی میفهمیم، کاملاً منطقی به نظر میرسد.
تروما میتواند سیستم عصبی را تحت فشار قرار دهد و حفظ تنظیم را دشوارتر کند. تنظیم هیجانی توانایی حضور و ارتباط در مواجهه با احساسات و تجربیات سخت و همچنین مقابله با مشکلات و لذتهای زندگی است.
تنظیم هیجانی مهارتی است که آموزش داده میشود، آموخته میشود و تمرین میشود. افرادی که دلبستگی ایمن دارند، این مهارت را از طریق تعامل با مراقبان خود آموختهاند و آن را به عنوان یک پاسخ طبیعی به استرس یا تروما در مغز خود سیمکشی کردهاند.
با این حال، در دلبستگی ناایمن، کودکان غرق شدن و فقدان امنیت را تجربه میکنند، که باعث ایجاد حالت هشدار بالا (تحریک بیش از حد) یا خاموشی (تحریک کم) در مغز و سیستم عصبی میشود. هنگامی که آنها بعداً در زندگی دچار ضربه یا استرس میشوند، مغز آنها معمولاً به طور پیشفرض به این الگوی برانگیختگی باز میگردد و تنظیم عاطفی را دشوارتر میکند.
به جای حرکت به سمت دلبستگی یا ترمیم، تمایل به فعال کردن سیستم واکنش به تهدید و واکنش با "مبارزه، فرار، یخ زدن یا چاپلوسی" است.
خبر خوب این است که دلبستگی ایمن و تنظیم هیجانی را میتوان آموخت و تمرین کرد. و با گذشت زمان، بدن و مغز ما به طور طبیعی الگوها و رفتارهای سازگارتر را انتخاب میکنند!
ما مسئول شفای زخمهایی هستیم که خودمان هیچ نقشی در بوجود آمدن آن نداشتیم ، ..
لطفا برای دریافت اطلاعات بیشتر و خرید دوره بازگشت به تمامیت(خویشتن)که در ۴فصل ۲۶بخشی هست
گبور_مته نویسنده کتاب "افسانه عادی بودن پزشک مجارستانی کانادایی است. او با سابقه در خانواده درمانی علاقه خاصی به رشد و تروما زخم روانی در دوران کودکی و تأثیرات بالقوه مادام العمر آن بر بهداشت روانی و جسمی، از جمله در بیماری خود ،ایمنی ،سرطان اختلال بیش فعالی و نقص توجه اعتیاد و طیف گسترده ای از موارد دیگر دارد
تا زمانی که نیازهای پایین تر ارضا نشود، نیازهای بالاتر فعال نمی شود.
این جمله، یکی از اصول بنیادین نظریهی «سلسلهمراتب نیازها» ابراهام مزلو (Hierarchy of Needs) است. او باور داشت که انسان دارای مجموعهای از نیازهای لایهلایه است که بهصورت هرمی از پایهترین نیازها آغاز شده و به بالاترین سطح رشد روانی و معنوی ختم میشود.
مزلو این نیازها را به پنج دستهی اصلی تقسیم میکند: ۱. نیازهای فیزیولوژیک (پایهایترین نیازها):
شامل غذا، آب، خواب و تنفس. بدون تأمین این نیازها، بقا ممکن نیست.
۲. نیاز به امنیت:
شامل امنیت جانی، ثبات شغلی، سلامت و نظم. وقتی فرد در ناامنی زندگی میکند، نمیتواند روی موضوعات بالاتر تمرکز کند.
۳. نیاز به عشق و تعلق:
مانند دوستی، روابط خانوادگی، و تعلق به گروه. انسان نیاز دارد احساس کند که پذیرفته شده و مورد محبت است.
۴. نیاز به احترام:
شامل عزتنفس، اعتماد به خود، و احترام متقابل از دیگران.
۵. نیاز به خودشکوفایی (بالاترین سطح):
یعنی شکوفایی تمام استعدادها، خلاقیت، رشد درونی و زندگی معنادار.
📌 اصل کلیدی مزلو:
تا زمانی که سطح پایینتر به اندازهی کافی ارضا نشده باشد، انرژی روانی انسان به آن سطح مشغول میماند. برای مثال، کسی که گرسنه است یا در محیطی ناامن زندگی میکند، به سختی میتواند به رشد معنوی یا خلاقیت فکر کند.
این به معنای آن نیست که انسان نمیتواند همزمان چند نیاز را تجربه کند، بلکه منظور مزلو این است که نیازهای پایینتر اولویت روانی دارند.
نتیجهگیری:
همهی ما در مسیر زندگی به دنبال رشد و آرامش هستیم، اما یادمان باشد پیش از پرواز در آسمان معنا و خودشکوفایی، باید ریشههای نیازهای پایهای و امنیت را محکم کنیم. هرچه زمین نیازهای اولیهمان امنتر باشد، بالهای روحمـان برای عشق، احترام و خلاقیت گستردهتر خواهد شد. آرامش، نقطهی آغاز شکوفایی است
⭕️🌈⭕️🌈⭕️🌈
گلاسر در کتاب ازدواج بدون شکست چه قشنگ میگه؛
روابط دوستی نسبت به ازدواج بخاطر این طرفدار بیشتری دارند که، فرد در آن سعی میکند رفتار پارتنرش رو کنترل نکند و یا اجازه نمیدهد رفتارش را کنترل کنند. ولی در ازدواج به دلیل واژه محنوس"احساس مالکیت"ما هر گونه رفتاری باهم داریم.
Repost from کارورزی و تربیت مشاور
@karvarzy
فرارسیدن اربعین حسینی را خدمت همه عزیزان تسلیت عرض میکنیم
✍🏻 برای موجودِ محصور در بُعد زمان،
وجود نقطه پایان و اندیشیدن به اتمام یا احتمال زوال است که به مسیر معنا میدهد.
مسیرِ بیپایان یا بیزوال، مسیر نیست.
هیچ نیست.
🌷بودن در طبیعت اونم فقط ۱۰ دقیقه،باعث میشه افراد بزرگسالی که با مشکلات روانی دست و پنجه نرم میکنن از فواید کوتاهمدتش استفاده کنند 🌿
این متاآنالیز نشون میده که طبیعت میتونه روی سلامت روان انسان تأثیر مثبت بذاره.
☀️ افسانه سیزیف
یکی از افسانه های یونان باستان در مورد پادشاهی به نام سیزیف است که برای حیله گری ها و فریبکاری هایش معروف بود. او دوبار مرگ را فریب داد، اما خدایان او را به خاطر این فریبکاری مجازات کردند. حالا، او باید تکلیفی بیهوده را تا ابد انجام بدهد. او باید سنگی بزرگ را از کوهی بالا می برد، اما هربار که به قله می رسید، آن سنگ به پایین می غلتید و او نمی توانست تکلیف خود را به پایان برساند.
افسانه سیزیف همواره به شکل های مختلفی تفسیر شده است. در دوران معاصر، آن را استعاره ای برای زندگی انسان می دانند، نمادی از چالش های بی پایان و البته بیهوده انسان در زندگی روزمره.
آلبر کامو این افسانه را در کتاب خود مورد استفاده قرار داد تا با آن ماهیت ظاهرا پوچ زندگی انسان را نشان بدهد. کامو سیزیف را "قهرمان پوچی" می نامد زیرا هنگامی که سنگ به پایین می غلتد او لحظه ای درنگ می کند و سپس بازمیگردد. سیزیف به پوچ بودن کار خود آگاه است و این آگاهی لذت بخش است.
درس هایی که می توان از این افسانه گرفت:
۱. سیزیف نماد انسان است و زندگی معنایی ندارد، بلکه ما به آن معنا می دهیم. تنها با آگاهی است که می توان تاب آور و باپشتکار بود.
۲. نکته مهم آن است که باید "زندگی" را خوب زندگی کرد.
۳. لذت های زندگی همان چالش های زندگی هستند.
۴. رنج های انسان همیشگی هستند.
۵. در واقع، این سیزیف نبود که طلسم شده بود، بلکه سنگ طلسم شده بود تا به پایین بغلتد.
۶ حرکت و بالا رفتن انگیزه بزرگ زندگی است.
۷. سیزیف سرنوشت خود را شناخت، آن را پذیرفت ولی تسلیم نشد. اراده او بر سرنوشت چیره شد.
دکتر حميد علیزاده
🎙افرادی با طرز فکر رشدی (طرز فکر رشد، ذهنیت رشدی، نگرش رشد) که باور دارن تواناییها، هوش و ویژگیهامون همگی قابل تغییرن، در زمانهای دشوار سلامت روانی بهتری دارن.
⭐️تحقیقات نشون داده که طرز فکر رشدی با سطح پایینتر افسردگی و سطح بالاتر بهزیستی در دوران کووید ۱۹ مرتبط بوده.
⭕️ادامه پست بالا
بزارید یه مثال بزنم که درکش برامون بهتر بشه .
انگار میخواهیم شروع کنیم یه کتابی رو بخونیم. اگه با تفکر دوگانهنگر بهش نگاه کنیم، میگیم این کتاب یا خوبه یا بد. ولی اگه با تفکر نسبیگرا بهش نگاه کنیم، میگی شاید این کتاب برای بعضی افراد خوب باشه و برای بعضی دیگه نه. شاید هم بعضی قسمتهاش خوب باشه و بعضی قسمتهاش نه.
باید توجه کنیم که هر دو نوع تفکر جایگاه خودشون رو دارن و مهم اینه که بتونیم بسته به شرایط از هر کدومشون استفاده کنیم
⭕️ دوالیته
تفکر دوگانهنگر یعنی چی؟
تصور کن دنیارو به دو تا اتاق تقسیم کردیم: یکی اتاق خوبها و اون یکی اتاق بدها. هر چیزی رو که میبینیم، میذاریم تو یکی از این اتاقها. مثلاً میگیم: «این آدم خیلی خوبه، پس حتماً همه کاراش هم خوبه.» یا «اون کارش اشتباهه، پس اون آدم هم بد ذاته.» اینجوری دیگه جایی برای فکر کردن به چیزای دیگه و پیچیدگیهای زندگی نمیمونه.
خب حالا تفکر نسبیتگرا یعنی چی؟
اینجا دیگه همه چی سیاه و سفید نیست. مثل این میمونه که به جای دو تا اتاق، یه خونه بزرگ با کلی اتاق و راهرو داشته باشیم. هر اتاق یه دیدگاه متفاوته و هر چیزی رو میشه از زاویههای مختلف نگاه کرد. مثلاً میگیم «این کار شاید برای این آدم خوب باشه، اما برای اون یکی بد باشه.» یا «در این فرهنگ این کار درست حساب میشه، اما در فرهنگ دیگه ممکنه اشتباه باشه.»
خب الان می تونیم بگیم کدام تفکر بهتره؟ نه لزوماً!
هیچکدومشون به تنهایی کامل نیستند. اگه همیشه همه چیز رو سیاه و سفید ببینیم، ممکنه خیلی از چیزها رو از دست بدیم. اما اگه همیشه همه چیز رو نسبی بدونیم، ممکنه هیچوقت به نتیجه قطعی نرسیم. پس بهتره که یه تعادل بین این دو تا پیدا کنیم. یعنی هم به پیچیدگیهای زندگی توجه کنیم و هم سعی کنیم به قضاوتهای درست برسیم.
تفکر دوگانهنگر: همه چیز رو ساده میبینه و به دنبال جوابهای سیاه و سفید میگرده.
تفکر نسبیتگرا: به پیچیدگیهای زندگی توجه میکنه و میدونه که هر چیزی رو میشه از زاویههای مختلف دید.
به جای قضاوت کردن، بفهمیم چرا آدمها متفاوت فکر میکنند.
به جای سیاه و سفید دیدن همه چیز، به دنبال راه حلهای بهتر باشیم.
با آدمهای دیگه بهتر ارتباط برقرار کنیم.
خلاصه اینکه
تفکر نسبیتگرا به ما کمک میکنه که دنیای اطرافمون رو بهتر درک کنیم و با آدمهای دیگه بهتر کنار بیایم. اما نباید فراموش کنیم که گاهی اوقات هم باید تصمیم بگیریم و به یک نتیجه برسیم!
▶️بین تکانشگری و استفاده از پورن، رابطه قابل توجهی وجود داره!
پورنوگرافی با مشکل در تمرکز و نداشتن برنامهریزی مرتبطه.
🔴 حدود ۱ از هر ۱۲۷ نفر در جهان در طیف اوتیسم (ASD) قرار دارن.
این رقم بهطور قابلتوجهی از برآورد قبلی که ۱ از هر ۲۷۱ نفر براساس دادههای سال ۲۰۱۹ بود، بالاتره.
⚠️اوتیسم در افراد زیر ۲۰ سال بیشتر شایعه و در این گروه سنی جزو ۱۰ علت اصلی مشکلات سلامت غیر کشنده قرار گرفته.
ما می توانیم بر افراد اثر بگذاریم، اما نمی توانیم کنترلشان کنیم. می دانی، حتی اگر اسلحه را به سمت سر کسی بگیری، کاملا بر او تسلط نداری( او هنوز می تواند انتخاب کند که تسلیم خواسته تو شود یا نه.) کتاب های تاریخ مملو از قهرمانان جنگ است که مرگ را بر افشای اسرار به دشمن ترجیح داده اند.
راس هریس✍
سحر محمدی
اکت به زبان ساده📕
♻️ همگی ترسها اکتسابی هستند، اما از بدو تولد سه نوع ترس را به شکل ژنتیکی تجربه میکنیم.
🔺ترس از چیزی تازه و غریبه
🔺ترس از صدای بلند
🔺ترس از خالی شدن زیر پا
در این آزمایش به این موضوع پرداخته شده است که جز سه گونه ترسی که در بالا اشاره کردم، سایر ترسها از جمله ترس از جانداران، اکتسابی هستند. به عبارتی ما یاد گرفتهایم که برخی از جانداران ترسناک هستند...
اون تو رو ناراحت نکرد... فقط زخمتو نشون داد، زخمهایی که هنوز فریاد میزنند.
گاهی رفتاری از دیگران ما را آزار میدهد، اما اگر کمی عمیقتر نگاه کنیم، میبینیم که درد واقعی نه از "آنچه او گفت"، بلکه از زخمیست که سالهاست در درون ما خاموش و پنهان مانده.
شاید واکنشهای تند ما، بازتابیست از زخمهایی که هنوز درمان نشدهاند...
📌 کارل گوستاو یونگ چنین میگوید:
> «تا ناخودآگاه را آگاه نکنی، آن را سرنوشت مینامی و فکر میکنی از بیرون آمده.»
✅ پس به جای اینکه بپرسیم:
✘ «چرا اون این حرفو زد؟»
سؤال بهتر شاید این باشه:
✔ «چرا این حرف اینقدر منو بههم ریخت؟ کجای من هنوز درد داره؟»
وقتی واکنش ما به موقعیتی، شدیدتر از حد عادیه، معمولاً نشونهی "یک الگوی تکراریه"، "یک درد قدیمی" که دوباره زنده شده.
#رشد_روانی یعنی به جای سرزنش دیگران، نور آگاهی رو به درون خودمون (خصوصاً تاریک ترین نقاط وجودمون) بتابونیم.
یعنی از خودمون بپرسیم:
"این احساس برای من آشناست؟ اولین بار کی بود که چنین دردی رو حس کردم؟"
🛠️ شجاعت روانی یعنی از خودمون بپرسیم:
«چی درون من هنوز ترمیم نشده؟»
نه برای مچگیری، بلکه برای نجات خودمون.
📖 ویکتور فرانکل مینویسد:
> «میان محرک و پاسخ، فاصلهای وجود دارد؛ در آن فاصله، آزادی ما برای انتخاب پاسخ نهفته است. و در انتخاب پاسخ، رشد و آزادی ما شکل میگیرد.»
🤔 حالا از خودت بپرس:
آخرین باری که از کسی ناراحت شدی، آیا تونستی این سؤال رو از خودت بپرسی؟
یا هنوز دنبال مقصر بیرونی میگردی؟
..
